‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

زمستان شروع شد اما بشارت بهاران است پشت این سختی سرما

زمستان شروع شد اما  بشارت بهاران است پشت این سختی سرما
زمستان شروع شد اما  بشارت بهاران است پشت این سختی سرما  
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد ...
خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه

در کلاس احساس

ب. پرواز

زنگ اول، در کلاس احساس، استاد گفته بود اگر با حستان صمیمی باشید و با آن فکر کنید، کشف های تازه یی میکنید. پس بروید شاید از احساس های شعری به چیزهای جدیدی رسیدید.
حالا زنگ دوم است و کنفرانس دادن من شروع میشود. 
میگویم من به فکر فکر کردم،
استاد میپرسد: به چه رسیدی؟
میگویم: به اینکه همانطور که در جامعه ی طبقاتی طبقات گوناگون هست، یعنی طبقه ی بالا، طبقه ی ثروتمند، طبقه ی متوسط، طبقه  محروم و جزآن، در دنیای فکری و در دنیای هنر و ادبیات هم طبقات هست.
استاد میپرسد: چه طبقاتی؟
میگویم: طبقه ی بالای خط فکر و طبقه ی زیر خط فکر!
منتها اینجا بر عکس تقسیم بندی اقتصادی، شاید بشود گفت زیر خط فکریها طبقات استثمار کننده هستند.