‏نمایش پست‌ها با برچسب کودک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کودک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱, شنبه

سوریه - نامه‌ای از یک کودک سوری

کودک  سوری
کودک  سوری 
در گزارش‌ات بنویس
دو سال بعد از قیامت در  سرزمینی زاده شدم که «غوطه» می‌گفتندش
در غرش بمب‌افکن‌ها، انفجار خمپاره‌ها،
و صدای شکم خالی مادر زاده شدم.
نخستین بار بر ویرانه‌های خانه همسایه و اجساد تکه تکه شده کودکانش پا به پا شدم
نخستین واژگانم… تفنگ بود و موشک بود و خمپاره بود و توپ بود
مادرم می‌گوید خانه‌ای داشتیم و در آن  آب بود و برق بود و تلویزیون بود و بخاری
موز می‌خوردیم و سیب و پرتقال!
شکل‌شان را برایم کشیده است… باید خوشمزه بوده باشند
می‌گویند… پدرم  در شلوغی زندان گم شده است
و عمویم  با خشونت به قتل رسیده است….
و به خاله‌ کوچکم در برابر چشمان کودکانش تجاوز شده
نمی‌دانم تجاوز یعنی چه… شاید چیزی شبیه دزدیدن اسباب بازی‌هایش باشد.
آخر می‌گویند همه‌اش شیون می‌کرد.
آهای پاسبان، آیا همچنان داری  گزارش‌ات را تکمیل می‌کنی؟
بنویس! خطاب به همه کسانی که بر کودکی‌ام اشک می‌ریزند بنویس!
روزی که با مادرم  محله‌مان را به جا گذاشتیم، دو پائیز و یک زمستان سن داشتم
راهی را پیمودیم  که طولانی بود و سخت بود و سرد.
مثل من کودکان بسیاری بودند…
برای خودمان با تکه‌های نان و تنها تنگ آبی که داشتیم بازی می‌کردیم
به چادرهای زیادی رسیدیم،  با کودکانی بسیار که ساکن آنجا بودند.
کودکانی بسیار..
نزدیک مادرم نشسته بودم‌. می‌گریست، وقتی از او پرسیدند شوهرت کجاست.
گفتم‌اش گریه نکن.  تکه‌ای از شیرینی‌هایی را که پیرمرد کناردستی، یواشکی به من داده به تو خواهم داد. گریه نکن!
پائیز دیگری سپری شد. اشک‌ بسیار بود و کمی هم غذا.
مادرم فریاد زد از اینجا خواهیم رفت. این پیرمرد مرا به خانه‌اش تنها می‌خواهد
و تو را در چادرت تنها.
تمام راه مادر مرا به کول کشید. از  بسیاری سیم‌های خاردار دردآور گذشتیم
حتا دوستم احمد شلوارش پاره پاره شد آنجا.
مادرم آن آشیای زیبایی را که بر دست  و گردن داشت، همه را فروخت
چه زیباست گردن‌ات، مادر!
برای اولین بار سوار ماشین شدم
ماشین می‌رفت و من خسته نمی‌شدم
به جای قشنگی رسیدیم. درخت بسیار  و غذا نیز
پیش روی‌مان آب‌های فراوان را دیدم که حرکت می‌کرد
مادر گفت: این دریاست. پشت آن، خانه تازه‌مان،
تا چند روز دیگر می‌نشینی کنارم  روبروی تلویزیون
بشقابی پر از موز برای تو- طعم‌اش را نمی‌دانم  اما شکل‌اش را دوست دارم-
جای قشنگی می‌روی اسم‌اش مدرسه است
بوسید مرا مادر، اشک‌هایش را می‌دیدم وقتی مرا بغل می‌کرد
پیش از آنکه بر چوبی که روی آب می‌رفت سوار شویم!
به خدا دیدم  روی آب می‌رود
از خستگی خوابم برد. چشم که باز کردم
دیدم خانه‌ای زیبا و خوردنی‌های بسیار و چیزهای دیگر که نمی‌شناسم‌شان
اما مادرم را نمی‌بینم!
مادرم کجاست؟
در گزارش‌ات بنویس…
مادر بیا، اینجا بیا مادر…
بی بال و پر دارم به بالاها پرواز می‌کنم
و حالا همه مرا دوست می‌دارند
بیا مادر، بیا… من از همهمه این جماعت خسته‌ام.

۱۳۹۴ بهمن ۲۲, پنجشنبه

ایران - ساری - گرداندن دو کودک در سطح شهر ساری توسط نیروی انتظامی

گرداندن دو کودک در سطح شهر ساری توسط نیروی انتظامی
گرداندن دو کودک در سطح شهر ساری توسط نیروی انتظامی
با وجود تمامی شعارهائیکه  شیخک اعدام حسن روحانی  در قالب روباه بنفش  در زمان انتخابات خود سرداداما واقعیت جامعه ایران این است که  ازآنروز تاکنون سرکوب واعدام بصورت تصاعدی بالا رفته است  یک قلم از بیلان شوم این شیخک اعدام در طی دوسال 2200اعدام  از زنان  ومردان بویژه جوانان ایران است .
مجازات کودکان  در ایران  واز جمله صدور حکم اعدام  برای آنان  از سوی دستگاه قضایی رژیم  همواره یکی از چالش های مهم  نقض حقوق بشردر ایران بوده است .هم اکنون 170 نوجوان زیر 18 سال در زندانهای ایران ، برای رسیدن  به سن قانونی ، در دالانهای مرگ انتظار میکشند.مقاومت  ایران  ازسالها پیش اعلام کرده خواهان لغو  حکم اعدام  وپایان شکنجه  وهر گونه نقض حقوق بشر در ایران است .
دیکتاتوری ولایت فقیه در یک دهن کجی آشکار به موج محکومیتهای بین المللی  سر نقض حقوق بشر در یک اقدام ضد انسانی دیگر اقدام به گرداندن دوکودک  در شهر ساری  به جرم شکستن  شیشه های 12فروشگاه لوکس  کرد.نوجوانهایی که زباله جمع  وبا فروش ضایعات  امرار معاسش میکردند. آلت جرم این دونوجوان   ، یک جفت تیر وکمان بازی های کودکانه است .

۱۳۹۴ دی ۱۲, شنبه

ایران - مادر آتنا دائمی، فعال مدنی که به ۱۴ سال زندان محکوم شده است گفت ، با دادگاه دخترم، مخالفت مي كنند

آتنا دائمی، فعال مدنی که به ۱۴ سال زندان محکوم شده است
آتنا دائمی، فعال مدنی که به ۱۴ سال زندان محکوم شده است
آتنادائمی ۲۷ ساله، فعال مدنی و حقوق کودک روز ۲۹ مهرماه ۱۳۹۳ توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.او به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی،توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی ، به ۱۴ سال زندان محکوم شد.
آتنا دائمی» مدافع حقوق بشر و فعال مدنی در حوزه دفاع از کودکان کارو خیابان بوده است. او در یک سال اخیر، به دلیل فشارهای عصبی در دوران طولانی حبس انفرادی، دچار بیماری‌های مختلفی شده .
نهادهای حقوق بشری بسیاری از جمله سازمان «عفو بین‌الملل»، بارها خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط این مدافع حقوق بشر شده‌اند.
مادر: با دادگاه دخترم، مخالفت مي كنند
مادر آتنا دائمی، فعال مدنی که به ۱۴ سال زندان محکوم شده است گفت از زمان صدور حکم دادگاه بدوی تا کنون، که چیزی نزدیک به هشت ماه می گذرد هنوز دادگاه تجدید نظر او برگزار نشده
و در پاسخ پیگیری های آنها مسولان، زمان دادگاه را هر هفته به هفته دیگر موکول می کنند.
معصومه نعمتی با اظهار نگرانی از وضعیت جسمی آتنا گفت: «آتنا از دوران انفرادیش دچار سردردهای شدید و ضعف بینایی شده که علیرغم اعزام به پزشک متخصص مغز و اعصاب و چشم هنوز علت این دردها مشخص نشده اما پزشک ها گفته اند شرایط استرس زای محیط زندان برای آتنا خطرناک است. ما و وکیلش بارها درخواست کرده ایم که او با قرار وثیقه آزاد شود اما هر بار با این درخواست مخالفت می شود.»

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

زمستان شروع شد اما بشارت بهاران است پشت این سختی سرما

زمستان شروع شد اما  بشارت بهاران است پشت این سختی سرما
زمستان شروع شد اما  بشارت بهاران است پشت این سختی سرما  
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...
خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند
ابر را پاره خواهم کرد
من گره خواهم زد چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ،سایه ها را با آب ،شاخه ها را با باد
و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آب خواهم داد ...
خواهم آمد ،سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت

۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

ایران - قصه یکی از هزارکودک کارتن خواب

کودکان  کارتن خواب محصول حاکمیت پلید آخوندها
کودکان  کارتن خواب محصول حاکمیت پلید آخوندها
کودکی در گوشه ای کز کرده بود ..
آتشی روشن ز کاغذ کرده بود ..
...
سوز سرما بود و کودک بی لباس ..
صورتش سرخ و نگاهش آس و پاس ..
...
صد تَرَک در دستهای کوچکش ..
خط پیری بر جبینِ کودکش ..
...
ضَجّه می زد ناله را در خویشتن ..
دردِ یک صد ساله را در خویشتن ..
...
ابر می بارید و سرما بس عجیب ..
باد هم شلاق می زد نانجیب ..
...
رهگذرها جملگی در کارِ خویش ..
یک به یک گمگشته در افکار خویش ..
...
زین میان یک تَن به کودک خیره بود ..
غصه ی کودک به جانش چیره بود ..
...
اشک در چشمان مستش حلقه بست ..
بر سر کودک کشید از مهر دست ..
...
مثل یک مجنون لباسش را درید ..
اشک ریزان بر تن کودک کشید ..
...
کودک بی چاره با یک آه سرد ..
با صدایی زخمی از چنگال درد ..
...
دیده بالا برد و با آن مرد گفت ..
از خدا کُت خواستم او هم شنفت ..
...
با خدا فامیل نزدیکید نیست ؟..
از کنار او مرا دیدید نیست ؟..
...
گفت آری بنده ی اویم رفیق ..
گر چه طاعت را از او کردم دریغ ..
...
خنده بر لبهای کودک نقش بست ..
داد بر آن مرد اشک آلود دست ..
...
گفت می دانستم از انجام کار ..

نسبتی داريد با پروردگار

۱۳۹۴ مهر ۱۳, دوشنبه

ایران - مرگ کودک ۹ ساله بر اثر نیش زنبور و نبود پادزهر در بیمارستان شهر جاسک!

فاطمه روشنی 9ساله   بعلت نبود پادزهر زنبور جان باخت
فاطمه روشنی 9ساله   بعلت نبود پادزهر زنبور جان باخت 
نبود امکانات و تجهیزات بیمارستانی در شهر جاسک ، پس از جان باختن یک زن باردار و نوزادش ، اینبار منجر بهمرگ یک دختر نه ساله شد!
به گزارش کمپین فعالین بلوچ ، فاطمه روشنی فرزند مهرزاد کودک نه ساله روستای بهمدی، بعد زنبور گزیدگی به بیمارستان جاسک مراجعه می کند و به علت نبود پادزهر فوت می کند.
به گفته یکی از بستگان وی، فاطمه سالم بوده و با پای خود به بیمارستان مراجعه کرده اما با تزریق یک آمپول حالش بهم خورد و فوت می کند.
یکی از همراهان بیمار گفته، فقدان پادزهر نیش زنبور و نبود پرستار برای مراقبت می تواند باعث مرگ شده باشد.
فوت این کودک یتیم که سال هاست پدرش را از دست داده و تنها یادگار پدرش بوده باعث تاثر مردمان منطقه و اعتراض آنها در مقابل بیمارستان جاسک شده است.

بنابر این گزارش، بیمارستان خاتم الانبیا(ص) جاسک مدتی است که رئیس ندارد. مدیر داخلی و همچنین رئیس حراست بیمارستان که هنگام گفت و گوی خبرنگار با دکتر متخصص کودکان حضور داشتند، فقط سر خود را به علامت تاسف پایین انداخته و در برابر پرسش های خبرنگار سکوت کرده بودند.

۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

برخی حرفها با کودک سه ساله سوری بنام آیلان -کاظم مصطفوی

آیلان  سه ساله سوری
آیلان  سه ساله سوری 
چه نیرویی در جان یک کودک سه ساله بود که وقتی به دریا سپرده شد جهانی را بر آشفت.
با تصویر این کودک سوری، افتاده بر ماسه‌های ساحل، حرفها داشتم. به او گفتم دریا حقیرتر از آن است که جان تو را بگیرد.
این تو هستی که با بخشیدن جانت به دریا، دریا را بیدارکردی.
با اشکهایت دریا را پرموج و پر‌هیاهو کردی.
با همین دستان کوچکت پرچم فتح ارتش آوارگان را به اهتزاز در آوردی.
البته قدرتمداران تو را یک قربانی کوچک لو رفته می‌پندارند. در بوقهای خود می‌دمند تا هزاران جنایت فجیع تر از قتل تو را پنهان کنند. و برای پنهان کردن قدرت و توانایی تو، و همه ارتش آوارگان چه یاوه‌ها که نمی‌بافند و به خورد جماعت خواب زدگان نمی‌دهند!
اما به چشم دیدیم که تو از همه دریاها قوی‌تری و سکوتت از همه صداهای گوشخراش تبلیغاتی بالاتر است. و وای از آن روزی که یکایک ارتش تو به حرکت در آیند و خشمهای فروخفته به فریاد تبدیل شود.
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می‌زند مشت
آن هنگام دیگر ما یک کودک سه ساله را پیش رو نخواهیم داشت… به همین دلیل از همین امروز باید تمام ژنرالهای ارتش بشار، و «حشد الشعبی» های مالکی، و پاسداران نوع لبنانی آن، و همه ابوداعشیهای کراوات‌زده و عمامه‌دار بی‌عمامه روزی هزار بار در کابوس برباد رفتن هیبت کاذبشان برخود بلرزند…
و راستی چرا در این‌جا یاد کارتن خوابهای ایران افتادم؟ صحبت کردن از آنها شیرین‌تر از هر غزلی است. گفتم امان از آن روز! امان از شکوه جنبش کارتن خوابهای دروازه غار، زنان و دختران گلفروش خیابانی، پسران و جوانان بی‌مدرسه و بیکار، حتی جنینهای به دنیا نیامده و به فروش رفته! همه سازشها و خیانتها بیرنگ و بی‌اثر خواهند بود. دیوار سیمانی سکوت جهانی شکسته خواهد شد و قدر قدرتی کاذب خلیفه پوشالی ارتجاع کفی خواهد بود بر باد. بالا بردن نرخ قساوت و بیرحمی قاسم سلیمانیها و سایر گاو و گوساله‌های مدال بر سینه‌ای هم‌چون او بهترین گواه فروریختن این ابهت کاذب است. جماعت گول و گنگ پاسدار و بسیجی از فردای سیاه خودشان می‌لرزند و می‌ترسند.
ولی ما، روز به روز بیشتر، یقین می‌کنیم که تک به تک کارتن خوابها (به‌عنوان بخشی از ارتش بزرگ آزادی) ظرفیت به آتش کشیدن تمامی خرگاههای خامنه‌ای و آخوندهای نوع او را دارند. این قدرت، قدرت نهفته در انسان سرکوب شده است. نام خود را در ارتش آنان بنویسیم که روز به خروش درآمدنش نه دیر است و نه دور. اراده خدای «حنیف»، و نه خدای خمینی که بتی بیش نیست، بر این است که زمین میراث کسانی باشد که دشمنان انسان یک وجب خاک را برایشان تحمل نمی‌کنند.
مرا به برادری بپذیرید!

۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه

دیکتاتورهای ایران وسوریه سرنگون سرنگون

پشت اين حصارها سرزميني براي من هست؟!
كودكي سوري چشم دوخته به آينده اي نامعلوم!  
 آری!
  دیر یازود
 بشار اسد جنایتکار وضدبشر
وخامنه ای  وروحانی جلا دودیکتاتور
در زیر چرخدنده  های قیام  مردم  قهرمان سوریه
 وایران نابود میشوند.    

            

۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه

ایران - نامه شاهرخ زمانی به دخترش نینا

آري دختر عزيزم

در کشوري که مشتي انگل زالو صفت با بهره کشي ميليوني انسانها و دزدي و غارت علني هزاران ميلياردي ثروتهاي عمومي ،يکي از غني ترين کشور جهان، با رتبه دهم معدن جهان را به کشوري با هشتاد درصد مردم زير خط فقر يکي از بالاترين آمار گراني، بيکاري ميليوني، ميليونها کودک کار و خيابان، تورم ، فحشا و تن فروشي، بيکاري، بي مسکني، طلاق اعتياد و افسردگي تبديل کرده اند، در چنين شرايطي چگونه مي توانم بي تفاوت به سرنوشت هم زنجيرانم فقط به فکر تو و خودم باشم؟
چگونه مي توانم به سرنوشت صدها هزار کودکان کار و خيابان و دهها هزار دختران گرسنه و آواره خيابانها در کنار ثروتهاي هزار ميلياردي طفيلي هاي انگل با ماشينهاي چند ميلياردي شان بي تفاوت باشم؟
چگونه مي توانم به بي سوادي هر دو نسل آينده ۱۱ ميليوني فقرا در کنار بورسيه هاي چند صد ميلياردي دلواپسان حکومتي بي تفاوت باشم؟
آيا مي توان نشست و نگاه کرد که ششصد نفر مافياي زر و زور حکومتي يک چهارم کل نقدينگي کشور يعني يکصد و پنجاه هزار ميليارد وام بانکي را پس نمي دهند و يک ميليون و دويست هزار نفر جوان در صف انتظار وام ۵ ميليوني صف کشيده اند؟
چگونه مي توان از کنار دستگيري و شکنجه و اعدام هزاران نفر آزاديخواه و برابري طلب به خاطر دفاع از حقوق قانوني و مشروعشان گذشت؟
بله دخترعزيزم، انسان واقعي نمي تواند از کنار اين همه تبعيض و نابرابري و بي عدالتي بي تفاوت بگذرد.
تو ناراحت نباش، عزيزاني را در اينجا در نظر بگير که عروسي که سهل است اجازه رفتن به ختم همسر و پدر و مادر و فرزند خود را نيافتند تا اربابان ثروت و قدرت خوش خدمتي خود به سرمايه داري را به اثبات برسانند.
صد در صد بدان و آگاه باش که اين حکم تاريخ است، عاقبت ستمگران و ظالمين زباله دان تاريخ است، بشنو از پدرت که در چنين جامعه ي طبقاتي کشتارگاه عاطفي انسانها خداوند زر وزور و تزوير با تزريق سم فردگرايي بر محور منافع شخصي و مصرف گرايي ادمي را تا سطح حيوان تنزل مي دهد. فقط کساني مي توانند در اين لجن زار هويت انساني خود را حفظ کنند که برخلاف جريان آب شنا کرده و به قول انقلابيون فرانسه با شعار “يکي براي همه، همه براي يکي” و مطالعه آثار مترقي انقلابي بر ضد ستم و بهره کشي و افکار فردگرايانه حيواني مبارزه مستمر کرده و کمک و همياري و عشق به همنوع را در جريان مبارزه سرلوحه خود قرار داده فقط و فقط در اين چارچوب عشق اصيل و واقعي به همسر و فرزندان مي تواند معنا پيدا کند و استمرار يابد، چرا که در غير اين صورت آدمي بت واره و شيفته پول و قدرت و موقعيت اجتماعي بالا و در نتيجه شيفته موقعيت فردي خود و بيگانه از مدار و هويت انساني و طبقاتي خود چگونه مي توان- فداکاري و عشق همنوع خود از جمله همسر و فرزندانش را داشته باشد ؟
دخترم :
ضمن آرزوي خوشبختي اميدوارم با در پيش گرفتن يک زندگي انساني، ظلم ستيز همسر خوب و فداکار براي يکديگر و انسانهايي ايثارگر و مفيد به حال جامعه باشيد.کسي که شما و همه ي انسانها را دوست دارد.
شاهرخ زماني
زندان رجايي شهر                                                      

۱۳۹۴ مرداد ۱۵, پنجشنبه

ایران - خامنه ای جنایتکاردردام سه جنگ

امروز خامنه ای جلاد وروحانی روباه بنفش  در سه جنگ در منطقه به دام افتاده اند ودرهیچ‌کدام راه پس و پیش ندارند.
در سوریه، خانه‌یی که خامنه ای دجال بر روی شنهای روان ساخته بود، در حال آوار شدن است. با این‌که، نظام پلیدش  ه سال میلیاردها دلار برای حفظ بشار اسد جنایتکاروضدبشر هزینه کرده، اما حالا نفسهای دیکتاتوری سوریه هم به شماره افتاده است.
باشد که در فردای پیروزی، خامنه‌ای جانی در کنار بشار اسدخونریز از جمله به جرم کشتار 300هزار زن و مرد و کودک سوری در دادگاه جنایی بین‌المللی، محاکمه شوند.
رژیم ایران با هواپیمای اجاره‌ای افغانی شبه‌نظامی به سوریه و عراق اعزام می‌کند     
خامنه ای با هواپیمای  افغانی  شبه نظامی به سوریه وعراق اغزام میکند
خامنه ای با هواپیمای  افغانی  شبه نظامی به سوریه وعراق اغزام میکند
قیس حسن رئیس کمیسیون مواصلات و مخابرات مجلس نمایندگان افغانستان اعلام کرد:اسنادی به دست آورده که نشان می‌دهد،رژیم ایران برای انتقال افراد مشکوک که بیشترشان نقاب پوش هستند، هواپیمای آریانا مربوط به دولت افغانستان را به خدمت گرفته است. 
این هواپیما از سوی شرکت ایرانی به نام ماهان سپهر اجاره شده و در جریان یک ماه بارها به عراق پرواز کرده و افرادی را تحت تدابیر شدید امنیتی به عراق انتقال داده است. 

۱۳۹۴ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

ایران - سلام بر سی هزار گل سرخ

سلام بر شهدا قتل  عام سال67

آنانکه تاریخ  از آنان زنده است .

مسعود رجوی:

اصلا بحث این نیست که خمینی چند نفر را اعدام کرده، بحث این است که باید دید چه کسانی را باقی گذاشته است؟
مگر جنایتکاری خمینی حد و مرز می شناسد؟!
غریبه آشنا
از دو پا فلج بود، اما با عصاهایش و با حرکت دادن آنها، طوری در زمین از دروازه نگهبانی می‌کرد که‌گویی بالهایش را باز می‌کند. مثل یک عقاب در دروازه می‌ایستاد و توپهای زمینی را با پا و توپهای هوایی را با عصا می‌گرفت…  
مجاهد شهید قتل عام سال67-محسن محمدباقر
مجاهد شهید قتل عام سال67-محسن محمدباقر
15مرداد سال 1367 در میان 30هزار قهرمان سربه‌دار هنرمند نوجوان مجاهد خلق، محسن محمد باقر، نیز قرار داشت. رژیم ضدبشری خمینی، او را که نوجوان و از دو پا هم فلج بود، با سنگدلی و شقاوت تمام به جوخه اعدام سپرد تا ضعف و زبونی و ناتوانی خود در برابر اراده مستحکم مجاهد خلق را به نمایش بگذارد.
محسن محمد باقر از همان اوان کودکی دلبسته و سرشار از هنر بود. با وجود سن کم در دوبله به فارسی تعدادی از فیلمهای کارتونی کودکان نقش داشت و در فیلمهای سینمایی فارسی نیز بازی کرد. در دهه پنجاه در فیلم سینمایی ”غریبه و مه ”، نقش یک بچه‌فلج را با هنرمندی بی‌نظیر به نمایش گذاشت.
در سال 67هنگامی که قتل‌عام زندانیان شروع شد، محسن پرشورتر و جسور‌تر از هر زمان دیگر ظاهر شد.
در واپسین ساعتهای:
«من حساب همه چیز را کرده‌ام. اگر خواستند مرا دار بزنند اول یک پشتک می‌زنم و بعد با عصایم می‌کوبم توی سر ”جواد شش‌انگشتی ”بعد می‌روم بالای دار…»