‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوندها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوندها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - گران ترین هزینه در زندگی چیست؟ رابطه ما وگلریزان سیمای آزادی

همیاری وگلریزان سیمای آزادی
همیاری وگلریزان سیمای آزادی
وجدان آدمی از لحظه ای که چراغش روشن شود دیگر نه حد دارد ونه قابل بودجه بندی است از یک درم وقلم وقدم تا فدای همه چیزمثل اشرفیها در آن نهفته است.
 پس رابطه با گلریزان سیمای آزادی میدان کارد کرد وجدانهای بیدار شده است.این پهنه متعلق به همه انسانهاست ومرزی ندارد جز وجهه مشترک واستمرار بلوغ ارزشهای انسانی با هر باور ، ملیت و....
همیاری، تجلی حمایت پرشور مردمی از پیشتازان آزادی مردم است که در این روزها در رزمگاه وخط آتش لیبرتی هم چنان دلاورانه در برابر دشمن و توطئه ها واعمال فشارهایش، پایداری میکنند و تردیدی نیست که با یاری اشرف نشانها وحامیان مقاومت ایران، رژیم ولایت فقیه را- که در بن بست اتمی و در باتلاق بحرانهای درونی دست وپا می زند، و تنها راه برون رفت خود را در ازمیان برداشتن مخالفان اصلی ومقاومت سازمانیافته می بیند، بازهم به شکست می‌کشانند. به خصوص که پیروزیهای مقاومت ایران  توطئه ها ودستاویزهای دیکتاتوری آخوندها و همدستان مماشتگر آن را درهم شکسته است.
سیمای آزادی با کمک و همیاری هموطنان گرامی ،میتواندتصویرگراین نبردمیهنی و انقلابی باشد که صحنه هایش از کازار اشرف نشانها در سراسر جهان تا اعتراضات مردمی در جای جای میهن و تا مقاومت زندانیان سیاسی در شکنجه گاههای دشمن گسترده است.
آری، ما همه با هم هستیم و سیمای آزادی صدای آزادیخواهی مردم ایران را هرچه قوی تردر جهان طنین انداز کرده  وخواهد کرد.

۱۳۹۴ دی ۱۲, شنبه

ایران - لرزه بی‌پایان سرنگونی بر ارکان رژیم زهر خورده آخوندی

ایران - لرزه بی‌پایان سرنگونی بر ارکان رژیم زهر خورده خامنه ای ضدبشر وروحانی جنایتکار
ایران - لرزه بی‌پایان سرنگونی بر ارکان رژیم زهر خورده خامنه ای ضدبشر وروحانی جنایتکار 
9دی، نمایان شدن بن‌بست در زیر هیاهوی تبلیغاتی وجشن سرنگون نشدن، عزای حتمیت واژگونی رژیم ولایت فقیه.
رژیم آخوندی با نمایشها و هیاهویی که هرساله با عنوان مضحک «حماسه 9دی»،مثل نمایشها و جنجالی که در سالگرد عملیات فروغ جاویدان راه می‌اندازد،در واقع سرنگون نشدن خود را جشن می‌گیرد! و با دجالگری می‌خواهد چنین القا کند و آن را مداوماً هم تکرار می‌کند که دست غیبی هست که آن را از سرنگونی نجات می‌دهد و سرنگون شدنی نیست!ومعجزه بود.... صرف‌نظر از این‌که خود همین حرفها، حاکی از این است که رژیم چقدر متزلزل و بی‌ثبات است و چگونه چشم‌انداز سرنگونی را پیش روی خود می‌بیند… اما از آنجا که مرحله سرنگونی بسیار واقعی است، این واقعیت بزرگ و بن‌بستی که رژیم در آن گرفتار است، بسیار جدی است؛ این واقعیت در خلال همین نمایشها هم مدام نمایان می‌شود. کمااین‌که ترجیع‌بند اظهارات تمام مهره‌هایی که به صحنه می‌آیند و مضمون اصلی تبلیغات رسانه‌های حکومتی این است که فتنه (که منظور قیام مردم است) تمام نشده، فتنه بعدی خیلی خطرناکتر است، ما باید همیشه آماده باشیم و…
آری، این همان بن‌بست اصلی است که رژیم به ضرب تمام هیاهوها و نمایشهای 9دی باز هم نمی‌تواند بر آن سرپوش بگذارد و این صورت مسأله اصلی رژیم،یعنی سرنگونی از قضا بیشتر از پیش نمایان می‌شود.
آیایقه درانیهاصرفاً مراسم شکرگزاری وخواندن روضه سرنگون نشدن نظام پلید وننگین آخوندهاست ؟ جواب روشن است. هم‌چنان‌که رسانه‌ها ی خودخامنه ای جلاد وروحانی شیاد وقاتل گوشه‌یی از آن‌را نشان داده‌اند وحشت از همان لرزه سرنگونی است که به گونه‌یی بسا عمیق‌تر اذهان سرمداران نظام را پر کرده است. به نظر می‌رسد که آنها حق دارند.چرا که وجود لشکرهای عظیم بیکاران و گرسنگان واعتراضات  وخیزشهای  مستمر اقشار مختلف  مردم ایران ازمعلمین شریف تا کارگران  وزحمتکشان  تا پرستاران ودانشجویان  ودانش آموزان شجاع و......وصحنه‌های رزم حماسی فرزندان  دلیر وپایدارمردم ایران با مزدوران رژیم درزندانهای اوین  وگوهردشت کرج وزندانهای زاهدان وسیستان وبلوچستان  وزندانهای  سراسر ایران ، زندانیان  سیاسی با دستهای خالی و بدنهای نحیف ناشی از اعتصاب غذا، اما با عزم فولادین  ورزم اتشین در برابر سرکوبگریهای رژیم ایستادند و تنها سلاح دژخیم را که بند و اعدام است را نیزبه سخره گرفته اند،ودر شرایط حضور مقاومتی قدرتمند و سازمان‌یافته بنام ارتش آزادیبخش  ملی ایران ،معنایی جز کابوس سرنگونی ندارد.
ضمن اینکه در اوج جنگ باندی رژیم، فصل‌مشترک دو باند هم کاملاً برجسته است. فصل مشترکی که اگر‌چه به دلایل قابل فهم هر دو باند تلاش می‌کنند حتی‌الامکان به زبان نیاورند، اما باز هم به‌دلیل بزرگی و حجم عظیم این واقعیت، خواه ناخواه از زیر پرده ضخیم دود و دم تبلیغاتی، نمایان می‌گردد و آن خطر مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران است، هر جا که با ایما و اشاره از «فتنه» سخن می‌گویند و هر جا که هشدار می‌دهند «خطر فتنه از بین نرفته»، «دشمنان بیدارند» و فتنه می‌تواند در هر ظرف زمانی و مکانی تکرار شود، به‌روشنی نسبت به خطر مجاهدین هشدار می‌دهند.

۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

ایران: تغییر الگوهای ازدواج علیه زنان

ایران: تغییر الگوهای ازدواج علیه زنان
ایران: تغییر الگوهای ازدواج علیه زنان
سرنوشت  تلخ  ودردناک این زنان گوشه ای ازظلم وستم وتبعیض  حکومت سراپا فاسدوزن ستیز آخوندی  را برملا میکند .قوانین وضوابطی که آخوندهاعرضه میکنندبا روح وجوهر حاکم بر اسلام  در تضاد است.
اسلام آخوندها پیام آور،خشونت،کینه وانتقامجویی،اسارت  وبردگی است ،در حالیکه چه برای آگاهان  به مسائل اسلامی وچه  حتی در فهم  عمومی مردممان  - اسلام دین رحمت ،بخشش، وآزادی ورهایی  است.
 به قول پدر طالقانی ،اسلام  آمد که  انسانها را از همه قید وبندها رها سازد.در حالی که خمینی ، دجال گور به گور شده وایدئولوژی قرون وسطایی ولایت فقیه تلاش میکند انسان را هرچه بیشتر اسیر وبرده سازد.
بر اثر فقر، بیکاری و وضعیت وخیم اقتصادی در ایران، الگوی ازدواج و خانواده علیه زنان در حال تغییر است
به اعتراف مدیرکل دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی بهزیستی رژيم مدعی به ازای هر ۱۰ ازدواج دائم در کشور دو ازدواج موقت به ثبت می رسد.
شیرین احمدنیا گفت: شرایط فرهنگی و مذهبی در ایران این فرصت را فراهم کرده که نسبت فزاینده از افراد جامعه که به دلایل مختلف امکان یا تمایل ازدواج دائم برایشان فراهم نیست، به ازدواج موقت و شرعی روی آورند.
ازدواج موقت یا صیغه در ایران به مردان اجازه میدهد با یک زن به مدت کوتاهی حتی یک ساعت ازدواج کند. اما بسیاری از مردان بر اساس قرارداد عمل نکرده و زن را بدون پرداخت مهریه رها می کنند و اگر فرزندی هم در این میان به وجود بیاید، هزینه آن به عهده زنی می ماند که در ایران تحت حاکمیت آخوندها از حق اشتغال و مشارکت اقتصادی محروم است.

(سایت حکومتی تابناك-اول دی ماه ۱۳۹۴ – ۲۲ دسامبر ۲۰۱۵)

عامل اصلی ترک تحصیل در ایران، فقر سیاه

کودکان  فقر محصول  حاکمیت ننگین آخوندها
کودکان  فقر محصول  حاکمیت ننگین آخوندها
در شرایطی که پی‌درپی دزدیهای چندمیلیاردی آخوندهای حاکم برملا می‌شود. کلاس درس کودکان ما در مناطق محروم یا چادر و کپر است یا اتاقهای مخروبه. و بچه‌ها به‌جای صندلی و نیمکت روی حلبی می‌نشینند.
بايد آخوندهاي حاكم را به چالش كشيد كه چرا؟؟؟در ميهن ما كه داراي غني‌ترين فرهنگ و تمدن و سنتهاي تعليم و تربيت است، دانش آموزان مجبور به ترک تحصیل مي‌شوند؟
 چرا؟؟؟ در كشوري با اين همه منابع سرشار نفت وگاز ، سه چهارم معلمان زير خط فقرند ؟
امادر برابر آخوندها و عوامل آنها كه كمترين توجهي به فريادهای دانش آموزان ومعلمین شان نمي‌كنند، مهمترين كار بازهم اعتراض است.
نبایداجازه داد دارايي مردم ايران بيش از اين براي جنگ در سوريه و عراق و يمن خرج شود.
محروم كردن دانش آموزان از حداقل معیشت و مسکن و بیمه و درمان بايد به پايان برسد
رژیم حاکم به رغم جنایتهای هرروزه‌اش به دوران پایانی خود رسیده است و حالا دوران قدبرافراشتن جنبش آزادی ایران از زیر خاکستر سرکوبهاست و دانش آموزان  آگاه و آزاده ودانش آموزانی که قربانی فقرناشی ازستم وغارت وچپاول آخوندها ودر راس شان خامنه ای ضدبشر شده اند  در صف مقدم این جنبش قرار دارند.
آری ...باید که علیه تسلیم و ترس و انفعال که  آخوندها آن را ترویج می‌کنند، شورید.
خاموشی و سکوت، پذیرش وضع موجود، تن دادن به اجبار و ارعاب، تسلیم شدن به انتخاب میان بد و بدتر، همه و همه الگوی تحمیل شده ولایت‌فقیه است که باید آن را از بنیاد به هم زد.
اراده و خلاقیت تک تک  دانش آموزان که ازشدت فقر مجبور به ترک تحصیل شدند،  قدرت همبستگی‌ و نیروی عظیمی درعشق  به آزادی  دارند،همان چیزیکه رژیم  با تمام قوا آن را پنهان و انکار می‌کند.
در حاکمیت  جهل وجنایت آخوندها  فروپاشي اقتصادي و صرف هزينه‌هاي مورد نياز مردم براي پروژة اتمي و تروريسم، از آموزش و پرورش كشور ويرانه‌يي بيش باقي نگذاشته است. بسياري از مدارس مخروبه و بيش از4 ميليون كودك ايراني از حق طبيعي براي تحصيل به خاطر فقر و عدم دسترسي به مدرسه و امكانات آموزشي بازمانده‌اند. بسياري از آنها كودكان كار يا كودكان خياباني هستند. كودكاني كه كودكي نمي‌كنند و به جاي درس خواندن، به خاطر لقمه ناني براي خود و يا خانواده‌شان از صبح در خيابانها سرگردانند. يا به وسيله باندهاي مرتبط با رژيم دركشورهاي همسايه به فروش مي‌رسند.
اما براي اين همه درد و رنج و فقر و تنگدستي، پاسخي وجود دارد. در اين جامعة ملتهب و به جان‌آمده، با اعتراضات وتجمعات وخیزش  وقیام مي‌توان  توفان عظيمي به پاكردكه هيچ نيرويي قادر به جلوگيري از آن نيست.
مطمئن باشيد كه پيروزي و آينده، از آن نسلي است كه آماده است بهاي آزادي را بپردازد.
وهمانطورکه خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در پیامی به‌مناسبت آغاز سال تحصیلی ۹۵ – ۹۴ درباره ترک تحصیل دانش‌آموزان در ایران تحت حاکمیت آخوندها گفت:هر سال دست‌کم یک‌چهارم دانش‌آموزان ایران ناچار به ترک تحصیل می‌شوند وعده‌یی از آنها به کودکان کار اضافه می‌شوند که جمعیتشان  بین ۲ تا ۵ میلیون نفر است. در سالهای اخیر آخوند روحانی بسیاری مدارس روستایی را برچیده است تا در بودجه صرفه‌جویی کند. بودجه آموزش و پرورش در سال جاری نزدیک به 26هزار میلیارد تومان است. در مقابل بودجه نظامی، امنیتی وصدورتروریسم درهمین سال بیش از 70هزارمیلیارد تومان است.
خانم رجوی افزود: ایران فردا یک آموزش‌ و پرورش پیشرفته نیاز دارد که برای همه فرزندان ایران رایگان و الزامی است. آموزش و پرورشی که از هر گونه انقیاد سیاسی و فرهنگی رها شده و شهروندان را به مشارکت سیاسی بر می‌انگیزد.

۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

ایران تحت حاکمیت آخوندها، سومین زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران

ایران، بزرگترین زندان روزنامه نگاران
Add caption
بر اساس گزارش سالانه سازمان  گزارشگران بدون مرز  درباره خشونت علیه روزنامه‌نگاران در سراسر جهان، ایران تحت حاکمیت آخوندها، در رتبه سوم فهرست بزرگترین زندانهای جهان برای روزنامه‌نگاران در سال ۲۰۱۵ قرار گرفته است.
سازمان گزارشگران بدون مرز تأکید می‌کند در ایران برای چندمین بار موجی از بازداشت روزنامه‌نگاران به اتهام «شبکه جاسوسی» از آذر ماه به راه افتاده است.
این گزارش درباره زندانی سیاسی نرگس محمدی به‌عنوان روزنامه‌نگار، می‌نویسد وی در روز ١٣ اردیبهشت ١٣٩٤ احضار شده بود تا برای اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» و شرکت در کارزارهایی چون «لغو مجازات اعدام» محاکمه شود.

۱۳۹۴ دی ۷, دوشنبه

پیامبرِ صلیب بر دوش

 «من پشت در ایستاده‌ام.دررامی‌کوبم. اگر کسی صدای مرا بشنودودررا بازکندواردمی‌شوم وبا او شام خواهم خورد و او نیز با من».                
اشک ْقطره‌یی درشت، از چشمان هراسان زن گرفتار و بی فریادرس، در آستانهُ فروچکیدن بود. قامت مچالهُ او، در ازدحام اوباش، چون پوپکی بالْ شکسته یی می‌نمود در محاصرهُ کرکس‌ها. فریسیان با ریش‌های بافته و انبوه خود -که به چهره‌های چرمی و زمختشان خشونتی حیوانی می‌بخشید- او را دوره کرده بودند. کسی به کسی نگاه نمی‌کرد. گورکن آخرین کپهُ خاک را با غیظ به بالا پرتاب کرد و بیرون پرید. گرداگرد گودال آماده -که به دهان مرده‌یی ماننده بود-  کوهواره یی از قلوه‌سنگ‌های ریزودرشت، دندان بر دندان می‌سایید. از هوا زهر و خون می‌چکید. فریادی چون غلتیدن بشکهُ تندر بر بام ابرها،  فضای سرد و خشک را شکافت.
- بیاوریدش!
زن که تا این هنگام ساکت ایستاده بود، لبان داغمه‌بسته‌اش را گشود و فریادی جگرخراش از نهاد خسته برآورد. آنان که به تماشا ایستاده بودند، گامی به تردید به جلو نهادند. کودکی در آغوش مادری در بین جمعیت، بیتاب و بهانه‌گیر، ونگ می‌زد.  پرنده یی بهت آلود از روی شانهُ تماشاگرانِ ساکت کشید و در درنگ سربی آسمان فرورفت.
- نه!... دست نگهدارید!
کورسویی لرزان در قلب زن روشن شد. جرأتی خفیف در خونش شروع به دویدن کرد.
- این کیست؟ که چنین آمرانه و باشهامت اجرای حکم خدا! را مانع می‌شود؟!
نگاه‌ها، زخمی و ژرف‌کاو، هر یک کاسه‌یی لبریز خون؛ خونی غلیظ، به‌یک‌باره به پشت چرخیدند. 
- بازهم تو، عیسی ناصری!
مسیح، آرام پای بر خاک کشید، بادی شوخ دامن و بازیگوش، نرمتابِ گیسوان سیاه و بلندش را اندکی پریش کرده بود در سیمایش قاطعیتی آمیخته با مهربانی موج می‌زد.
- این زن بی‌گناه است. آزاد کنیدش!
موجی آمیزهُ بهت و خشم، چهرهُ فریسیان و سنگ به دستان کبود فکر را درنوردید و رگ برآمدهُ گردن آنان را بیشتر برجسته کرد. 
- این زن خدا را به خشم آورده، سزای او...
مسیح، با طمأنینه:
- فقط آنانی بمانند که خود تاکنون هرگز دست به گناه نیازیده‌اند....
همهمهُ دهان‌پرکن ناگهان فرونشست. کسی، آهسته به کسی دیگر نگاه کرد و آهنگ نگاه او، در دیوار چشم تکرار شد. نگاه‌ها یکی‌یکی، از صورت خون‌مردهُ زن، ابتدا با ناباوری به خط افق و آنگاه ازآنجا به درون تابانده شد. فریادی در هر وجدان،  نهیبی در هر قلب. مشت‌ها شل شدند و قلوهُ سنگ‌ها یکان یکان فروافتادند. سایه‌ها محو، و گام‌ها کم‌کم دور شدند. فریسیان نیز دلیلی برای ماندن ندیدند. تنها عیسی به‌جای ماند و آن زن تنها.
... و عیسی که اهل سنگسار نبود.
این جلوه یی از سیمای تابناک مسیح است؛ پیامبری شگفت با تولدی شگفت‌انگیزتر، در دامن‌پاک مادری پیامبرسان چون مریم عذرا.  او حدود 600 سال قبل از اسلام و درزمان حاکمیت هیرودس رومی بر سرزمین مقدس، در شهر «بیت‌اللحم» (فلسطین کنونی) متولد شد. بخش عظیمی از اهمیت ظهور عیسی را باید در نقش‌آفرینی و مسئولیت‌پذیری بی‌بدیل مریم عذرا جستجو کرد.
 مریم، زنی برگزیده، پاک و شکیبا
مادر مریم و پدرش، عمران، از چهره‌های خوش‌نام بنی‌اسرائیل بودند. این مادر وقتی باردار بود نذر کرد، پسری را که به دنیا می‌آورد، به خداوند هدیه کند؛ یعنی وقف دین و کنیسه نماید. اما برخلاف انتظار و توقع، نوزاد، دختر بود، او را «مریم» نامیدند. مریم از نوجوانی تحت سرپرستی ذکریا، از پیامبران نامور بنی‌اسرائیل قرار گرفت.  انجیل‌ها می‌گویند بعدها مریم نامزد مرد جوانی بنام یوسف شد که در شهر «ناصره» درمنطقه جلیل از مناطق فلسطین نجاری می‌کرد. به همین دلیل مردم، مردم عیسی را به اعتبار ناپدری‌اش عیسای ناصری (اهل ناصره) و پیروانش را هم «نصاری»  نامیدند.
تولد خارق العادهُ مسیح
 داستان تولد مسیح در سوره مریم به‌طور کامل آمده است. ظهور فرشته الهی به‌صورت یک انسان بر مریم، در خلوت عبادت، شروع ماجراست. فرشته به او پیام باردارشدن و تولد عیسی مولودی فرخنده و مبارک را می‌دهد. ازاین‌پس سرگذشت دردناک مریم برای ساختن رویدادی شکوهمند در تاریخ شروع می‌شود. اوباش تحریک‌شده و ولگردان هرزه‌درا و چماق به دست،  او را ناپاک و بدکاره می‌نامیدند و بسا زخم‌زبان‌ها می‌زدند. مانند: «ای مریم! پدر و مادرت این‌کاره نبودند ولی تو چرا؟!…» این‌چنین بود که بار عظیم زایش یک وجود تاریخی جدید، بر دوش مریم عذرا قرار می‌گیرد، و او با طاقتی شگفت، پیروزمندانه آن را به ثمر می‌رساند.
وقتی این داستان را می‌خوانیم، بی‌اختیار از خود سؤال می‌کنیم، چه عمدی در کار بوده که خدا تولد مسیح را با این مکانیزم شگفت و بحث‌برانگیز، به انجام برساند؛ آن‌هم با برگزیدن یک زن یعنی مریم. آیا بهتر نبود شیوه یی معقول و شرع پسند در پیش می‌گرفت؛ شیوه یی که جای «اماواگر» و سوءاستفاده برای آخوندهای زمان و حد زنان متشرع باقی نگذارد؟
باکمی درنگ و رفتن به عمق، باید گفت اتفاقاً جان کلام نیز اینجاست گویی خدا عمد داشته، به این وسیله با تمامیت نکبت و ریشهُ جاهلیت و ارتجاع دربیفتد. تحت قوانین ارتجاعی آن زمان، زن، وجودی گناهکار به شمار می‌آمد و با کوچک‌ترین بهانه خونش مباح می‌شد. میهن اسیرمان را در زیر نعلینِ خونینِ عمامه به سرهای تازیانه به دست نگاه کنید تا دریابید 600 سال قبل از ظهور اسلام، زنان آن روزگار از دست فریسیان چه می‌کشیده‌اند. راستی چه شباهت شگفتی! وجود دارد بین زمانهُ ما و شرایطی که مسیح در آن برانگیخته شد؛ آیا این تصادفی است؟
تولد مسیح،  پدیده یی رو درروی نگرش آخوندها
آری، نفس تولد عیسی بار ضد ارتجاعی دارد. او در شرایطی قدم به عرصهُ حیات گذاشت که آخوندهای یهودی (همان‌ها که سنگسار توسط آن‌ها ترویج و اجرا می‌شده) با دکان‌های ارتجاعی خود، مردم جامعه و اندیشهُ انسانی را به انحراف کشانده، و برای زن شخصیت و احترامی قائل نبودند. عجایب کار خدا را می‌بینید؟ کسی را به جان آخوندهای یهودی انداخته که از دید آن‌ها اولین اتهامش این است که اصلاً پدر ندارد و معلوم نیست چطور به دنیا آمده، حال ادعای پیامبری هم دارد! اینجاست که باید دوباره آن جملهُ طلایی خضرِ پیامبر را - در پاسخ به سؤالات مکرر حضرت موسی- از قول قرآن شنید، و در آن تعمق کرد:  «أَلَمْ أَقُل لَّک إِنَّک لَن تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْراً»(کهف- 72 و 75). آیا به تو نگفتم نمی‌توانی صبر کنی؟ نگفتم صبر کن تا به کنه حقیقت پی ببری.
ماحصل اینکه، تولد مسیح درست در نقطه مقابل ایدئولوژی آخوندها و فریسیان دین‌فروش قرار دارد. پیام این تولد این است که کسی یارای مقابله با آخوندها را دارد که خودش کاملاً از تفکرات آلودهُ آن‌ها بری باشد؛ و مسیح به‌درستی آن‌کس بود.
در قرآن می‌خوانیم حضرت مسیح -درحالی‌که نوزادی بیش نیست- در گهواره، خود را به‌عنوان بندهُ خدا، صاحب کتاب و پیامبر معرفی می‌کند (إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِی الْکتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیاً / وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَینَ مَا کنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاهُ وَالزَّکاهُ مَا دُمْتُ حَیاً) و بلافاصله انگشت می‌گذارد روی نیکی و احترام نسبت به مادر بزرگوارش؛ زیرا این مریم است -که پس از به دنیا آوردن مسیح- در معرض اتهام و ژاژخایی آخوند مآبانهُ اوباش قرارگرفته (وَبَرّاً به والدتی) و می‌گوید خدا مرا جبار شقی قرار نداده «وَلَمْ یجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیاً» (مریم- آیات 32-30 )
این کنایه و اشارتی گویاست به دیدگاه زن ستیزانه و ضد انسانی آخوندهای شقی و پلید؛ آنانی که «پشه را صافی می‌کنند ولی شتر را با بارش فرو می‌بلعند»؛ همان‌ها که چپاول و رباخواری و… را حلال می‌شمارند اما برای زنان حکم سنگسار صادر می‌کنند». خدایی که مسیح می‌پرستد و به پرستش او فرامی‌خواند، «جبار» و «شقی»، دیکتاتور و خون‌ریز نیست بلکه اووخدایش، در برابر جباریت و شقاوت دینی قرار دارند.
مخاطب اصلی مسیح، ارتجاع سفاک و زن‌ستیز دینی
 بنابر آنچه گفته شد، مخاطب اصلی مسیح، آخوندها و فریسیان ریاکار و دین‌فروش بودند. عیسی  از همان روز نخست اعلام کرد که دین جدید نیاورده بلکه تأییدکننده دین موسی است. آمده تا تحریفات ارتجاعی علیه آن آئین را افشا کند. «وَمُصَدِّقاً لِّمَا بَینَ یدَی مِنَ التَّوْرَاهُ وَلِأُحِلَّ لَکم بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیکمْ وَجِئْتُکم بِآیهُ مِّن رَّبِّکمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِیعُونِ» (آل عمران- 50 ) جنگ مسیح، علیه ارتجاع مذهبی جنگی سخت بود. او آن‌ها را در تمامی مظاهر دین فروشی می‌کوبید و افشا می‌کرد. نمونه‌اش داستانی که در ابتدای این نوشتار نقل کردیم که چطور مسیح مانع سنگسار یک زن نگون‌بخت شد.
جنگ با ارتجاع سفاک دینی و بنیادگرایی مهیب مذهبی [آن‌گونه که در روزگار غریب خودمان شاهدش هستیم و باپوست و گوشت و استخوان آن را لمس می‌کنیم] جنگی است دشوار؛ به فداکاری زیاد و سقف شکنی نوین در طاقت انسانی نیاز دارد، ازاین‌رو مسیح در بسیاری از موارد سخنانی با این مضمون دارد:
 -گمان نکنید که آمده‌ام تا صلح به زمین بیاورم. نیامده‌ام که صلح بیاورم بلکه شمشیر را.
- دشمنان شخص، اعضای خانواده او خواهند بود، هر که پدر و مادر خود را بیشتر از من دوست داشته باشد، لایق من نیست. هر که صلیب خود را برندارد و به دنبال من نیاید لایق من نیست. هر کس فقط در فکر زندگی خود باشد آن را از دست خواهد داد، ولی کسی که به خاطر من زندگی خود را از دست بدهد زندگی او در امان است.
مسیح، مبشر عشق، عطوفت و عدالت
رویاروی شقاوت دین‌فروشان که ما نمونه‌های فراوان آن را روزمره در جامعهُ آخوند زدهُ خودمان حس می‌کنیم، مسیح مبشر عشق و عطوفت بود. ازاین‌رو به محرومان می‌گفت: «ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیانید و من به شما آرامش‌خواهم داد». قبل از مسیح آنچه به نام دین  در جامعه تبلیغ‌شده بود، جز وحوشت و سنگدلی نبود. دست‌وپا بریدن، چشم درآوردن، سنگسار و شقه کردن - درپوش اجرای احکام و حدود دینی-  سبب شده بود تا آخوندها و فریسیان بر گردهُ مردم حکومت کنند.  ستمدیدگان در وجود مسیح پیامبری را می‌دیدند که  به رحمت،  عدالت و رهایی فرامی‌خواند و این دجالان دین‌فروش را خوش نمی‌آمد به همین دلیل او را تکفیر و خونش را مباح نمودند. آنان  از حاکم رومی فلسطین خواستند که مسیح را اعدام نماید. به‌رغم عدم تمایل حاکم رومی به این کار؛ و باآنکه او، انتخاب بین اعدام  عیسی و باراباس (یک جنایتکار حرفه یی) را به عهده خود مردم گذاشت اما تحریک و سم‌پاشی آخوندهای یهودی علیه حضرت مسیح تا بدان پایه رسید که باراباس جنایتکار بخشوده شد و مسیحِ مبشر عطوفت و نرم‌دلی به مرگ محکوم گردید.
صحنهُ اجرای حکم نیز بسیار مشابهُ اجرای احکام، در حکومت آخوندی است؛ مرگی توأم با شلاق و شکنجه و آزار فراوان. مسیحیان معتقدند که عیسی را سرانجام به صلیب کشیده و به شهادت رساندند اما نظر قرآن این است که آن‌ها عیسی را به قتل نرساندند، بل، او به‌سوی خدای خود عروج کرد.
آنچه مسلم است، مسیح زنده است؛ زنده در تمامی خروش‌ها و فریادهای آزادی‌خواهی و عدالت‌جویی. در سالروز میلاد او به‌صورت خاص، و در آستانهُ هرسال نو مسیحی، به‌صورت عام، آرزو می‌کنیم ایران‌زمین نیز با الهام از پیام مسیح، از چنگال ارتجاع هار و فاشیسم شقاوت پیشهُ دینی رها شود، و صلح و برابری در دولت عشق، جای آن را بگیرد. تا آن زمان نیز ما بی‌گمان «صلیب خویش بر دوش» باافتخار گام به راهی خواهیم گذاشت که مسیح و دیگر مبشران نجات‌بخش گذاشته‌اند. باشد از این جملهُ ژرف و زیبای او، ره‌توشه گیریم که گفت:
«هر کس تا آخر پایدار بماند، نجات خواهد یافت».

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

ایران - پاریس:استقبال مریم رجوی از شصت و دومین قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران، در مجمع عمومی ملل متحد - 27 آذر - 1394

مریم رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
مریم رجوی:آخوندهاي حاكم كه۶۲باردرملل متحدمحكوم شده‌اندبايدبخاطرجنايت عليه بشریت محاكمه  شوند
پنجشنبه شب ۲۶آذر ۱۳۹۴ مجمع عمومي ملل متحد، نقض وحشيانه و سيستماتيك حقوق بشر در ایران به ويژه اعدامهاي جمعي و خودسرانه و خشونت و تبعيض فزاينده عليه زنان و اقليتهاي مذهبي و قومي را طي قطعنامه‌يي قويا محكوم كرد. اين شصت و دومین قطعنامه محكوميت رژيم ضد بشري آخوندی توسط ملل متحد است.
مریم رجوی، ضمن استقبال از اين قطعنامه گفت: نقض فزاينده حقوق بشر در ایران و محكوميت رژيم آخوندی در بالاترين مرجع بین‌المللی آنهم براي سالهاي متوالي و طي سه دهه  نشان مي دهد كه اين رژيم جايي در جامعه بین‌المللی ندارد و بايد از آن طرد شود. قاتلان مردم ایران كه اعدام ۱۲۰ هزار زنداني سياسي و ۷ قتل عام در اشرف و لیبرتی بخشي از كارنامه سياه آنان است بايد توسط شوراي امنيت ملل متحد مورد محاسبه قرار گرفته و به خاطر جنايت عليه بشریت محاكمه شوند. اين تنها راه احترام گذاشتن به آراي اكثريت كشورهاي جهان عليه نقض حقوق بشر در ایران در ۳۰ سال گذشته است. به‌خصوص كه عموم سردمداران كنوني رژيم در ۳۵سال گذشته در مناصب كليدي قرار داشته و در جنايت عليه بشریت سهيم بوده‌اند.
مریم رجوي افزود: اين محاسبه كه با سكوت در مقابل نقض حقوق بشر در ایران می‌توان پروژه‌هاي اتمي اين رژيم و صدور تروريسم و بنيادگرايي آن را مهار نمود، يك اشتباه خطرناك است كه از منافع كوتاه مدت اقتصادي و ملاحظات تنگ‌نظرانه سياسي ناشي مي‌شود. بي‌عملي در مقابل جنايت عليه بشریت، از سوي رژيم آخوندی چراغ سبز براي ادامه كشتار و شكنجه تلقي مي‌شود و آن را در جنگ‌افروزي در سوريه و عراق و تمامي منطقه تشويق مي‌كند و رژيم را مطمئن مي‌سازد كه جامعه جهاني در مقابله با تلاشهايش براي دستيابي به بمب اتمي جدي نيست.
قطعنامه «نگرانی جدی خود را از تناوب بالا و اجراي احكام اعدام در نبود سيستمهاي حفاظتي شناخته‌شده بین‌المللی .... و همچنین تحمیل و انجام حكم اعدام علیه نوجوانان و افرادي که در زمان ارتکاب جرم كمتر از  ۱۸ سال سن داشته‌اند» ابراز كرد و «برای لغو مجازات مرگ» و ممنوعيت «شکنجه یا سایر رفتارها و مجازات بیرحمانه، غیرانسانی یا اهانت آمیز.... در قانون و در عمل» فراخوان داد.
قطعنامه از «تبعیض و دیگر موارد نقض حقوق بشر علیه زنان و دختران» و «خشونت علیه پیروان اقلیتهای مذهبی به رسمیت شناخته شده یا ناشده» قویاً ابراز نگراني كرد و از رژيم ایران خواست به همه اشكال تبعيض و خشونت عليه زنان و اقليتهاي مذهبي و قومي و زباني در قانون و در عمل پايان دهد.
قطعنامه خواستار پايان دادن «به اعمال محدودیتهای شدید و گسترده علیه حق آزادی بیان، ابراز عقیده، انجمنها و تجمعات صلح آمیز ...» و آزادي كساني كه «خودسرانه بازداشت» شده اند، گرديد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت

۲۶ آذر ۱۳۹۴ (۱۷ دسامبر۲۰۱۵)

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران، بزرگترین زندان روزنامه نگاران

ایران،زندان خبرنگاران
ایران،زندان خبرنگاران
ایران، چین،واریتره میزبان نیمی از خبرنگاران بازداشتی جهان در زندان
در سراسر جهان ۱۵۳ خبرنگار حرفه ای و ۱۶۱ شهروند خبرنگار و ۱۴ کارمند رسانه‌‌ها پشت‌ میله‌های زندان هستند. در طول سال ۲۰۱۵ میلادی ۷۹ خبرنگار ربوده شدند که تا اواسط دسامبر ۲۵ تن از آنها آزاد شدند. گزارشگران بدون مرز این وضعیت را علامت شرایط بد آزادی مطبوعات و رسانه‌ها در این کشور هاقلمداد کرده است.
شبه‌نظامیان شبکه تروریستی "داعش" در خلال یکسال گذشته ۱۸ خبرنگار را ربوده‌اند. شیعیان حوثی یمن با ۹ گروگان و جبهه نصرت سوریه با ۴ گروگان در رتبه‌های دوم و سوم میباشند.
رده‌های دوم و سوم گروه‌های گروگانگیر تروریستی از وابستگان مستقیم به رژیم حاکم بر ایرانند.
تعداد خبرنگاران کشته شده در سال ۲۰۱۵ میلادی روز ۲۸ دسامبر،۷ دیماه منتشر می‌شود.
به گزارش سازمان غیردولتی "گزارشگران بدون مرز" تنها ۵ درصد از خبرنگاران ربوده‌ شده، خارجی هستند.
به گزارش "گزارشگران بدون مرز" ۱۱ درصد از کل خبرنگاران بازداشتی در سال ۲۰۱۵ میلادی در ترکیه صورت گرفته است. گفتنی است که در سال جاری هشت روزنامه‌نگار نیز ناپدید شده‌اند.
در رژیم آخوندی و دولت روحانی تنها آزادی رسانه‌ها وروزنامه نگاران نیست که تحت سرکوب این رژیم قرون‌وسطایی قرار دارد، بلکه زندان و اعدامهای گسترده صحنه دیگری از این سرکوب عریان است.
سرکوبی مطبوعات و روزنامه نگاران درسال های  حاکمیت ننگین روحانی شیاد وروباه بنفش جنایتکار شدت یافته است و امروز بیش از هر زمان دیگری،کارزار جهانی در حمایت از روزنامه نگاران ایرانی ضروری است.
آری روحانی  رئیس جمهورجنایتکاروخامنه ای ولی فقیه جلاد دشمنان شناخته شده  آزادی مطبوعات هستند وبنا به این گزارش ایران تحت حاکمیت آخوندها، با ۱۹ روزنامه نگار زندانی رده سوم را به خود اختصاص داده است.

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

«حاج قاسم رّخ بنما»!

قاسم  سلیمانی جلاد وقاتل  مجاهدین اشرف  ولیبرتی و خلقهای سوریه وعراق
قاسم  سلیمانی جلاد وقاتل  مجاهدین اشرف  ولیبرتی و خلقهای سوریه وعراق
درد دل یک بسیجی در باره خبر مجروح شدن قاسم سلیمانی جنایتکار در رسانه ها
در حالیکه طی روزهای گذشته رسانه های مختلف خبری از زخمی شدن شدید پاسدار قاسم سلیمانی از ناحیه گردن در اطراف حلب گزارش داده اند، سکوت معنی دار آخوندها در مورد صحت و یا عدم صحت این خبر و دیده نشدن قاسم سلیمانی برای مدت طولانی در انظار عمومی و پخش عکسهای قدیمی از این پاسدار قاتل به جای انتشار عکس جدید از او، سوالات و ابهامات زیادی در مورد سرنوشت این جنایتکار در اذهان شکل داده است. قاسم سلیمانی جنایتکاری است که دستش به خون بیگناهان بسیاری از مردم ایران و عراق و سوریه و لبنان و یمن آغشته است. اما رژیم تلا ش زیادی می کند تا جهت حفظ روحیه نیروها و مزدورانش خبر زخمی شدن پاسدار قاسم سلیمانی را مخفی نگه دارد. ولی برغم همه دستور عملهای مختلفی که رژیم جهت پنهان نگه داشتن این موضوع تا کنون بکار برده این سوال و ابهام حتی در میان بسیجیان و پاسداران جنایتکار و بدنه رژیم هم ریشه دوانده است. بطوریکه یک بسیجی جانباز 70 درصدی در فیسبوک خود می نویسد: «اگر این خبر واقعیت داشته باشد آن روز روزی است که کمر آقا خم میشود . کمر رزمندگان در سوریه خم میشود. راستی مگر ما چند حاج قاسم داریم ؟ چند تا سردار حسين همدانی داریم ؟» براستی واقعیت چیست ؟ بر سر پاسدار قاسم سلیمانی چه آمده است ؟
در زیر متن نامه این بسیجی را که بیانگر عمق نگرانی و غم و غصه است را بخوانید:
«حاج قاسم رخ بنما»
سردار عارف حاج قاسم ، شیر بیشه ولایت ، من یک جانباز ۷۰درصدی هستم درگوشه خانه ام به تو می اندیشم . مدتهاست که به هر سایتی و هرخبر گزاری که سر میزنم یکی از نامهای آشنایی که با آن برخورد میکنم قاسم سلیمانی است ، ولی در چند روز اخیر ، خبرها رنگ و بوی دیگری پیداکرده است. احساس میکنم که گاه اصلا دلم نمیخواهد آنها را ببینم و یا بخوانم . خبرها زیاد است، نمیدانم خودت هم آنها را دیده ای یانه؟ احساسی شبیه به خوف و رجا در درونم هست، نمی خواهم آنها را باور کنم با خودم میگویم که نه این ها همه دروغ است، تبلیغات دشمنان نظام و .... است.
ولی برخی اوقات ناخدا گاه افکار شیطانی وارد ذهنم میشود و قوت میگیرد و با خودم میگویم اگر خدای نکرده ...... چه میشود ؟
همسرم که نگرانی و تشویش من را می بیند بارها از من سوال کرده است: علیرضا تو را این روزها چه شده است ؟ اوایل غمم را در درون دلم پنهان میکردم و درد دلم را به او نمیگفتم ولی امروز که خیلی کلافه بودم و شب خوابم نبرده بود ، نگرانی ام را با او درمیان گذاشتم . بعد از آن هر موقع که همسرم من را در این وضعیت می بیند به من دلداری میدهد و میگوید باور نکن باور نکن نه نه این خبرها واقعی نیست ولی من در درونم غوغاست و این افکار مرا ول نمیکند. هر وقت اسم تو را میبینیم دلهره هایم شروع میشود راستی من چکار کنم؟ گاه از خودم سوال میکنم این چه کابوسی است که من دچارش شده ا م؟ چرا از این کابوس راحت نمیشوم ؟و ...
گاه با خودم فکر میکنم ، نکند دچار مالیخولیا شده ام ؟ آیا تنها من اینگونه فکر میکنم و یا کسان دیگری هم هستند که مانند من فکر کنند ؟ همسرم دیشب گفت : علیرضا درست است که من به تو دلداری میدهم ولی ته دلم خودم هم نگرانی تو را دارم . آنوقت نگرانی ام بیشترمیشود.
سردار عارف آیا میتوانم بگویم ، پس این نگرانی تنها من نیست؟ پس این نگرانی خیلی از بسیجی ها و پاسدارانی که مثل من با تو در جبهه های حق علیه باطل در کنارت بودیم وخاطره های تلخ وشیرینی زیادی داریم، هم ممکن است باشد . بسیجیانی که در عراق وسوریه و یمن و لبنان هستند. آخر تو نام نا آشنایی نیستی!!
میدانی وقتی که مدتی عکسی و یا تصویری از تو وجود ندارد، شایعات تكفيريان و دشمنان و بد خواهان نظام میدان پیدا میکند، این فکر قوت میگیرد که نکند خدای نکرده آنچه که از شنیدن آن فرار میکنم واقعیت داشته باشد !!؟ خدا نیاورد آن روز را .....؟ آن روز روزی است که کمر آقا خم میشود . کمر رزمندگان در سوریه خم میشود. راستی مگر ما چند حاج قاسم داریم ؟ چند تا سردار حسين همدانی داریم ؟ آیا میدانی که در این انقلاب چه خون جگری خورده شده و چقدر شهید داده ایم تا قاسم سلیمانی ، حاج قاسم شده است؟
برخودم میلرزم، شبها خوابم نمی برد، اگر این خبر هولناک واقعیت داشته باشد. وقتی که سردار حسین همدانی شهید شد گفتیم : آسوده بخواب راهت ادامه دارد چون که تو بودی بعد از تو چه بگوییم و ...؟
آن روز روز شادی معاندان نظام و منافقین و ضد انقلاب است . آنهایی که بهر شکل تلاش میکنند که راه نفوذ آمریکا و بیگانگان را و فرهنگ غربی را به جامعه ما باز کنند . حاج قاسم رخ بنما. راستی مگر چه اشکالی دارد که مثلا یک باز خدمت آقا برسی و او ملاقاتی داشته باشی و یا مصاحبه ای کوتاه تلویزیونی داشته باشی ؟ این کار نه تنها به همه شایعاتی که این روزها در مورد شما پخش شده است خاتمه میدهد بلکه به ما نیز آرامش میدهد؟ مطمئنا این انتظار فقط انتظار من بعنوان یک بسیجی ۷۰ درصدی نیست.»

۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

مقابله با »صورت مسألة « سرنگوني

وظيفة مقدم ارگانهاي سركوبگر رژيم و به طور خاص وزارت اطلاعات رژيم آخوندي مقابله با »تهديد سرنگوني « از سوي مجاهدين و مقاومت ايران به عنوان صورت مسألة كل نظام است. مسألة بود و نبود همة جناحها تهديد مشتركي است كه همگي در مورد آن اتفاق نظر دارند. اگر رژيم تهديدي از اين سو نميديد،نيازي به چنين بسيج ديوانه وار و اينهمه زدوبند و اعمال فشار نداشت. براي پاك كردن »صورت مسألة سرنگوني «، رژيم هميشه و در همه جادر صدد »حداكثر فشار « بر روي مجاهدين و مقاومت ايران بوده است. اين كار بامجموعه يي از اقدامهاي نظامي، تروريستي، امنيتي، سياسي و جنگ رواني مستمرپيگيري ميشود.
اما تمام اين توطئه ها نتوانسته ونمیتواند رژيم ملاها را به هدفش برساند بلكه با پايداري مجاهدين در شهر اشرف ولیبرتی، ورق به زيان آخوندها برگشت. تاريخچة 13سال اخير دريك كلام چيزي جز زورآزمايي و جدال سنگين و سهمگين بين مجاهدين و رژيم در نقطة كانوني اشرف ولیبرتی نبوده است.
شوی مضحک سفارت آخوندهاو کمیته سرکوب مجاهدان اشرف و بردن مزدوران در پوش خانواده به مجلس عراق
فراخوان برای بازدید هیأتی از وکلا و پارلمانترها از اروپا، آمریکا و کشورهای عربی از لیبرتی
روز سه‌شنبه سوم آذر 1394 سفارت رژیم ایران در بغداد و کمیته سرکوب مجاهدان اشرف به‌ریاست فالح فیاض، مشاور امنیتی دولت عراق، و در همدستی با مزدور شناخته شده نیروی قدس عباس البیاتی از باند مالکی، در یک شوی مضحک، یک گروه از مزدوران وزارت اطلاعات و نیروی قدس را در پوش خانواده ساکنان لیبرتی به پارلمان عراق بردند تا با سوء‌استفاده آشکار از ملاقات با شماری از نمایندگان از جمله آقایان همام حمودی و ارشد صالحی و تکرار اکاذیب آخوندها علیه ساکنان لیبرتی به زمینه‌سازی برای قتل‌عامهای بعدی بپردازند.
حلقه دوم این شو تشکیل جلسه‌یی در روز 4آذر در مقر کمیسیون حقوق‌بشر پارلمان با کمیته سرکوب با اسم «کمیته عالی کمپ حریه در نخست وزیری» بود. بنا‌ به  سایت پارلمان عراق در این جلسه «خواستهای بستگان» ساکنان و «تمایل آنها به دیدار با فرزندانشان» در لیبرتی «به‌منظور اتخاذ اقدامات لازمه از جانب دولت برای فراهم نمودن این دیدار عرضه» و «با ارائه پرونده کمپ حریه در جریان جلسات آینده مجلس نمایندگان توافق شد».
پذیرش عوامل اطلاعات آخوندی در پارلمان عراق و کمیته درست کردن و دستورالعمل صادر کردن برای آنها طی 24ساعت در حالی است که قریب یک ماه بعد از حمله سنگین موشکی به لیبرتی دولت عراق حتی از ورود ماشین‌آلات لازم برای جمع‌آوری بنگالها و دیگر تأسیسات منهدم شده و تمیز کردن کمپ از بقایای این حمله و از ورود حداقل الزامهای امنیتی و وسایل اولیه برای تعمیر وسایل آسیب دیده جلوگیری می‌کند.
کمیته سرکوب که مخاطب پارلمان عراق در مورد لیبرتی است، دستورالعملهای خود را به‌طور مستقیم از سفارت رژیم ایران در بغداد و نیروی تروریستی قدس دریافت می‌کند. هفت قتل‌عام در اشرف و لیبرتی که به‌شهادت 141تن و محاصره جنایتکارانه هفت سال گذشته که به جان باختن 27تن از مجاهدین انجامیده، به‌طور کامل تحت نظر این کمیته و فالح فیاض، رئیس آن انجام شده است. افسران جنایتکارانی مانند صادق محمد کاظم، احمد خضیر و حیدر عذاب که در این قتل‌عامها به‌طور مستقیم شرکت داشته‌اند تحت‌امر این کمیته هستند.

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

در ايران فردا
 ۱ـ در ايران فردا حقوق طبيعي و خدشه ناپذير بشر، براي هر ايراني بايد تأمين شود. حق زندگي، حق آزادي و حق امنيت.
آحاد ملت ايران ـ با هر جنسيت، نژاد، دين، قوميت و زبان ـ در مقابل قانون، برابر شناخته ميشوند. ما به «بيانيه جهاني حقوق بشر» متعهديم.
۲ـ در ايران فردا جميع آزاديهاي فردي به رسميت شناخته ميشود. آزادي در بيان، پوشش، ازدواج و طلاق ، اشتغال، رفت و آمد، انتخاب محل اقامت و تابعيت.
۳ـ اساس مشروعيت نظام کشور و قوانين و مقامهاي آن، آراء مردم است. در ايران فردا، حق تصميم گيري در مهمترين امور سياسي جامعه و حق تغيير حکومت براي مردم محترم شمرده ميشود و براي تأمين و تضمين دمکراسي، شوراهاي مختلف در همه شئون گسترش مييابد.
۴ــ ما خواهان يک جمهوري کثرت گرا هستيم که در آن آزادي کامل احزاب، اجتماعات و سنديکاها تضمين شده باشد.
۵ـ در ايران آزاد فردا، از لغو حکم اعدام دفاع مي‌کنيم. اين، پاسخ ما به شقاوت و خونريزي بيرحمانه يي است که آخوندها در ايران حاکم کردهاند. شکنجه تحت هر عنوان ممنوع خواهد بود، مجازاتهاي بيرحمانه و تحقيرآميز به هر عنوان، از جمله تحت نام مذهب ، جايي نخواهد داشت.
۶ـ مقاومت ايران به جدايي دين و دولت معتقد و پايبند است. در ايران فردا، اصل آزادي مذاهب محترم شمرده ميشود، در قوانين کشور هيچ ديني ممنوع نخواهد بود، هيچ ديني بر دين ديگر امتيازي نخواهد داشت و هيچ يک از شهروندان به دليل اعتقاد يا عدم اعتقاد به يک دين يا مذهب در حقوق فردي و اجتماعي مزيت يا محروميتي نخواهد داشت.
۷ـ ما به «کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان» متعهديم. در ايران فردا زنان و مردان در کليه حقوق سياسي، اجتماعي و اقتصادي برابر خواهند بود. و زنان در رهبري سياسي جامعه مشارکت برابر خواهند داشت.
۸ـ در ايران فردا از بهره‌کشي جنسي از زنان در همه اَشکال آن ممانعت ميشود، چند همسري ممنوع است. خشونت جسمي، جنسي و رواني عليه زنان جرم شمرده ميشود.
۹ ـ در ايران فردا، ستم و تبعيض و بي حقوقي در مورد کودکان، جايي ندارد و کار کودکان ممنوع است.
۱۰ ـ دادگستري ايران فردا، يک نظام قضايي واحد خواهد بود. يک نظام قضايي دو درجهاي مبتني بر اصل برائت، حق دفاع ، حق دادخواهي و حق برخورداري از محاکمه علني با حضور هياٌت منصفه، که در آن نفي تبعيض در قضاوت و استقلال کامل قضات و استقلال کانون وکلا ، تضمين شده باشد.
۱۱ـ در ايران فردا، بازار آزاد محترم شمرده ميشود، فرصتهاي اقتصادي به صورت عادلانه در اختيار آحاد مردم قرار ميگيرد و هرگونه محدوديتي براي اشتغال آزادانه لغو ميشود.
۱۲ـ ما برآنيم که در ايران فردا، يکايک افراد جامعه بايد از امکان دسترسي کامل به تسهيلات اجتماعي و مشخصاً آموزش، بهداشت، درمان و ورزش برخوردار باشند. و دانشگاههاي کشور به صورت مستقل توسط شوراي منتخب استادان و دانشجويان اداره شود.
۱۳ـ در ايران فردا، حق عادلانهٌ خودمختاري مردم کردستان ايران به‌رسميت شناخته مي‌شود. ما خواهان رفع ستم مضاعف از همه تنوعات ملي وطنمان در چارچوب يکپارچگي تجزيهناپذير ايران هستيم.
۱۴ـ در ايران فردا از دخالت در امور ساير کشورها خودداري و از دخالت ديگران در امور داخلي کشورمان ممانعت ميشود. ما خواستار صلح، احترام متقابل در روابط بينالمللي، حُسن همجواري و برقراري روابط ديپلماتيک با همه کشورهاي جهان هستيم. و ايران آزاد فردا يک کشور غيراتمي و عاري از سلاحهاي کشتار جمعي خواهد بود.                                                                             مريم رجوي  

۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

ايران - زندانيان سياسي

زندانهای اوین، گوهردشت، کارون اهواز، مرکزی کرج و ...
زندانهای اوین، گوهردشت، کارون اهواز، مرکزی کرج و ...  
نامه زندانیان سیاسی، زندانهای اوین، گوهردشت، کارون اهواز، مرکزی کرج و ...  ایران در اعتراض به سفر آتی رئیس پارلمان اروپا به ایران

در این نامه آمده است: مراودات شما به ایران بدون در نظر گرفتن و محکومیت نقض شدید حقوق‌بشر در ایران، تیغ جلادان رژیم را بر گردن ما تیزتر می‌کند و روزانه آخوندهای حاکم را برای اعدام بیشتر جوانان این میهن تشجیع می‌نماید.

۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه

ایران - می‌خواهی چه‌کاره شوی؟

میخواهی چکاره شوی؟
میخواهی چکاره شوی؟

«آیا من دکتر می‌شوم؟ آیا من»

می‌خواهی چه‌کاره شوی؟ می‌خواهم دکتر شوم تا بیماران را درمان کنم...
می‌خواهی چه‌کاره شوی؟ می‌خواهم خلبان شوم تا با هواپیما...
می‌خواهی چه‌کاره شوی؟ می‌خواهم مهندس شوم تا...
می‌خواهی چه‌کاره...
این سوالی است که معمولاً از هر دانش‌آموز دبستانی پرسیده می‌شود و او هم بر اساس تصویری که از آرزوهای آینده خویش دارد به آن پاسخ می‌دهد. ولی آیا امکانی برای تحصیل وجود دارد؟ آیا می‌شود در شرایط فعلی به تحصیل ادامه داد؟ آیا با این امکانات تحصیلی در حاکمیتآخوندها، آرزوهای این کودکان به‌وقوع خواهد پیوست؟

آری  این چرخه تبهکاری  را چاره ای ست
چاره این درد ،در دستان کیست؟
در دستان من وشما. 


۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

ایران - تداوم اعدام در ایران در آستانه روز جهاني عليه اعدام

 اعدام در ایران  تحت حاکمیت روحانی وخامنه ای جلاد
 اعدام در ایران  تحت حاکمیت روحانی وخامنه ای جلاد
چرخه جنايت و اعدام بي‌وقفه در ايران تحت حاكميت آخوندها، حتي در آستانه روز جهاني عليه اعدام همچنان جريان دارد و از مردم و جوانان ايراني قرباني مي گيرد.
دژخيمان رژيم در روز 15 مهر (7اكتبر) سه زنداني را در زندان گوهردشت (رجايي شهر) به دار آويختند. آنها در روز دوشنبه براي اجراي حكم اعدام به سلولهاي انفرادي منتقل شده بود. همزمان يك زنداني ديگر در زندان سنندج براي اجراي حكم اعدام به سلولهاي انفرادي منتقل شد.
در روزهاي 12 و 14 مهر نيز دو زنداني در زندانهاي شيراز و قزوين به دار آويخته شدند.
تداوم مجازات وحشيانه اعدام در شهرهاي مختلف كشور حتي در آستانه روز جهاني عليه اعدام نشانگر آن است كه اين رژيم منفور تا كجا براي حفظ حاكميت خود به سركوب و مجازاتهاي وحشيانه يي چون اعدام نيازمند است.


۱۳۹۴ مهر ۱۰, جمعه

جزییاتی از قاچاق سلاح توسط رژیم ایران برای یمن

قایق ایرانی حامل سلاح نزدیک مرز یمن توقیف شد
قایق ایرانی حامل سلاح نزدیک مرز یمن توقیف شد
یک رسوایی دیگر برای آخوندها و تروریسم آنها، توقیف یک قایق حامل موشک و سکوی موشک و گلوله خمپاره در آبهای نزدیک دریای عمان بود.
تلویزیون العربیه می‌گوید:
ساعت یک بعدازظهر سیزدهم سپتامبر2015 ـ 22شهریور 94 ـ در جنوب شرق شهر صلاله عمان در دریای عرب یک قایق حامل سلاح رژیم ایران توسط ائتلاف عربی توقیف شد.

این قایق حامل موشک، سکوی موشک، گلوله‌های ضدتانک، دوربین و انواع تجهیزات نظامی بود. سرنشینان قایق نیز 14نفر بودند که همگی ایرانی بودند.

۱۳۹۴ مهر ۹, پنجشنبه

برخی حرفها با کودک سه ساله سوری بنام آیلان -کاظم مصطفوی

آیلان  سه ساله سوری
آیلان  سه ساله سوری 
چه نیرویی در جان یک کودک سه ساله بود که وقتی به دریا سپرده شد جهانی را بر آشفت.
با تصویر این کودک سوری، افتاده بر ماسه‌های ساحل، حرفها داشتم. به او گفتم دریا حقیرتر از آن است که جان تو را بگیرد.
این تو هستی که با بخشیدن جانت به دریا، دریا را بیدارکردی.
با اشکهایت دریا را پرموج و پر‌هیاهو کردی.
با همین دستان کوچکت پرچم فتح ارتش آوارگان را به اهتزاز در آوردی.
البته قدرتمداران تو را یک قربانی کوچک لو رفته می‌پندارند. در بوقهای خود می‌دمند تا هزاران جنایت فجیع تر از قتل تو را پنهان کنند. و برای پنهان کردن قدرت و توانایی تو، و همه ارتش آوارگان چه یاوه‌ها که نمی‌بافند و به خورد جماعت خواب زدگان نمی‌دهند!
اما به چشم دیدیم که تو از همه دریاها قوی‌تری و سکوتت از همه صداهای گوشخراش تبلیغاتی بالاتر است. و وای از آن روزی که یکایک ارتش تو به حرکت در آیند و خشمهای فروخفته به فریاد تبدیل شود.
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می‌زند مشت
آن هنگام دیگر ما یک کودک سه ساله را پیش رو نخواهیم داشت… به همین دلیل از همین امروز باید تمام ژنرالهای ارتش بشار، و «حشد الشعبی» های مالکی، و پاسداران نوع لبنانی آن، و همه ابوداعشیهای کراوات‌زده و عمامه‌دار بی‌عمامه روزی هزار بار در کابوس برباد رفتن هیبت کاذبشان برخود بلرزند…
و راستی چرا در این‌جا یاد کارتن خوابهای ایران افتادم؟ صحبت کردن از آنها شیرین‌تر از هر غزلی است. گفتم امان از آن روز! امان از شکوه جنبش کارتن خوابهای دروازه غار، زنان و دختران گلفروش خیابانی، پسران و جوانان بی‌مدرسه و بیکار، حتی جنینهای به دنیا نیامده و به فروش رفته! همه سازشها و خیانتها بیرنگ و بی‌اثر خواهند بود. دیوار سیمانی سکوت جهانی شکسته خواهد شد و قدر قدرتی کاذب خلیفه پوشالی ارتجاع کفی خواهد بود بر باد. بالا بردن نرخ قساوت و بیرحمی قاسم سلیمانیها و سایر گاو و گوساله‌های مدال بر سینه‌ای هم‌چون او بهترین گواه فروریختن این ابهت کاذب است. جماعت گول و گنگ پاسدار و بسیجی از فردای سیاه خودشان می‌لرزند و می‌ترسند.
ولی ما، روز به روز بیشتر، یقین می‌کنیم که تک به تک کارتن خوابها (به‌عنوان بخشی از ارتش بزرگ آزادی) ظرفیت به آتش کشیدن تمامی خرگاههای خامنه‌ای و آخوندهای نوع او را دارند. این قدرت، قدرت نهفته در انسان سرکوب شده است. نام خود را در ارتش آنان بنویسیم که روز به خروش درآمدنش نه دیر است و نه دور. اراده خدای «حنیف»، و نه خدای خمینی که بتی بیش نیست، بر این است که زمین میراث کسانی باشد که دشمنان انسان یک وجب خاک را برایشان تحمل نمی‌کنند.
مرا به برادری بپذیرید!