‏نمایش پست‌ها با برچسب شهید. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهید. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۹, دوشنبه

ایران -اعدام - جوانان - به ياد مجاهد قهرمان حجت زماني كه حجت زمانه ي خود شد.

مجاهد قهرمان حجت زمانی
مجاهد قهرمان حجت زمانی
بی شک مقاومتها و رشادتهای امثال شهید قهرمان حجت زمانی است که راه هزاران جوان ایلامی وهفت چشمه‌ای را باز می‌کند تا همین مسیر را ادامه دهند. خون پاک او و امثال اوست که پتانسیل عظیمی را در درون هزاران جوان پرشور ایجاد کرده تا در خروش نهایی خلق قهرمان ایران و جوانانی که هر کدام اعضای ارتش قیام و ارتش آزادی هستند، دودمان رژیم را برباد دهند و آزادی را برای مردم به ارمغان آورند.
وقتي به او حكم ‏اعدام را ابلاغ كردند به قاضي گفت:تو فكر ميكني زندگي چيست؟
مردن در عشق!
يا زيستن در هيچ و پوچ؟
و وقتي به او گفتند ‏سازمان تمام شد، براي كي مقاومت ميكني؟
پاسخ داد:من هنوز زنده ام ! تا وقتي من زنده ام، سازمان هم هست.

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

ایران - به یاد مجاهد شهید حجت زمانی در آستانه ۱۹بهمن عاشورای مجاهدین

  
مجاهد شهید حجت زمانی
مجاهد شهید حجت زمانی
ياد گرد دلير، مجاهد قهرمان حجت زماني كه در 18بهمن84 و در شب عاشوراي مجاهدين به كاروان شهداي 19 بهمن پيوست گرامي باد
در آن روزها دشمن زبون بيهوده ميكوشيد حجت و حجتهاي دربند را با تهديد مداوم اعدام دچار تزلزل كند. غافل از اين كه دلاوري که به چهار بار اعدام محکوم شده بود، طي نزديك به 5 سال اسارت، چهار هزار بار مرگ را فتح كرد و با استواري و پيوند با همرزمان پايدارش در اشرف دشمن را مجبور كرد كه اعدامش كنند.
آري....”حجت نرفت، آمدن را آورد، نمرد، زندگي را تکثير کرد ”

۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

ایران - قهرمان اول

 اولین شهید سازمان مجاهدین خلق  ایران  - مجاهدشهید احمد رضایی
 اولین شهید سازمان مجاهدین خلق  ایران  - مجاهدشهید احمد رضایی
مجاهد کبیر احمد رضایی، آموزگار بزرگ شجاعت‌ ، فداکاری و قاطعیت در نبرد
حلقاتی سرسخت و پولادین از زنجیر انسانهای انقلابی که مشعل آگاهی و آزادی را به دیار محرومان ارمغان می‌برند.
و او یکی از آن حلقه‌ها  سرسخت پولادین بود.
یازدهم بهمن‌ماه، سالروز شهادت مجاهد کبیر احمد رضایی، از مسئولان برجسته سازمان مجاهدین خلق ایران است که طی نبردی قهرمانانه با مزدوران ساواک شاه در خیابان غفاری تهران به شهادت رسید.
 احمد رضایی، نخستین شهید سازمان مجاهدین خلق و یکی از درخشانترین چهره‌های انقلابی تاریخ معاصر ایران است. او قهرمانی است که تا آخرین لحظه‌ی زندگیش، بار تمام مسئولیتها و وظایفش را با قاطعیت و پشتکاری شگفت‌انگیز به دوش کشید و با شهادتش نیز سنت قهرمانانه و پاکبازانه‌ی ”فدای تمام‌عیار“ را بنیان گذاشت. از آن روز به بعد، رویکرد قهرمانانه احمد، به الگوی یکی از شورانگیزترین ارزشهای مجاهدین تبدیل گردید.
اما آنچه نام احمد را به‌عنوان یک انقلابی بزرگ و یکی از برجسته‌ترین کادرهای مجاهدین برای همیشه در تاریخ سازمان و مبارزات انقلابی مردم ایران به‌ثبت رسانده، نقش بی‌همتای او در بازسازی تشکیلات مجاهدین پس‌از ضربه گسترده رژیم شاه به تشکیلات مجاهدین در سال 50 بود. هنگامی که در اوضاع تیره و بحرانی پس‌از یورشهای ساواک، با دستگیری کلیه بنیانگذاران و90درصد از اعضای مرکزیت مجاهدین، اساس موجودیت سازمان در‌معرض خطر قرار گرفته بود، احمد به‌عنوان تنها کادر باقیمانده از مسئولان مجاهدین، رسالتی سنگین را بر‌عهده داشت و می‌بایست در بحبوحه بسیج دیوانه‌وار ساواک و تور وسیعی که برای دستگیریش پهن شده بود، به بازسازی تشکیلات بیرون زندان مبادرت می‌کرد. 
احمد طی شش‌ماه تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر و با صمیمیت، فداکاری و شجاعتی توصیف‌ناپذیر، شروع به گردآوری و سازماندهی نیروهای باقیمانده کرد. او بی‌هراس از تورهای وسیع ساواک با اجرای روزی 20قرار، توانست به کمک کادرهای ارزنده‌یی چون فرمانده کاظم ذوالانوار و نیز مجاهد کبیر رضا رضایی، که به‌نحوی قهرمانانه از چنگ ساواک گریخته بود، مسئولیت عظیم و حساس بازسازی تشکیلات سازمان را به‌خوبی به‌انجام برساند.
در صدر کارنامه درخشان حیات انقلابی احمد، شهادت و قاطعیت او در نبرد با دشمن می‌درخشد و این سنت را جنبش نوین انقلابی مردم ایران مدیون احمد رضایی است. از این جهت دامنه تأثیر کار احمد به سازمان ما محدود نشد و سایر انقلابیونی که در دوران شاه، دوش‌به‌دوش مجاهدین می‌جنگیدند بارها در زندان و خارج زندان از نقش و تأثیر راهگشای احمد و نحوه شهادت او تقدیر کردند و حق قهرمانی او را به‌جا آوردند. چرا که همه، تأثیر مادی آن را، که یک گام به‌پیش در مبارزه مسلحانه بود، می‌دیدند.

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

ایران - شهدای راه آزادی

مجاهد شهید سمینا اقبال میرزا
مجاهد شهید سمینا اقبال میرزا
مجاهد شهید سمينا اقبال ميرزا
”فدا كردن آموزش نمي خواهد، من هرچه دارم بايد بپردازم وقبل از هرچيز بايد جانم را در اين راه بدهم”.
محل تولد: پاكستان
شغل - تحصيل: زیست شناس
سن: 26
محل شهادت: کرمانشاه
زمان شهادت: 1367
 سمينا اقبال در پاكستان متولد شده و تحصيلاتش را در رشته ليسانس بيولوژي در انگلستان به پايان برد.
در دوران دانشگاه با دانشجويان هوادار مجاهدين آشنا شد وتحت تاثير مناسبات وتلاش خستگي ناپذيرآنان، شيفته آنها شد و وقتش را صرف یاری رساندن به مقاومت ایران کرد.
او آنقدر صميمي ويگانه بود كه تشخيص ايراني ويا غير ايراني بودنش دشوار مي نمود.
یکی از یارانش نوشته است:
سمينا فارسي را به راحتي حرف مي‌زد. از آن گونه انسانهايي بود كه براي شناختش نبايد زحمت زيادي بكشي. از زمرة كساني بود كه قبل از هرچيز صافي و بي رنگي شان چشم آدم را مي‌گيرد.
 سمينا بارها خواستار پیوستن به ارتش آزادی و شرکت در عمليات شده و نوشته بود: از شما مي خواهم كه مرا بفرستيد تا بتوانم سلاح بگيرم وبجنگم..
نهایتا با درخواست او موافقت شد و سمینا در عملیات فروغ جاودان شرکت کرد، جانانه جنگید و به شهادت رسید.
سمینا یکبار گفته بود: از بچگي آرزو داشتم اي كاش در عاشورا و در كاروان حسين بودم. اين حسرت هميشه در من وجود داشت. و حالا فكر مي‌كنم خدا من را به آرزويم رسانده است...
همسر سمینا علی ازغ، مهندس راه و ساختمان از انگلیس نیز در این عملیات به شهادت رسید.
سمینا پسری 5 ساله به اسم علی اکبر داشت که به او عشق می ورزید.

۱۳۹۴ آذر ۲۶, پنجشنبه

ایران - شهدای راه آزادی

مجاهد شهید سوفان چان مان برهان
مجاهد شهید سوفان چان مان برهان
مجاهد شهید سوفان چان مان برهان  بادخترش حنیفه
مجاهد شهید سوفان چان مان برهان  بادخترش حنیفه
زنی آزاده از چین که جان بر سر آزادی مردم ایران گذاشت
تاريخ تولد: 1337(30ساله)
محل تولد: اوگاندا- كامپلا                                                                     
تحصيلات : ليسانس – انگلستان
سابقه مبارزاتي: 9 سال
یکی از ویژگیهای مبارزات مردم ایران شرکت فعال زنان در تمامی پهنه هاست. اما این میان حضور و شرکت زنانی با ملیتهایی دیگر بسیار خیره کننده و تأمل انگیز است.
یکی از این قهرمانان سو فان چان زنی چینی است که خود را وقف آزادی مردم ایران کرد و در این راه جان باخت.
پدر«سو» چيني و مادرش اهل هنگ كنگ بود.پدر که درارتش انگليس بود،بعد از انقلاب چين به اوگاندارفته و بعد از كودتاي عيدي امين در اوگاندا همراه با خانواده اش راهي انگلستان مي‌شود. «سو» از 12سالگي در انگليس بوده و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد.
در دانشگاه با مجاهدين آشنا مي‌شود و به صورت حرفه‌اي شروع به کار می کند. سو در سالهاي بعد به پایگاههای ارتش آزادیبخش رفته و در چند عمليات نظامي‌ بزرگ شركت مي‌كند.
  او با فروتني ها و «خاكي» بودنش شناخته می شد. طوري رفتار مي‌كرد كه هيچ كس نمي‌فهميد با يك زن چيني الاصل سر و كار دارد كه فارسي را چند سال است آموخته است.
«سو» وقتي به «عملیات فروغ جاویدان» مي‌رود دختري سه سال و نيمه به نام حنيفه داشت. در آخرين ساعات حركت همسرش به او می گوید: اين نبرد با نبردهاي ديگر فرق دارد. تو يك خارجي هستي، دختري كم سن و سال هم داري. بنابراين اصلا كسي از تو انتظار ندارد تا به چنين نبردي بيايي. اگر مي‌خواهي برگرد و برو و دخترت را بزرگ كن!
و «سو» در پاسخ می گوید: اشتباه تو اين است كه فكر مي‌كني به خاطر تو است كه من به اين نبرد آمده‌ام. من به خاطر آرمانم اينجا هستم. حنيفه هم مثل بقيه بچه‌هاي ديگر. يا به ايران مي‌رويم و او هم در كنار بقيه بچه ها بزرگ مي‌شود، يا اگر من برنگشتم باز هم مثل بقيه بچه‌ها. هرچه سر آنها آمد حنيفه هم مثل آنها....
 «سو» با عشقی سرشار به آزادی و ایمان به مسیری که انتخاب کرده بود در عملیات فروغ جاویدان در موضع فرماندهی یکی از یگانهای ارتش آزادی شرکت کرد و در نبردی با شکوه به شهادت رسید.
چشماني از مينياتور ناب داشت
 و دستانش
 گنج پنهان مهرباني بود.
 براي همين هميشه از خاك او
 چشمة عتيق ترانه‌هاي بيدار مي‌جوشد.

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

«حاج قاسم رّخ بنما»!

قاسم  سلیمانی جلاد وقاتل  مجاهدین اشرف  ولیبرتی و خلقهای سوریه وعراق
قاسم  سلیمانی جلاد وقاتل  مجاهدین اشرف  ولیبرتی و خلقهای سوریه وعراق
درد دل یک بسیجی در باره خبر مجروح شدن قاسم سلیمانی جنایتکار در رسانه ها
در حالیکه طی روزهای گذشته رسانه های مختلف خبری از زخمی شدن شدید پاسدار قاسم سلیمانی از ناحیه گردن در اطراف حلب گزارش داده اند، سکوت معنی دار آخوندها در مورد صحت و یا عدم صحت این خبر و دیده نشدن قاسم سلیمانی برای مدت طولانی در انظار عمومی و پخش عکسهای قدیمی از این پاسدار قاتل به جای انتشار عکس جدید از او، سوالات و ابهامات زیادی در مورد سرنوشت این جنایتکار در اذهان شکل داده است. قاسم سلیمانی جنایتکاری است که دستش به خون بیگناهان بسیاری از مردم ایران و عراق و سوریه و لبنان و یمن آغشته است. اما رژیم تلا ش زیادی می کند تا جهت حفظ روحیه نیروها و مزدورانش خبر زخمی شدن پاسدار قاسم سلیمانی را مخفی نگه دارد. ولی برغم همه دستور عملهای مختلفی که رژیم جهت پنهان نگه داشتن این موضوع تا کنون بکار برده این سوال و ابهام حتی در میان بسیجیان و پاسداران جنایتکار و بدنه رژیم هم ریشه دوانده است. بطوریکه یک بسیجی جانباز 70 درصدی در فیسبوک خود می نویسد: «اگر این خبر واقعیت داشته باشد آن روز روزی است که کمر آقا خم میشود . کمر رزمندگان در سوریه خم میشود. راستی مگر ما چند حاج قاسم داریم ؟ چند تا سردار حسين همدانی داریم ؟» براستی واقعیت چیست ؟ بر سر پاسدار قاسم سلیمانی چه آمده است ؟
در زیر متن نامه این بسیجی را که بیانگر عمق نگرانی و غم و غصه است را بخوانید:
«حاج قاسم رخ بنما»
سردار عارف حاج قاسم ، شیر بیشه ولایت ، من یک جانباز ۷۰درصدی هستم درگوشه خانه ام به تو می اندیشم . مدتهاست که به هر سایتی و هرخبر گزاری که سر میزنم یکی از نامهای آشنایی که با آن برخورد میکنم قاسم سلیمانی است ، ولی در چند روز اخیر ، خبرها رنگ و بوی دیگری پیداکرده است. احساس میکنم که گاه اصلا دلم نمیخواهد آنها را ببینم و یا بخوانم . خبرها زیاد است، نمیدانم خودت هم آنها را دیده ای یانه؟ احساسی شبیه به خوف و رجا در درونم هست، نمی خواهم آنها را باور کنم با خودم میگویم که نه این ها همه دروغ است، تبلیغات دشمنان نظام و .... است.
ولی برخی اوقات ناخدا گاه افکار شیطانی وارد ذهنم میشود و قوت میگیرد و با خودم میگویم اگر خدای نکرده ...... چه میشود ؟
همسرم که نگرانی و تشویش من را می بیند بارها از من سوال کرده است: علیرضا تو را این روزها چه شده است ؟ اوایل غمم را در درون دلم پنهان میکردم و درد دلم را به او نمیگفتم ولی امروز که خیلی کلافه بودم و شب خوابم نبرده بود ، نگرانی ام را با او درمیان گذاشتم . بعد از آن هر موقع که همسرم من را در این وضعیت می بیند به من دلداری میدهد و میگوید باور نکن باور نکن نه نه این خبرها واقعی نیست ولی من در درونم غوغاست و این افکار مرا ول نمیکند. هر وقت اسم تو را میبینیم دلهره هایم شروع میشود راستی من چکار کنم؟ گاه از خودم سوال میکنم این چه کابوسی است که من دچارش شده ا م؟ چرا از این کابوس راحت نمیشوم ؟و ...
گاه با خودم فکر میکنم ، نکند دچار مالیخولیا شده ام ؟ آیا تنها من اینگونه فکر میکنم و یا کسان دیگری هم هستند که مانند من فکر کنند ؟ همسرم دیشب گفت : علیرضا درست است که من به تو دلداری میدهم ولی ته دلم خودم هم نگرانی تو را دارم . آنوقت نگرانی ام بیشترمیشود.
سردار عارف آیا میتوانم بگویم ، پس این نگرانی تنها من نیست؟ پس این نگرانی خیلی از بسیجی ها و پاسدارانی که مثل من با تو در جبهه های حق علیه باطل در کنارت بودیم وخاطره های تلخ وشیرینی زیادی داریم، هم ممکن است باشد . بسیجیانی که در عراق وسوریه و یمن و لبنان هستند. آخر تو نام نا آشنایی نیستی!!
میدانی وقتی که مدتی عکسی و یا تصویری از تو وجود ندارد، شایعات تكفيريان و دشمنان و بد خواهان نظام میدان پیدا میکند، این فکر قوت میگیرد که نکند خدای نکرده آنچه که از شنیدن آن فرار میکنم واقعیت داشته باشد !!؟ خدا نیاورد آن روز را .....؟ آن روز روزی است که کمر آقا خم میشود . کمر رزمندگان در سوریه خم میشود. راستی مگر ما چند حاج قاسم داریم ؟ چند تا سردار حسين همدانی داریم ؟ آیا میدانی که در این انقلاب چه خون جگری خورده شده و چقدر شهید داده ایم تا قاسم سلیمانی ، حاج قاسم شده است؟
برخودم میلرزم، شبها خوابم نمی برد، اگر این خبر هولناک واقعیت داشته باشد. وقتی که سردار حسین همدانی شهید شد گفتیم : آسوده بخواب راهت ادامه دارد چون که تو بودی بعد از تو چه بگوییم و ...؟
آن روز روز شادی معاندان نظام و منافقین و ضد انقلاب است . آنهایی که بهر شکل تلاش میکنند که راه نفوذ آمریکا و بیگانگان را و فرهنگ غربی را به جامعه ما باز کنند . حاج قاسم رخ بنما. راستی مگر چه اشکالی دارد که مثلا یک باز خدمت آقا برسی و او ملاقاتی داشته باشی و یا مصاحبه ای کوتاه تلویزیونی داشته باشی ؟ این کار نه تنها به همه شایعاتی که این روزها در مورد شما پخش شده است خاتمه میدهد بلکه به ما نیز آرامش میدهد؟ مطمئنا این انتظار فقط انتظار من بعنوان یک بسیجی ۷۰ درصدی نیست.»

۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه

مریم رجوی: طرح ما یک ایران بدون اعدام است

خانم مریم رجوی  رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
خانم مریم رجوی  رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 

سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانسی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام

در روزی که از طرف ملل‌متحد روز جهانی علیه اعدام نام گرفته، به 120هزار شهید راه آزادی و به‌خصوص به سی هزار زندانی سیاسی قتل‌عام‌شده در سال ۶۷، درود می‌فرستم.
در این روز من آمده‌ام جهان را برای توقف اعدامهای روزانه در میهنم، به یاری بطلبم. شکنجه و اعدام باید متوقف شود. این خواست همه مردم ایران است.
حقوق‌بشر حراج شده
حقوق‌بشر هموطنان مظلوم من، در داخل کشور، سنگسار و در سطح بین‌المللی حراج شده است؛ حراج حقوق‌بشر در برابر معامله اتمی، حراج حقوق‌بشر در برابر شرارت و تروریسم رژیم در منطقه و حراج حقوق‌بشر ایران به‌خاطر ضعف و جبونی برخی سیاستهای بین‌المللی.
آیا حقوق‌بشر فقط در کاغذ قطعنامه‌ها و میثاقهای بین‌المللی باید مورد احترام باشد؟ چرا برای کسی که به جرم هدایت ترور و جنایت در سه دهه اخیر، باید تحت محاکمه قرار گیرد، فرش قرمز پهن می‌کنند؟ لااقل مذاکره با او را به توقف اعدام در ایران مشروط کنید. 
طرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام است. مقاومت ایران از سا‌لها پیش اعلام کرده که خواهان لغو حکم اعدام و پایان شکنجه و هر گونه نقض حقوق در ایران است.
طرح ما احیای دوستی و مدارا و بردباری است. طرح ما برای آینده، برچیدن احکام شریعت آخوندی است. ما قانون جزای ضدبشری و سایر قوانین ناقض حقوق‌بشر در این رژیم را رد می‌کنیم. ما قانون قصاص را ضدانسانی می‌دانیم.
ما از قانونی دفاع می‌کنیم که برپایه گذشت و شفقت و انسانیت است.



۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - زندانی سیاسی صالح کهندل :شاهرخ قهرمان هرگز نمی‌میرد

زندانی سیاسی صالح کهندل
زندانی سیاسی صالح کهندل

شاهرخ قهرمان هرگز نمی‌میرد
يك ساعت قبل هم سلولى، همشهرى وهم رزم قهرمان شاهرخ زمانى،با حالت اضطراب به سراغم آمد وگفت: شاهرخ را هرچه صدا ميكنم جواب نمى دهد وهيچ حركتى ندارد، بى اختيار گفتم مگر ميشود او حركتى نداشته باشد ؟ شاهرخ حتى درخواب هم جنب وجوش دارد، به سراغش رفتم وقتى چهره اش راديدم كه خون از دهان ودماغش بيرون زده بود وهيچ حركتى ندارد ، باور نكردم ، نه اين شاهرخ نيست وامكان ندارد او به خواب ابدى برود ، چون اورابه اين جرم متهم كرده بودند كه مرده ها رازنده ميكند وآنها كه در خواب هستند بيدار ميكند، وچگونه امكان دارد كسى كه ازخواب نفرت دارد به خواب ابدى برود ؟ نه من باور ندارم كه او مرده است ، بلكه او مثل هزاران قهرمان ديگر شهيد وگرامى جاودانه شد وهر لحظه بر سر ظالمان فرياد ميزند ومردم را به مقاومت دعوت ميكند ،بى اختيار زار زار گريه ميكردم وكسى نبود كه دلداريم بدهد ، ناگهان احساس كردم با نگاهى دوست داشتنى در كنارم ايستاده وبازبان شيرين مادريش ( تركى) فرياد مى زند و ميگويد ( انقلابلارهيچ وقت اولمزلو) انقلابى هيچ وقت نمى ميرد ( بونى فقط انقلابيلارقانارلار) اين را فقط يك انقلابى ميفهمد ، اشك چشمانم را پاك كردم ولى چرا دروغ بگويم اين فقط يك حركت شكلكى بود وفايده نميكرد باز اشك چشمانم امانم نميداد دوباره احساس كردم دركنارم ايستاده وميگويد ، چرا براى من گريه ميكنى توكه من را بهتراز هركس ميشناسى و مى دانى من براى خوشبختى وشادى مردم مبارزه ميكنم وهيچ وقت نخواهم مرد ولى اگر دلت گرفته و مى خواهى گريه كنى من رابهانه نكن به اطرافت نگاه بكن وبه حال انها گريه بكن كه سالهاست روحشان مرده وفقط به ظاهر زنده اند.
آرى شاهرخى كه من مى شناسم بزرگتر از مرگ است .
او هرگز نخواهد مرد .
وبراى احياى حقوق كارگران هميشه فرياد خواهد زد.
زندان گوهردشت كرج.
صالح كهندل - زندان گوهردشت
١٣٩٤/٦/٢٢


۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

کهکشان اشرف ،خروش وخیزش ورویش ترانه ها

دست  خوش  خدای رحمان  عجب گلی را برگزیدی


شرح عاشقي اش رو ميشه توي عكس آخرش ديد...
رحمان! نامت هميشه براي بچه هاي ايران زنده و جاويد و آشناست. تويي كه گفته بودي به خاطر وطني كه هرگز نديدي شهيد مي شوي...
« به عنوان يك مجاهد خلق ميخواستم به دشمن زبون بگم كه با تمام توش و توانت هر چي تو چنته ات داري دريغ نكن، اگر تو قتل عام 30 هزار زنداني تونستي مجاهدين رو نابود كني، اينجا هم ميتوني نابود كني، ولي بدون كه بالا بري پايين بياي سرنگونت ميكنيم.»                                              
مجاهد شهید رحمان منانی
مجاهد شهید رحمان منانی
    

                                                     


ایران - اشرف - به یاد حماسه سازان کهکشان اشرف ، اسطوره های جاودان فدا وایستادن

به ياد ناصر قهرمان، هميشه حاضر در ميدان هاي جنگ صد برابر و مسيرهاي سخت و ستيغ هاي سربلند

به خداوندي خدا اگر زمانه 100 بار سخت و دشوار بشود سجده شكر به جا مي آورم و ذره اي از آرمانم كوتاه نمي آيم و با كس نخارد و جنگ صدبرابردرسي درخشان بر دشمن خلق و خدا نشان ميدهيم.چه افتخاري بالاتر از اين كه در مسير فدا و صداقت شهيد و رستگار شوم و البته در يكان 72 فدايي اشرف در خاك پاك اشرف شهيد شوم.
شهید ناصر حبشی
شهید ناصر حبشی

۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

ایران - کرج - پيام جمعي از زندانيان سياسي زندان گوهردشت كرج در سالگرد دهم شهريور ١٣٩٢

 بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج به مناسبت دومین سالگرد دهم شهریور 92 حمله جنایتکارانه به اشرفیان

زندان  گوهردشت کرج
زندان  گوهردشت کرج
واقعه سخت هولناک بود ... هر لحظه شهیدی در خون می غلطید، بی سلاح و با دستانی بسته ... .. در عملی بی تردید جنایتکارانه و مصداق بارز قتل عام ...! دلیل ایستادگی و مقاومتشان را شاید آنموقع کسی نمیدانست، گوئیا تنها ندایی در وجودشان آنها را به ایستادگی و استقامت فرا میخواند، همانگونه که پیامبرشان را فاستقم کما امرت ... و دنیا هم بهت زده این صحنه ها را نظاره میکرد.

۱۳۹۴ شهریور ۹, دوشنبه

ایران – اشرف - برای 3 شهید قتل عام اشرف در 10 شهریور 92

رحمان منانی:

شهدای قتل عام  اشرف در 10شهریور92
شهدای قتل عام  اشرف در 10شهریور92

به جوانان وطن نام تو را خواهم گفت
به یقین آتشی از عشق تو را میگیرند
همچو تو با دل دریایی و با عشق بزرگ
چون بتازند به کفتار زمان، چون شیرند

ناصر حبشی:
قلب خود را ضرب کن در قلب من
خویش را در من بیا تکثیر کن
میهنی دنبال تغییر است یار!
فکر پتکی بهر این زنجیر کن

امیرنظری:

قهرمان،
صفتی است.
تو میتوانی آن را بر پهلوانی بنهی
که بازوهای تنومندی دارد.
اما من آن را بر تو میگذارم
که دلی عاشق
و سری پر مهر مردم داشتی.

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

ایران - تلویزیون العربیه :فصلی درجهنم –مصاحبه با خانواده رضائیهای شهید

من درزمان دانش آموزی وقتی زندگی نامه مجاهدین شهید احمد ورضا ومهدی رضائی را میخواندم صفا ویکرنگی و ایمانشان  در‌خاطرم ثبت می شد.وقلب و وجودم  پر ازطراوت و غرور وافتخار می‌شد.آنها هرلحظه  با زندگیشان، کلامشان، کارشان و آمدن و رفتنشان، انسانیت را ارتقا می‌دادند ومیدهند. به روان پاکشان درود می‌فرستم.  فردا در نبرد آزادی ایران در صفوف اشرفیها و ارتش آزادی و جوانان به‌پاخاسته ایران، حی وحاضرند.
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
به روایت فاطمه رضایی: با توجه به شناختی که توسط برادرام و بچه‌های مجاهدین از آخوندها و رژیم خمینی داشتم هیچ فکر نمی‌کردم که بتونند آن چیزی که آرزوی مردم هست آرمان آزادی هست، محقق کنند، من به‌خاطر کاندیداتوری برادر مسعود، و چون خودم نیز کاندید مجلس بودم، تو شهرهای مختلف ایران برای سخنرانی می‌رفتم، باور کنید تمامی مردم شهرها به استقبال ما می‌آمدند و می‌خواستند ببینند ما چی می‌گیم و شهدای ما برایشان مقدس بود، تک‌تک شهدای ما، ولی خمینی نتونست اینو ببینه و سرکوب شدیدی کرد. 
صدها هزار خانواده‌هایی را می‌شناسم که تمامی‌شان فدای آزادی ایران شدند، من خانواده‌هایی رو از داخل ایران می‌شناسم که تمام پدر مادر و همه فرزندانشان رفتند ونوه هاشون وفرزندان دیگرشون همین الآن دارند مبارزه می‌کنند علیه رژیم خمینی، برای سرنگونیش، من شک ندارم که مردم ایران تا پای جان، تا آخرین لحظه برای سرنگونی رژیم خمینی هیچی کم نمی‌گذارند. 
به روایت ابوالقاسم رضایی 
خانواده ما، یکی از خانواده‌هایی است که قربانی دو دیکتاتوری شاه و شیخ بوده، چهار تن از اعضای خانواده ما در دوران شاه به‌شهادت رسیدند و چهار تا از آنها نیز در دوران خمینی، برادر بزرگتر من احمد که اولین شهید سازمان مجاهدین خلق ایران است که در بهمن ماه سال 1350 شهید شد و به‌دنبال اون برادر کوچکتر احمد که البته یک‌سال از من بزرگتر بود، مهدی دستگیرشد و طی محاکمه‌ای محکوم به اعدام شد که تقریباً در فاصله کوتاهی اعدامش کردند، بعد برادر دیگرم رضا بود که این سال 50 دستگیر شده بود ولی موفق شد که طرح یک برنامه‌ای، یعنی یک برنامه‌ریزی مشخصی که تقریباً بقیه اعضای سازمان مجاهدین در آن مشارکت داشتند از زندان اوین فرار بکند ونقش زیادی در تجدید سازمان این تشکیلات مجاهدین بعد از فرارش ایفا کرد ولی بعد از مدتی طی درگیری خیابانی شهید شد.همچنین یکی از خواهرانم توی یک درگیری خیابانی به‌شهادت رسید.