‏نمایش پست‌ها با برچسب کرمانشاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کرمانشاه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۲۵, جمعه

#ایران - مرگ #دختر #دانشجو در هاله ای از ابهام- #زنان

«شلر فرهادی»‌ دختر رزمی‌کار از ایل سنجابی
«شلر فرهادی»‌ دختر رزمی‌کار از ایل سنجابی
سه سال پیش در چنین روزهایی، یک دختر دانشجوی ۲۵ ساله، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه،‌ با تفنگ شکاری پدرش به زندگی خود پایان داد.
«شلرفرهادی»‌ دختر رزمی‌کار از ایل سنجابی، در پاییز ۱۳۹۰ در حالی که خودش را برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد آماده می‌کرد،‌ ناپدید شد. پس از حدود ۵ ماه خانواده‌‌اش او را جسمی و روحی بغرنجی از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اوین تحویل گرفتند و به روستای خود در کرمانشاه بازگرداندند. ماموران وزارت اطلاعات با این شرط او را به خانواده‌اش تحویل دادند که در صورت احضار به زندان مراجعه کند.

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

ایران - شهدای راه آزادی

مجاهد شهید سمینا اقبال میرزا
مجاهد شهید سمینا اقبال میرزا
مجاهد شهید سمينا اقبال ميرزا
”فدا كردن آموزش نمي خواهد، من هرچه دارم بايد بپردازم وقبل از هرچيز بايد جانم را در اين راه بدهم”.
محل تولد: پاكستان
شغل - تحصيل: زیست شناس
سن: 26
محل شهادت: کرمانشاه
زمان شهادت: 1367
 سمينا اقبال در پاكستان متولد شده و تحصيلاتش را در رشته ليسانس بيولوژي در انگلستان به پايان برد.
در دوران دانشگاه با دانشجويان هوادار مجاهدين آشنا شد وتحت تاثير مناسبات وتلاش خستگي ناپذيرآنان، شيفته آنها شد و وقتش را صرف یاری رساندن به مقاومت ایران کرد.
او آنقدر صميمي ويگانه بود كه تشخيص ايراني ويا غير ايراني بودنش دشوار مي نمود.
یکی از یارانش نوشته است:
سمينا فارسي را به راحتي حرف مي‌زد. از آن گونه انسانهايي بود كه براي شناختش نبايد زحمت زيادي بكشي. از زمرة كساني بود كه قبل از هرچيز صافي و بي رنگي شان چشم آدم را مي‌گيرد.
 سمينا بارها خواستار پیوستن به ارتش آزادی و شرکت در عمليات شده و نوشته بود: از شما مي خواهم كه مرا بفرستيد تا بتوانم سلاح بگيرم وبجنگم..
نهایتا با درخواست او موافقت شد و سمینا در عملیات فروغ جاودان شرکت کرد، جانانه جنگید و به شهادت رسید.
سمینا یکبار گفته بود: از بچگي آرزو داشتم اي كاش در عاشورا و در كاروان حسين بودم. اين حسرت هميشه در من وجود داشت. و حالا فكر مي‌كنم خدا من را به آرزويم رسانده است...
همسر سمینا علی ازغ، مهندس راه و ساختمان از انگلیس نیز در این عملیات به شهادت رسید.
سمینا پسری 5 ساله به اسم علی اکبر داشت که به او عشق می ورزید.