‏نمایش پست‌ها با برچسب فدا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فدا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

ایران - قهرمان اول

 اولین شهید سازمان مجاهدین خلق  ایران  - مجاهدشهید احمد رضایی
 اولین شهید سازمان مجاهدین خلق  ایران  - مجاهدشهید احمد رضایی
مجاهد کبیر احمد رضایی، آموزگار بزرگ شجاعت‌ ، فداکاری و قاطعیت در نبرد
حلقاتی سرسخت و پولادین از زنجیر انسانهای انقلابی که مشعل آگاهی و آزادی را به دیار محرومان ارمغان می‌برند.
و او یکی از آن حلقه‌ها  سرسخت پولادین بود.
یازدهم بهمن‌ماه، سالروز شهادت مجاهد کبیر احمد رضایی، از مسئولان برجسته سازمان مجاهدین خلق ایران است که طی نبردی قهرمانانه با مزدوران ساواک شاه در خیابان غفاری تهران به شهادت رسید.
 احمد رضایی، نخستین شهید سازمان مجاهدین خلق و یکی از درخشانترین چهره‌های انقلابی تاریخ معاصر ایران است. او قهرمانی است که تا آخرین لحظه‌ی زندگیش، بار تمام مسئولیتها و وظایفش را با قاطعیت و پشتکاری شگفت‌انگیز به دوش کشید و با شهادتش نیز سنت قهرمانانه و پاکبازانه‌ی ”فدای تمام‌عیار“ را بنیان گذاشت. از آن روز به بعد، رویکرد قهرمانانه احمد، به الگوی یکی از شورانگیزترین ارزشهای مجاهدین تبدیل گردید.
اما آنچه نام احمد را به‌عنوان یک انقلابی بزرگ و یکی از برجسته‌ترین کادرهای مجاهدین برای همیشه در تاریخ سازمان و مبارزات انقلابی مردم ایران به‌ثبت رسانده، نقش بی‌همتای او در بازسازی تشکیلات مجاهدین پس‌از ضربه گسترده رژیم شاه به تشکیلات مجاهدین در سال 50 بود. هنگامی که در اوضاع تیره و بحرانی پس‌از یورشهای ساواک، با دستگیری کلیه بنیانگذاران و90درصد از اعضای مرکزیت مجاهدین، اساس موجودیت سازمان در‌معرض خطر قرار گرفته بود، احمد به‌عنوان تنها کادر باقیمانده از مسئولان مجاهدین، رسالتی سنگین را بر‌عهده داشت و می‌بایست در بحبوحه بسیج دیوانه‌وار ساواک و تور وسیعی که برای دستگیریش پهن شده بود، به بازسازی تشکیلات بیرون زندان مبادرت می‌کرد. 
احمد طی شش‌ماه تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر و با صمیمیت، فداکاری و شجاعتی توصیف‌ناپذیر، شروع به گردآوری و سازماندهی نیروهای باقیمانده کرد. او بی‌هراس از تورهای وسیع ساواک با اجرای روزی 20قرار، توانست به کمک کادرهای ارزنده‌یی چون فرمانده کاظم ذوالانوار و نیز مجاهد کبیر رضا رضایی، که به‌نحوی قهرمانانه از چنگ ساواک گریخته بود، مسئولیت عظیم و حساس بازسازی تشکیلات سازمان را به‌خوبی به‌انجام برساند.
در صدر کارنامه درخشان حیات انقلابی احمد، شهادت و قاطعیت او در نبرد با دشمن می‌درخشد و این سنت را جنبش نوین انقلابی مردم ایران مدیون احمد رضایی است. از این جهت دامنه تأثیر کار احمد به سازمان ما محدود نشد و سایر انقلابیونی که در دوران شاه، دوش‌به‌دوش مجاهدین می‌جنگیدند بارها در زندان و خارج زندان از نقش و تأثیر راهگشای احمد و نحوه شهادت او تقدیر کردند و حق قهرمانی او را به‌جا آوردند. چرا که همه، تأثیر مادی آن را، که یک گام به‌پیش در مبارزه مسلحانه بود، می‌دیدند.

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - ما عراقیها چه چیزی را باید از مجاهدین خلق بیاموزیم؟

حماسه  پایداری ومقاومت مجاهدان اشرفی
حماسه  پایداری ومقاومت مجاهدان اشرفی 
علی احمد الساعدی نویسنده عراقی در باره حماسه  های پرشکوه  مجاهدان اشرفی  در لیبرتی  بسیار زیبا وتاثیر گذار نوشته است.
اونوشته است :
بیش از 30 سال است که به عراق آمده اند وخانه و خانواده خود را رها کردند تا خودشان را برای یک راه طولانی بسوی آزادی آماده کنند، یک منطقه بی آب و گیاه و صحرائی را برای اقامت خودشان در اولین درس انسانی که به جهان ارائه کردند، انتخاب کردند. در این دشت زیبائیها و امید و آرزو را در خاکهای مرده کاشتند و آنجا را به منطقه سرسبزی تبدیل کردند تا مبارزه اسطوره ای خود را علیه خطرناک ترین رژیم تروریستی وجنایتکار در جهان ادامه بدهند.
میهن شان درپژواک سرودهای انقلابی و حماسی آنها از حنجره هایشان به غرش در می آید، آنان شوق و امید به وطن شان را در چشمان مبارز بزرگ مریم رجوی می بینند.
هر عراقی که حس میهنی دارد و صادق است و به آینده میهنش فکر میکند و به آینده فرزندان و نسلهای آینده فکر میکند باید که از داستان مجاهدین خلق که اکنون سمبل ومثالی برای فدا و جانفشانی در سطح جهانی شده اند درس بگیرد.
آری ...من هم هم صدا با این نویسنده شریف عراقی  تکرار میکنم،
شكوه ايستادگي و عظمت مقاومت قهرمانانه  مجاهدان اشرفی در لیبرتی  واشرف گواه اراده شكست ناپذير ملت ايران براي انهدام قطعي حكومت ولايت فقيه است.
رشیدترین فرزندان  مردم ایران ازچند نسل، در منتهای آگاهی با بینشی عمیق و درکی صحیح از شرایط، با ایمان به استراتژی و تاکتیکهای این نبرد، در اشرف  ولیبرتی  پایدارایستاده اند.
آنها می‌داننددر کانون چه تحولی ایستاده‌اند و در پایداری ومقاومت و شهادتشان چه راهگشایی‌ای نهفته است. قهرمانی آنها، نه فقط به‌خاطر دلاوری و شجاعت بی‌نظیرشان در این سالهای پراز توطئه و قتل وکشتار است ، بلکه به‌خاطر آن است که هرگز تسلیم شرایط و تعادل قوای موجود، آن هم در روزگار تاخت و تاز بی‌هزینه‌گی نشده اند. هرگز چشم‌انداز پیروزی را تیره و تار و تلاششان را بیهوده و عبث ندیده اند.
بر تعهدشان به آزادی پای فشردند وپای می فشارند، با حضور دلیرانه‌شان توطئه‌های دشمن را برهم زده و او را رسوا کرده ومی کنند.
و این چنین کانون استراتژیک نبرد و منشأ الهام و انگیزش مردم ایران را معنا کردند و بذر هزار اشرف را در سراسر میهن پاشیدند
فاشیسم ولایت‌فقیه برای حفظ سلطه خود در عراق، به هر تبهکاری و جنایتی دست زد؛ از قلع و قمع جنون‌آسای مردم عراق، تا محاصره ضد‌انسانی و حملات پی‌درپی علیه اشرف و لیبرتی. اما سرانجام بزرگترین شکست رژیم در همان عراق رخ داد و آثار دوران پایانی و جام زهر سرنگونی قبل از هر کجا و بیشتر از هر جا در عراق ظاهر شد.
مماشاتگران و متحدان ولایت‌فقیه در ماندگاری مالکی کمترین تردیدی به خود راه نمی‌دادند. اما در میان بهت و ناباوری آنها تمام امیدشان یکسره برباد رفت. پس بی‌تردید، برج و باروی خامنه‌ای نیز، فرو خواهد ریخت. وسپاه پاسداران ولایت‌ سفیانی فقیه وقیح  خامنه ای  نیز در برابر توفان اراده ملت ایران دوام نخواهد آورد.

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

«بدرخش! تو یک مرواریدی! انسان!» برگی از باورهای مریم رجوی

مریم رجوی
مریم رجوی
همواره هر کار صعب و تاریخی، با یک شعار نو، و یک باور نو، در زمانه، جنبشی و شوری در سیر حرکت جامعه به و جود می‌آورد. و تحولی را در یک دوران تاریخی رقم می‌زند.
در سالهای اخیر یک شعار، یک باور و یک اراده منشأ رقم‌خوردن و تحقق پیروزیهای عظیم علیه رژیم ولایت‌فقیه بوده است. این شعار و حرف نو بر پایه تجربه پیروزیهای بزرگ مقاومت و درگیر و دار کارزارهایی با چشم‌انداز پیروزیهای دیگر با صراحتی بیش از گذشته تکرار شد.
مریم رجوی  معتقد است :
«سرچشمه تواناییها، شکافتنها، پیش رفتنها، و سرچشمه همه تغییرات، از هر جنس، به هر میزان، در هر میدان، گوهر انسانی نهفته در تک‌تک انسانهاست».
او همواره در سخنانش راجع به توان انسان و نگاه نوی به انسان صحبت می‌کند.
اومی گوید «هر آینه بپذیریم که انسان گوهری بی‌همتا و ناموس هستی و تاریخ است، لاجرم باید در او به‌گونه‌یی در تراز کرامتش بنگریم».
می‌دانیم که خمینی برای پایدار کردن سلطه اهریمنی خودش بر جامعه ایران مسیری رو درست عکس این شعار در پیش گرفت و با اتکا به‌ قدرت شیطانی ناشی از استبداد دینی دقیقاً کرامت انسانی مردم ما را هدف قرار داد. کشتن روح و کرامت انسانی بسا فراتر از گرفتن جان انسانها و نسل کشیهایی که کرد. خمینی یک بار در همان اوایل حکومتش در مصاحبه‌یی گفت: «حکومت اسلامی تنها به این قانع نیست که افراد در جامعه تخلف نکنند، بلکه با این کار دارد که در درون خانه‌ها و حتی در درون کلة افراد چه می‌گذرد». روز 14بهمن‌63 هم در یک سخنرانی علنی که از رادیو تلویزیون پخش شد، گفت: «آدم گاهی درست نمی‌شود مگر این‌که ببرند و داغ کنند تا درست بشود. با اشخاصی که بر‌خلاف این هستند آنها را بکشید و بزنید، حبس کنید».
این سیاه‌ترین نوع سرکوب تاریخ معاصر بود که تنها در یک دیکتاتوری مذهبی امکانپذیر می‌شود. او از ابتدا به‌نام دین بذر کینه را در جامعه پاشید و به‌ کشتن مهر و محبت و از میان برداشتن با همه آثار اون کمر بست. جامعه ما بدترین نوع خیانت به اعتماد را در خمینی و رژیمش تا مغز استخوان تجربه کرد. جریحه‌ای که بر قلب و روح ایرانی در سالهای این حاکمیت ننگین وارد شد به‌قدری عمیق است که به‌نظر می‌رسد به‌سادگی قابل التیام نیست. اما یک داروی منحصر به‌فرد برای درمان و جبران آن هست: نهایت وفا و فدای بی‌چشمداشت. این بی‌حرمتی به انسان ایرانی، با نهایت احترام به کرامت انسان جبران می‌شود. همان ارزش درخشانی که ما آن را در آیین اسلام راستین، دموکراتیک و بردبار دیده‌ایم. همان اسلامی که در این سالیان مریم رجوی به‌دنیا معرفی کرده و دیدگاهش نسبت به انسان از این مکتب سرچشمه گرفته، نگاهی نو به انسان، که امید را به انسان باز می‌گرداند و سرچشمه تواناییها و پیروزیهای مقاومت ایران در سالهای اخیر بوده است».
ترویج افکار او، و یا داشتن عکس و تصویر مریم رجوی در ایران زیر اختناق، از سوی رژیم ولایت‌فقیه محاربه با خدا اعلام شده.
او نگاه خود نسبت به انسان را بارها بیان کرده است. از جمله می گوید: «آری، انسانهایی لبریز از امید، انسانهایی پایدار و شکیبا، که در برابر هجوم ناملایمات، دشواریها و سختیها، ایستادگی می‌کنند، و به خورشید درخشانی که در پس ابرهای سیاه است، ایمان دارند و به تراز چشمگیری از ظرفیت انسانی دست‌یافته‌اند. آنچه را که نشدنی می‌نماید، با طاقتی بسیار، با تعهدپذیری شگفت و با عشقی پر سودا برآورده می‌کنند».
این اعتقادی است که مریم رجوی در سالهای مبارزه با رژیم ولایت‌فقیه نزدیک به سه دهه است با اتکاء به آن، مبارزه را پیش می‌برد. بسیاری از آنها که عملکرد این اعتقاد را دیده‌اند در مورد آن شهادت داده‌اند.
در پرتو همین دیدگاه و ایمان و اراده‌ی مریم بوده که نسلی که در برابر خمینی، همه چیز را از درون خودش استخراج کرد، به اتکای انقلاب مریم به تعادل‌قوا در سیاست و صحنه‌های مختلف پشت پا زده و در این سه دهه، ناممکنهای بزرگی رو ممکن کرد.
چاه باطل خمینی در ایران، هر چه عمیق هم که باشد، با چنین ایمانی گل گرفته خواهد شد.

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

ایران - شهدای راه آزادی

مجاهد شهید سمینا اقبال میرزا
مجاهد شهید سمینا اقبال میرزا
مجاهد شهید سمينا اقبال ميرزا
”فدا كردن آموزش نمي خواهد، من هرچه دارم بايد بپردازم وقبل از هرچيز بايد جانم را در اين راه بدهم”.
محل تولد: پاكستان
شغل - تحصيل: زیست شناس
سن: 26
محل شهادت: کرمانشاه
زمان شهادت: 1367
 سمينا اقبال در پاكستان متولد شده و تحصيلاتش را در رشته ليسانس بيولوژي در انگلستان به پايان برد.
در دوران دانشگاه با دانشجويان هوادار مجاهدين آشنا شد وتحت تاثير مناسبات وتلاش خستگي ناپذيرآنان، شيفته آنها شد و وقتش را صرف یاری رساندن به مقاومت ایران کرد.
او آنقدر صميمي ويگانه بود كه تشخيص ايراني ويا غير ايراني بودنش دشوار مي نمود.
یکی از یارانش نوشته است:
سمينا فارسي را به راحتي حرف مي‌زد. از آن گونه انسانهايي بود كه براي شناختش نبايد زحمت زيادي بكشي. از زمرة كساني بود كه قبل از هرچيز صافي و بي رنگي شان چشم آدم را مي‌گيرد.
 سمينا بارها خواستار پیوستن به ارتش آزادی و شرکت در عمليات شده و نوشته بود: از شما مي خواهم كه مرا بفرستيد تا بتوانم سلاح بگيرم وبجنگم..
نهایتا با درخواست او موافقت شد و سمینا در عملیات فروغ جاودان شرکت کرد، جانانه جنگید و به شهادت رسید.
سمینا یکبار گفته بود: از بچگي آرزو داشتم اي كاش در عاشورا و در كاروان حسين بودم. اين حسرت هميشه در من وجود داشت. و حالا فكر مي‌كنم خدا من را به آرزويم رسانده است...
همسر سمینا علی ازغ، مهندس راه و ساختمان از انگلیس نیز در این عملیات به شهادت رسید.
سمینا پسری 5 ساله به اسم علی اکبر داشت که به او عشق می ورزید.

۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

سلام بر عید قربان ، عید پدر انبیاء توحید

  عید قربان ، عید پیام  دهنده انقلاب ، عید ابراهیم، پدر پیامبران  برشما مبارک باد

مهمان به در خانه زد ایران
برخیز  وبه رویش  بگشا در
ازبهر  نثار قدم  او
قربانی خود  بهر فدا  بر
بله
 در میزنند
کیست؟
در را باز کنید که عید آمده ،
عید قربان  در آستانه  خانه ماست
عید قربان چه  میگوید ؟
میگوید آیادر زنجیری؟
برخیز وفدا کن وزنجیر بگسل،
می گوید ستمگر برتو حاکم است؟
برخیز وهیهات  بگو  وآماده پرداخت بها  وفدا وقربانی  شو
 بله
 درمان جراحات  تو با اوست
این درد باید به درگاه دوا بست
سلام بر عید قربان ، عید پدر انبیاء توحید  

۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

ایران - اشرف - شکوه قله حماسه اشرف ، پس از دو سال

کهکشان  زهره
کهکشان  زهره 

سه سال از شکوهمندترین  حماسه پایداری  اشرف میگذرد ، حماسه یی که آوازه  اشرف  واشرفیان  را بر بام جهان  درخشان تر از پیش به ثبت  رساند وعظمت آن در همین روزهای سرنوشت  ساز، نوید پیروزی  محتوم ماست .

نوید پیروزی نسلی که جنگید  وایستادگی  کرد، درگذر از هفتاد هزار وادی خنجر  وخیانت ،خونچکان اما سرشار از یقین وایمان  با گوشت وپوست  خود راه  را به جلو باز کرد،از پای ننشست  وپرخروش وبی امان از قله یی به قله یی دیگر پیروز وپایدار و درخشان ،ماندگار شد.

در 10شهریور 1392 دفتر اشرف نه تنها بسته نشد، بلکه خورشید بی‌غروب آن تازه طلوع کرد. اشرف، اسطوره فنا ناپذیر پایداری و فدا درتاریخ ایران شد و در جایگاهی قرار گرفت که دیگر دست هیچ دیکتاتور و ستمگری به آن نمی‌رسد؛ برج و بارویی سرکشیده به افلاک که نه از توفان حوادث و نه از توطئه ارتجاع و استعمار، هرگز آسیب و گزندی نمی‌بیند.

ایران - پنجاهمین سال تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران

آرم سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران
آرم سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران 

آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی ...

امسال به جشن پنجاه سالگی تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران نشسته ایم. پنجاه سال غرور و افتخار. پنجاه سال سربلندی و سرفرازی. پنجاه سال ایستادگی و مقاومت. پنجاه سال فدا و قربانی بی چشمداشت در مقدم موکب آزادی خلق ایران.
کافی است که برگهای زرین تاریخ این پنجاه سال را ورق بزنیم و آثار این خیر و برکت را در این میلاد و تولد جستجو کنیم. از روز نخستین که حنیف کبیر این بذر شجره طیبه را در جامعه ایران کاشت تا به همین امروز که شاهد بالندگی و رشد این شجره در سراسر ایران و جهان هستیم، این سازمان مسیر صعب گردنه های سیاسی، بینالمللی و منطقه ای را با قدرت و اقتدار پشت سرگذاشته است. با دو دیکتاتوری چکمه و عمامه چنگ در چنگ بوده است. در این مسیر از فدای حداکثر نهراسیده است. معادلات منطقه و جهان آن را نلرزانده است. زد و بندهای سیاسی و خیانتها هم براو کارگر نبوده، محاصره و شکنجه و اعدام اسیران هم گرد تسلیم و ذلت بر چهره این سازمان ننشانده است.