‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۵, شنبه

ایران - عشق پاورچین از ایستگاه آزادی میگذرد، و رد آزادی را ،از رنگ می جوید

عشق  پاورچین  از ایستگاه آزادی میگذرد - ورد آزادی را از رنگ می جوید
عشق  پاورچین  از ایستگاه آزادی میگذرد - و رد  آزادی را از رنگ می جوید
رنگ‌ با نور سخن می‌گوید
علف با صحرا
باد با درخت
پرنده با هوا
چشمه با صخره
زمین با خاطراتش
انسان با آزادی...
اینک وزشی‌ست از شانه‌های تاریخ...
عشق
ـ پاورچین ـ
از ایستگاه ممنوع
می‌گذرد
و ردّ آزادی را
از رنگ می‌جوید
از نور و
علف و
باد و
پرنده و
چشمه و
زمین و
انسان...
آن که همیشه بر در می‌زند
مسافر ردّ راهی چنین...

۱۳۹۴ آذر ۱۱, چهارشنبه

میرزاکوچک‌خان؛ نخستین پیشگام در مبارزه انقلابی مسلحانه در تاریخ معاصر ایران

میرزاکوچک خان -  سردارجنگل
میرزاکوچک خان -  سردارجنگل

یونس، معروف به میرزاکوچک، فرزند میرزابزرگ، جوانی از مجاهدان مشروطه و عضوی از کمیته ستارخان بود که در فتح تهران و فرماندهی دسته‌های مجاهدان برای جنگ با قوای استبداد شرکت داشت.
او برای جلوگیری از محو دستاوردهای انقلاب مشروطه، سلاح به دست گرفت و راهی جنگلهای گیلان شد تا آتش آزادی را، این بار از دل جنگلهای گیلان شعله‌ور سازد.
میرزاکوچک‌خان به یمن مقاومت دلیرانه خود و یارانش، حمایت گسترده مردم گیلان را به‌دست آورد. روز 14خرداد سال 1299 شمسی، میرزاکوچک‌خان در رأس مجاهدان جنگل که سراسر گیلان را آزاد کرده بودند، وارد شهر رشت شد.
میرزا به‌دعوت مردم و در میان استقبال شورانگیز آنان با صدور اعلامیه‌یی، حکومت جمهوری را در گیلان اعلام کرد.
جنبش جنگل، با توطئه خائنین و فرصت‌طلبان و کودتای ناجوانمردانه آنان روبه‌رو گردید.
میرزا برای جلوگیری از خونریزی، از شهر به سمت جنگل عقب‌نشینی کرد. خیانت فرصت‌طلبان، شرایط را برای ارتجاع و استعمار فراهم نمود تا ضربه نهایی را بر پیکر جنبش جنگل فرود آورند. سرانجام، میرزا نیز پس از مقاومتی دلیرانه، در حالیکه برای سازماندهی و جمع‌آوری باقیمانده نیروهایش بسوی خلخال روانه بود، در میان راه به‌دلیل برف و بوران شدید به شهادت رسید.
تاریخچه جنگاوری و دلاوریهای میرزا به‌مثابه گنجینه‌یی گرانبها در اختیار رزم‌آوران آزادی قرار گرفته و آرمانش همچون مشعلی فروزان فراراه جوانان میهن است.
یازدهم آذرماه، سالروز شهادت سردار جنگل، میرزاکوچک‌خان درسال 1300 شمسی
بخشی از سخنان رهبر مقاومت مسعود رجوی در میتینگ تاریخی استادیوم تختی شهر رشت - 14اسفند 1358
به‌هرحال برای من افتخار بزرگی است که امروز یعنی در سالگرد پیشوای بزرگ نهضت ملی، مصدق کبیر در میان شما باشم. در کنار شما، در خانه شما، یعنی در محضر میرزا، سردار بزرگ جنگل، سرداری که نخستین پیشگام تاریخ معاصر ایران در مبارزه انقلابی مسلحانه بود
سرداری که در پس زمستان تیره وطن و در تندباد سیاه وطن‌فروشی و ساخت‌وپاختهای وثوق‌الدوله‌ها از کنج مدرسه، راه جنگل را پیش گرفت تا به گرمی و خروش خون خودش، بهاری تازه خلق کند. و هر چه درس وفا و صفا خوانده بود، در مقابل خلق پس دهد و راستی که چه خوب، معلم وفا و پاکباختگی و وطن‌پرستی و مروت شد و تعلیم داد. نه به تمام گیلان، بل به تمام ایران.
آن که وقتی سر از بدن یخ‌زده‌اش جدا می‌کردند، جز یک ریال چیزی بیشتر در جیب نداشت ولی با این همه در پی آرمان مردم و آرمان آزادی در مقابل هر توفانی، سینه سپر می‌کرد. راستی در تاریخ چه بد نوشته‌اند، چه بد نوشته‌اند که سردار ما در برفها یخ زد.
نه، نه، آنها البته می‌خواستند سردار یخ بزند، ولی میرزای ما که یخ نزد! او در آرمانش ذوب شد و در رگها و قلبهای تک‌تک ما جاری شد، مگر ندیدید؟
مگر ندیدید که سردار جنگل، با همان سلاح و با همان عزم آهنین هر وقت لازم شد از قلب گیلان دوباره بپا خاست، دوباره برخاست، آمد در شهرها و روستاها و پیام جنگل سبز را که همان سرود سرخ رهایی است توده‌گیر کرد.
پس چه کسی گفت که میرزا یخ زد؟ نه، او همین جاست! توی دل تک‌تک ما و هم‌الآن دارد می‌تپد. آخر، ما همان نسلی هستیم که تفنگ و آرمان سردار را به دوش کشیدیم، نسلی که در آرمان و تفنگ سردار زنده شدیم و باز هم او در ما زنده خواهد شد. برعلیه ستمگرها، دزدان شرف، و دزدان حاصل کار مردم.
«کلامی از سردار جنگل، در سالروز شهادت آن قهرمان»
میرزا کوچک‌خان خطاب به یارانش:
« «این روزها بهترین اوقات آزمایش است. هر چند وضعمان بد است، همه خسته و فرسوده‌ایم، بی‌پول و بی‌آذوقه، مواجه با انواع مشکلات و در معرض تندباد حوادثیم، ولی از شما می‌پرسم آیا برای عاشقان میهن و آنهایی که دارای درد وطن‌پرستی‌اند، این‌گونه سختیها دارای اهمیت است؟
آن روز که ما تفنگ به دوش گرفتیم و برای استقلال ایران قیام کردیم وضع‌مان از این بدتر بود. چه چیز در مقابل آن‌همه مخاطرات ما را حفظ کرد؟ آیا جز ثبات و استقامت؟»...
آیا سخن میرزا، تنها خطاب به یاران آن‌روزش بود؟

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - به ياد زنداني مقاوم ‫شاهرخ زماني...


زندانيان سياسي گوهردشت با تجمع در سالن 12 مراسمي به ياد شاهرخ زماني را گرامي داشتند. اين مراسم با يك دقيقه سكوت به نام ‏آزادي و نام ‏شهدايزنداني و به نام شاهرخ زماني شروع شد. در ادامه تعدادي از زندانيان ‏سياسيدر وصف تاريخ مبارزه سخنراني كردند و بعد دانشجوي زنداني ‏ميثاق يزدان نژاد خاطراتي از شاهرخ گفت. ‏زانيار مرادي ‏ترانه اي كردي اجرا كرد و ‏صالح كهندل و حسني ترانه اي آذري سرودند.
اين مراسم با اجراي ترانه معروف «مرغ سحر» به پايان رسيد.
شهید فهرمان خلق شاهرخ زمانی
شهید فهرمان خلق شاهرخ زمانی

۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

ایران - اشرف - شکوه قله حماسه اشرف ، پس از دو سال

کهکشان  زهره
کهکشان  زهره 

سه سال از شکوهمندترین  حماسه پایداری  اشرف میگذرد ، حماسه یی که آوازه  اشرف  واشرفیان  را بر بام جهان  درخشان تر از پیش به ثبت  رساند وعظمت آن در همین روزهای سرنوشت  ساز، نوید پیروزی  محتوم ماست .

نوید پیروزی نسلی که جنگید  وایستادگی  کرد، درگذر از هفتاد هزار وادی خنجر  وخیانت ،خونچکان اما سرشار از یقین وایمان  با گوشت وپوست  خود راه  را به جلو باز کرد،از پای ننشست  وپرخروش وبی امان از قله یی به قله یی دیگر پیروز وپایدار و درخشان ،ماندگار شد.

در 10شهریور 1392 دفتر اشرف نه تنها بسته نشد، بلکه خورشید بی‌غروب آن تازه طلوع کرد. اشرف، اسطوره فنا ناپذیر پایداری و فدا درتاریخ ایران شد و در جایگاهی قرار گرفت که دیگر دست هیچ دیکتاتور و ستمگری به آن نمی‌رسد؛ برج و بارویی سرکشیده به افلاک که نه از توفان حوادث و نه از توطئه ارتجاع و استعمار، هرگز آسیب و گزندی نمی‌بیند.

ایران - پنجاهمین سال تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران

آرم سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران
آرم سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران 

آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی ...

امسال به جشن پنجاه سالگی تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران نشسته ایم. پنجاه سال غرور و افتخار. پنجاه سال سربلندی و سرفرازی. پنجاه سال ایستادگی و مقاومت. پنجاه سال فدا و قربانی بی چشمداشت در مقدم موکب آزادی خلق ایران.
کافی است که برگهای زرین تاریخ این پنجاه سال را ورق بزنیم و آثار این خیر و برکت را در این میلاد و تولد جستجو کنیم. از روز نخستین که حنیف کبیر این بذر شجره طیبه را در جامعه ایران کاشت تا به همین امروز که شاهد بالندگی و رشد این شجره در سراسر ایران و جهان هستیم، این سازمان مسیر صعب گردنه های سیاسی، بینالمللی و منطقه ای را با قدرت و اقتدار پشت سرگذاشته است. با دو دیکتاتوری چکمه و عمامه چنگ در چنگ بوده است. در این مسیر از فدای حداکثر نهراسیده است. معادلات منطقه و جهان آن را نلرزانده است. زد و بندهای سیاسی و خیانتها هم براو کارگر نبوده، محاصره و شکنجه و اعدام اسیران هم گرد تسلیم و ذلت بر چهره این سازمان ننشانده است.