‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۳, جمعه

اخبار - ایران - زندانیان سیاسی - حمله به زندانیان سیاسی اوین با تحریک دژخیمان خامنه ای

زندان اوین
زندان اوین
زندانیان بند7  زندان اوین روز پنجشنبه 22بهمن با برنامه ریزی قبلی و تحریک مزدوران خامنه ای جنایتکار ، به زندانیان سیاسی حمله کرده  وآنها  را مورد ضرب وشتم قرار دادند.
بنا به گزارش های رسیده، حدود۲۰ تن به بهداری  زندان منتقل شدند.
در گیری در بند ۷ این زندان با توهین، فحاشی و سردادن شعار از سوی زندانیان عادی آغاز و سپس به یورش و ضرب و شتم زندانیان سیاسی پرداختند.

۱۳۹۴ بهمن ۱۵, پنجشنبه

ايران - سركوب و اعدام

کشیش سعید عابدینی: در زندان اوین مرا شکنجه کردند
کشیش سعید عابدینی: در زندان اوین مرا شکنجه کردند
کشیش سعید عابدینی: در زندان اوین مرا شکنجه کردند
سعید عابدینی کشیش آمریکایی ـ ایرانی‌تبار در جریان مبادله زندانیان با آمریکا آزاد شده
برای اولین بار به شکنجه‌هایی که روی وی اعمال شده اشاره کرد.
سعید عابدینی در مصاحبه با فاکس‌نیوز گفت: در دادگاه بازپرسها مرا برای اعتراف دروغ کتک می‌زدند.
وی افزود: به‌دلیل خودداری از امضای یک اعتراف نامه غیرواقعی در زندان اوین تهران مورد شکنجه قرار گرفتم و به سلول انفرادی فرستاده شدم.
سعید عابدینی۳۵ ساله، بیش از سه سال در ایران زندانی بود. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق راه‌اندازی کلیساهای خانگی به ۸ سال زندان محکوم شده بود.

۱۳۹۴ بهمن ۲, جمعه

ایران - اشرف رجوی، اسطوره‌یی جاودان

ایران - اشرف رجوی، اسطوره‌یی جاودان
ایران - اشرف رجوی، اسطوره‌یی جاودان
نامت سپیده دمی‌ست که بر پیشانی آسمان می‌گذرد.
37سال پس از 30دی، 37سال پس از دهها و صدها رویداد تعیین‌کننده در ایران و در این منطقه از جهان، امروز دیگر فهمیدن این‌که رویداد 30دی تا کجا تعیین‌کننده و تا کجا تاریخساز بوده و چرا و چگونه پاسخ محتوم به ضرورت تاریخ بوده، و چرا و چگونه پاسخ محتوم به ضرورت تاریخ بوده، نیاز به هوش و ذکاوت ویژه‌یی ندارد.

۳۰دی سالروز آزادی آخرین گروه از زندانیان سیاسی زمان شاه قبل از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی در ۲۲بهمن ۱۳۵۷ است.
مسعود رجوی، موسی خیابانی و اشرف رجوی از جمله آخرین زندانیانی بودند که از زندان آزاد شدند.
قبل از ترک زندان ، مسعود رجوي از بقيه ميخواهد كه مطمئن شوند کسی در زندان جا نمانده باشد. وقتی به ‌مقابل زندان زنان رسیدند، توقف کرده و پرسیدند: «آیا کسی در زندان مانده است؟» دقایقی بعد زني از در بیرون آمد که زندانیان او را برای اولین بار می‌دیدند. اما چهره مصمم، صلابت چشمگیر و صمیمیت انقلابیش، که در همان لحظات کوتاه بارز بود، از یک آشنایی عمیق ایدئولوژیک و انقلابی حکایت می‌کرد. او خودش را «مجاهد خلق» معرفی کرد و گفت: «به‌زندان ابد محکوم شده‌ام». او اشرف رجوی بود که سابقه سالها مبارزه و مقاومت در زیر شکنجه های وحشیانه را بر دوش داشت.

۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

ایران - نه به آخوندروحانی - نه به اعدام -رئیس جمهوراعدام رابه اروپاراه ندهیداو نماینده مردم ایران نیست

نه به سفر روحانی، نماینده وقیح رژیم شکنجه و اعدام در ایران!
با نگاهی به کارنامه سراسر جرم و جنایت آخوند روحانیجنایتکارکه از روز نخست نقش های کلیدی و امنیتی در نقض حقوق بشر و همچنین صدور جنگ، تروریسم و بنیادگرایی در دیکتاتوری ولایت فقیه ایفا نموده است، بواقع نخستین سوالی که به ذهن هر ناظر داخلی و خارجی خطور می کند، پیدا کردن دلیل و چرایی برای دعوت از رئیس جمهور جنگ و اعدام می باشد. عملی که به یقین با تمامی داده های حقوق بشر نوین و روح و جوهره آزادی در تضاد آشکار است.
در رابطه با نقش کلیدی وی در دوران جنگ ضد میهنی که به کشته و زخمی شدن قریب یک میلیون نفر و وارد شدن بیش از 1000 میلیارد دلار خسارت به 7 استان کشورمنجر گردید.
در دوران جنگ ایران و عراق،آخوند روحانی مسئولیت‌های متعددی، از جمله عضویت در شورای عالی دفاع،عضویت در شورای عالی پشتیبانی جنگ و رئیس کمیسیون اجرائی آن ، معاونت فرماندهی جنگ ، ریاست ستاد قرارگاه مرکزی ضدخاتم‌الانبیاء و فرماندهی پدافند هوایی کل کشوررا برعهده داشت. روحانی یکی از ۳ نفری بود که به نمایندگی از هاشمی رفسنجانی، در گفتگوهای پنهانی با مک فارلین شرکت داشت. روحانی بین سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۸ به معاونت جانشین فرماندهی کل قوا منصوب شد. بعد از پایان جنگ،به همراه تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش، نشان درجه دو فتح و در مراسم دیگری در سالروز آزادسازی خرمشهر، به همراه جمعی دیگر از فرماندهان و مسؤولان پشتیبانی جنگ، نشان درجه یک نصر را از خامنه‌ای فرمانده کل قوا، دریافت کرد».
بسیاری از مدافعان حقوق بشر و انسان های صلح دوست، قربانیان و خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی که از جور و ستم رژیم آخوندی و تمامی باندها و دستجات آن به غذاب آمده و در رنج بسر می برند، خواهان بازگشت دوباره یک دیکتاتوری خون ریز و ظالم به “جامعه بین الملل» از طریق “پهن کردن فرش قرمز» نبوده و نیستند، بلکه به درستی براین باورند که جایگاه واقعی حکام خون ریز تهران، به حکم تاریخ و قوانین بین المللی در مقابل یک دادگاه ذیصلاح برای رسیدگی به جنایات بی شمار و نسل کشی و بویژه اعدام بیش از 120 هزار تن از مخالفن سیاسی ودگراندیشان می باشد.
متحدادر تظاهرات بزرگ جوامع ایرانی، اعضای  خانواده بزرگ مقاومت و ایرانیان آزاده علیه سفر آخوند روحانی که مردم ایران و جهانیان بدرستی از وی به عنوان “رئیس جمهور» اعدام نام میبرند، می پیوندیم.
بنابراین وظیفه انقلابی و میهنی هر ایرانی میهن پرست است تا ضمن شرکت در تظاهرات روز ۲۸ ژانویه در پاریس، چهره واقعی آخوند روحانی را به عنوان نماینده رژیم شکنجه و اعدام در انظار جهانیان افشا نماید.
این کمترین انتظار مردم زجرکشیده، بویژه مادران داغدار و شجاع ایرانی از ماست که خود با پذیرش خطرات جدی در داخل کشور به مقابله با اعدام و شکنجه و زندان برخاسته اند؛ انتظار کودکان کارتن خوابی است که قربانی بیداد و ستم باندهای دزد و فاسدی هستند که روحانی به نمایندگی از طرفشان به پاریس می آید.

۱۳۹۴ دی ۱۸, جمعه

ایران - صدای مادران، شمشیری ست

ایران  - مادران قیام در تهران
ایران  - مادران قیام در تهران 
صدای مادران قیام،صدای بی صدایان رادرتاریخ ایران زمین، به ثبت رساندند.
آنهاصدای مادران بغض کرده وپدران داغداردهه شسصت شدند که جهان خبردارشان نشد.
صدای مادران قیام 88 هستند.
فریاد رسای کارگرانی هستند که تن به شعله های آتش سپردند. کارگرانی که طاقت نگاههای گرسنه فرزندان خویش را نداشتند .
فریاد رس زنانی شدند که توسط عمال رژیم زن ستیزمورد تجاوز واسید پاشی قرارگرفتند.
پژواک صدای بی صدای لشکرکودکانی هستند که درکوچه ها وخیابانها سلاخی میشوند.
وسرانجام پژواک صدای صبا هفت برادران مجاهد خلقی که درآخرین لحظه عمرپربارش خطاب به ارتجاع واستعمار گفت ما تاآخرایستاده ایم و  صدای ندا حسنی هاهستند که برای رهایی مردم ومقاومتش تن وجان خودش را شعله ورساخت.
پیام رسان صادق،نداها وصباها وهمه آزادیخواهانی که دیروزبرتیرکهایی اعدام بوسه زدند هستند،ستارها و فرزاد کمانگرها، ریحانه ها وفرینازخسرویها که در دفاع ازآزادی وشرف خویش ، جان دادند و به خامنه ای" نه " گفتند!
صدای فریاد ایران وایرانیندکه  خواهان سرنگونی تام وتمام ولایت آخوندی درایرانند. فریادی است که  به مماشاتگران غارتگر میگویند دست نوازش ازسرآخوندها بردارید،ایران وایرانی صاحب دارد. 
مادران قيام در ايران ، فرزندان بيگناهشان يا در دل خاک مدفون شده اند، يا سال هاست مفقود و يا در زندان ها بلاتکليفند.  عده ي زيادي از فرزندانشان نيز مجروح و معلول در کنج خانه ها در انتظار بهبودي اند. اما با حضور جمعي خود در پارک لاله تهران وجلوی زندان اوین وسایر زندانها وخاوران .... صداي فرزندان شان و صداي خانواده هاي رنجديده را فرياد میزنند و به گوش  مردم ايران و جهان میرسانند. درود بي پايان به این مادران مقاوم وپایدار باشيد.
درحاکمیت خفقان‌آور دیکتاتوری، آنگاه که دهانها را می‌بندند، و قلبها را تیرباران می‌کنند، یا گلوها را بدار می‌کشند، همیشه در کنار صفیر تفنگهای مبارزان آزادی، صدایی بوده است.
صدایی هم‌چون صدای خود مقاومت، که هم‌چون مرغ حق، پیاپی باطل بودن ظالم، و به‌حق بودن مبارزه برای برانداختن دیکتاتور را نشان داده، و مردم را مبارزه برانگیخته است.
صدایی که درست مثل صدای خود پیشتازان و مبارزان، و مثل همان کلام حق، نابودکردنی نیست. صدایی که ستمگر توان خاموش کردن آن را ندارد.
در خفقان دیکتاتوری، وقتی مبارزی دستگیر می‌شود، اولین قلبی که برای آزادی او می‌تپد قلب نزدیکترین کس، یعنی مادر است. اولین قطرات اشک از چشم مادر می‌چکد و اولین تلاشها از خانه او آغاز می‌شود، و اولین گامها در راه گذاشته می‌شود.


۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - گران ترین هزینه در زندگی چیست؟ رابطه ما وگلریزان سیمای آزادی

همیاری وگلریزان سیمای آزادی
همیاری وگلریزان سیمای آزادی
وجدان آدمی از لحظه ای که چراغش روشن شود دیگر نه حد دارد ونه قابل بودجه بندی است از یک درم وقلم وقدم تا فدای همه چیزمثل اشرفیها در آن نهفته است.
 پس رابطه با گلریزان سیمای آزادی میدان کارد کرد وجدانهای بیدار شده است.این پهنه متعلق به همه انسانهاست ومرزی ندارد جز وجهه مشترک واستمرار بلوغ ارزشهای انسانی با هر باور ، ملیت و....
همیاری، تجلی حمایت پرشور مردمی از پیشتازان آزادی مردم است که در این روزها در رزمگاه وخط آتش لیبرتی هم چنان دلاورانه در برابر دشمن و توطئه ها واعمال فشارهایش، پایداری میکنند و تردیدی نیست که با یاری اشرف نشانها وحامیان مقاومت ایران، رژیم ولایت فقیه را- که در بن بست اتمی و در باتلاق بحرانهای درونی دست وپا می زند، و تنها راه برون رفت خود را در ازمیان برداشتن مخالفان اصلی ومقاومت سازمانیافته می بیند، بازهم به شکست می‌کشانند. به خصوص که پیروزیهای مقاومت ایران  توطئه ها ودستاویزهای دیکتاتوری آخوندها و همدستان مماشتگر آن را درهم شکسته است.
سیمای آزادی با کمک و همیاری هموطنان گرامی ،میتواندتصویرگراین نبردمیهنی و انقلابی باشد که صحنه هایش از کازار اشرف نشانها در سراسر جهان تا اعتراضات مردمی در جای جای میهن و تا مقاومت زندانیان سیاسی در شکنجه گاههای دشمن گسترده است.
آری، ما همه با هم هستیم و سیمای آزادی صدای آزادیخواهی مردم ایران را هرچه قوی تردر جهان طنین انداز کرده  وخواهد کرد.

ایران - درگذشت مادر بهکیش، مادر قهرمان فدایی در تهران – اطلاعیه اقای مهدی سامع

درگذشت مادر بهکیش، مادر قهرمان فدایی در تهران
درگذشت مادر بهکیش، مادر قهرمان فدایی در تهران
در سوگ درگذشت مادر بهکیش
با تاسف و اندوه بسیار صبح امروز، مادر بهکیش درگذشت. مادر بهکیش مادری مقاوم و پایدار بود که پنج فرزند و یک داماد او که در صفوف جنبش پیشتاز فدایی مبارزه می کردند، در دوران حیات ننگین جمهوری اسلامی و به دست مزدوران خمینی به شهادت رسیدند.
مادر بهکیش یکی از اسطوره های مبارزه مردم ایران علیه نظام استبدادی مذهبی ولایت فقیه و یکی از تلاشگران مبارزه برای احقاق حقوق پایمال شده خانواده های شهدای کشتارهای دهه 60 و به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 بود.
...ما امروز یک مادر فدایی را از دست دادیم. اما غم فقدان او را با نیروی مبارزه برای آزادی، برای روز دادخواهی و محاکمه قاتلان فرزندان او تبدیل می کنیم.
از جانب خودم و از جانب رفقایم در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در گذشت مادر بهکیش را به خاتواده و دوستان او، به خانواده شهدا و زندانیان سیاسی و به هم آزادیخواهان تسلیت می گویم
مهدی سامع
یکشنبه ۱٣ دی ۱٣۹۴ - ٣ ژانویه

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

ایران - تقدیر جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت کرج از دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب

تقدیر جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت کرج از دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
تقدیر جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت کرج از دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب 
زگهواره تا گورآزادی بجوي
بر اين غمزده خانه شادي بجوي
دمي از تكاپو و رفتن نمان
بسوزان سراپرده ي دشمنان
نترس از فقيهان مرگ آفرين
تقدیم به آن پیر فرزانه دکتر محمد ملکی از همه چیز گفته‌اند و از همه جا و انبوه نهادها و همایشها، نقدها و جهدها تا چیز ناگفته‌ای را باقی نگذارند و همه چیز را گفته باشند. و الحق از همه چیز گفته‌اند، الا از یک کلمه آزادی! و شاید هم، همه این و آن چیزها را می‌گویند که همان یک کلمه آزادی را نگویند؟! آن گوهره و جوهره همه چیزها را! و راستی چرا چرا شما که اهل دانشگاه و علم و تحقیق و تفحص و هستید، دنبال ریشه یابی مسائل! آسیب شناسیهای تاریخی، اجتماعی! نقد و بررسیهای فرهنگی.. ! چالشهای زیست محیطی، بهداشتی، درمانی و را نمی‌گیرید.. ؟ ؟ ؟
چرا اینهمه را رها کرده و در این وانفسای کمبود آگاهی!، بی‌فرهنگی!، بیگانگی با تاریخ!، بحرانهای اکولوژیکی و محیط زیست، شرایط خطرناک انقراض برخی گونه‌های حیات وحش، وضعیت وحشتناک فحشا، فقر اقتصادی و فقر جدی حوزه عمومی (گفتگو) و یا واکاوی علل سانسور و خود سانسوری ووو تنها به همین کلمه آزادی چسپیده‌اید؟ ؟ ؟ چرا به جای رفتن از جلوی درب این زندان به جلوی آن زندان و از این تجمع اعتراضی به آن تجمع کارتان را به کارهای تر و تمیزتر، بی‌دغدغه‌تر و کم خرج‌تر مثل سخنرانی و موعظه و نقد و بررسیهای محققانه و آسیب شناسانه و یا حداقل کامنتهای آگاهی بخش و ارتقاء نمی‌دهید؟ ؟ ؟
آخر این چه راه و روش خیره سرانه و این چه طریق دیوانگی است که شما پیشه کرده‌اید؟ ؟ ؟ مگر نمی‌دانید که این صحبتهای خارج از چارچوب و خطوط قرمز، ساختارهای قالبی و قالبهای ساختاری را می‌شکند؟ ؟ ؟ مگر نمی‌دانید آمدن جلوی درب زندان و ایستادن. و یا اینجا و آنجا اعتراض کردن در شأن یک استاد و رئیس دانشگاه نیست! و ای بسا که بی‌عملی‌های روشنفکرانه و خردمندانه و طبعأ عاقلانه را ناخواسته به چالش می‌کشد؟ ؟ ؟ مگر نمی‌دانید اصرار کردن بر خواسته‌ها و مقاومت و ایستادگی بر آنها، طبق تعریف، از شئونات روشنفکری نیست و اگر مارک تندروی و افراط نخورد، دست‌کم بی‌فایده و غیرعاقلانه تلقی می‌شود؟ ؟ ؟
و مگر نمی‌دانید که اینگونه اعمال و اقدامات، نا امیدیها و سرخوردگی‌ها را درهم می‌شکند و در تقابل با بی‌عملی روشنفکرانه و حتی پوپولیستی، بذر جسارت، ایستادگی و امید را می‌پراکند؟ ؟ ؟ و مگر نمی‌دانید آنان که چنین کردند و چون شما مستانه از آزادگی و آزادی دفاع کردند، همه کارشان به چوبه‌های دار و کنج زندان انجامید! پس ای سپید موی ستم کش ظلمت ستیز، چراغ بر کف، دیوژن‌وار از ما چه می‌خواهی؟ ؟ ؟ بهتر نیست که با قدری هزینه، فایده کردن، به صرفه‌ترین روش را انتخاب کرده، به نقد و بررسی و آسیب شناسی و غیره بپردازیم که از قضا راهی است بی‌هیچ محرومیت و بی‌انتها و یا در فعالیتهای مجازی و کلیکهای پی‌درپی دنیا را با خود هم آوا کنیم؟ ؟ ؟
ولی افسوس که شما به کمتر از آزادی و اصرار و ابرام عملی بر آن به هیچ چیز دیگر قانع نمی‌شوی و تازه شنیده‌ایم که از مبارزان وقهرمانان لیبرتی گفته‌ای! ما مست و تو دیوانه.. ما را که برد خانه؟ ؟ ؟ درود بر شما و بر عزم و اراده راسختان که بقول سعدی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست، و بقول فردوسی: یک مرد جنگی (مثل شما) به از صد هزار و چه خوب تصریح کرده‌اید که اصلی‌ترین درد کدام است و در دسترس‌ترین راه‌حل در کجا؟ و چه خوب و مثال زدنی نشان می‌دهید که اصلی‌ترین آسیب و بیماری مبارزه در بی‌عملی است که ناشی از عدم تقبل بها و هزینه مبارزه است و هیچگاه مشکل در آگاهی و فقدان راه‌حل و تئوری مبارزه و قس الهذا نبوده بلکه پیوسته مشکل در فقدان اراده و پذیرش بها و هزینه ایستادگی و مقاومت بوده که مانع هجوم به قلب مسأله و مشکل شده است با آرزوی سلامتی و طول عمر


۱۳۹۴ آذر ۱۴, شنبه

عزم مقاومت - لبخند اتحاد و وحدت

مارشال تیتو
مارشال تیتو
مارشال تیتو
مارشال تیتو 
یوسیپ بروز تیتو  رئیس جمهور یوگسلاوی و رهبر اتحادیه کمونیست‌های یوگسلاوی بود. او دولتی که خود پس از جنگ جهانی دوم تأسیس کرد را «کمونیست» می‌نامید، اما از شوروی مستقل بود. او سپس از رهبران «جنبش غیرمتعهدها» گشت. او که از کُروات‌ها بود در سالهای جنگ جهانی دوم رهبری نبردهای پارتیزانی با نیروهای آلمانی را برعهده داشت. وی همچنین به دریافت جایزه دلاوری نظامی لهستان (ویرتوتی میلیتاری) نائل شد.
او در شهر کوچک یوزیپ بروزویچ در کامرویچ کرواسی به دنیا آمد که آن زمان جزئی از امپراطوری اتریش - مجارستان در منطقه کوچک زاگورجه بود. او فرزند هفتم خانواده فرانجو و ماریجا بروزویچ بود. پدرش فرانجو (فرانکو) یک کروات بود و هنگام به دنیا آمدن یوسیپ (جوزف) آنها در اسلونی زندگی می‌کردند. پس از گذراندن دوران ابتدایی مدرسه او به مدرسه کامرویک رفت و در سال دوم تحصیلی در سال ۱۹۰۵ مردود شد و دیگر مدرسه نرفت. در سال ۱۹۰۷ به مناطق روستایی اطراف رفت و به عنوان یک شاگرد مکانیک در سیساک مشغول به کار شد. در همین سالها بود که با طبقه کارگری آشنا شد و برای اولین بار روز اول ماه می (روز جهانی کارگر) را همراه دیگر کارگران جشن گرفت. در سال ۱۹۱۰ به طور همزمان به اتحادیه کارگران فلزکار و حزب سوشیال دمکرات کرواسی و اسلونی پیوست. بین سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ به نحوی غیر پیوسته به کار در شهر دیگر مانند بوهم، مونیخ، مانهیم (جایی که او برای شرکت بنز مشغول به کار شده بود) سپس به وینر اتریش رفت و به عنوان آزماینده رانندگی برای شرکت دایملر مشغول به کار شد.
در مه سال ۱۹۱۲ او جایزه نقره مسابقه شمشیر بازی بوداپست را از آن خود کرد. در پاییز سال بعد نیز در ارتش اتریش-مجارستان اسم‌نویسی کرد که تقریباً" با جنگ اول جهانی همزمان شد. او که باید برای خدمتش به رم می‌رفت پس از چندی به واسطه تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا)ضد جنگ به زندان افتاد. در سال ۱۹۱۵ او را برای جنگ با روسیه به سمت جبهه شرقی در گالیسیا فرستادند. در آنجا بود که خودش را به عنوان سربازی نمونه از دیگران متمایز کرد و نامزد ِ نشان ِ لیاقت شد. در عید پاک سال ۱۹۱۵ به صورت جدی زخمی و توسط روسها دستگیر شد.
پس از سیزده ماهی که در بیمارستان سپری کرد، او را به اردوگاه کار اجباری در کوه‌های اورال فرستادند جایی که زندانیان او را به عنوان رهبر اردوگاه انتخاب کردند. در فوریه ۱۹۱۷ انقلاب روسیه رخ داد و زندانیان آزاد شدند. او متعاقباً" پس از آزادی به گروه بلشویک پیوست. در آوریل ۱۹۱۷ دوباره دستگیر شد ولی توانست بگریزد و به گروه تظاهرات کنندگاه در سن پترزبورگ پیوست. بر سر راهش به فنلاند او را دستگیر و به زندان پتروپاولوسکی بردند که نزدیک سه هفته در آنجا زندانی شد. او را دوباره به کنگور فرستادند ولی توانست در مسیر از قطار فرار کرده و توسط یک خانواده روسی که بعدها با دختر آنها پالاجیا ازدواج کرد، مخفی شد. سپس در سال ۱۹۱۸ در ارتش سربازان سرخ روسیه در اوزاک نام‌نویسی کرد و به عنوان یکی از اعضا حزب کمونیست روسیه در آمد. در ژوئن سال ۱۹۱۸ اوزاک را ترک کرد و برای فراهم آوردن کار و تامین مخارج خانواده به عنوان یک مکانیک در نزدیکی‌های اوزاک برای یک سال مشغول به کار شد. در سال ۱۹۲۰ او و همسرش سفر مشقت باری را سوی خانه در پیش گرفتند.
پس از بازگشت، فوراً" به حزب کمونیست یوگسلاوی پیوست. حزب کمونیست یوگسلاوی گسترش شدید سیاسی علیه پادشاهی حاکم را در پی داشت. در انتخابات کمونیست‌ها توانستند ۵۹ کرسی را از آن خود کنند و به عنوان سومین حزب بزرگ شناخته شوند. به هر حال، حکومت پادشاهی نمی‌توانست کمونیست‌ها را تحمل کند و آنها را به صورت قانونی بپذیرد. در سال ۱۹۲۱ تمام کرسی‌های کسب شده از جانب کمونیست‌ها لغو شد و به صورتی علنی در جریان انتخابات تقلب به عمل آمد. ولی او کارش را به صورتی محرمانه ادامه داد با این که می‌دانست فشار زیادی از جانب حکومت بر کمونیست‌ها وارد می‌شود. در سال ۱۹۲۵ به کولاجویچ رفت جایی که برای اولین بار در یک شرکت کشتی سازی مشغول بکار شده بود. او را به عنوان رهبر حزب برگریدند و او یک اعتصاب کارگری در همان زمان رهبری کرد.
سپس به بلگراد رفت و در یک کارخانه تولید قطار بین شهری مشغول به کار شد و به عنوان یکی از اعضا اداری اتحادیه برگزیده شد ولی بیرونش کردند و او به زاگرب پناه برد جایی که به عنوان منشی اتحادیه فلزکاران کرواسی برگزیده شد. در سال ۱۹۳۴او یکی از اعضای دفتر سیاسی مرکزی کمونیسم یوگسلاوی شد و سپس در اتریش، وین مستقر شد و در همانجا بود که به تیتو معروف شد.
«من همه چیز خود را فدا خواهم کرد تا مطمئن شوم که میهنم، بزرگ و سرفراز است. بزرگ نه تنها از نظر جغرافیایی، بلکه بزرگ با روحیه‌ای که در برابر ظلم می‌ایستد تا حاکمیتی که با فداکاری نبردهای گذشته در جنگ جهانی دوم برپا شده، پابرجا بماند».
در روز هشتم آذر 1324 (29نوامبر 1945) کشور جمهوری فدراتیو یوگسلاوی از اتحاد 6 قوم به همراه دو استان خودمختار پا به عرصه وجود گذاشت. اما کسی که توانست کار سترگ اتحاد اقوام و ملیتهای مختلف در قالب یک کشور یکپارچه را به سرانجام برساند، کسی نبود جز «مارشال تیتو».
او 88سال زیست. دو جنگ جهانی را شخصاً تجربه کرد، یک جنگ بزرگ دیگر به نام «جنگ سرد» را از سر گذراند و در سال 1980، کمی قبل از آخرین تحول بزرگ قرن بیستم، یعنی قبل از فرو ریختن بلوک شرق و محو دنیای دو قطبی، دفتر زندگی پر ماجرایش به پایان رسید.
فرمانده‌ای که توانسته بود با توان همین خلقها، نیروی مهیب نازی را شکست بدهد، آن عطوفت و لبخندی که موجب اتحاد و همبستگی اقوام مخلتف شده بود، بعدها پس از مرگش آن را از لبهای یوگسلاوی پاک کردند، و دوباره اشکها جاری شد. مردی که چند خلق برایش گریستند…

۱۳۹۴ آذر ۱۲, پنجشنبه

ایران - گزارش یکی از پناهجویان ایرانی در مرز مقدونیه در باره شرایط این پناهجویان

سعید پناهچوی ایرانی  در مرز مقدونیه
سعید پناهچوی ایرانی  در مرز مقدونیه 
سعید دانشجویی است که بدلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شده، و اینک در مرز یونان و مقدونیه همراه با نزدیک به دوهزار ایرانی دیگر و سایر پناهجویان بسر می برد. او در گفتگویی با تلویزیون با سیمای آزادی پیرامون مشکلات پناهجویان می گوید:
با سلام، ما پشت مرز مقدونیه هستیم، داخل خاک یونان یک کمپی ایجاد کردند که اونجا هستیم. مشخص نیست مرزها تا کی باز بشه. هوا خیلی سرده. امکانات خیلی محدوده. امکانات اکثراً کم می دن بهمون، روزها مجبوریم که خاموش نگه داریم بخاریها را تا شبها، شب هم نزدیک صبح قطع می شه، خیلیها با زن و بچه اینجا هستند، اکثراً سرما خوردند و مریض شدند. غذا هم که حالا صفهای خیلی طولانی داره، بعضی اوقات اصلاً تموم می شه، خیلی از افراد، مجبوریم خودمون تهیه کنیم. از روستاهای اطراف. امکاناتی باشه اینجا که مثلاً گاز بدن، آب اکثراً قطعه، آب نداریم. خیلی امکانات محدودی در اختیارمون گذاشتن. کمپ جای ثابتی نیست. چند تا چادر بزرگ زدند. یک سری چادرها هم چادرهای کوچیکه. توی همین جا ما رو اسکان دادن،سیل مثلاً وقتی که می آد آب وارد چادرها می شه. با خیلی وضعیت بدی مواجه می شیم. مجبوریم چادرها را با امکانات خیلی محدود، مثلاً پتو آبش رو خشک کنیم. دور چادرها را کلی خندق کندیم تا این که آب وارد نشه. ولی باز فایده یی نداره. سرما خیلی راحت نفوذ می کنه توش و وضعیت در هر صورت وضعیت سختیه.
سعید در مورد تعداد و ملیت پناهجویان گفت: والله آمار دقیقی کسی نداره. ولی حدوداً فکر می کنم یک چیزی حدود ۲۰۰۰ نفر باشن که اکثراً هم ایرانیها هستند. افغانی ها، سوریها و عراقیها به این خاطر که تو کشورشون جنگه مرز واسشون بازه می تونن عبور کنن. منتها یو ان اعتقاد داره که تو کشور ایران جنگی نیست در حالی که جنگی که تو ایرانه بین مردم و رژیم اشغالگر آخوندی خیلی شدیدتر از جنگیه که شاید تو افغانستان و اینجور جاها باشه. با خبر شدیم از اطلاعیه یی که شورا داد به هموطنانمون هم اطلاع دادیم خیلی خوشحال شدند بالاخره یک سازمان ایرانی هم هست که غمشون رو می خوره و به فکرشون هست. بیانیه می ده و واقعیتها رو واقعاً بیان می کنه. واقعیت پناهندگان ایرانی، پناهجویان ایرانی که اومدن اینجا، هر کدوم از مردم ایران واقعاً حق پناهندگی دارند، به خاطر این که در ایران اعدام می شود، حتی نوجوانها شکنجه می شن، روی صورت خواهرانمون روی صورت مادرانمون اسید می پاشه این رژیم.
این هموطن پناهجو در مورد اعتراض پناهجویان و خواست و پیام آنها گفت: والله اعتصاب الان خیلی از کسانی که اومدن اینجا از همون روز اول دست به اعتراض زدند بعد دیدند که نتیجه نمیده اعتصاب کردند. خیلیها دهانشون رو با چسب بستن. خیلیها لباشونو دوختن. خواسته شون هم در درجة اول اینه که مرزها باز بشه و بتونیم بریم. ما که با هر کس که صحبت کردیم گفتن که توی ایران در معرض خطر بوده اند یا به هر حال بازداشت شدن به دلیل فعالیت سیاسی، چه به دلیل اعتقادات مذهبی خودشون، اکثراً مورد شکنجه قرار گرفتن. بعد اگه ما اومدیم اینجا واسه اینه که بریم توی یک کشور آزاد بتونیم به فعالیتهامون علیه بنیادگرایی و تروریسم ادامه بدیم. ماها کسانی هستیم توی ایران به هر حال شناسایی شدیم. امکان فعالیت سیاسی اونجا نداشتیم. خواسته مون اینه که رد بشیم از اینجا وارد یک کشور آزاد بشیم تا این که بتونیم به فعالیتهای سیاسیمون ادامه بدیم. اعلام می کنم همین جا از طرف هموطنانمون که ما تا آخرش وایسادیم. با این فشارها کوتاه نمی آییم. راه برگشتی نداریم و خودمون هم نمی خواهیم که به اون جهنم آخوند ساخته برگردیم. ما فقط در انتظار این هستیم که مرزها باز بشه. به مقاومتمون ادامه می دیم. بچه ها اعتصاب غذا کردند. به اعتصاب غذاشون ادامه می دهند. خیلی ها زیر سرم رفتن. با این حال کوتاه نیومدن، هر روز تو این سرما می ریم اعتراض می کنیم شعار می دیم که بالاخره یک اتفاقی بیفته و بتونیم راهمون رو ادامه بدیم.
پیام ما که تو این کمپ هستیم، مثل پیام همة مردم ایران، مثل پیام زندانیانی که همین الان زیر شکنجه هستند داخل سیاه چالهای رژیم اینه که مماشات فایده یی نداره. ولی ما درک می کنیم، شاید خوب دولتهای غربی هم با بحران پناهجویی مواجهند، ولی راه حلش این نیستش که مرزها رو ببندن. راه حل اینه که به مماشات خاتمه بدهند. در کنار ما مردم ایران وایسن تا این که ما بتونیم این رژیم رو سرنگون بکنیم، این رژیم که سرنگون بشه، بحران پناهجویی هم به پایان می رسه. ما همه مون از خدامونه، آرزومونه که به وطنمون برگردیم. منتها وقتی که این رژیم سرنگون بشه. وقتی که این رژیم سرنگون بشه مشکل سوریه حل میشه، مشکل عراق حل می شه. از جای دیگه مشکل حل بشه ریشة بنیادگرایی و تروریسم همین رژیمه. ما خواسته مون از دولتهای غربی همینه که به مماشات خاتمه بدن. اگر که مشکل تروریسم حل بشه، مشکل بحران پناهجوها حل بشه، این تنها راهیه که براشون مونده. برای این که امنیت خودشون حفظ بشه، تنها راهشون اینه که به مماشات خاتمه بدن. یه مقدار بیشتر به امنیت مردم خودشون به وضعیت مردم منطقه، به وضعیت پناهجوها توجه کنن. ما هم می گم از خدامونه، آرزومونه که به کشور خودمون برگردیم. منتها به شرط این که ایران اشغال شده آزاد بشه.

۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

زندانيان سياسي حمله جنايتكارانه رژيم زهر خورده ملايان به مجاهدين كمپ ليبرتي در عراق را محكوم كردند

شهدای قهرمان  مجاهد خلق در حمله موشکی به لیبرتی
شهدای قهرمان  مجاهد خلق در حمله موشکی به لیبرتی

ای همه دریای خروشان خلق
موج وفا در دل تبدارتان

نامه جمعي از زندانيان سياسي زندانهاي مركزي کرج ، گوهردشت و اويندر خصوص محكوميت عمل جنايتكارانه و ننگين رژيم آخوندي عليه مجاهدين در كمپ در ليبرتي 

بار ديگر دست جنايتکار رژيم پليد و آدمکش ملايان، در کار جنايت ديگري شد و شماري ديگر از آزادگان و شريف‌ترين و مقاوم‌ترين فرزندان اين ميهن ستمديده را به خاک خون کشيد و بار ديگر سازمان ملل و دولت مماشاتگر آمريکا که مي‌بايست مطابق قرارداد و توافقات بين‌ المللي خود،به تعهدات خود عمل کند،در بي‌ عملي‌ و تعلل موجبات جنايت ديگري را فراهم ساخت.
اگر اين رژيم آدمکش،امروزه بعنوان پدر خوانده تروريسم و قتل و کشتار مردم منطقه شناخته ميشود و از سفاکان و جنايتکاراني همچون بشاراسد و يا نظاير آنها در عراق (مالکي و ...) و يا در لبنان و يمن و ... با تمام قوا و از جيب و به هزينه مردم ايران دفاع مي‌کند ... همه و همه به خاطرعدم مشروعيت مردمي در داخل مرزهاي خود است،که به وسطه آن بيش از ۶۰ بار به دليل انبوه اعدامها، کشتار و شکنجه، سرکوب و نقض اوليه‌ترين حقوق مردم ايران، در سازمان ملل محکوم شده است.
پر واضح است که براي اعمال اين سرکوب و ارعاب در داخل و در منطقه ... پيش و بيش از هر کس ديگر، اصلي‌ترين خطر و تهديد براي موجوديت خود، يعني‌ پيشقراولان مقاومت مردمي در برابر خود را هدف موشک‌هاي کينه توزانه خود قرار دهد... و لاجرم اين وظيفه و مسئوليت همين اصلي‌ترين و جدي ترين نيروي مقاومت است که با مقاومت و ايستادگي (اگر چه پر هزينه!!!) نقاب‌ از چهره‌ اين هيولاي آدم کش برداشته، کساني‌ را که در حال بزرگ کردن چهره‌ اين هيولا و ابليس روحاني نما، هستند و يا عافيت جويانه بدان تن ميدهند را به مردم ايران معرفي‌ کنند و در گام بعد به همه دولتهاي مماشاتگر، يادآور شوند، که اين کشتارها، جنايت و غيره صريحا (چه در ايران و چه منطقه) روي ديگر سياست مماشات و دعوت کردن اين هيولاي خونخوار به بازي صلح و دوستي‌ است.
درود و سلام بر ۲۳ شهيد قهرمان مقاومت سترگ ايران، کساني‌ که در شرايط پيچيده و مه‌ آلود جهاني‌ و منطقه‌اي، راه را از بيراهه تشخيص داده و در تيرگي و غوغاي استبداد و استعمار و عافيت جويي مبتذل روشنفکرانه، پيامبرگونه، تابلوهاي جهت نماي حقيقت و آزادي شدند.
راهشان پر رهرو باد.
اسامي بترتيب حروف الفبا تا اين لحظه عبارتند از :
فريد آزموده
حسن آشتياني
رضا اکبري منفرد
بهزاد ترحمي
ايرج حاتمي
ماشاالله حائري
خالد حرداني
رسول حرداني
امير دوربين قاضياني
شاهين ذوقي تبار
سعيد شيرزاد
مسعود عرب چوب دار
عليرضا فراهاني
آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي
صالح کهندل
عليرضا گلي پور
سعيد ماسوري
علي معزي
پيروز منصوري

جمعه هشتم آبانماه ۱۳۹۴

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

ایران - کردستان - نامه دادخواهي مادر زنداني سياسي شهرام احمدي - اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید

مادر زنداني سياسي شهرام احمدي
مادر زنداني سياسي شهرام احمدي
مادر زنداني سياسي شهرام احمدي، قدم خير فرامرزي طي نامه يي به مخالفت با اعدام فرزندش و ساير زندانيان ايران فراخوان داده است.

اين مادر پيشتر پسر ديگرش بهرام احمدي را از دست داده است. مادر شهرام احمدي در نامه خود نوشته است: ﺷﻬﺮﺍﻡ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﺸﺪﻩ. ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ. بيشتر ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ﺑﻮﺩﻩ. ﺣﺎﻻ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻪ دايره ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺍﺯ اين ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻠﺞ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺮ ﻣﯽﺁﺪ؟ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ، ﺑﻬﺮﺍﻡ، ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﻣﮕﺮ ﮏ ﻣﺎﺩﺭ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﮑﺸﺪ؟ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺳﻨﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺻﺪﺍﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎﯽ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ. ﻣﮕﺮ ﺍﻦ ﮐﻼﻡ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻦ ﻧﺪﺍﺭﺪ ﻻﺍﻗﻞ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ؟ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﭘﺴﺮﻡ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨید. اعدام را قانون ميکنند تا در لواي عدالت، حق انديشه و آزاديخواهي را در جامعه سرکوب کنند. در ايران جمهوري جنايت اسلامي خودش را با اعدام بويژه در سالهاي ۶۰ و ۶۷ تثبيت کرد. اعدام يکي از پاشنه آشيلهاي روي کار آمدن و همينطور بقاي جمهوري اسلامي است.

۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

ایران - یورش وحشیانه گارد ویژه زندان گوهردشت کرج به سالن۱۲


یورش وحشیانه گارد ویژه زندان گوهردشت برای بازرسی و غارت اموال زندانیان
طنین شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه در زندان گوهردشت کرج
ماموران گارد ویژه زندان گوهردشت، در ساعت ۱۳ به سالن ۱۲زندان حمله کرده و اقدام به بازرسی بدنی زندانیان با دستگاه کردند و سپس همه زندانیان را از سالن بیرون‌ کرده سلولهای زندانیان را شخم زده بسیاری لوازم زندانیان را از بین بردند زندانیان در طول زمان باز رسی اقدام به دادن شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه مرگ بردیکتاتور کردند.

ایران - دو مادر، دو همدرد،دو مادر ايستاده كه صداي حق طلبي شده اند

مراسم سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری با حضور مادران ریحانه، ستار بهشتی و شهدای قیام 88
مراسم سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری با حضور مادران ریحانه، ستار بهشتی و شهدای قیام 88

برگزاری مراسم ريحانه جباری در اولين سالگردپرواز او 

امروز عليرغم ايجاد جو امنيتي اطراف بهشت زهرا توسط ماموران امنيتي در هراس از شكل گيري تجمع بر سر مزار ريحانه، جمعيت زيادي بالغ بر 150 نفر بر سر مزار ريحانه جباري در اولين سالگرد اعدامش بر سر مزارش جمع شدند.
خانواده هاي زندانيان سياسي و نيز اعدام شدگان سياسي و شهداق قيام 88 و نيز مادر ستار بهشتي ( خانم گوهر عشقي) ، مادر سعيد زينالي از شهداي كوي دانشگاه سال 78 ( خانم اكرم نقابي)، خانم مهين شهين فر مادر اميرارشد تاجمير از شهداي قيام عاشوراي 88 كه زير ماشين نيروي انتظامي گرفته شد بهمراه تعدادي از هواداران و خانواده هايي كه از شهرستان نيز به تهران رفته بودند شركت داشتند.
در مراسم یادبود اولین سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری در بهشت زهرا در تهران که روز یکشنبه 3آبان برگزار شد، شماری از مادران شهدا از جمله مادر ستار بهشتی حضور یافتند و یاد او را گرامی داشتند.
مادر ریحانه با اشاره به مادر ستار بهشتی و خطاب به جمعیت گفت:”... ما مادران نه قراره ثروتمون رو آزمون بگیرن، نه شغلمون و نه چیز دیگه‌ای رو، عزیزترین چیزمون رو که پاره تنمون بود گرفتن، نه فقط اینها، صدها و صدها، در این سر زمین مادرانی مثل این مادران... فراوانند.“..
مادر ستار بهشتی نیز در حالی که عکس پسر شهیدش را در دست داشت گفت:”من آرام نخواهم نشست، او همه چیز من بود.
تازمانی که زنده باشم، کنار ستارم  با این‌که ناراحتی قلبی دارم  افتخار می‌کنم که مادر ستارم، ترس هم ندارم، ستار عشق منه... .
فکرنکنید، که مادر ستار از کسی میترسه، نون از بازوی خودتان بخورید، نه از خون اینها.“..

۱۳۹۴ آبان ۱, جمعه

خطر اعدام ۴نوجوان در زندان سنندج

زندان سنندج
زندان سنندج
در زندان سنندج، چهار زندانی که در سنین نوجوانی و زیر هیجده سال بازداشت شدند، با خطر اعدام روبه‌رو هستند.
یوسف محمدی، سال تولد: ۱۳۷۴، سن زمان بازداشت: ۱۴ سال، زیر حکم اعدام در زندان سنندج
هیمن اورامی‌نژاد، سال تولد: ۱۳۷۶، سن زمان بازداشت: ۱۷ سال و ۹ ماه،زیر حکم اعدام در زندان سنندج
سیاوش محمودی، سال تولد ۱۳۷۴، سن زمان بازداشت: ۱۷ سال، زیر حکم اعدام در زندان سنندج
آمانج حسینی (اویسی)، سن زمان بازداشت: ۱۷ سال، زیر حکم اعدام در زندان سنندج

کیومرث نصیری نیز یکی دیگر از زندانیان سنندج است که در سال 93 و در نوجوانی دستگیر شده است. هنوز حکم این نوجوان صادر نشده است.

۱۳۹۴ مهر ۲۷, دوشنبه

فراخوان عفو بین‌الملل برای آزادی دو زندانی سیاسی امید علی شناس و ئاسو رستمی

عفو بین‌الملل خواستار آزادی زندانیان سیاسی در ایران
عفو بین‌الملل خواستار آزادی زندانیان سیاسی در ایران
عفو بین‌الملل طی بیانیه‌یی خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط دو زندانی سیاسی امید علی شناس و ئاسو رستمی شد.
این دو زندانی در بند هشت زندان اوین نگهداری می‌شوند.
امید علی شناس، ١٣ شهریور سال گذشته بازداشت و به بند دو -الف سپاه پاسداران منتقل شد .
ئاسو رستمی ۲۸ ساله پس از برگزاری تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل در حمایت از کوبانی به همراه چند تن دیگر بازداشت شد و پس از طی دوران انفرادی و بازجویی به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
 این دو زندانی به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی در کمتر از پانزده دقیقه، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه ارتجاع به ریاست دژخیم مقیسه محکوم به ۱۰ سال و ۵ سال زندان شدند.
لازم به یادآوری است که بند هشت در حال حاضر یکی از بدترین بندهای زندان اوین است که در آن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی به‌رغم اصل تفکیک جرایم همراه با زندانیان غیرسیاسی و بعضاً خطرناک نگهداری می‌شوند.

۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

مادر دانشجوی زندانی امین انواری به‌دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی از ملاقات با فرزندش منع شد

مادر دانشجوی زندانی امین انواری
مادر دانشجوی زندانی امین انواری
دادسراي رژيم اعلام كرده است كه ملاقات مادر ‏امين انواري با فرزندش را به دليل شركت در تجمعات مدني لغو كرده است.
مادر امين انواري ‏دانشجوي دانشگاه ‏اميركبير گفت در آخرين تماس با فرزندش به امين به او گفته است به او گفته اند نبايد چيزي در مورد محل بازداشتش بگويد.
اين مادر هفته گذشته در ‏تجمع خانواده هاي ‏زندانيان سياسي جلوي اوين شركت كرده بود و گفت : ‏آزادی بی‌قید و شرط فرزندم را می‌خواهم و تا آخرین لحظه برای آزادی فرزندم تلاش می‌کنم و از هیچ امری فروگذار نمی‌کنم.از راه فرزندم دفاع ميكنم و اين ‏سپاه پاسداران است كه بايد بترسد.