‏نمایش پست‌ها با برچسب ریئس جمهور. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ریئس جمهور. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

ایران - روحانی جنایتکار ،ماسرنگونت می کنیم

روحانی چلاد 2000نفر
روحانی چلاد 2000نفر 
دوستان سلام!…. درسته كه يه دو سه روزي از 16 آذر گذشته اما سوزشِ شيخ فري از سيليِ دانشجوها، حالا حالاها ادامه داره. اين روباهِ بنفش، از اونجايي كه خيلي هم خوش اشتهاس، كلي نقشه براي خودش كشيده بود و ميخواست تو روزِ دانشجو، اساسي كاسبي كنه…چند تا حرفِ دلارام كُش هم انتخاب كرده بود تا باهاش يه ژستِ جام زهري بگيره و از اين نمد، يه عمامه اي براي خودش بدوزه.
تلويزيون رژيم -16آذر94 : شايد بهترين جايي كه بايد قدرت نقد شود، دانشگاه است .اگر قدرت در هر كشوري مورد انتقاد و سؤال قرار نگيرد به انحراف و استبداد خواهد كشيد .همه بايد مورد سؤال قرار بگيرند، هيچ كس نبايد خود را مستثني از سؤال ملت بداند البته نقد برخي از قوا برخي از نهادها يه كم سخت و مشكله
اينجاست كه به ناگهان حسن كليدساز تبديل به حسن شكارچي ميشه و زور ميزنه تا با يه تير دو نشون بزنه. يعني هم يه عباي دموكراتيك به قامتِ بدقوارة خودش بدوزه و هم اينكه از اين طريق يه زيرسازيِ اعتدالي واسة انتخاباتِ پيش رو بكنه. يعني ميخواست هم نونِ 16 آذر رو بخوره، هم اينكه از فرصت استفاده كنه و دو تا لگد هم نثارِ ولي فقيه و شوراي نگهبانش بكنه
تلويزيون رژيم -16آذر94 : يك كسي گفت كه من نسبت به شوراي نگهبان نظر خاصي دارم، من نظرم نسبت به شوراي نگهبان نظر قانون اساسي است .قانون اساسي، شوراي نگهبان را ناظر ميدانه ما هم ناظر مي دانيم.
خلاصه اينكه اين شيخ فري كلي نقشه زير عمامه ش پنهون كرده بود، اما در عمل هرچي رشته بود پنبه شد. يعني ميزِ شيخ فري به هم خورد. رئيس جمهور ِمفلسِ آخوندها دنبالِ اين بود كه با دستچين كردنِ يه عده، صحنه اي ترتيب بده و يه شويي راه بندازه اما نتونست. يعني دانشجوها زدن كاسه و كوزه شو رو عمامه ش شكوندن.
تلويزيون رژيم -16آذر94 : اما در عين حال راهش اينه(سرو صدا) راهش اينه حالا دانشگاه كه اينجوري صحبت نمي كرد ما هيچوقت آن وقتي كه دانشجو بوديم، اين تريبون ما داديم كه بياييد صحبت كنند همه از شما استفاده كنيم به هر حال(سر وصدا شعار مرگ بر …)
حالا ديگه به جاي شيخ فري بايد بهش بگيم حسن دستپاچه. بدبخت حسابِ همه جا رو كرده بود، الا حسابِ اينجا رو…..بعد هم كه شعله گُر گرفت و همينطور صدا پشتِ صدا و فرياد پشتِ فرياد:
تهران دانشگاه علم و صنعت 16آذر: شعار كيانوش عزيزم راهت … شعار مرگ بر ارتجاع يا استبداد
دانشگاه تهران 16 آذر :شعار دانشگاه پادگان نيست.
جانِ كلام اينكه براي دانشجوها، عمامة ولايت با تاجِ اكبرشاهي هيچ فرقي نمي كنه….شيخ فري و سيدعلي و اكبر كوسه…همه و همه رو بايد به يه گاري بست…همه حرف تو همون شعارِ مشترك خلاصه ميشه: « مرگ بر اصل ولايت فقيه»….همة اين مارو ملخا از تو همين اصلِ لعنتي بيرون اومدن…..پس بلند بگو مرگ بر اصل ولايت فقيه….

۱۳۹۴ آذر ۱۴, شنبه

عزم مقاومت - لبخند اتحاد و وحدت

مارشال تیتو
مارشال تیتو
مارشال تیتو
مارشال تیتو 
یوسیپ بروز تیتو  رئیس جمهور یوگسلاوی و رهبر اتحادیه کمونیست‌های یوگسلاوی بود. او دولتی که خود پس از جنگ جهانی دوم تأسیس کرد را «کمونیست» می‌نامید، اما از شوروی مستقل بود. او سپس از رهبران «جنبش غیرمتعهدها» گشت. او که از کُروات‌ها بود در سالهای جنگ جهانی دوم رهبری نبردهای پارتیزانی با نیروهای آلمانی را برعهده داشت. وی همچنین به دریافت جایزه دلاوری نظامی لهستان (ویرتوتی میلیتاری) نائل شد.
او در شهر کوچک یوزیپ بروزویچ در کامرویچ کرواسی به دنیا آمد که آن زمان جزئی از امپراطوری اتریش - مجارستان در منطقه کوچک زاگورجه بود. او فرزند هفتم خانواده فرانجو و ماریجا بروزویچ بود. پدرش فرانجو (فرانکو) یک کروات بود و هنگام به دنیا آمدن یوسیپ (جوزف) آنها در اسلونی زندگی می‌کردند. پس از گذراندن دوران ابتدایی مدرسه او به مدرسه کامرویک رفت و در سال دوم تحصیلی در سال ۱۹۰۵ مردود شد و دیگر مدرسه نرفت. در سال ۱۹۰۷ به مناطق روستایی اطراف رفت و به عنوان یک شاگرد مکانیک در سیساک مشغول به کار شد. در همین سالها بود که با طبقه کارگری آشنا شد و برای اولین بار روز اول ماه می (روز جهانی کارگر) را همراه دیگر کارگران جشن گرفت. در سال ۱۹۱۰ به طور همزمان به اتحادیه کارگران فلزکار و حزب سوشیال دمکرات کرواسی و اسلونی پیوست. بین سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ به نحوی غیر پیوسته به کار در شهر دیگر مانند بوهم، مونیخ، مانهیم (جایی که او برای شرکت بنز مشغول به کار شده بود) سپس به وینر اتریش رفت و به عنوان آزماینده رانندگی برای شرکت دایملر مشغول به کار شد.
در مه سال ۱۹۱۲ او جایزه نقره مسابقه شمشیر بازی بوداپست را از آن خود کرد. در پاییز سال بعد نیز در ارتش اتریش-مجارستان اسم‌نویسی کرد که تقریباً" با جنگ اول جهانی همزمان شد. او که باید برای خدمتش به رم می‌رفت پس از چندی به واسطه تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا)ضد جنگ به زندان افتاد. در سال ۱۹۱۵ او را برای جنگ با روسیه به سمت جبهه شرقی در گالیسیا فرستادند. در آنجا بود که خودش را به عنوان سربازی نمونه از دیگران متمایز کرد و نامزد ِ نشان ِ لیاقت شد. در عید پاک سال ۱۹۱۵ به صورت جدی زخمی و توسط روسها دستگیر شد.
پس از سیزده ماهی که در بیمارستان سپری کرد، او را به اردوگاه کار اجباری در کوه‌های اورال فرستادند جایی که زندانیان او را به عنوان رهبر اردوگاه انتخاب کردند. در فوریه ۱۹۱۷ انقلاب روسیه رخ داد و زندانیان آزاد شدند. او متعاقباً" پس از آزادی به گروه بلشویک پیوست. در آوریل ۱۹۱۷ دوباره دستگیر شد ولی توانست بگریزد و به گروه تظاهرات کنندگاه در سن پترزبورگ پیوست. بر سر راهش به فنلاند او را دستگیر و به زندان پتروپاولوسکی بردند که نزدیک سه هفته در آنجا زندانی شد. او را دوباره به کنگور فرستادند ولی توانست در مسیر از قطار فرار کرده و توسط یک خانواده روسی که بعدها با دختر آنها پالاجیا ازدواج کرد، مخفی شد. سپس در سال ۱۹۱۸ در ارتش سربازان سرخ روسیه در اوزاک نام‌نویسی کرد و به عنوان یکی از اعضا حزب کمونیست روسیه در آمد. در ژوئن سال ۱۹۱۸ اوزاک را ترک کرد و برای فراهم آوردن کار و تامین مخارج خانواده به عنوان یک مکانیک در نزدیکی‌های اوزاک برای یک سال مشغول به کار شد. در سال ۱۹۲۰ او و همسرش سفر مشقت باری را سوی خانه در پیش گرفتند.
پس از بازگشت، فوراً" به حزب کمونیست یوگسلاوی پیوست. حزب کمونیست یوگسلاوی گسترش شدید سیاسی علیه پادشاهی حاکم را در پی داشت. در انتخابات کمونیست‌ها توانستند ۵۹ کرسی را از آن خود کنند و به عنوان سومین حزب بزرگ شناخته شوند. به هر حال، حکومت پادشاهی نمی‌توانست کمونیست‌ها را تحمل کند و آنها را به صورت قانونی بپذیرد. در سال ۱۹۲۱ تمام کرسی‌های کسب شده از جانب کمونیست‌ها لغو شد و به صورتی علنی در جریان انتخابات تقلب به عمل آمد. ولی او کارش را به صورتی محرمانه ادامه داد با این که می‌دانست فشار زیادی از جانب حکومت بر کمونیست‌ها وارد می‌شود. در سال ۱۹۲۵ به کولاجویچ رفت جایی که برای اولین بار در یک شرکت کشتی سازی مشغول بکار شده بود. او را به عنوان رهبر حزب برگریدند و او یک اعتصاب کارگری در همان زمان رهبری کرد.
سپس به بلگراد رفت و در یک کارخانه تولید قطار بین شهری مشغول به کار شد و به عنوان یکی از اعضا اداری اتحادیه برگزیده شد ولی بیرونش کردند و او به زاگرب پناه برد جایی که به عنوان منشی اتحادیه فلزکاران کرواسی برگزیده شد. در سال ۱۹۳۴او یکی از اعضای دفتر سیاسی مرکزی کمونیسم یوگسلاوی شد و سپس در اتریش، وین مستقر شد و در همانجا بود که به تیتو معروف شد.
«من همه چیز خود را فدا خواهم کرد تا مطمئن شوم که میهنم، بزرگ و سرفراز است. بزرگ نه تنها از نظر جغرافیایی، بلکه بزرگ با روحیه‌ای که در برابر ظلم می‌ایستد تا حاکمیتی که با فداکاری نبردهای گذشته در جنگ جهانی دوم برپا شده، پابرجا بماند».
در روز هشتم آذر 1324 (29نوامبر 1945) کشور جمهوری فدراتیو یوگسلاوی از اتحاد 6 قوم به همراه دو استان خودمختار پا به عرصه وجود گذاشت. اما کسی که توانست کار سترگ اتحاد اقوام و ملیتهای مختلف در قالب یک کشور یکپارچه را به سرانجام برساند، کسی نبود جز «مارشال تیتو».
او 88سال زیست. دو جنگ جهانی را شخصاً تجربه کرد، یک جنگ بزرگ دیگر به نام «جنگ سرد» را از سر گذراند و در سال 1980، کمی قبل از آخرین تحول بزرگ قرن بیستم، یعنی قبل از فرو ریختن بلوک شرق و محو دنیای دو قطبی، دفتر زندگی پر ماجرایش به پایان رسید.
فرمانده‌ای که توانسته بود با توان همین خلقها، نیروی مهیب نازی را شکست بدهد، آن عطوفت و لبخندی که موجب اتحاد و همبستگی اقوام مخلتف شده بود، بعدها پس از مرگش آن را از لبهای یوگسلاوی پاک کردند، و دوباره اشکها جاری شد. مردی که چند خلق برایش گریستند…

ایران - لیبرتی -تصویب الحاقیه حفاظت برای مجاهدین در لیبرتی در جلسه استماع کمیته قوای مسلح سنای آمریکا

سناتور مک کین  - ژنرال جیمز جونز
سناتور مک کین  - ژنرال جیمز جونز
سنای ایالات متحده امریکا جلسه استماع کمیته قوای مسلح  به ریاست سناتور جان مک کین
اظهارات ژنرال جیمز جونزاولین مشاور امنیتی رئیس جمهور اوباما درباره تصویب لایحه بودجه دفاعی آمریکا و الحاقیه7ماده یی حفاظت برای ساکنان لیبرتی.
ژنرال جیمز جونزاظهارداشتند،از زمان آخرین استماع من، آنها مورد تهاجم قرار گرفته و بیش از 20 نفر جان خود را از دست داده و تعداد زیادی مجروح شده اند و جامعه جهانی علاقه کمی نسبت به سرنوشت آنها ابراز کرده است. اما من از کمیته برای حمایتش در این رابطه بسیار سپاسگزارم.
تاریخ و وجدان جمعی مردم آمریکا وایران قضاوت می‌کنند که آیا مماشات با دیکتاتوری مذهبی ایران صحیح بود، که آن را برای سد کردن راه آزادی و پیشرفت جامعه ایران و در خون فرو بردن خاورمیانه تشجیع کرد یا سیاست پیشتازانه همبستگی وحمایت  برای ایران آزاد که آینده ایران و از جمله شکوفایی  وصلح درخاورمیانه را در حمایت از مقاومت مردم ایران یافت؟
حکومتها‌، هر قدر هم که مثل رژیم قساوت به خرج بدهند و خون بریزند، رفتنی هستند. اما آنچه همیشه باقی است، دوستی وهمبستگی  ملتها ووجدانهای بیدار بشری هست .
ایرانیان هرگز اشخاص شرافتنمندی راکه همدردی  وهمبستگی شان  را با مقاومت ایران ابراز کرده اندوازمجاهدان اشرفی در لیبرتی حمایت  کرده اند را فراموش نمیکنندحمایت وهمبستگی شان  با رزم آوران  آزادی در کمپ لیبرتی قابل تقدیر وستایش است.
همچنین ،ایرانیان هرگز کسانی راکه در  تاریک ترین دوران ایران با دیکتاتور پای میز مذاکره نشستندنمیبخشند.

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

ایران - رفسنجاني براي اولين بار به تلاش رژيم براي دست يابي به سلاح اتمي اعتراف كرد

اعتراف صریح و بی‌سابقه رفسنجانی
اعتراف صریح و بی‌سابقه رفسنجانی
رفسنجاني مليجك خميني و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام روز دوشنبه 4آبان در مصاحبه اي كه در سايت موسوم به ”اميد هسته يي ايرانيان” منعكس شد براي نخستين بار به تلاش هاي رژيم براي دست يابي به سلاح اتمي را برملا و گفت: «اين درست است كه ما اجازه رفتن به طرف سلاح هسته يي را نداريم ولي اگر شرايطي پيش بيايد و ضرورت پيدا كند يا دشمني پيدا كنيم كه بخواهد از اين سلاح استفاده كند قدرت ما محفوظ است».
رفسنجاني كه خود باني برنامه اتمي رژيم آخوندي است، سلاح اتمي را عامل بقاي نظام مي دانست. تحريمهاي خفه كننده باعث شد كه وي و خامنه اي به سياست زهرخوران اتمي تن بدهند.
رفسنجانی در بخشی از این گفت‌وگو به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای در دوره جنگ ۸ ساله با عراق می‌پردازد و می‌گوید:
«اوایل که شروع کردیم، در جنگ بودیم و دنبال این بودیم که چنین امکانی برای روزی که دشمن ما بخواهد از سلاح هسته‌‌ای استفاده کند، داشته باشیم. چنین تفکری بود. اما هیچ وقت جدی نشد. ولی استفاده‌های غیرنظامی را جدی گرفته بودیم و هزینه هم می‌کردیم و در خیلی جاها کار کردیم. در انواع مختلف کار کردیم و آموزش زیادی دادیم. دانشجو فرستادیم و دانشمند دعوت کردیم. خیلی از این کارها را کردیم. اساس دکترین ما استفاده صلح‌آمیز هسته‌ای بود. گرچه هیچ‌وقت از ذهن ما بیرون نمی‌رفت که اگر روزی بنا باشد خطری ما را تهدید کند و ضرورتی باشد، امکان اینکه به طرف دیگر هم برویم، داشته باشیم.» رئیس جمهور سابق ایران همچنین در توضیح تاریخچه برنامه‌های هسته‌ای ایران و تلاش برای راه‌اندازی امور، به همکاری جمهوری اسلامی با عبدالقدیرخان، دانشمند پاکستانی و پدر تسلیحات هسته‌ای در این کشور اشاره می‌کند.
رفسنجانی می‌گوید: «به مراحلی رسیدیم که از آلمانی‌ها مأیوس شدیم و به فکرهای دیگری افتادیم. با پاکستانی‌ها صحبت‌هایی شد. یک دانشمند هسته‌ای به نام آقای عبدالقدیرخان در پاکستان بود. در سفری که به پاکستان رفته بودم، خواستم ایشان را ببینم. اما به من نشان ندادند. آیت‌الله خامنه‌ای هم ایشان را ندید... گویا خود آقای عبدالقدیرخان اعتقاد داشت که دنیای اسلام باید بمب هسته‌‌ای داشته باشد و بمب هسته‌ای پاکستان را هم او ساخت. هر چند طول کشیده بود تا بمب را بسازند.»
به گفته وی، عبدالقدیرخان در نهایت حاضر به کمک شد «در حدّی که مثلاً دست دوم نسل اول سانتریفیوژهایی را که غنی‌سازی می‌کنند، با نقشه» به ایران داد تا بعدها خود ایران آن را بسازد.
لازم به ياد آوري است كه عبدالقدیرخان سال ۲۰۰۴ پس از آن که اعتراف کرد اطلاعات محرمانه‌ای درباره برنامه هسته‌ای به ایران، کره شمالی و لیبی داده بازداشت شد و تا پنج سال در حبس ماند.
از سرگیری فعالیت تأسیسات هسته‌ای اصفهان در آخرین روزهای ریاست جمهوری محمد خاتمی، موضوع دیگری است که آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه خود به آن می‌پردازد و می‌گوید که آقای خاتمی در ابتدا با این مسئله مخالف بوده و آن را نپذیرفته، اما در نهایت «قانع» شده است:
«وقتی آقای احمدی‌نژاد آمد، با رهبری تصمیم گرفتند که تعلیق را بشکنیم. هنوز کار آقای احمدی‌نژاد شروع نشده بود که به رئیس دولت اصلاحات پیشنهاد کردند که ایشان تعلیق را بشکند. در آن دوره گاهی جلسه‌ای خدمت رهبری بود که جمع زیادی شرکت می‌کردند. در آن جمع وزیر خارجه، رئیس‌جمهور، رؤسای قوا، من، نظامی‌ها مثل آقای شمخانی و دیگران بودند و برای قدم به قدم کارها مشورت می‌شد. تصمیمات رهبری با مشورت بود که نتیجه‌ی آن جلسه را می‌پذیرفتند. وقتی احمدی‌نژاد آمد و گفت که تعلیق را بشکنیم، رئیس دولت اصلاحات گفت که من نمی‌شکنم، برای این که یک پرونده سنگین تهدید برای دولت بعد باقی می‌ماند و من نمی‌خواهم دولت بعد از من وارث این مشکل شود. بعدها نمی‌دانم چگونه رئیس دولت وقت را قانع کردند که ایشان تعلیق را باز کرد. از آن به بعد دعواها شدت گرفت و بقیه‌ مسائل که تا الان ادامه دارد.»
محمد خاتمی مرداد ماه ۱۳۸۴، چند روزی پیش از آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد که توقف فعالیت‌های مجتمع اصفهان برای ایران «زیان‌های مالی و معنوی فراوان» داشته و از آنجا که ایران «داوطلبانه» فعالیت‌های این مجتمع را متوقف کرده، برنامه خود را از سر می‌گیرد، امری که چند ماه بعد از آن نیز با فک پلمپ سایت نطنز دنبال شد و به این ترتیب فشار جامعه جهانی بر ایران شدت یافت.
و در نهایت، بخشی دیگر از فرازهای مناقشه هسته‌ای رژيم که رفسنجانی به آن می‌پردازد، بیانیه سعدآباد است، بیانیه‌ای که سال ۱۳۸۲ طی مذاکرات حسن روحانی، رئیس وقت شورای امنیت ملی رژيم با وزرای خارجه سه کشور اروپایی تدوین گردید و تهران تعلیق فعالیت‌ سانتریفیوژهای نیروگاه نطنز را پذیرفت.
رفسنچاني می‌گوید که این بیانیه از حمایت ‌ خامنه‌ای برخوردار بوده است:

«قبل از اینکه دولت اصلاحات تمام شود، مذاکرات بود و چون آقای روحانی دبیر شورای امنیت بود، نقش مذاکره کننده را داشت. آن موقع تهدیدها و خطر شروع شده بود و به جایی رسیده بود که ما داوطلبانه کارها را تعلیق کنیم و فقط کارهای محدودی را که مشخص شده بود، انجام بدهیم. ولی غنی‌سازی و این کارها را تعطیل کنیم و تحقیقات را ادامه بدهیم که ماجرا ...؟

۱۳۹۴ شهریور ۲۱, شنبه

ایران - گزارشی از ابعاد زمین‌خواری در نظام آخوندی

ابعاد زمین خواری درنظام پلید حامنه ای وروحانی
ابعاد زمین خواری درنظام پلید خامنه ای وروحانی

چپاولگری باندهای رژیم آخوندی در زمینه زمین‌خواری ابعاد گسترده‌تری به خود گرفته است:
در حاکمیت ضدایران و ایرانی و ضدبشری آخوندهای دزد و چپاولگر که ولی‌فقیه‌شان تنها یکصد میلیارد دلار سرمایه یک نهاد غارتگرش می‌باشد، در حاکمیتی که بیش از 80درصد مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند، اما رئیس‌جمهور آخوندها تنها یک قلم 74000 سکه طلا را ظرف سه سال به ایادی مزدور و جنایتکارش برای مزد سرکوب و چپاول مردم، هدیه! می‌کند، و 700میلیارد دلار فروش نفت را خرج تروریسم و سیاستهای ضدایرانی رژیم می‌کند، دیگر شنیدن هیچ چیز عجیب نیست.