‏نمایش پست‌ها با برچسب اتمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اتمی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۵, چهارشنبه

ايران: جوانان “علاقه‌اي به رأي دادن” به كانديداهاي “انتخاب شده توسط رژيم” ندارند


جوانان ایران آزادی ودمکراسی میخواهند
رای ما سرنگونی - مرگ براصل ولایت فقیه 

جوانان قصد رأي دادن در انتخابات آتي ايران را ندارند و بجاي آن دنبال تغيير رژيم هستند.

چالش  ها وبحرانهایی که سرتاپای رژیم  را فرا گرفته ، نفرت  وانزجار عمومی از نظام  ولایت فقیه  باعث وحشت  خامنه ای ولی فقیه وقیح  شده  واورا ناگزیر کرده  که با التماس  از مردم  بخواهد  از این دولت  ضد مردمی حمایت کنند.زیرا به رغم شعارهای فریبکارانه  وپوشالی  آخوند روحانی سلطان اعدام ،این شعارها ی پوشالی  باعث  افزایش نفرت  مردم ایران نسبت به این نظام ضدمردمی   شده، نفرتی که به صورت خیزشهای گسترش یابنده اعتراضی اقشار مختلف   علیه نظام  جهل وجنایت آخوندی خودش را نشان میدهد. اعتراض  گسترده معلمان  وپرستاران  ودانشجویان  و خروش جوانان در اقصی نقاط میهن  
به رغم  آن همه تهدید نمونه بارزی  از این انزجار ونفرت میباشد.
واقعیت  این است، خامنه ای جنایتکار  ونظام خبیث او به درستی از سمت گیری  گسترده مردم وبویژه  جوانان به طرف  رسانه های مقاومت ابراز وحشت میکند زیرا به خوبی میداند مقاومت  استواری در حمایت از مردم ایران وجود دارد واین نفرت سمت وسوی  خطرناکی را برای رژیم ترسیم میکند. سمت وسوی سرنگونی .
«نه» به آخوندها، این، حرف جوانهای ایرانی در برابر نمایش انتخابات است. نشریه اینترنشنال بیزنس تایمز در شماره30بهمن94 این «نه» بزرگ را انعکاس داده .
همانطور  که  خانم  مریم  رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران در پیامشان به جوانان ایران گفتند،شما ادامه مسيري هستيد كه از آن پيشتازان مجاهد  و مبارز به‌پا خاستند. سازمان مجاهدين خلق ايران كه حالا پنجاه ساله شده از ميان شما جوانان آگاه برخاسته است.
شما الگوهاي درخشاني در تايخ ميهنتان داريد كه توانسته‌اند در سخت‌ترين اوضاع بن بست‌ها را بشكنند.
و  همين امروز قهرمانان پايداري ـ  از مجاهدان آزادي در ليبرتي تا زندانيان سياسي در سراسر ايران و شهيداني همچون شاهرخ زماني ـ  را پيش روي خود داريد كه راه روشن فردا را نشان مي‌دهند.

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - گران ترین هزینه در زندگی چیست؟ رابطه ما وگلریزان سیمای آزادی

همیاری وگلریزان سیمای آزادی
همیاری وگلریزان سیمای آزادی
وجدان آدمی از لحظه ای که چراغش روشن شود دیگر نه حد دارد ونه قابل بودجه بندی است از یک درم وقلم وقدم تا فدای همه چیزمثل اشرفیها در آن نهفته است.
 پس رابطه با گلریزان سیمای آزادی میدان کارد کرد وجدانهای بیدار شده است.این پهنه متعلق به همه انسانهاست ومرزی ندارد جز وجهه مشترک واستمرار بلوغ ارزشهای انسانی با هر باور ، ملیت و....
همیاری، تجلی حمایت پرشور مردمی از پیشتازان آزادی مردم است که در این روزها در رزمگاه وخط آتش لیبرتی هم چنان دلاورانه در برابر دشمن و توطئه ها واعمال فشارهایش، پایداری میکنند و تردیدی نیست که با یاری اشرف نشانها وحامیان مقاومت ایران، رژیم ولایت فقیه را- که در بن بست اتمی و در باتلاق بحرانهای درونی دست وپا می زند، و تنها راه برون رفت خود را در ازمیان برداشتن مخالفان اصلی ومقاومت سازمانیافته می بیند، بازهم به شکست می‌کشانند. به خصوص که پیروزیهای مقاومت ایران  توطئه ها ودستاویزهای دیکتاتوری آخوندها و همدستان مماشتگر آن را درهم شکسته است.
سیمای آزادی با کمک و همیاری هموطنان گرامی ،میتواندتصویرگراین نبردمیهنی و انقلابی باشد که صحنه هایش از کازار اشرف نشانها در سراسر جهان تا اعتراضات مردمی در جای جای میهن و تا مقاومت زندانیان سیاسی در شکنجه گاههای دشمن گسترده است.
آری، ما همه با هم هستیم و سیمای آزادی صدای آزادیخواهی مردم ایران را هرچه قوی تردر جهان طنین انداز کرده  وخواهد کرد.

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

ايران دموكراتيك و غيراتمي با سرنگوني ولايت فقيه - یعنی خامنه ای ضدبشر وروحانی جنایتکار

ايران دموكراتيك و غيراتمي با سرنگوني ولايت فقيه
ايران دموكراتيك و غيراتمي با سرنگوني ولايت فقيه
مردم ايران، نه سلاح اتمي مي‌خواهند، نه دخالت در عراق و سوريه و يمن و نه استبداد و شكنجه و زنجير. مردم ايران دهها ميليون معلم، دانشجو، پرستار و كارگر به جان آمده‌يي هستند كه آزادي و دمكراسي مي‌خواهند و كار و  معيشت.
حرف آ‌نها اين است: ولايت فقيه به پايان كار خودرسيده.
و راه‌حل يكي و فقط يكي است و آن سرنگوني خليفة ارتجاع و تروريسم در ايران .
به ايران به پا‌خاستة نگاه كنيم، به‌رغم بیش از  2000اعدام در دوران آخوند روحاني جلاد، همچنان ملتهب و جوشان است.ازقيام مهاباد و تظاهرات سنندج در برابر جنايت و بي‌عدالتي  تاتظاهرات  معلمان در تمام استانها، صداي مردمي است كه ناديده گرفته‌ شده‌اند و براي حق زندگي و حق آزادي برخاسته‌اند. اعتصاب و تحصن روزانة كارگران، فرياد سفره‌هاي خالي است. ...همه اینها نماد خشم يك ملت اسير  و  غرش كوهي است، كه مي‌خواهد آتشفشان‌ شود. 
كدام ايراني هست كه معترض نباشد؟ كدام ايراني خواستار تغيير نيست؟
همة يك درد دارند ،
همه  يك تغيير بزرگ را مي‌خواهند.
ومقاومت، مبارزه و همبستگي ماایرانیان، از هر قدرتي بزرگتر است. با ايستادگي  ومقاومت  وپایداری در برابر اين رژيم جانی وضدبشر، میتوان هزار كانون‌ شورشي يعني هزار اشرف در ايران برپا كرد.
قانون اساسي مقاومت  ایران ومریم رجوی، آزادي، دموكراسي و برابري است
با همين آرمان و با همين ايمان، میتوان بناي يك جامعة آزاد و دموكراتيك  راپی ریزی کرد.
ما نظام استبدادي ودين اجباري و زن‌ستيز را نمیخواهیم ، ما دنبال نظام وقانون اساسي  هستیم که حامل، آزادي، دموكراسي و برابري است.
بنابراین بااميد وايمان به آزادي، و با اميدي صدچندان به پيش مي رويم تا آن گاه كه آزادي و دموكراسي در ايران بر تخت پيروزي بنشيند.

آري، آري
مي‌توان زنجير را از هم گشود
رو به دريا شد روان مانند رود
مي‌توان با آرماني پر فروغ
ظلمت بيداد را ويران نمود
مي توان و بايد 
آري همصدا
هر دم از  آزادي ايران سرود

۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

ایران - کابوس وحشت نظام از قیام و نقش اشرفیها از شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه

کابوس وحشت نظام از قیام و نقش اشرفیها از شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه
کابوس وحشت نظام از قیام و نقش اشرفیها از شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه
مصاحبه سردبیر رسالت آخوندی با خبرگزاری سپاه:
شعار فتنه‌گران در سال88 در اشرف نوشته شده بود.
دیدیم که شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه » سر دادند.
یا خواهان جمهوری ایرانی بودند.
وقتی تصاویری از اردوگاه مجاهدین در اشرف منتشر شد.
شعاراصلی که به شکل بزرگ در میدان صبحگاه نوشته شده بود همان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بود.
خبرگزاری سپاه پاسداران روز 5 دی 94 هراسان از شقه نظام و بالا گرفتن قیام و خیزشهای اجتماعی در بحرانهای داخلی بر سر زهر اتمی و نمایش انتخاباتی خبرگان و مجلس ارتجاع، با درج مصاحبه سردبیر رسالت آخوندی از ارگانهای باند خامنه‌ای نوشت:
در پیش بودن انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، بهانه‌یی شد تا به گفتگو با کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت و یکی از فعالان حوزه سیاسی کشور بپردازیم:
انبارلویی در ابتدای این گفتگو با اشاره به نقش رسانه‌ها در مقاطع مختلف در فتنه 78 و 88 گفت: ... ...
در واقع باید فتنه 88 را نوع غنی‌سازی شده فتنه 78 بنامیم... .
شما به شعارهایی که خصوصاً در اواخر آشوب‌ها داده می‌شد نگاه کنید هیچ ربطی به انتخابات نداشت و همه آنها حکایت از یک توطئه بزرگ بود... .
سردبیر روزنامه رسالت با تأکید بر این‌که اینها در واقع حرمت رأی مردم را حفظ نکردند، گفت: فتنه‌گران جمهوریت را به شرط چاقو قبول داشتند نه به شرط راٌی. شما نگاه کنید هرچه این حوادث به جلو می‌رفت قاعدتاً شعارها باید علیه طرف پیروز انتخابات می‌بود ولی دیدیم که شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» سر دادند یا خواهان جمهوری ایرانی بودند.
سردبیر روزنامه رسالت خاطرنشان کرد: جالب است وقتی تصاویری از اردوگاه (مجاهدین) در اشرف منتشر شد.
شعار اصلی که به شکل بزرگ در میدان صبحگاه این اردوگاه نوشته شده بود همان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بود.
وی حماسه 9دی را یک روز بزرگ و کم‌نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی دانست و گفت: شاید یک نمونه آن را البته در مقیاس کوچک‌تر بتوانیم راهپیمایی روز 23 تیر 78 بدانیم که بعد از آشوب‌های 18 تیر صورت گرفت و اتفاقاً سخنران آن مراسم همین آقای روحانی بود که سخنرانی بسیار خوبی هم کرد... ..
انبارلویی در بخش پایانی این گفتگو به عبرت‌های فتنه 88 با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس و شورای اسلامی و مجلس خبرگان پرداخت و گفت: در انتخابات پیش رو باید از فتنه سال 88 عبرت بگیریم... ..

۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

ایران - پاریس - مریم رجوی در باره رژیم ایران و داعش درگفتگو با ورلد پلیسی

مریم  رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم  رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
به‌نظر می‌رسد به‌رغم همه پیشرفتهای ما در زمینه اجتماعی و انسانی، با هرنسل جدید، جناحهای افراطی ظهور می‌کنند که جهان را با تواناییشان برای متقاعد‌کردن مردم عادی به ارتکاب جنایات بی‌سابقه، به لرزه درمی‌آورند.
در قبال حملات اخیری که با استناد به خدا و مذهب در پاریس و سن برناردینو انجام گرفت، با همان سردرگمی واکنش نشان داده می‌شود که ما در برخورد با بیرحمیهای بی‌هدف قرن بیست و یکم دچارش شده بودیم. ما تلاش می‌کنیم این مساله را درک کنیم که چگونه چنین خشونت بیرحمانه‌یی، در ذهن انسان شکل می‌گیرد و مانند آتش گسترش پیدا می‌کند و البته خودمان را آماده می‌کنیم که آن را تصحیح کنیم، و از خود می‌پرسیم که چگونه می‌توانیم با این اشکال جدید افراطی‌گری که جهان را در بر گرفته، مبارزه کنیم.
این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازاتهای فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچگونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد.
 با این حال این یک جهان بینی است که نمونه آن را در عصر حاضر مشاهده نموده‌ایم. از زمانی‌که روح‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ به قدرت رسید، رژیم ایران خودش را به‌عنوان یک مدل موفق ارائه کرد که بنیادگرایان اسلامی با آن می‌توانند ابهت، قدرت، و مشروعیت حاکمیت را به‌دست بیاورند. این یک پیام تحریک‌آمیز را به سنی‌های افراطی نظیر داعش ارائه می‌کند که در حالی که بنیادگرایان شیعه «حکومت اسلامی» خودشان را دارند، چرا آنها نتوانند «حکومت اسلامی» خودشان را داشته باشند؟
به‌رغم این که منشاء تئوریک این ایدئولوژی افراطی در سالهای اولیه ظهور اسلام شکل گرفته بود، اما تنها پس از آن که بنیادگرایی بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران حاکم شد، به یک نیروی جهانی قدرتمند تبدیل گردید.
رژیمی که جایگزین رژیم شاه شد، که آن هم منفور و غیر دموکراتیک بود، تقریبا یک شبه و از همان ابتدا شروع به صدور بنیادگرایی اسلامی در ابعاد بی‌سابقه‌یی نمود. در حالی‌که ملاهای تهران شروع به ساختن یک نظام دین‌سالاری مدل خودشان کردند، گروگانگیری پر سرو صدا، بمب گذاری، حملات انتحاری و ترور، هنجارهای عادی شدند.
در آن مراحل اولیه، فرقه‌های مختلف تروریستی تحت عنوان شیعه مانند شبه‌نظامیان عراق، حزب الله لبنان و حوثیهای یمن به طور مستقیم توسط رژیم ایران تشکیل گردیدند. بدون حمایت دولتی از سوی ایران، قدرت و نفوذ آنها به سرعت از بین رفته و از هم می‌پاشیدند. این ایدئولوژی شرور و مدل تکثیر شده آن با دستیابی حامیان آن به مخازن نظامی، دیپلوماتیک و تبلیغاتی در کشورهای همسایه ایران به‌طرز فزاینده‌یی مرگبارتر شد.
 بدین سان، اولین خلافت، سالها قبل از آن که اولین حمله القاعده یمن را به آتش بکشد، و سه دهه کامل قبل از سربرداشتن داعش شکل گرفت. بسیاری بر این پندارند که بنیادگرایی سنی یک پدیده منحصر به‌فرد و به طور کامل جدا از افکار تبلیغ شده توسط ملایان شیعه در تهران است، اما واقعیت امر این است که تفاوت آنها بسیار فرعی است. در واقع، بنیادگرایان سنی زیر چتر سیاسی و معنوی حکومت مذهبی ایران، به قدرت فوق‌العاده‌یی دست یافتند. هردوی آنها از یک پایه ایدئولوژیک برخوردارند و هر دوی آنها خواهان ایجاد یک دولت مذهبی برای ترویج قانون شریعت با زور می‌باشند.
شواهد قابل توجهی موجود است که نشان می‌دهد رژیم تهران در زمانها و مکانهای مختلف، بنیادگرایان سنی را تامین مالی و تسلیحاتی نموده است. همانطوری‌که وزیر امور خارجه آمریکا، جان کری گفت «داعش با آزاد کردن ۱۵۰۰ زندانی توسط اسد و ۱۰۰۰ زندانی دیگر توسط نوری‌المالکی تشکیل گردید». رژیم ایران، هدایت‌کننده شناخته‌شده هر دو آلت دست می‌باشد.
قتل عام صدها هزار سنی توسط رژیم ایران و عواملش در عراق و سوریه در سالهای اخیر، منبع و سرچشمه سیاسی اجتماعی بی‌پایانی را برای داعش به‌وجود آورد. رژیم ایران، کماکان از همه جوانب، به این پدیده افراطی‌گری کمک می‌کند و راههای جدیدی برای زنده کردن این حیوان پیدا می‌کند. اگر ایران، یکی از مراکزی است که افراطی‌گری جهانی اسلامی را مشروع می‌کند، راه حل چیست؟
تاریخ به ما می‌گوید که برای بنیادگرایی و افرطی‌گری هیچ چیز خطرناکتر از آرمانهای دموکراتیک و مدره نیست. این به‌خوبی در تاکتیکهای سرکوبگرانه‌ آنها علیه هدف اصلیشان، که جناحهای مدره مسلمان از جمله مجاهدین خلق هستند، مشخص است.
برای دستیابی به موفقیت واقعی، کمپین نظامی و عملیات اطلاعاتی موجود در منطقه، باید با تقویت تفسیر اسلام واقعی که دموکراتیک و بردبار است، تکمیل شود. تنها توسط یک استراتژی متفاوت و روشن که پشتیبانی اخلاقی و فیزیکی پایدار از مردم ایران و منطقه در تلاش آنها برای دستیابی به آزادی و رهبری مدره بکند، از تکرار تاریکترین دوران تاریخ، اجتناب خواهد شد.
مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران است که خواهان استقرار یک ایران دموکراتیک، براساس جدایی دین و دولت و غیر اتمی است.
ورلد پالیسی ۲۵ آذر ۱۳۹۴  - به‌قلم مریم رجوی

برگرفته از سایت مریم رجوی

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

ایران - موجی از یک سونامی!

بیکاری جوانان  دردولت آخوند شیاد روحانی
بیکاری جوانان  دردولت آخوند شیاد روحانی
رژيم آخوندي تاوان بحران‌زدگي و موقعيت لرزان خود را از زندگي و خون و جان محروم‌ترين اقشار مردم به ويژه كارگران  وجوانان  مي‌گيرد و با سياستهايي مانند طرح ضد کارگری دولت آخوند روحانی شیاد وجنایتکار
در زمانی که حداقل دستمزد کارگران زیر 29سال ایران تنها 712هزار تومان است. رقمی که بنا‌ به آمارهای خود رژیم حتی کفاف 10روز زندگی یک خانواده جوان را نمی‌دهد. حالا آخوندها دنبال این هستند که از همین هم کم کنند و آن را به 534هزار تومان کاهش بدهند، واردات لجام گسيخته، از بين بردن حقوق مسلم كارگران و تبديل آنان به مواجب بگيران فاقد هرگونه بيمه و امنيت شغلي و تأمين اجتماعي، زندگي و هستي زحمتكشان و اقشار محروم جامعه ايران را طعمه آتش فقر و تورم و بيكاري وخودکشی  كرده است.
تورم بالا رفته و گراني خوراك، پوشاك، مسكن و بهداشت زندگي لرزان كارگران واقشار کم  درآمد را پي‌درپي در هم مي‌كوبد. براثر اخراجهاي مستمر، نرخ  بيكاري  چندین  برابر شده  و بیش از 50در صد نيروي فعال كشور در شرائط بيكاري قرار گرفته‌اند.
درحاكميت رژيم زن ستيز آخوندها، نرخ بيكاري زنان دو برابر نرخ بيكاري مردان است. زنان در بسياري واحدهاي بزرگ توليدي، تنها دو سوم دستمزد رسماً تعيين شده را دريافت مي‌كنند و بسياري از آنها در زير فشار قوانين ارتجاعي و بر اساس طر‌حهاي فريبكارانه، نظير « استخدام پاره وقت»، و « كاهش ساعت كار»، از استخدام رسمي در ادارات و كارخانه‌هاي باز مي‌مانند.
اين وضعيت تماماً ناشي از تحميلات رژيمي است كه براي حفظ قدرت لرزان خود، بیش از50درصد بودجه عمومي را به هزينه‌هاي نظامي و جنگي اختصاص داده‌و بخش عظيمي از درآمد نفت را صرف ماشين سركوب و برنامه اتمي و صدور تروريسم  و ارتجاع، به ويژه در عراق، ويا حمايت از ديكتاتور خون آشام سوريه مي كند.
اما در ورای همه این رنج ومصیبتها  همه كارگران و زحمتكشان آگاه و آزاده ايران میتوانند با شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه» و با الهام از راه و رسم اشرف‌نشانِ «مقاومت به هرقيمت»، براي نيل به آزادي و عدالت ا جتماعي و برچيدن بساط غارت و ستم آخوندي، به مقاومت و قيام برخيزند.
ماشين سركوب و و اختناق، نهادهاي ضدكارگري و استثمار ضدانساني و وحشيانه يي كه در حاكميت آخوندي عليه كارگران و زحمتكشان ايران جريان دارد، هرگز قادر نیست وقادرنشده است اعتراضهاي آنان را متوقف كند.
ژيم آخوندي بيهوده گمان ميكند كه با اعمال فشارهاي طاقت فرسا به كارگران وجوانان  قادر خواهد شد بحران عظيم سياسي و اقتصادي خود را  از سر بگذراند. اين فشارها اكنون ماده انفجاري نيرومندي در دل جامعه ايران ذخيره كرده كه نيروي قيامها و خيزشها را ده چندان ميكند.

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران ۴۰ درصد خانواده ها در ایران زیر خط فقر هستند

فقر وگرسنگی محصول جکومت خامنه ای جلاد وروحانی شیاد وجنایتکار است
فقر وگرسنگی محصول جکومت خامنه ای جلاد وروحانی شیاد وجنایتکار است
افزایش روزافزون نرخ فقر و تهیدستی در حاکمیت چپاولگر آخوندی که به یقین تابع مستقیمی از سیاست های بحران زا و مخرب ولی فقیه خامنه ای، به ویژه در زمینه ساخت سلاح اتمی وبه تبع آن برباد دادن سرمایه ها ی ملی و همچنین تحمیل سالها تحریم اقتصادی و مالی بر میهنمان ایران است، اکنون در تاروپود معیشت بخش های بزرگی از خانواده ها به حدی تنیده است که بسیاری کارشناسان مسائل اقتصادی دیگر امیدی بر رجعت به دوران پیش از آن را میسر نمی بینند. آنها براین باورند که این تبعات مخرب و ضربات وارده به زیر بناهای اقتصادی، تولیدی و پولی کشور در خوشبینانه ترین حالت حداقل برای دو نسل تبعات مخرب خود را برجا گذاشته است.
روند روبه رشد فقر در حاکمیت چپاولگرآخوندی اکنون به بحرانی عمیق در لایه های مختلف شهروندی و روستایی بویژه در میان اقشار ضربه پذیر مانند روستائیان و کارگران تبدیل شده است.
وضعیت وخیم معیشتی این بخش از جامعه بحدی است که برای نمونه متولیان حکومت در بخش های مختلف کارگری به صراحت ازوجود «فقر مطلق» در میان کارگران سخن به میان می آورند.
گسترش ابعاد فقر و تهی دستی در حاکمیت چپاولگر آخوندی اکنون نه تنها به دغدغه روز باندهای متخاصم حکومتی حاکم بر ایران، بلکه حتی به رسانه های حکومتی نیز رخنه کرده است. دیدن صحنه های غم انگیز فقر و فلاکت در خیابانها و معابر شهرهای بزرگ و کوچک کشورمان ایران، نبود زیربناهای درمانی، دارو و معیشتی، تورم و گرانی سرسام آور، اجاره های سنگین خانه و تحصیل، بیکاری و هراس از آینده ای نامعلوم تنها گوشه هایی از مصیبتی است که دیکتاتوری ولی فقیه بر سر مردم ایران آورده است.
یک عضو هیأت‌علمی دانشکده‌ اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در سخنانی با اعتراف به ابعاد بحران روبه رشد فقر در ایران، گفت: «طبق آمار رسمی 15 درصد خانوارهای کشور زیر خط فقر هستند که پژوهش‌های برخی از استادان دانشگاه نشان می‌دهد که 40 درصد از خانوارهای کشور زیر خط فقر هستند. وضعیت عدالت در حال حاضر در کشور مناسب نیست».
ترجمان این سخنان بدان معنا است که در خوشبینانه ترین حالت بیش از 31 میلیون نفر از جمعیت  ایران اکنون زیر خط فقر زندگی می کنند. وی در ادامه (خبرگزاری حکومتی ایسنا 9 آذر 1394) با تمامی تلاش برای سانسور اخبار واقعی از ابعاد فقر در ایران می افزاید: «در کشور ما اما وجود دیگری از فقر وجود دارد. آخرین سرشماری کشور در سال 1390 انجام شد، مرکز آمار کشور اعلام کرد 75 هزار خانوار در کشور در زاغه، کپر و چادر زندگی می‌کنند. خوزستان، سیستان و بلوچستان و کرمان بیشترین جمعیت کپر نشینی را دارند».
وی سپس به پنهان کاری های دولت آخوندروحانی برای سفید سازی نرخ واقعی فقر اعتراف نمود و در ادامه گفت: «اعداد و ارقامی که گفته شد خیلی بیشتر از این اعداد، حق مسئله عدالت است که باید به آن بپردازیم. هنوز وزارت رفاه در کشور برای اعلام جمعیت زیر خط فقر طبقه بندی اطلاعاتی قائل نشده که این موضوع بسیار عجیب است».
پیشتر نیز خبرگزاری حکومتی (ایسنا 30 آبان 1394) با اشاره به بحران فقر به ویژه در میان کارگران ایران گزارش کرده بود: «در حال حاضر بخش اعظمی از کارگران فاقد درآمد ماهانه دو میلیون تومان هستند و با پایه حقوق 700 هزار تومان امرار معاش می‌کنند چه برسد به اینکه پس انداز کنند. بنابر این رقم ماهانه دو میلیون تومان و پس انداز 600 هزار تومان در سال امری عجیب و غیر قابل باور است . شاید 10 درصد کارگران که جزو مدیران مجموعه‌های کارگری و متخصصین هستند درآمد بالای دو میلیون تومان داشته باشند اما بیش از 80 درصد کارگران زیر خط فقر قرار دارند و حقوق و دستمزد آنها به یک میلیون تومان هم نمی‌رسد».
اما بااینهمه مصیبت  که محصول حاکمیت رژیم پلید خامنه ای جلاد وروحانی جنایتکار است انزجار مردم ایران نسبت به رژیم ولایت‌فقیه در دو زمینه کلی قابل ارزیابی است: یکی وضعیت معیشت مردم و دیگری سرکوب و نبودن آزادیهاوخشم متراکم در زمینه معیشت است.

۱۳۹۴ آذر ۲۱, شنبه

ایران - تعداد قربانيان آنفولانزاي خوكي به مرز50 نفر رسيد!

شیوع آنفولانزای خوکی در استانهای مختلف ایران، بی‌عملی رژیم و مخفی کردن آمار واقعی
شیوع آنفولانزای خوکی در استانهای مختلف ایران، بی‌عملی رژیم و مخفی کردن آمار واقعی
شیوع آنفولانزای خوکی در استانهای مختلف ایران، بی‌عملی رژیم و مخفی کردن آمار واقعی
مسئول مرگ هموطنان ما بر اثر آنفولانزا رژيم آخوندي است كه به جاي مهار اين خطر سرمايه‌ ‏ايران را در جنگ ‏سوريه و ‏عراق هدر ميدهد
در شرايط بحراني اي كه مردم به قول كارگزاران رژيم مثل برگ خزان در حال ريختن و كشته شدن به خاطر آنفولانزاي خوكي هستند، بازار سياه ماسك هاي بهداشتي به راه افتاده.ماسك هايي كه در اين شرايط اضطراري بايد به صورت رايگان به مردم داده شود، با قيمت 12 تا 25هزارتومان فروخته مي شود!!!
لعنت بر حكومت دزدان و جنايتكاران!
شیوع آنفولانزای خوکی (ویروسN1H1) ابعاد گسترده‌یی به خود گرفته و به سایر مناطق نیز کشیده شده. اما رژیم ضدانسانی حاکم کمترین اقدامی برای جلوگیری از شیوع بیماری و معالجه مبتلایان نکرده و بودجه‌یی به مقابله با آن اختصاص نداده و در وحشت از اعتراضهای اجتماعی با انتشار اخبار دروغ تلاش می‌کند آمار واقعی مبتلایان و قربانیان را مخفی نگاه دارد.
کودکان زیر پنج سال، زنان باردار، سالمندان و مبتلایان به بیماری قند، بیماریهای قلبی، ریوی و کبدی در مقابل این ویروس آسیب پذیرتر هستند و بی‌عملی رژیم آخوندی برای جلوگیری از شیوع این بیماری، زندگی این نوع افراد را به‌طور مضاعف به خطر می‌اندازد. در سالهای اخیر فرانسه و دولتهای اروپایی و بسیاری از دیگر دولتها برای مقابله با شیوع این بیماری طرحهای گسترده واکسیناسیون به اجرا در می‌آورند.
در حالیکه سرمایه‌های مردم ایران توسط رژیم آخوندی صرف پروژه‌های ضد‌ملی اتمی و صدور بنیادگرایی و سرکوب داخلی و یا از سوی سرمداران رژیم چپاول می‌شود، بودجه اختصاص یافته به بهداشت و درمان و سرمایه‌گذاریهای بنیادین برای سلامت عمومی یکی از پایین‌ترین رتبه‌ها در جهان و مرگ و میر در اثر بیماری یکی از بالاترین نرخها را دارد.

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

ایران - رفسنجاني براي اولين بار به تلاش رژيم براي دست يابي به سلاح اتمي اعتراف كرد

اعتراف صریح و بی‌سابقه رفسنجانی
اعتراف صریح و بی‌سابقه رفسنجانی
رفسنجاني مليجك خميني و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام روز دوشنبه 4آبان در مصاحبه اي كه در سايت موسوم به ”اميد هسته يي ايرانيان” منعكس شد براي نخستين بار به تلاش هاي رژيم براي دست يابي به سلاح اتمي را برملا و گفت: «اين درست است كه ما اجازه رفتن به طرف سلاح هسته يي را نداريم ولي اگر شرايطي پيش بيايد و ضرورت پيدا كند يا دشمني پيدا كنيم كه بخواهد از اين سلاح استفاده كند قدرت ما محفوظ است».
رفسنجاني كه خود باني برنامه اتمي رژيم آخوندي است، سلاح اتمي را عامل بقاي نظام مي دانست. تحريمهاي خفه كننده باعث شد كه وي و خامنه اي به سياست زهرخوران اتمي تن بدهند.
رفسنجانی در بخشی از این گفت‌وگو به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای در دوره جنگ ۸ ساله با عراق می‌پردازد و می‌گوید:
«اوایل که شروع کردیم، در جنگ بودیم و دنبال این بودیم که چنین امکانی برای روزی که دشمن ما بخواهد از سلاح هسته‌‌ای استفاده کند، داشته باشیم. چنین تفکری بود. اما هیچ وقت جدی نشد. ولی استفاده‌های غیرنظامی را جدی گرفته بودیم و هزینه هم می‌کردیم و در خیلی جاها کار کردیم. در انواع مختلف کار کردیم و آموزش زیادی دادیم. دانشجو فرستادیم و دانشمند دعوت کردیم. خیلی از این کارها را کردیم. اساس دکترین ما استفاده صلح‌آمیز هسته‌ای بود. گرچه هیچ‌وقت از ذهن ما بیرون نمی‌رفت که اگر روزی بنا باشد خطری ما را تهدید کند و ضرورتی باشد، امکان اینکه به طرف دیگر هم برویم، داشته باشیم.» رئیس جمهور سابق ایران همچنین در توضیح تاریخچه برنامه‌های هسته‌ای ایران و تلاش برای راه‌اندازی امور، به همکاری جمهوری اسلامی با عبدالقدیرخان، دانشمند پاکستانی و پدر تسلیحات هسته‌ای در این کشور اشاره می‌کند.
رفسنجانی می‌گوید: «به مراحلی رسیدیم که از آلمانی‌ها مأیوس شدیم و به فکرهای دیگری افتادیم. با پاکستانی‌ها صحبت‌هایی شد. یک دانشمند هسته‌ای به نام آقای عبدالقدیرخان در پاکستان بود. در سفری که به پاکستان رفته بودم، خواستم ایشان را ببینم. اما به من نشان ندادند. آیت‌الله خامنه‌ای هم ایشان را ندید... گویا خود آقای عبدالقدیرخان اعتقاد داشت که دنیای اسلام باید بمب هسته‌‌ای داشته باشد و بمب هسته‌ای پاکستان را هم او ساخت. هر چند طول کشیده بود تا بمب را بسازند.»
به گفته وی، عبدالقدیرخان در نهایت حاضر به کمک شد «در حدّی که مثلاً دست دوم نسل اول سانتریفیوژهایی را که غنی‌سازی می‌کنند، با نقشه» به ایران داد تا بعدها خود ایران آن را بسازد.
لازم به ياد آوري است كه عبدالقدیرخان سال ۲۰۰۴ پس از آن که اعتراف کرد اطلاعات محرمانه‌ای درباره برنامه هسته‌ای به ایران، کره شمالی و لیبی داده بازداشت شد و تا پنج سال در حبس ماند.
از سرگیری فعالیت تأسیسات هسته‌ای اصفهان در آخرین روزهای ریاست جمهوری محمد خاتمی، موضوع دیگری است که آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه خود به آن می‌پردازد و می‌گوید که آقای خاتمی در ابتدا با این مسئله مخالف بوده و آن را نپذیرفته، اما در نهایت «قانع» شده است:
«وقتی آقای احمدی‌نژاد آمد، با رهبری تصمیم گرفتند که تعلیق را بشکنیم. هنوز کار آقای احمدی‌نژاد شروع نشده بود که به رئیس دولت اصلاحات پیشنهاد کردند که ایشان تعلیق را بشکند. در آن دوره گاهی جلسه‌ای خدمت رهبری بود که جمع زیادی شرکت می‌کردند. در آن جمع وزیر خارجه، رئیس‌جمهور، رؤسای قوا، من، نظامی‌ها مثل آقای شمخانی و دیگران بودند و برای قدم به قدم کارها مشورت می‌شد. تصمیمات رهبری با مشورت بود که نتیجه‌ی آن جلسه را می‌پذیرفتند. وقتی احمدی‌نژاد آمد و گفت که تعلیق را بشکنیم، رئیس دولت اصلاحات گفت که من نمی‌شکنم، برای این که یک پرونده سنگین تهدید برای دولت بعد باقی می‌ماند و من نمی‌خواهم دولت بعد از من وارث این مشکل شود. بعدها نمی‌دانم چگونه رئیس دولت وقت را قانع کردند که ایشان تعلیق را باز کرد. از آن به بعد دعواها شدت گرفت و بقیه‌ مسائل که تا الان ادامه دارد.»
محمد خاتمی مرداد ماه ۱۳۸۴، چند روزی پیش از آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد که توقف فعالیت‌های مجتمع اصفهان برای ایران «زیان‌های مالی و معنوی فراوان» داشته و از آنجا که ایران «داوطلبانه» فعالیت‌های این مجتمع را متوقف کرده، برنامه خود را از سر می‌گیرد، امری که چند ماه بعد از آن نیز با فک پلمپ سایت نطنز دنبال شد و به این ترتیب فشار جامعه جهانی بر ایران شدت یافت.
و در نهایت، بخشی دیگر از فرازهای مناقشه هسته‌ای رژيم که رفسنجانی به آن می‌پردازد، بیانیه سعدآباد است، بیانیه‌ای که سال ۱۳۸۲ طی مذاکرات حسن روحانی، رئیس وقت شورای امنیت ملی رژيم با وزرای خارجه سه کشور اروپایی تدوین گردید و تهران تعلیق فعالیت‌ سانتریفیوژهای نیروگاه نطنز را پذیرفت.
رفسنچاني می‌گوید که این بیانیه از حمایت ‌ خامنه‌ای برخوردار بوده است:

«قبل از اینکه دولت اصلاحات تمام شود، مذاکرات بود و چون آقای روحانی دبیر شورای امنیت بود، نقش مذاکره کننده را داشت. آن موقع تهدیدها و خطر شروع شده بود و به جایی رسیده بود که ما داوطلبانه کارها را تعلیق کنیم و فقط کارهای محدودی را که مشخص شده بود، انجام بدهیم. ولی غنی‌سازی و این کارها را تعطیل کنیم و تحقیقات را ادامه بدهیم که ماجرا ...؟

فراخوان ۷ حزب سیاسی و ۲۸ سازمان حقوق‌بشری و مجتمع مدنی در کشورهای عربی

فراخوان ۷ حزب سیاسی و ۲۸ سازمان حقوق‌بشری و مجتمع مدنی در کشورهای عربی
فراخوان ۷ حزب سیاسی و ۲۸ سازمان حقوق‌بشری و مجتمع مدنی در کشورهای عربی
حمایت از مقاومت مشروع مردم ایران و رفع محاصره از کمپ لیبرتی یگانه راه‌حل مقابله با توسعه طلبی رژیم ایران در منطقه.
رژیم مذهبی حاکم بر ایران که به‌دنبال شکست و عقب نشینی در پروژه اتمی، خود را در چنبره بحرانهای خفه‌کننده داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌یابد، کماکان راه‌حل را در صدور بیشتر بحران به خارج از مرزها و به‌ویژه ادامه سیاستهای خصمانه و مداخله جویانه‌اش در کشورهای عربی و همچنین سرکوب اپوزیسیون اصلی خود در داخل و خارج کشور می‌یابد. سیاستی که انزجار و محکومیت گسترده دولتهای عربی و احزاب و جریانهای ملی این کشورها را موجب شده است، و آنها نیز متقابلاً راه‌حل را در خلع‌ید از این رژیم توسعه‌طلب و حمایت از مقاومت مشروع مردم ایران می‌دانند.
در همین راستا حزب تونس سبز، حزب صواب موریتانی، حزب توسعه و پیشرفت در مصر، حزب انقلاب مصر، حزب جوانان مصر، حزب اتحاد مردمی برای جمهوری در تونس، حزب مردمی دموکراتیک در مصر، اتحادیه سراسری کارگران فلسطین و 28 سازمان حقوق‌بشری و مجتمع مدنی در کشورهای مختلف عربی طی بیانیه‌های مختلف حمایت خودشان از مقاومت ایران و ساکنان کمپ لیبرتی را اعلام کرده‌اند.

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

افشاگریهای ویکی لیکس در رابطه با جنایات نوری المالکی

افشاگریهای ویکی لیکس در رابطه با جنایات نوری المالکی
افشاگریهای ویکی لیکس در رابطه با جنایات نوری المالکی
افشای گوشه‌یی از جنایات نوری مالکی و رژیم ایران درعراقسایت خلیج آنلاین 29مهرگزارش کرد، اسناد درز کرده توسط ویکی‌لیکس که در تلویزیون الجزیره منعکس شده فاش می‌کند نوری مالکی نخست‌وزیر پیشین عراق با سرویس اطلاعاتی اسرائیل و رژیم ایران برای به‌دست آوردن اطلاعاتی که به قتل صدها کارشناس و محقق عراقی راه می‌برد همکاری کرده است.
این قتلها شامل صدها کارشناس و محقق و خلبانان عراقی بوده است.
محققان عراقی در رشته‌های مختلف از جمله مطالعات اتمی کار می‌کردند.
در یکی از اسناد ویکی‌لیکس، مالکی درخواست اطلاعات خصوصی در مورد محققان عراقی و نحوه رسیدن به آنها و از بین بردن آنها را کرده است.

۱۳۹۴ مهر ۱۳, دوشنبه

ایران - چند تن از وزیران آخوند روحانی وضعیت اقتصاد ایران را بسیار بحرانی نامیدند

پس از نوشیدن جام زهر اتمی و با شکست آخوندروحانی در سفر به نیویورک که در پی دعوت نشدن به کنفرانس ضد تروریستی در مجمع سازمان ملل و نیز از واهمه دلواپسان نظام به بهانه واهی حضور در مراسم زائران منا،با خفت و خواری وادار به فرار از مهلکه شد، اکنون به گزارش خبرگزاری حکومتی تسنیم، 4 تن از سرکردگان کابینه آخوند روحانی در زمینه اقتصاد، صنعت، کار و دفاع در نامه ای به حسن روحانی، در باره بحران اقتصادی کشور هشدار داده و وضعیت اقتصاد ایران را بحرانی دانستند.
به گزارش این خبرگزاری، علی طیب نیا، محمد رضا نعمت زاده، علی ربیعی، و حسین دهقان، وزرای اقتصاد، صنعت، کار و دفاع رژیم در نامه خود خبر از کاهش ارزش بازار سرمایه ایران به میزان 42 درصد در طی 19 ماه گذشته داده اند.
این 4 وزیر رژیم، وضعیت اقتصاد ایران را بحرانی دانسته و پیش بینی کرده اند در صورتیکه "به صورت ضرب الاجل" اقدام نشود بازار بورس تهران در هفته های آینده با سقوط شاخص به میزان 1000 تا 1500 واحد روبرو خواهد شد.
در اشاره به صنعت خودروسازی نیز، 4 وزیر رژیم به مشکل فروش نرفتن محصولات شرکتهای خودروسازی اشاره کرده و خبر از انبار شدن بیش از 100 هزار خودروی فروش نرفته در کف این کارخانه ها داده اند.

مشابه همین وضعیت در صنایع فولاد، مس، مسکن، سیمان، کاشی و سرامیک، و مواد معدنی هم به چشم می خورد و صنعت پتروشیمی نیز که "بیش از 35 درصد از ارزش بازار سرمایه را تشکیل می دهد"، در رکود کامل بسر می برد.

۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

مريم رجوي: فاجعه بي آبي نتيجه عملكردهاي ضد ملي و چپاولگرانه آخوندها و پاسداران است

مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده  مقاومت ایران
مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده  مقاومت ایران 

اولين قدم براي غلبه بر اين بحران بيسابقه استقرار دموكراسي و حاكميت مردم است.

اعترافهاي تكاندهنده سركردگان رژيم به بحران آب و تلاش براي پنهان كردن علت واقعي
خانم مريم رجوي، فاجعه بي آبي در ايران را نتيجه سياستهاي ضد ملي رژيم آخوندي و چپاولگري، سودجويي و فساد بي حد و حصر سردمداران اين رژيم و سپاه پاسداران و به هدر دادن سرمايه هاي كشور در پروژه هاي اتمي و صدور تروريسم و بنيادگرايي توصيف كرد. وي تاكيد نمود: اولين قدم براي نجات كشور از بحراني كه در تاريخ ايران بيسابقه است، سرنگوني فاشيسم ديني و استقرار دموكراسي و حاكميت مردم است.
براي حل اين بحران علاوه بر بسيج همه امكانات اقتصادي و صنعتي بايد پروژه هاي ضد ملي اتمي و صدور تروريسم و بنيادگرايي تعطيل شود و هزينه هاي كلان آنها به بازسازي و احياي منابع آبي اختصاص يابد. اما رژيم آخوندي كه تنها ارمغانش براي مردم ايران فقر، مرگ و نابودي سرمايه هاي ملي است تا بر سر كار است، به سياستهاي مخرب خود ادامه مي دهد و فاجعه بي آبي فراگيرتر و عميقتر مي شود.
سران رژيم پس از سالها سرپوش گذاشتن بر بحران بي آبي در ماههاي اخير كه اين بحران اكثر استانها و شهرهاي ايران را فراگرفته است، ناگزير به گوشه هايي از آن اعتراف مي كنند. آنها در عين حال علت واقعي را پنهان نموده و تلاش مي كنند اين وضعيت را به عوامل طبيعي نسبت داده يا با عبارات چند پهلو از قبيل برداشتهاي بي رويه و بهره برداري بسيار زياد از منابع، تقصير را به گردن مردم بيندازند يا حداكثر به سوء مديريت مقامات قبلي رژيم منوط كنند.
ايجاد تأسيسات اتمي كه آب زيادي مصرف مي كنند در مناطقي مانند قم و نطنز و اصفهان كه از مناطق كم آب هستند، باعث تشديد بحران آب در اين مناطق شده است. يكي از دلايل خشك شدن زاينده رود تمركز صنايع نظامي در استان اصفهان و منحرف كردن آب اين رودخانه براي مصرف اين صنايع است.
سدسازي و منحرف كردن رودخانه ها به خاطر اهداف نظامي و حكومتي بسياري از تالابها و درياچه ها مانند اروميه، هامون و بختگان را خشك كرده كه معيشت مردم اين مناطق و وضعيت محيط زيست را به وضعيتي فاجعه بار دچار ساخته است.

مقاومت ايران از عموم مردم به ويژه جوانان مي خواهد با شعار «آب، آب، حق مسلم مردم ايران است» در مقابل سياستهاي ضد مردمي رژيم آخوندي و سوء استفاده هاي سپاه پاسداران از منابع آبي كشور، منجمله سد سازي هاي ويرانگر ايستادگي كنند و اجازه ندهند بيش از اين كشور را به نابودي بكشانند.

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

خانواده ای مرموز در پس لابی ایران در آمریکا


دبى - العربيه.نت فارسى
سایت "د-دیلی بیست" روز چهارشنبه 16 سپتامبر در مقاله ای به نقش یک خانواده ایرانی در خارج از کشور می پردازد که در نزدیکی آمریکا و ایران تاثیرگذار بوده، و اکنون به دنبال آن است تا از این نزدیکی سود ببرد.
توافق اتمی وین در ماه ژوئیه نه فقط یک پیروزی برای جمهوری اسلامی بود و به برنامه اتمی این کشور جنبه قانونی داد، بلکه برای لابی پرنفوذ ایران در آمریکا هم یک موفقیت به حساب می آید.
انجمن ملی ایرانیان آمریکایی (نیاک)، لابی ایران در آمریکا است که در ارائه "برنامه جامع اقدام مشترک" (برجام) به نمایندگان مجلس آمریکا نقش مهمی بازی کرد. در پس این لابی یک خانواده ایرانی به نام "خانواده نمازی" قرار دارد که نقش کلیدی ولی کمرنگ در طراحی نیاک داشته و اکنون در پی بهره برداری اقتصادی از این توافق اتمی است.
نام نمازیها کمتر در رسانه های آمریکا شنیده شده است، و آنها هیچ تمایلی به اظهار نظر در باره آنچه در این مقاله آمده ندارند. ولی نزدیکان آنها می گویند که نمازیها از سیاست بدور هستند و بیشتر به کارهای اقتصادی و مالی علاقه دارند. نمازیها در حالیکه از آزادیهای سیاسی و اقتصادی غرب استفاده می کنند، با دیکتاتوری دینی در ایران نیز معاملاتی دارند.
محمد باقر نمازی، بزرگ خانواده نمازی، در زمان شاه استاندار استاندار خوزستان بود. اما بعد از انقلاب تحت تعقیب قرار نگرفت، و به او اجازه داده شد تا در سال 1983 همراه با خانواده اش از ایران خارج شده و به آمریکا برود. بابک و سیامک دو پسر نمازی در آمریکا تحصیل کردند و پری نمازی، برادرزاده اش نیز با بیژن خواجه پور ازدواج کرد.
با پایان جنگ ایران و عراق و بازشدن نسبی فضای اقتصادی ایران، پری نمازی و شوهرش بیژن خواجه پور در سال 1993 به ایران بازگشتند و شرکت مشاوره سرمایه گذاری خارجی به نام "آتیه بهار" را در تهران تاسیس کردند. به فاصله کمی سیامک و بابک هم به آتیه بهار پیوستند، و با ارائه خدمات مشاوره ای، ارتباط بین سرمایه گذاران غربی و طرفهای دولتی در ایران را تسهیل کردند.
اما با برآمدن ابرهای سیاه برنامه اتمی ایران، فضای کسب و کار شرکتهای خارجی در ایران تیره شد، و به دنبال افزایش تحریمهای آمریکا، شرکتهای غربی یکی پس از دیگری این کشور را ترک کردند. خانواده نمازی بسیار علاقمند بودند تا این شرکتها بازگردند.
در سال 2002 منابع اطلاعاتی اسراییل خبر غنی سازی اورانیوم در سایت نطنز ایران را به جهان مخابره کردند. با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 2005، پرده های تظاهر به مصالحه در برنامه اتمی ایران کنار زده شد و ابرهای اتمی تیره و تیره تر شدند.
خانواده نمازی از طریق شرکت آتیه بهار رابطه نزدیکی با هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی، رئیس تیم مذاکره کننده اتمی در دوران ریاست جمهوری خاتمی داشتند.

از سال 2006 روابط ایران با غرب و به ویژه آمریکا بشدت تیره شد. سپاه قدس در عراق دست به کشتن سربازان آمریکایی زد، و گسترش برنامه اتمی ایران راه را برای بردن این کشور به شورای امنیت و قطعنامه های تحریم باز کرد.
در این دوران تیره، خانواده نمازی تمام تلاش خود را بکار برد تا با زنده نگهداشتن امید تجارت و پرهیز از جنگ به هر قیمت، دولت خسته از جنگ آمریکا را به سوی آشتی با ایران بکشاند، و جمهوری اسلامی را به عنوان دوست آمریکا معرفی کند .
در سال 1999، زمانی که هنوز خاتمی رئیس جمهور ایران بود، سیامک نمازی و تریتا پارسی، یک سوئدی-ایرانی، در کنفرانسی در قبرس با یکدیگر همراه شد. این کنفرانس برای "گفتمان و تعامل بین مردم دو کشور ایران و آمریکا" برگزار شده بود، و سیامک و تریتا در مقاله مشترکی راههای نزدیکی دو کشور را پیشنهاد کردند.
دو سال بعد، در سال 2001، تریتا پارسی به کمک خانواده نمازی، "نیاک" را در شهر واشنگتن آمریکا تاسیس کرد و خود مدیریت آنرا به عهده گرفت. تریتا درجه دکترای خود را از دانشگاه جان هاپکینز گرفته، و از شاگردان فرانسیس فوکویاما است. او مقالاتی برای شرکت آتیه بهار نوشت و بابت این مقاله ها از این شرکت حق الزحمه گرفت.
در میان همکاران نیاک افرادی دیده می شوند که اکنون پستهای دولتی در آمریکا دارند، و همگی آنها بشدت ضد لابی اسراییل در آمریکا هستند.
نیاک در اشارات خود به جمهوری اسلامی خیلی کم از سپاه پاسداران و یا سپاه قدس انتقاد می کند، و ایران را شریک آمریکا در جنگ با داعش می داند. نیاک به این نکته نمی پردازد که سپاه قدس، در سوریه به نیروهای بشار اسد کمک می کند تا شبه نظامیان تعلیم دیده توسط آمریکا را بکشند.
تریتا پارسی با تروریست خواندن سپاه پاسداران ایران آشکارا مخالفت می کند، و رابطه دوستانه ای با جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دارد.
نیاک در حالی که بصورت لابی جمهوری اسلامی در آمریکا عمل می کند، از کمکهای مالی دولت آمریکا نیز بهره مند شده است. سازمان "صندوق ملی برای دموکراسی" در سالهای اولیه تاسیس نیاک به آن کمک مالی کرده است تا به گفته مدیر این سازمان، از این طریق "راهی بسوی ایران" بگشاید. نیاک برای گرفتن این کمکها به ارتباط خود با شرکت "همیاران" در ایران، به عنوان یک سازمان غیردولتی فعال، اشاره کرده است. شرکت همیاران توسط محمد باقر نمازی در ایران تاسیس شده است. با روشن شدن فعالیت لابیگری نیاک در آمریکا، کمکها مالی به آن قطع شد.
در سال 2013 با روی کار آمدن حسن روحانی، بنظر می رسد که درها برای ورود غرب به ایران باز شده، و تلاشهای لابی ایران در آمریکا به ثمر نشسته است.

نیاک و آتیه بهار بصورت مشترک در حاشیه مذاکرات اتمی ایران با 5 + 1 در هتل ماریوت وین کنفرانسی در باره فرصتهای اقتصادی غرب در ایران ترتیب دادند. و به این ترتیب تریتا پارسی و خانواده نمازی بصورت دلال های معتبری برای ورود کشورهای غربی به ایران معرفی شدند.