‏نمایش پست‌ها با برچسب تغییر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تغییر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

ایران - سخنی آموزشی ازشاعر شاعران وخورشید درخشان آسمان ادب ایران ،احمد شاملو

شاعرشاعران-خورشید درخشان آسمان ادب ایران-احمدشاملو
شاعرشاعران-خورشید درخشان آسمان ادب ایران-احمدشاملو
احمد شاملو به‌رغم تمامی ضعفها و مشکلات جسمی، تا ماههای آخر زندگیش لحظه‌یی از کار و نوشتن فرو گذار نکرد و با همراهی و یاری همسر بزرگوارش به تکمیل آثار خود پرداخت. او در طول عمر پر بار خویش نه به شاه تن داد و نه به شیخ و همواره از سوی این دو دیکتاتور مورد سانسور و آزار قرار گرفت. چندان که بخشی از آثار و کتابهای شاملو هنوز به چاپ نرسیده است. وی در هر فرصتی نسبت به سانسور مطالب و شعرهای خود و ممنوعیت چاپ بسیاری از آنها در حاکمیت آخوندی اعتراض می‌کرد.

ﮏ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺑﺮﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪﻣﺶ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﻠﯽ ﺷﺪ .
ﻭ ﻣﻦِ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ، ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﻨﮑﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺸﻮﻢ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﻭﻟﯽ ﻧﺸﺪ ...
ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺷﺴﺘﻤﺶ ﭘﺎﮎ ﻧﺸﺪ؛
ﺣﺘﯽ ﮑﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺸﮑﺸﻮﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﻓﺎﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ !!!
ﺁﻗﺎﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﺸﮑﺸﻮﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﻔﺖ :
" ﺍﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﭼِﺮﮎ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ "!
ﮔﻔﺖ : ﺑﻌﻀﯽ ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﺮ ﮐﻪ ﺷﻮﺩ، ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﭘﺎﮎ ﺷﻮﻧﺪ"
ﭼﺮﮎ ﻣُﺮﺩﻩ ﺷﺪ ...
ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ !
ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﻢ ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﻔﯿﺪ !
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﮑﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؛
ﻭﻗﺘﯽ ﻟﮑﻪ ﺷﺪ ﺍﮔﺮ ﭘﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ، ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﺮﮎ ...
ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺸﮑﺸﻮﯽ " ﻟﮑﻪ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ‌، ﺑﺎﺪ ﺷﺴﺖ ﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ..."
ﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ و ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ...
ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﮏﺭﻭﺯ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭼﻤﺪﺍﻥ بر ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ، ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻞﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻓﺘﻪﺍﺳﺖ ...
ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺎﺩ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﮐﻪ " ﺧﺴﺘﻪﺍﻡ " ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﺷﻨﯿﺪﻥِ ﮏ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪِ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ...
ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻏﺎﻓﻞ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺯﺮ ﮔﺮﻪ، ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﮏ ﺑﻐﺾِ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻦﻃﺮﻑ ﻭ ﺁﻥﻃﺮﻑ ﻣﯽﺑﺮﺩﻩ ...
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻭﺩﻟﻬﺎﯼ ﻫﻤﺪﮕﺮ ﺑﺎﺷﯿﻢ ....
که دير نشود!
#ایران  

۱۳۹۴ اسفند ۵, چهارشنبه

ايران: جوانان “علاقه‌اي به رأي دادن” به كانديداهاي “انتخاب شده توسط رژيم” ندارند


جوانان ایران آزادی ودمکراسی میخواهند
رای ما سرنگونی - مرگ براصل ولایت فقیه 

جوانان قصد رأي دادن در انتخابات آتي ايران را ندارند و بجاي آن دنبال تغيير رژيم هستند.

چالش  ها وبحرانهایی که سرتاپای رژیم  را فرا گرفته ، نفرت  وانزجار عمومی از نظام  ولایت فقیه  باعث وحشت  خامنه ای ولی فقیه وقیح  شده  واورا ناگزیر کرده  که با التماس  از مردم  بخواهد  از این دولت  ضد مردمی حمایت کنند.زیرا به رغم شعارهای فریبکارانه  وپوشالی  آخوند روحانی سلطان اعدام ،این شعارها ی پوشالی  باعث  افزایش نفرت  مردم ایران نسبت به این نظام ضدمردمی   شده، نفرتی که به صورت خیزشهای گسترش یابنده اعتراضی اقشار مختلف   علیه نظام  جهل وجنایت آخوندی خودش را نشان میدهد. اعتراض  گسترده معلمان  وپرستاران  ودانشجویان  و خروش جوانان در اقصی نقاط میهن  
به رغم  آن همه تهدید نمونه بارزی  از این انزجار ونفرت میباشد.
واقعیت  این است، خامنه ای جنایتکار  ونظام خبیث او به درستی از سمت گیری  گسترده مردم وبویژه  جوانان به طرف  رسانه های مقاومت ابراز وحشت میکند زیرا به خوبی میداند مقاومت  استواری در حمایت از مردم ایران وجود دارد واین نفرت سمت وسوی  خطرناکی را برای رژیم ترسیم میکند. سمت وسوی سرنگونی .
«نه» به آخوندها، این، حرف جوانهای ایرانی در برابر نمایش انتخابات است. نشریه اینترنشنال بیزنس تایمز در شماره30بهمن94 این «نه» بزرگ را انعکاس داده .
همانطور  که  خانم  مریم  رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران در پیامشان به جوانان ایران گفتند،شما ادامه مسيري هستيد كه از آن پيشتازان مجاهد  و مبارز به‌پا خاستند. سازمان مجاهدين خلق ايران كه حالا پنجاه ساله شده از ميان شما جوانان آگاه برخاسته است.
شما الگوهاي درخشاني در تايخ ميهنتان داريد كه توانسته‌اند در سخت‌ترين اوضاع بن بست‌ها را بشكنند.
و  همين امروز قهرمانان پايداري ـ  از مجاهدان آزادي در ليبرتي تا زندانيان سياسي در سراسر ايران و شهيداني همچون شاهرخ زماني ـ  را پيش روي خود داريد كه راه روشن فردا را نشان مي‌دهند.

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

روزهای خوب را باید ساخت

روزهای خوب را باید ساخت
روزهای خوب را باید ساخت 
همه مي گويند روز خوبي داشته باشي!
اما من ميگويم در آرزوي روزهاي خوب نباش!       
در انتظار روزهاي خوب ننشين!
به فكر آمدن روزهاي خوب نباش!
روزهاي خوب را بايد ساخت!
به فكر ساختن روزهاي خوب باش، اين طوري تغيير به وجود مي آيد.


۱۳۹۴ شهریور ۹, دوشنبه

ایران – اشرف - برای 3 شهید قتل عام اشرف در 10 شهریور 92

رحمان منانی:

شهدای قتل عام  اشرف در 10شهریور92
شهدای قتل عام  اشرف در 10شهریور92

به جوانان وطن نام تو را خواهم گفت
به یقین آتشی از عشق تو را میگیرند
همچو تو با دل دریایی و با عشق بزرگ
چون بتازند به کفتار زمان، چون شیرند

ناصر حبشی:
قلب خود را ضرب کن در قلب من
خویش را در من بیا تکثیر کن
میهنی دنبال تغییر است یار!
فکر پتکی بهر این زنجیر کن

امیرنظری:

قهرمان،
صفتی است.
تو میتوانی آن را بر پهلوانی بنهی
که بازوهای تنومندی دارد.
اما من آن را بر تو میگذارم
که دلی عاشق
و سری پر مهر مردم داشتی.

۱۳۹۴ مرداد ۱۹, دوشنبه

ایران - فروش چشم در حاکمیت چپاولگر خامنه ای وروحانی جلاد

 تکان دهنده  فروش چشم در حاکمیت چپاولگر آخوندی 

منشأ تمام این تیره‌روزی‌ها خامنه ای  وروحانی جنایتکارند .
زمان عبور از نومیدی به امیدواری است.
عبور از خشم به انگیزه‌یی برای تغییر کردن و تغییر دادن 
و عبور از ماتم و دلمردگی به انرژیهای تازه‌یی برای پیشروی.
مارتین لوترکینگ گفته بود: «قوس جهان بسیار بلند و کشیده است، اما همواره به سوی عدالت خم می‌شود».
بی‌تردید، جهان و روزگار محرومان وستم کشان  ایران و منطقه نیز لاجرم عدالت، آزادی و برابری را در تقدیر دارد.
سرانجام محرومان وستمدیدگان وزحمتکشان  ولایت سفیانی خامنه ای راسرنگون می‌کنند.
نفرین ولعنت بر خامنه ای  وروحانی جلاد
نفرین ولعنت بر خامنه ای  وروحانی جلاد 
سایت حکومتی خبرفارسی 18 مرداد 1394می نویسد: برای تهیه گزارش به خیابان مهدی در محله فرامرز عباسی رفتم. این‌بار سوژه جدیدی نظرم را به خود جلب کرد. عبارت‌هایی مانند فروش کلیه، کلیه‌فروشی، فروش کلیه زیر قیمت ”و… تاکنون زیاد به چشمم خورده بود اما این عبارت با بقیه فرق داشت و روی دیوار با ماژیک پررنگ نوشته شده بود؛ چشم‌فروشی
با تلفن همراهم شماره می‌گیرم، ۷۳۰….۰۹۳۷ مشترک مدنظر در دسترس نمی‌باشد. بالاخره بعد از کلی تلاش، تلفنم پاسخ داده می‌شود. با شنیدن صدای مرد جوان گمان نمی‌کنم سن‌وسالش بیشتر از ۴۰ باشد. پیشنهاد خرید چشم را مطرح می‌کنم و بعد از انجام رایزنی و صحبت تلفنی، قرار ملاقات محقق می‌شود و این‌بار به‌عنوان خریدار پای معامله می‌روم.
خودش را معرفی می‌کند و سی‌وچهارساله. می‌گوید: ۶ ماه پیش در تهران یک کلیه‌ام را ۶ میلیون فروختم. الان هم به‌شدت فشار مالی دارم. حاضرم با همان ۶ میلیون چشمم را بفروشم.
سه‌بچه دارم و صاحب‌خانه جوابم کرده است. بی‌سواد و بیکار هستم و باید خرجی فرزندان و همسرم را بدهم. چشم من مال شما، هرکار دوست دارید، با آن انجام دهید.از من که گذشت، دلم نمی‌خواهد فرزندانم بی‌خانمان بزرگ شوند. برای من چه اهمیت دارد که یک چشم داشته باشم یا نه؟فقر امانم را بریده است. اصلا شما می‌فهمی نداری یعنی چی؟ نان خشک خوردن یعنی چه؟ برایم مثل روز روشن است که دیگر اندام‌هایم را نیز می‌فروشم. چه اهمیت دارد که من یک دست داشته باشم یا نداشته باشم؟ یک پا داشته باشم یا نداشته باشم؟ لازم باشد، حتی پوستم را هم می‌فروشم.