‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

ایران - مسعود رجوی ، خورشیدی که خستگی نمی شناسد

مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران 
مسعود رجوی سمبل و راهبر نسل بیشماران ، نسل سربداران میباشد که طی سالهای طوفانی مبارزه با مهیب ترین نیروی ضد بشری یعنی خمینی جلاد ، مقاومت مردم ایران زا  از پیچ ها و گردنه های بسیارخطرناک  به سلامت عبور داده است. به این دلیل است که رژم و مزدورانش هر چه که در توان داشتند علیه او لجن پراکنی کردند . ولی هم چنان که خودش گفته است :‌«مگر مي‌ شود خورشيد را كشت؟ مگر مي ‌شود باد را از وزيدن بازداشت و باران را از باريدن، مگر مي ‌شود اقيانوس را خشك كرد؟ مگر مي ‌شود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روييدن لاله‌ ها شد؟ و مگر مي ‌شود ملتي را تا به ابد اسير نگه داشت؟ مگر مي ‌شود خلقي را تا به ابد در زنجير نگه داشت؟ نه… نه… چرا؟ زيرا خواست خداست؛ اراده خلق است؛ سنت تاريخ و قانون اجتماع است؛ ميعاد خداست؛ ميعاد تخلّف ‌ناپذير. بله سنت خداست. سير تاريخ است. بشارت همه انبيا و پيام‌ آوران، مُصلحين و انقلابيون بزرگ جهاني اين است: خلق پيروز مي‌شود. آينده تابناك است...»

۱۳۹۴ اسفند ۲۰, پنجشنبه

ایران - مصاحبه کمیته فرانسوی حمایت ازحقوق بشردرایران با خانم مرجان خواننده و بازيگر پيشين سينما

خانم  مرجان خواننده وبازیگر پیشین سینما
خانم  مرجان خواننده وبازیگر پیشین سینما
خانم مرجان با تشکرازاینکه وقتتان رابه ما دادید تا بتوانیم درآستانه روزجهانی زن مصاحبه ای با شما داشته باشیم. شما برای ایرانیان نام وچهره علاوه برآشنا بودن هنرمند محبوبی هستید وترانه های زیبای شما برای تک تک ایرانیان خاصه ایرانیان تبعیدی دورازوطن یاد آورخاطرات زیبای روزهائی است که درخاک وطن بودند. همانطورکه قبلا مطرح کردم ما برای این مزاحم شدیم تا ازطرف کمیته فرانسوی حمایت ازحقوق بشردرایران مصاحبه ای با شما داشته باشیم تا دوستان فرانسوی ما با هنرمندان واقعی وآزاده ایران آشنائی بیشتری پیدا کنند
مرجان : خوشحالم ازاینکه اینجا هستید. درخدمتم. بفرمائید
خبرنگار : اگرممکنه ابتدا قدری درمورد سابقه وشروع فعالیت های هنری خودتان درایران برای ما توضیح بدید. ازکی ودرچه زمینه هائی فعالیت هنری خودتان را شروع کردید ؟
مرجان : درسنین نوجوانی بودم که حین ادامه تحصیل به خبرنگاری درمجله اطلاعات کودکان وگویندگی ومجری برنامه های کودک درتلویزیون ملی ایران مشغول شدم این سابقه هنری باعث شد که با رسیدن به دوران جوانی به بازیگری سینما علاقه پیدا کنم.( دنیای پرامید) اولین فیلمی بود که بازی کردم نقشی خاطره انگیزمقابل بزرگ مرد سینمای ایران زنده یاد محمد علی فردین که نه فقط درآن زمان که برای همیشه درتاریخ سینمای ایران به عنوان محبوب ترین بازیگرمرد جایگاهی خاص دارند. طی چند سال با بازی درچند فیلم مطرح زمان خودم به شهرت ومحبوبیتی دست پیدا کردم که میشه گفت یکی ازدوستاره زن اول سینمای ایران شدم .اوایل سال ۱۳۵۳ بدنبال آشنائی با زنده یاد بابک بیات وآقای پرویزمقصدی که ازآهنگسازان بنام زمان خودشان بودند وبه توصیه همسرم فریدون ژورک (نویسنده وکارگردان سینما ) که عامل این آشنائی بودند تصمیم گرفتم که درزمینه موسیقی وآواز هم شانس خودمو آزمایش کنم. پس از یکسال ونیم تعلیم دیدن درمحضراین استادان اولین ترانه رواجراکردم که خوشبختانه با اقبال عمومی روبروشد . این ترانه ازساخته های پرویزمقصدی بود بنام دودونه که هنرمند ارزنده موسیقی پاپ ایران زنده یاد استاد واروژان آنراتنظیم کرده بودند. بدنبال موفقیت این ترانه طی قراردادی با دوکمپانی تکثیروارائه کاست موسیقی ازچهارده ترانه ای که با صدای من توسط بزرگان موسیقی پاپ ایران تهیه شده بود دوآلبوم درسراسرایران منتشرشد که البته دراین طول دردوفیلم سینمائی متعلق به کمپانی همسرم وبه کارگردانی ایشان نیزبازی کردم که یکی ازاین دوفیلم بنام تکیه برباد بود که درسال ۵۹ چند ماه پس ازپیروزی انقلاب (فبل ازکودتای آخوندی خمینی ) به نمایش عمومی درسینماهای کشورگذاشته شد

۱۳۹۴ بهمن ۲۴, شنبه

ایرا ن - بزرگ ترين دروغ هاي تاريخ!

خمینی دجال  وشیاد ضدبشر در تاریخ معاصر ایران
خمینی دجال  وشیاد ضدبشر در تاریخ معاصر ایران 


ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۸ ﺍﺳﻔﻨﺪ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺁﺏ ﻭ ﺑﺮﻕ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۳ ﺑﻬﻤﻦ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺩﺭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﮑﺘﺎﺗﻮﺭﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۱۹ ﺑﻬﻤﻦ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺨﺮﺪ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﮑﻨﯿ
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺣﻘﻮﻕ ﻣﻠﺖ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۲ ﺑﻬﻤﻦ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺭئيس ﺟﻤﻬﻮﺭ (ﺭﻫﺒﺮ) ﮐﺸﻮﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۲۶ ﺩﯼ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺰﺍﺏ ﺩﺭ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﺎ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺳﺎﺧﺖ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۷ ﺑﻬﻤﻦ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﻧﻔﺖ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯿﺎﻭﺭﻡ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﮐﯿﻬﺎﻥ ۹ ﺑﻬﻤﻦ ۵۷ :
ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﻣﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﯿ
ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ #‏ﮐﯿﻬﺎﻥ ۹ ﺩﯼ ۵۸ :
#‏ﺧﻤﯿﻨﯽ : ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﻧﺒﺎﺪ ﺭئيس ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺷﻮﻧﺪ*

۱۳۹۴ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

ایران - به یاد آموزگار مهربانم - به قلم فهیمه سماواتیان

اشرف  رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق
اشرف  رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق  
اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق
در بامداد سرخ‌فام روز دوشنبه 19بهمن سال60، شهید اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق و موسی خیابانی، سردار فراموشی‌ناپذیر آزادی، همراه با 18تن از فرماندهان و مجاهدان قهرمانی که در رکابشان جنگیدند، در مقابله با یورش جنایتکارانه پاسداران خمینی، حماسه‌یی پرشکوه در ایثار و مقاومت را رقم زدند .
آن روز در صحنه عاشورای مجاهدین، خون هزاران رزمنده و میلیشیای قهرمان مجاهد خلق در خون اشرف و موسی گره خورد و در شریان تاریخ مبارزات این میهن جاودان گردید و چون مشعلی فروزان در گذرگاه رهایی خلق از چنگال رژیم ضدبشری خمینی و در مسیر آزادی خلق و میهن و تحقق جامعه بی‌طبقه توحیدی، برافروخته شد …
آنان از پیشتازان و پرچمدارانی بودند که در تاریخ معاصر میهن ما مبرمترین خواستهای خلق را نمایندگی کردند، از کوران مبارزه مسلحانه انقلابی با دو نظام دیکتاتوری ضدخلقی سرفرازانه گذشتند و در حماسه عقیدتی و میهنی عاشورای مجاهدین در 19بهمن1360، منطق حسینی «فدای حداکثر» و مقاومت و پاکبازی تمام‌عیار را به مثابه رمز رهایی و راهگشای پیروزی بر رژیم دجال و ضدبشری خمینی، به بُرّاترین وجه و در وسیعترین ابعاد به خلق قهرمان ایران و رشیدترین فرزندان آن آموختند.
هیچ وقت مهرماه سال ۵۱ را فراموش نمی‌کنم، وقتی دبیر جدید فیزیکمان، که خیلی جوان و شاداب و سرزنده بود، وارد کلاسمان شد.
همه بچه‌ها سکوت کردند چشمها و گوشها متوجه معلم جدید بود که در اولین روز سال تحصیلی چه می‌گوید و چه خلق و خویی دارد؟ همه انتظار داشتیم که در اولین روز در مورد درس و نحوه امتحان و شیوه تدریس برایمان صحبت کند، ولی برخلاف انتظار همه، در حالی که چهره صمیمی و مهربان به خود گرفته بود رو به بچه‌ها گفت: بچه‌ها نگران درس فیزیک نباشید، بالاخره تا پایان سال کتاب فیزیک را تمام می‌کنیم و همه شما نمره خواهید آورد، بهتر است الآن به صحبتهای دیگری بپردازیم، و پس از کمی مقدمه چینی بدون این‌که وقت را از دست بدهد گفت: بچه‌ها آیا شما می‌دانید معنی جهان‌بینی چیست؟ و آیا می‌دانید که هر کدام از شما دارای یک جهان‌بینی هستید؟ آیا می‌دانید که هر کدام از شما یک ایدئولوژی دارید؟ پس از طرح یک سری از این سؤالات گفت: حالا موافقید که قبل از درس فیزیک من این چیزها را به شما یاد بدهم؟

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

ایران - حماسه پرغرور رزم و فداي ، اشرف زنان مجاهد خلق و سردار خياباني،وسرداران همراهشان پرغرور و پرشرر بر تارك انقلاب و مقاومت سرفراز ميهني گرامي باد

ایران -  حماسه پرغرور رزم و فداي ، اشرف زنان مجاهد خلق و سردار خياباني،وسرداران همراهشان
ایران -  حماسه پرغرور رزم و فداي ، اشرف زنان مجاهد خلق و سردار خياباني،وسرداران همراهشان 
آن روزها خميني برآن بود تا  با اعدامهاي وحشيانه جوانان مجاهد و مبارز كه شعار آزادي سر داده بودند، پايه هاي سلطنت مطلقه اش را  محكم كند. اما نسل مجاهد خلق كه هيچگاه “تعادل قوا” را نه در رژيم شاه و نه در حاكميت شيخ  به رسميت نشناخته، در برابر خميني قد برافراشت و  با مهيب ترين نيروي ارتجاعي و ضد تاريخي دوران چنگ در چنگ شد.
حماسه 19بهمن و در خون غلطيدن سردار آزادي موسي و الگوي زن انقلابي مجاهد خلق اشرف، به گفته رهبر مقاومت، عاشوراگونه يي بود در تاريخ مجاهدين كه درس پايمردي و وفا و ايمان و عزمِ جزم ِيك خلق رزمنده و قهرمان را به اوج رساند.
در اين رويارويي نابرابر و در روزهاي خونين سال60، دختران و پسران مجاهد خلق، بيباك و شيراوژن سرمايه هستي خود را با سخاوتي بيمانند در چله كمان گذاشتند، شعار مرگ بر خميني را درخيابانها فريادزدند و پاسداران جهل و تباهي را درهمه جا مورد تهاجم قرار دادند. مقر فرماندهي اين دليران مجاهد در داخل ميهن، همان پايگاه اشرف و سردار خياباني بود.
 هدايت مقاومتي سراسري، در نبردي به غايت نابرابر، در دل شهرهايي كه تماما در اشغال و محاصره پاسداران تا دندان مسلح بود. در آن حماسه، دشمن آرايش قوايش را از شب قبل،  لايه به لايه و حلقه به حلقه  بر فراز هر بام، و در كنج هر ديوار و در پناه هر پنجرهٴ مشرف به پايگاه، چيده بود. نبرد آغاز شد و پس از ساعتها درگيري نابرابر، خون سرخ وجوشان اشرف و موسي و 18 تن از يارانشان بر برفهاي شمال تهران ،آسمان ظلماني ايران زمين را شفقي ديگرگونه زد. 
آن برجهاي پايداري وآن سروهاي سرفرازآزادي  درحماسه اي جاودان،حسرت و افسوس زنده به دست آوردن حتي  يك تن از مجاهدان را هم  بردل دژخيمان باقي گذاشتند .
جلادان اما به اين جنايت بسنده نكردند  و براي فرونشاندن كينة ضدبشري خود،دررذالتي بي همتا پيكرهاي پاك شهيدان را به زندان اوين بردند، تا اسيران مجاهد را باديدن پيكرهاي غرقِ درخونِ  آن مشعلهاي فروزان به زانو درآورند،اما هيهات! از تسليم و سرفرود آوردن دربرابر دژخيم .
 آن روح پايداري آنچنان كه شايسته اش بود در وجود اسراي مجاهد به خروش درآمد، و دژخيم مستاصل از اين همه ايستادگي  به جنايت ديگري بر سر پيكرهاي پاك شهيدان عاشورا دست زد تا داغ ننگي جاودان را بر پيشاني خميني، آن يزيد زمانه بنشاند.
صاحب عاشوراي مجاهدين، مسعود، در ديباچة زيارت عاشورايش مي‌نويسد: «در فواصل تقرير زيارت عاشورا ، كه جذبه و شكوه زيارت، ما را در مي ربود، گهگاه به اين فكر فرو مي رفتيم كه نوبت «عاشوراي مجاهدين» كي خواهد رسيد؟ تااين كه سي خرداد سال 60 فرا رسيد وسپس ايران هر روزعاشورا و سراسر كربلا شد. اما در عاشوراي مستمر مجاهدين، نقطة اوج، 19 بهمن همان سال بود كه آزمايشي بسيار صعب و دشوار را، روسفيدانه، از سر گذرانديم.»
بله! فداي حداكثر و جاري شدن خون از پيكر رهبري مقاومت درسحرگاه 19 بهمن ،گواهي بود انكارناپذير در حقانيت راه وآرمان رجوي  دربرابرزخم عميق خيانت خميني براعتماد مردم.
و اينچنين بود كه رهروان قافله، از رهبري خود، درس فدا آموختند، و كاروان نبرد آزادي، در منازل خونين، از حماسه اي به حماسه ديگر گذر كرد و هر بار پرتوان تر و جنگ‌آورتر بسوي فدايي عظيم تر حركت كردند.
آري اين كاروان، اين انقلاب و اين سازمان و مجاهدانش را سر باز ايستادن نيست و ميرود تا در فتح آخرين، دودمان پليد اين حكومت را سرنگون و بهار آزادي را محقق كند.

۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

ایران - حسن روحاني پادشاه اعدام از پاريس: شهادت قوي يک مخالف ايراني

رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران مریم رجوی
رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران مریم رجوی
حقوق بشر ایران،هویت آزاده مردم ایران ،هرروز با خبر اعدام به تاراج میرود، هر روز باهر اعدام سنگسار و زنده بگور میشود.
روزنامه فیگارو  ـ مقاله ای به قلم خانم مریم رجوی :
امروز کشور من، ايران، بالاترين نرخ اعدام نسبت به جمعيت را درجهان داراست. در ماه دسامبر مجمع عمومي سازمان ملل نسبت به افزايش اعدامها در ايران ابراز نگراني نمود و خواستار آن شد که در «قانون و در عمل» به محدوديتهاي آزادي بيان، آزادي عقيده، تبعيض و نقض حقوق زنان، و پيروان مذاهب مختلف، خاتمه داده شود.
در کشور من، با استناد به قانون، زنان سنگسار مي‌شوند، از حق پوشش آزادانه برخوردار نيستند و به بهانه بدحجابي مورد سركوب واقع مي‌شوند و در معرض حمله با اسيد قرار مي‌گيرند، نوجوانان به اعدام محكوم مي‌شوند، و هيچ بردباري وجود ندارد. تا كنون ۱۲۰ هزار اعدام سياسي صورت گرفته است. اين رويكرد كاملا رودرروي فرهنگ و تمدن ايران است. و هم‌چنين در تضاد با پيام حقيقي اسلام است که حاکمان ايران تحت نام آن به اين جنايات مبادرت مي‌کنند.

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - مسعود رجوی کاندیدای انتخابات اولین ریاست جمهوری ایران

مسعود رجوی کاندیدای انتخابات اولین ریاست جمهوری ایران
مسعود رجوی کاندیدای انتخابات اولین ریاست جمهوری ایران
15دی 1358 - 5 ژانویه1980:
دراین روز، مسعود رجوی رسماً بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری از طرف سازمان مجاهدین خلق ایران معرفی شد. اعلام کاندیداتوری مسعود رجوی، برق امید و شادی برای تمامی آزادیخواهان و روشنفکران و مردمی که در سرنگونی رژیم دیکتاتوری سلطنتی شرکت داشتند به وجود آورد. زیرا در کمتر از یکسال از سرنگونی رژیم شاه، خمینی و دارو دسته اش نشان داده بودند به هیچک از آرمان های آزادیخواهانه مردم ایران وفادار نیستند و حکومتشان را جز با چماقداری و اعدام و سرکوب بر قرار نمی کنند. ورود مسعود رجوی به صحنه انتخابات یک وحدت اصولی را بین تمامی جریانات مترقی و مردمی بوجود آورد. این گسترده ترین ظهور وحدت نیروهای سیاسی در تاریخ ایران بود که حول حمایت از کاندیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری شکل گرفته بود. اما خمینی که پیش از آن گفته بود هرگز در انتخابات مداخله نخواهدکرد, در برابر موج حمایت مردم و نیروهای سیاسی از مسعود رجوی, از ترس شکست کاندیدای مطلوبش, مجبور به مداخله شد و مسعود رجوی را از رقابت های انتخاباتی حذف کرد. حضور مسعود رجوی با قول اولیه خمینی که مداخله نمی کند و خروج او از صحنه انتخابات و حذف کاندیداتوری او با مداخله مستقیم خمینی, یکی از مهمترین صحنه های بروز ماهیت ارتجاعی و ضدمردمی خمینی در تاریخ مبارزات مردم ایران و گسترش دیکتاتوری مذهبی خمینی محسوب می شود.

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

«بدرخش! تو یک مرواریدی! انسان!» برگی از باورهای مریم رجوی

مریم رجوی
مریم رجوی
همواره هر کار صعب و تاریخی، با یک شعار نو، و یک باور نو، در زمانه، جنبشی و شوری در سیر حرکت جامعه به و جود می‌آورد. و تحولی را در یک دوران تاریخی رقم می‌زند.
در سالهای اخیر یک شعار، یک باور و یک اراده منشأ رقم‌خوردن و تحقق پیروزیهای عظیم علیه رژیم ولایت‌فقیه بوده است. این شعار و حرف نو بر پایه تجربه پیروزیهای بزرگ مقاومت و درگیر و دار کارزارهایی با چشم‌انداز پیروزیهای دیگر با صراحتی بیش از گذشته تکرار شد.
مریم رجوی  معتقد است :
«سرچشمه تواناییها، شکافتنها، پیش رفتنها، و سرچشمه همه تغییرات، از هر جنس، به هر میزان، در هر میدان، گوهر انسانی نهفته در تک‌تک انسانهاست».
او همواره در سخنانش راجع به توان انسان و نگاه نوی به انسان صحبت می‌کند.
اومی گوید «هر آینه بپذیریم که انسان گوهری بی‌همتا و ناموس هستی و تاریخ است، لاجرم باید در او به‌گونه‌یی در تراز کرامتش بنگریم».
می‌دانیم که خمینی برای پایدار کردن سلطه اهریمنی خودش بر جامعه ایران مسیری رو درست عکس این شعار در پیش گرفت و با اتکا به‌ قدرت شیطانی ناشی از استبداد دینی دقیقاً کرامت انسانی مردم ما را هدف قرار داد. کشتن روح و کرامت انسانی بسا فراتر از گرفتن جان انسانها و نسل کشیهایی که کرد. خمینی یک بار در همان اوایل حکومتش در مصاحبه‌یی گفت: «حکومت اسلامی تنها به این قانع نیست که افراد در جامعه تخلف نکنند، بلکه با این کار دارد که در درون خانه‌ها و حتی در درون کلة افراد چه می‌گذرد». روز 14بهمن‌63 هم در یک سخنرانی علنی که از رادیو تلویزیون پخش شد، گفت: «آدم گاهی درست نمی‌شود مگر این‌که ببرند و داغ کنند تا درست بشود. با اشخاصی که بر‌خلاف این هستند آنها را بکشید و بزنید، حبس کنید».
این سیاه‌ترین نوع سرکوب تاریخ معاصر بود که تنها در یک دیکتاتوری مذهبی امکانپذیر می‌شود. او از ابتدا به‌نام دین بذر کینه را در جامعه پاشید و به‌ کشتن مهر و محبت و از میان برداشتن با همه آثار اون کمر بست. جامعه ما بدترین نوع خیانت به اعتماد را در خمینی و رژیمش تا مغز استخوان تجربه کرد. جریحه‌ای که بر قلب و روح ایرانی در سالهای این حاکمیت ننگین وارد شد به‌قدری عمیق است که به‌نظر می‌رسد به‌سادگی قابل التیام نیست. اما یک داروی منحصر به‌فرد برای درمان و جبران آن هست: نهایت وفا و فدای بی‌چشمداشت. این بی‌حرمتی به انسان ایرانی، با نهایت احترام به کرامت انسان جبران می‌شود. همان ارزش درخشانی که ما آن را در آیین اسلام راستین، دموکراتیک و بردبار دیده‌ایم. همان اسلامی که در این سالیان مریم رجوی به‌دنیا معرفی کرده و دیدگاهش نسبت به انسان از این مکتب سرچشمه گرفته، نگاهی نو به انسان، که امید را به انسان باز می‌گرداند و سرچشمه تواناییها و پیروزیهای مقاومت ایران در سالهای اخیر بوده است».
ترویج افکار او، و یا داشتن عکس و تصویر مریم رجوی در ایران زیر اختناق، از سوی رژیم ولایت‌فقیه محاربه با خدا اعلام شده.
او نگاه خود نسبت به انسان را بارها بیان کرده است. از جمله می گوید: «آری، انسانهایی لبریز از امید، انسانهایی پایدار و شکیبا، که در برابر هجوم ناملایمات، دشواریها و سختیها، ایستادگی می‌کنند، و به خورشید درخشانی که در پس ابرهای سیاه است، ایمان دارند و به تراز چشمگیری از ظرفیت انسانی دست‌یافته‌اند. آنچه را که نشدنی می‌نماید، با طاقتی بسیار، با تعهدپذیری شگفت و با عشقی پر سودا برآورده می‌کنند».
این اعتقادی است که مریم رجوی در سالهای مبارزه با رژیم ولایت‌فقیه نزدیک به سه دهه است با اتکاء به آن، مبارزه را پیش می‌برد. بسیاری از آنها که عملکرد این اعتقاد را دیده‌اند در مورد آن شهادت داده‌اند.
در پرتو همین دیدگاه و ایمان و اراده‌ی مریم بوده که نسلی که در برابر خمینی، همه چیز را از درون خودش استخراج کرد، به اتکای انقلاب مریم به تعادل‌قوا در سیاست و صحنه‌های مختلف پشت پا زده و در این سه دهه، ناممکنهای بزرگی رو ممکن کرد.
چاه باطل خمینی در ایران، هر چه عمیق هم که باشد، با چنین ایمانی گل گرفته خواهد شد.

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

هفدهم ربیع‌الاول، میلاد سرچشمه خروشان عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) مبارک باد!

هفدهم ربیع‌الاول، میلاد سرچشمه خروشان عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) مبارک باد!
هفدهم ربیع‌الاول، میلاد سرچشمه خروشان عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) مبارک باد!  
 محمد حبیب، کلمه و پیام مجسم عشق بود. حبیب خدا در ساده‌ترین و روشن‌ترین ترجمه، یعنی:‌عشق خدا!.
زیر بال و پر او بود که علی و فاطمه تربیت شدند. امام‌حسین به‌وجود آمد. کسی بود که خدا هم هر پرده و حجابی را در رابطه با خودش برای او به‌کنار زد. برای همین است که می‌گوییم سرچشمه خروشان عشق و معرفت؛ یعنی که دارای یگانگی، وحدت و محرمیت مطلق است با بنی‌بشر.
اما چهره‌یی که آخوندهای خمینی‌صفت ازاو تصویر می‌کنند،نعوذبالله یک آخوند بزرگتری است مثل خودشان. اما او چه انقلابی بزرگی باید باشد که دنیای کهن را درهم بریزد؟ حتماًکه جای درستی انگشت گذاشته و انرژی هنگفتی از بشریت آزاد کرده است. بزرگترین فریب ودجالیت و خیانت ایدئولوژیکی خمینی و دودمان فکری او در این است که چهره حبیب خدا راهم مسخ می‌کنند و نمی‌گذارند که پیروانش به‌او وصل شوند. او هر چه بود یکرنگی وصمیمیت و صفا و پاکیزگی بود و الا که یک‌چنین جاذبه‌یی نداشت. این «امی» و درس‌نخوانده، جهان را مبهوت و پیامش را پایدار کرد و «ترکنا علیه فی‌الاخرین» راهش راآینده‌دار نمود، و چون کلمه ختم‌کننده بود. سرآمد عشق در متعالی‌ترین مفهومش بود.با چنان عشقی است که می‌توان امروز هم بنیاد ارتجاع را زد، بت‌شکنی کرد و ریشه‌اش را زد. هر کس که او را شناخت، یا پرتوی ازاو را دریافت و یا ذره‌یی از پیام او راگرفت، طبعاً که مدهوش شد. و چرا‌که نشود؟ و وای بر سنگین‌دلان یعنی خمینی‌گرایان که نام او را می‌آورند اما کام خود را می‌جویند. کلمه خاتم، کلمه عشق و رحمت است. این، آن چیزی است که ارتجاع، بویی از آن نبرده. در ارتجاع هر چه هست، قساوت است وسنگدلی».

  از سخنان مسعود رجوی درگردهمایی بزرگ رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی

۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

ایران - دختر كارتن خواب به علت نداشتن هزينه درمان ترخيص نمي شود !

دختران  -کارتن  خواب در ایران
دختران  - کارتن  خواب در ایران 
آری، زنان  ودختران اولین قربانیان فقر و بیکاری و سرکوبند. بر اثر رکود و بیکاری، آماردختران کارتن خواب به‌طور تصاعدی افزایش پیدا می‌کند و زنان ودختران بی پناه  بدون هیچ حمایتی و محروم از همه امکانات  قربانیان اصلی هستند و اعتیاد و کارتن خوابی انتهای تنها راهی است که رژیم پلید و زن‌ستیز آخوندها برای زنان باز گذاشته است.
به گزارش رسانه‌های حکومتی، دختر کارتن خوابی به‌نام شمیم ٢٢ ساله، که مدت سه‌سال است با مادرش در خیابانها کارتن‌خوابی می‌کند،
به‌دلیل این‌که نتوانسته هزینه‌های بستری خود در بیمارستان خمینی را بپردازد اجازه خروج از بیمارستان نيافته است. این خبر توسط یک مددکار اجتماعی، روز پنجشنبه ٢۶ آذر ماه اعلام شد.
شميم، دچار آنفلوآنزای شدید بوده است. او در ٢۴ آذر در بیمارستان بستری می‌شود.
شمیم و مادرش آشنايي ندارند، مادر شمیم نیز نابیناست.
روز چهارشنبه از طرف بيمارستان مشخص مي شود كه شميم قادر به ترخیص است اما برای ترخیص، باید مبلغ ۵۵٠‌هزار تومان هزینه بستری و براي داروخانه، ١٧٩‌هزارتومان به بیمارستان پرداخت كند. آنچه كه قادر به پرداختش نبوده است.
مددكار اجتماعي كه اين كيس را شرح داده، در اين باره گفته است: ما به بخش اعلام کردیم که این دختر قادر به پرداخت هزینه نیست و کسی را هم ندارد! او تا پیش از این، در پارک زندگی می‌کرده است.
بخش، ما را به مددکاری ارجاع داد. مددکاری هم اعلام کرد تا هزینه درمان شمیم پرداخت نشود، اجازه ترخیص وی به‌هیچ‌ عنوان داده نخواهد شد.
ما تأکید می‌کردیم بیماری که حتی سقفی برای گذراندن شب‌هایش ندارد، چگونه می‌تواند ٨٠٠‌هزارتومان هزینه بیمارستان را بدهد؟ و باز هم هیچ جوابی نمی‌گرفتیم.

طرح این موضوع نزد معاون وزیر بهداشت،حریرچی نيز برده شد، اما وي، هیچ اقدامی جهت ترخیص بیمار نکرد.

ایران - پاریس - مریم رجوی در باره رژیم ایران و داعش درگفتگو با ورلد پلیسی

مریم  رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم  رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
به‌نظر می‌رسد به‌رغم همه پیشرفتهای ما در زمینه اجتماعی و انسانی، با هرنسل جدید، جناحهای افراطی ظهور می‌کنند که جهان را با تواناییشان برای متقاعد‌کردن مردم عادی به ارتکاب جنایات بی‌سابقه، به لرزه درمی‌آورند.
در قبال حملات اخیری که با استناد به خدا و مذهب در پاریس و سن برناردینو انجام گرفت، با همان سردرگمی واکنش نشان داده می‌شود که ما در برخورد با بیرحمیهای بی‌هدف قرن بیست و یکم دچارش شده بودیم. ما تلاش می‌کنیم این مساله را درک کنیم که چگونه چنین خشونت بیرحمانه‌یی، در ذهن انسان شکل می‌گیرد و مانند آتش گسترش پیدا می‌کند و البته خودمان را آماده می‌کنیم که آن را تصحیح کنیم، و از خود می‌پرسیم که چگونه می‌توانیم با این اشکال جدید افراطی‌گری که جهان را در بر گرفته، مبارزه کنیم.
این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازاتهای فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچگونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد.
 با این حال این یک جهان بینی است که نمونه آن را در عصر حاضر مشاهده نموده‌ایم. از زمانی‌که روح‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ به قدرت رسید، رژیم ایران خودش را به‌عنوان یک مدل موفق ارائه کرد که بنیادگرایان اسلامی با آن می‌توانند ابهت، قدرت، و مشروعیت حاکمیت را به‌دست بیاورند. این یک پیام تحریک‌آمیز را به سنی‌های افراطی نظیر داعش ارائه می‌کند که در حالی که بنیادگرایان شیعه «حکومت اسلامی» خودشان را دارند، چرا آنها نتوانند «حکومت اسلامی» خودشان را داشته باشند؟
به‌رغم این که منشاء تئوریک این ایدئولوژی افراطی در سالهای اولیه ظهور اسلام شکل گرفته بود، اما تنها پس از آن که بنیادگرایی بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران حاکم شد، به یک نیروی جهانی قدرتمند تبدیل گردید.
رژیمی که جایگزین رژیم شاه شد، که آن هم منفور و غیر دموکراتیک بود، تقریبا یک شبه و از همان ابتدا شروع به صدور بنیادگرایی اسلامی در ابعاد بی‌سابقه‌یی نمود. در حالی‌که ملاهای تهران شروع به ساختن یک نظام دین‌سالاری مدل خودشان کردند، گروگانگیری پر سرو صدا، بمب گذاری، حملات انتحاری و ترور، هنجارهای عادی شدند.
در آن مراحل اولیه، فرقه‌های مختلف تروریستی تحت عنوان شیعه مانند شبه‌نظامیان عراق، حزب الله لبنان و حوثیهای یمن به طور مستقیم توسط رژیم ایران تشکیل گردیدند. بدون حمایت دولتی از سوی ایران، قدرت و نفوذ آنها به سرعت از بین رفته و از هم می‌پاشیدند. این ایدئولوژی شرور و مدل تکثیر شده آن با دستیابی حامیان آن به مخازن نظامی، دیپلوماتیک و تبلیغاتی در کشورهای همسایه ایران به‌طرز فزاینده‌یی مرگبارتر شد.
 بدین سان، اولین خلافت، سالها قبل از آن که اولین حمله القاعده یمن را به آتش بکشد، و سه دهه کامل قبل از سربرداشتن داعش شکل گرفت. بسیاری بر این پندارند که بنیادگرایی سنی یک پدیده منحصر به‌فرد و به طور کامل جدا از افکار تبلیغ شده توسط ملایان شیعه در تهران است، اما واقعیت امر این است که تفاوت آنها بسیار فرعی است. در واقع، بنیادگرایان سنی زیر چتر سیاسی و معنوی حکومت مذهبی ایران، به قدرت فوق‌العاده‌یی دست یافتند. هردوی آنها از یک پایه ایدئولوژیک برخوردارند و هر دوی آنها خواهان ایجاد یک دولت مذهبی برای ترویج قانون شریعت با زور می‌باشند.
شواهد قابل توجهی موجود است که نشان می‌دهد رژیم تهران در زمانها و مکانهای مختلف، بنیادگرایان سنی را تامین مالی و تسلیحاتی نموده است. همانطوری‌که وزیر امور خارجه آمریکا، جان کری گفت «داعش با آزاد کردن ۱۵۰۰ زندانی توسط اسد و ۱۰۰۰ زندانی دیگر توسط نوری‌المالکی تشکیل گردید». رژیم ایران، هدایت‌کننده شناخته‌شده هر دو آلت دست می‌باشد.
قتل عام صدها هزار سنی توسط رژیم ایران و عواملش در عراق و سوریه در سالهای اخیر، منبع و سرچشمه سیاسی اجتماعی بی‌پایانی را برای داعش به‌وجود آورد. رژیم ایران، کماکان از همه جوانب، به این پدیده افراطی‌گری کمک می‌کند و راههای جدیدی برای زنده کردن این حیوان پیدا می‌کند. اگر ایران، یکی از مراکزی است که افراطی‌گری جهانی اسلامی را مشروع می‌کند، راه حل چیست؟
تاریخ به ما می‌گوید که برای بنیادگرایی و افرطی‌گری هیچ چیز خطرناکتر از آرمانهای دموکراتیک و مدره نیست. این به‌خوبی در تاکتیکهای سرکوبگرانه‌ آنها علیه هدف اصلیشان، که جناحهای مدره مسلمان از جمله مجاهدین خلق هستند، مشخص است.
برای دستیابی به موفقیت واقعی، کمپین نظامی و عملیات اطلاعاتی موجود در منطقه، باید با تقویت تفسیر اسلام واقعی که دموکراتیک و بردبار است، تکمیل شود. تنها توسط یک استراتژی متفاوت و روشن که پشتیبانی اخلاقی و فیزیکی پایدار از مردم ایران و منطقه در تلاش آنها برای دستیابی به آزادی و رهبری مدره بکند، از تکرار تاریکترین دوران تاریخ، اجتناب خواهد شد.
مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران است که خواهان استقرار یک ایران دموکراتیک، براساس جدایی دین و دولت و غیر اتمی است.
ورلد پالیسی ۲۵ آذر ۱۳۹۴  - به‌قلم مریم رجوی

برگرفته از سایت مریم رجوی

۱۳۹۴ آذر ۲۹, یکشنبه

به یاد شکرالله پاک نژاد(به قلم مسعود رجوی- نقل از ماهنامه «شورا»، شمارۀ 15، دیماه 1364)

مبارز نامدار ایران شکرالله پاک نژاد
مبارز نامدار ایران شکرالله پاک نژاد

هنوز صدایش به گوشها می‌رسد، هنوز پیامش در رگهای جنبش جاری است، می‌جوشد و می‌خروشد

بیش ازچهار سال از شهادت مبارز بزرگ و رجل سیاسی نامدار معاصرمیهنمان شکراله پاک نژاد، که "شکری"صدایش میکردیم، میگذرد.جایش در این روزگار خیلی خالی است. کاش می بود و این روزها را ی دید؛روزهای مقاومت آتشین ودرماندگی خمینی راوروزهای موضعگیریهای انواع و اقسام گروهها را.
در پنج سال آخر زندان شاه و از بهمن 57 تا زمانی که من داخل کشور بودم،  ساعات زیادی را با یکدیگر گذراندیم. مدتی هم در یکی از بندهای اوین هم اتاق بودیم.
در تابستان 59 وقتی در برابر تعرّض خمینی به درگیری خونین زودرس تن ندادیم ولی دفاتر مجاهدین را در سراسر کشور،  به نشانه اعتراض،  تعطیل کردیم و به طور نسبی زیرزمینی شدیم، در خانه برادر مجاهدمان محمود عضدانلو، شکری و منوچهر هزارخانی را ملاقات کردم. پس از آن دیگر شخصاً از فیض دیدارش محروم بودم و از طریق سایر برادران با او ارتباط برقرار می کردم.
 شکری نامه های مفصّل نیز می نوشت. او در این نامه ها اوضاع را تحلیل می کرد،  نقطه نظرهای خودش را به روشنی بیان می کرد،  پیشنهادهایی ارائه می داد، کارها و حرکات مثبت مجاهدین را تشویق و تقدیر می نمود و حتّی راجع به فرسودگی جسمانی و کمبود غذایی میلیشیا، که در گوشه و کنار شهر هر روز شاهد درگیریهای چماقداران با آنها بود،  یادداشت می فرستاد...
در فروردین سال 60، وقتی تازه از مصاحبه های طولانی راجع به نیروها و خط مشی های مختلف (بازرگان، اکثریت،  امّت، حزب توده و پیکار) فراغت یافته بودم،  شکری نامه مفصّلی نوشت. در آن نامه از جمله نوشته بود که چند روز عید را در گوشه یی بوده و وقتش را صرف مطالعه آخرین قسمت آن مصاحبه های طولانی کرده است.سپس نتیجه گیری کرده بود که: به این ترتیب قلب جنبش به مجاهدین منتقل شدوازاین پس تا خمینی باقی است مجاهدین به عنوان قلب جنبش عمل خواهند نمود بعدهم اضافه کرده بود، فکر نکن قصدم از بیان این نکته تمجید و تعارف است،بلکه میخواهم مسئولیت تاریخی مجاهدین رایادآور شوم...
 کمی بعد ، در اوایل اردیبهشت 60، "مجاهد" انتشار صفحات ویژۀ "شورا" را آغاز کرد. هدف، سمتگیری به جانب همین شورای ملی مقاومت امروز بود. شکری که خود از نخستین مشوّقان این حرکت و این هدف بود،  در نخستین شماره (10 اردیبهشت 60) نوشت: "شورا در این مرحله می خواهد زبان انقلاب باشد،  بعد محوری برای تجمّع نیروهای انقلاب, ، و آنگاه است که می تواند،  در تناسب با ماهیت خویش،  نظام حاکم برخاسته از عمق دل و اندیشه مردم و انقلاب آنان باشد".
 امّا درست در شب 30 خرداد سال 60 ـ شبی که مجاهدین باید به تنهایی برای تظاهرات سرنوشت ساز فردا و تمامی عواقب آن، یعنی شروع مبارزۀ مسلّحانه،  تصمیم می گرفتند ،  من مفهوم آن مسئولیت تاریخی را،  که شکری از پیش گوشزد کرده بود،  به خوبی, و البته با تلخی تمام، دریافتم.
یکی از بارزترین وجوه شخصیت شکری این بود که هیچ گاه انقلابی نمایی نمی کرد و به همین دلیل پیوسته،  در سراسر دوران زندانش،  هدف موهن ترین برچسبها و برخوردها از جانب نارفیقانی بود که حتی پس از شهادت شکری نیز از آن همه تحقیر و توهین که در حق او روا داشته بودند،  کلمه یی در پوزش و انتقاد از خود نگفتند. چه می شود کرد؟ در دنیای دون رسم بر این است که وقتی کسی شهید می شود یا درمی گذرد،  به طور صوری عزیز می شود, ،  امّا کمتر کسی از این که در حق شهید یا فرد درگذشته, چه ستمها یا فشارهایی را رواداشته سخن می گوید. بنابراین اجازه بدهید به مناسبت یادنامه حاضر،  قبل از این که به سراغ دیگران برویم،  من از مجاهدین و در رأس آنها از خودم (به عنوان مسئول اوّل این سازمان) انتقاد کنم؛ انتقادی که باید به هنگام حیات شکری به او می گفتم و در سالهای اخیر (بعد از شروع مبارزۀ مسلّحانه) که ماهیت خیلی افراد و جریانات را شناختیم (یا بهتر شناختیم) برایم روشن شده است: ما می بایست در انتخابات خبرگان (مرداد 58) و انتخابات مجلس (اسفند 58) شکری را به هر قیمت کاندیدا می کردیم و به جای ریختن صدها هزار رأی مفت و مجانی ـ که در حقیقت به بهای ضرب و جَرحهای فراوانی، که بعدها هر یک به نحوی بلای جان نسل به خون تپیده مان شد و در خنجرزدن از پشت و از مقابل چیزی فروگذار نکرد, ،  شکری را به توده های مردم معرفی می کردیم؛ همان شکری را که در زمان شاه،  نه در حاشیه و نه در بستر عافیت, ،  بلکه بر تخت شکنجه و در کنج سلول جای داشت. اگر چه می دانم که کاندیداشدن به هیچ وجه مسأله شکری نبود و به همین دلیل نیز در مذاکراتی که،  از جمله در شورای معرّفی کاندیداها ،  با خود او داشتیم،  به دلیل تحت تعقیب بودن جبهه دموکراتیک،  اوّل خودش را کنار گذاشت. امّا من می بایست این امر را جدّی می گرفتم؛ می بایست به خاطر ارزش و حرمت مبارزاتیش و به خاطر این که درد خلق و انقلاب داشت،  قانعش می کردم که،  ولو وزارت کشور خمینی نپذیرد،  او باید به عنوان کاندیدایی از نسل انقلاب به توده های مردم، هرچه بیشتر، شناسانده شود.
مجاهدین توان حل مسأله یی را که شکری مطرح می کرد، داشتند. آن چه ما (و مشخّصاً خود من) کم داشتیم از یک سو، نشناختن قدر و شأن و حرمت مبارزاتی شکری و از سوی دیگر، فقدان تجربه و نشناختن بی ریشگی و دودوزه بازی میانه بازانِ بوقلمون صفتی بود که در آن ایام خود را با اهداف انقلابی ماهمسو و هماهنگ نشان میدادندواز قبل طهارت سیاسی ومبارزاتی نسل به خون شسته ماوتبلیغات گسترده و سراسریمان، بسودخود بسا بهره برداریها نمودند.حقیقتاًهم که "تجربه به بهای خون بدست می آید"...

۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

16آذر، روحانی، یک تیر و دو خطا

شانزدهم آذر روز دانشجو ونبرد علیه خامنه ای وروحانی جلاد
شانزدهم آذر روز دانشجو ونبرد علیه خامنه ای وروحانی جلاد
دجالیت که بخشی از ارثیه خمینی برای بازماندگانش در نظام ولایت است این روزها بازار داغی در درون خود رژیم دارد. خمینی دجالیت را علیه دشمنان خودش که در اساس مردم و مقاومت ایران بودند استفاده می‌کرد. اما امروز کار بازماندگانش به جایی رسیده که از این ابزار ضدانقلابی و ضدبشری علیه یکدیگر هم استفاده می‌کنند.
به‌ویژه در رأس نظام در جنگ هژمونی، شاید این یکی از طنزهای تلخ تاریخ باشد، اما تماشایی آنجایی است که در مدار ماورای وقاحت یک سردمدار رژیم تلاش کند با یک حرکت دو دجالگری انجام دهد. یکی رو به مردم به‌عنوان دشمن اصلی و دیگری رو به باند رقیب به‌عنوان دشمن درونی. یعنی به خیال خودش یک تیر و دونشان. این نقشه‌یی بود که آخوند روحانی برای سوء‌استفاده از روز 16آذر کشیده بود. البته به‌عنوان جزیی از یک آتش و حرکت هماهنگ با رفسنجانی برای پیشروی به سمت قبضه کردن هژمونی در جنگ انتخابات. نقشه چه بود؟ دو نشان که می‌خواست با یک تیر بزند کدامها بودند؟ و سرانجام، نقشه چگونه نقش برآب شد؟
نشان اول: نمایش جوانگرایی و دانشجو گرایی با سرقت روز دانشجو و تبدیل آن به پدیده‌یی در خدمت نظام. با اظهاراتی از قبیل: «بسیار روز زیبا و فرصت مغتنمی برای من و همراهان»، «فضای دانشگاه سال 94 نسبت به 92 زمین تا آسمان فرق کرده»، «یک زمانی بود کسی جرأت نمی‌کرد بگوید «جنبش دانشجویی» از این کلمه می‌ترسیدند»، «روز آزادیخواهی»، «یک روز تاریخی برای دانشگاه و دانشجو»، «آزادی دانشگاه برای ما بسیار مهم است»، «دولت یازدهم در سایه حمایت مردم به‌ویژه جوانان و دانشجویان». اینها را گفت با این خیال که حالا دانشجویان در تنگنای سرکوب و اختناق مطلق به شعارهای مسخره روحانی وقعی می‌نهند و از جنایتکار اخمو به جنایتکار خنده رو پناه می‌برند و کارش می‌گیرد.
نشان دوم: استفاده از آنچه در این صحنه به دست آورده (اقبال خیالی دانشجویان)، در جنگ انتخابات به‌عنوان مهمات علیه باند رقیب. با این خیال که شعبده بازیش در دانشگاه می‌گیرد و می‌تواند باند ولایت را با این نمایش رسوا بفریبد و بترساند و وادار به عقب‌نشینی کند.
اما نتیجه چه شد؟
هم در دانشگاه شریف که خود روحانی رفته بود و هم در سایر دانشگاههایی که عناصر باند رفسنجانی- روحانی رفته بودند، دانشجویان بساطشان را به هم زدند. مثلاً در دانشگاه علم و صنعت، دانشجویان شعار «اصلاحات دروغین نمی‌خواهیم! نمی‌خواهیم» و «مرگ بر استبداد» سر دادند.
به‌رغم فشرده‌ترین حلقه‌های امنیتی و حفاظتی و انتخاب تک به ‌تک کسانی که باید وارد سالن می‌شدند و صادر کردن کارت برای آنها، باز هم ظاهراً شماری از دانشجویان آزاده توانسته بودند حلقه‌ها را بشکافند و در سالن نقشه روحانی را نقش بر آب کنند. شکست و مفتضح‌ شدن روحانی آن‌قدر آشکار بود که حتی به‌رسانه‌های حکومتی هم راه یافت. از جمله به «شعار دروغه، دروغه » «عده‌یی از دانشجویان» اشاره کردند (خبرگزاری حکومتی ایسنا ـ 16آذر 94).
اقدام سمبلیک شماری از دانشجویان که دهانهایشان را با چسبهایی به رنگ بنفش بسته بودند، بسیار پر معنی بود. معنی آن این بود که‌ ای روحانی شیاد، دانشجو گول شعارهای مسخره «آزادی دانشگاه» یا «روز دانشجو» را نمی‌خورد. تا با این شعارهای دجالگرانه می‌خواهی دهنها را ببندی، اما دانشجو رسوایت می‌کند.
این وضعیت در فیلمها و گزارشهایی که تلویزیون پخش کرد نیز آشکار است. مثلاً آنجا که روحانی تعادل خود را از دست می‌دهد و می‌گوید: «البته برخی از لحن‌ها اگر یک خورده نرم‌تر بشود قشنگ تر است… انتقاد هم باید تویش افراط نباشد باید معتدلانه و میانه‌روانه باشد». یا آنجا که صدایش گرفت و به سرفه افتاد و به دانشجویانی که علیه او شعار می‌دادند با غیظ گفت: «شما شعار می‌دهید صدای من گرفته».
به‌این ترتیب طرح دجالگرانه روحانی به‌جای یک تیر و دو نشان، به یک تیر و دو خطا تبدیل شد و شکست خورد. در همین فضا حرفهایش در مورد انتخابات با بی‌توجهی و گاه هو کردن دانشجویان مواجه شد. از جمله آنجا که گفت: «در شرایطی که به سمت انتخابات می‌رویم دانشگاهها باید حضور فعال در انتخابات پیدا بکنند، خیلی مهم است که مجلس آینده ما چگونه باشد».
معنا و پیام شکست نمایش دجالیت روحانی در روز 16آذر به‌لحاظ سیاسی این است که از نظر دانشجویان، مثل همه مردم ایران، تفاوتی بین خامنه‌ای با رفسنجانی و روحانی نیست و همه آنها سر و ته یک کرباسند و هیچ‌کدام در دشمنی با مردم و در سرکوبگری و چپاولگری دست کمی از دیگری ندارند.

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

ایران - میلیشیای قهرمان، داریوش سلحشور، در میان اسرای مجاهد خلق در زندان اوین، به‌ مهدی رضایی مشهور بود.

مجاهد شهید داریوش سلحشورنفر وسط
مجاهد شهید داریوش سلحشورنفر وسط
یک قهرمان 19ساله دیگر که در تکرار تاریخی یک صحنه بیدادگاه فرمایشی،رژیم آخوندی و دژخیمان حاکم را به‌محاکمه‌ای خفت‌بار کشاند.مجاهد شهید داریوش سلحشور، با خام‌کردن جلادان خمینی آنها را بر آن داشت تا با حضور خبرنگاران خارجی، برای او صحنه محاکمه‌ای ترتیب بدهند. مزدوران رژیم به‌خیال سوءاستفاده‌های تبلیغاتی از این نمایش، در جهت محکومیت سازمان و کسب اعتبار برای رژیم بی‌آبروی خمینی، نقشه‌ها چیدند.
اما در این بیدادگاه که گیلانی جلاد به‌عنوان رئیس و لاجوردی دژخیم در نقش دادستان ظاهر شده بودند، آنچنان ضربه‌ای از این مجاهد خلق دریافت کردند که اینگونه نمایشات را برای همیشه فراموش کردند
مجاهد شهید داریوش سلحشور در قسمتی از دفاعیات پرشور خود، فریاد برآورد:
«رژیم حاکم  دقیقابا سرکوب آزادیها، در مقابل نیروهای انقلابی ایستاده و من به‌این خاطر سلاح به‌دست گرفتم. دفاعی که دارم اینست که به‌امید خدا و با یاری خلق قهرمان ایران، در تاریخ ایران ثبت خواهد شد که این اعمال نه تنها ضدانقلابی نیست، محاربه با خدا نیست، بلکه دقیقادر جهت انقلاب است و تاریخ این‌را ثبت خواهد کرد».
داریوش سلحشور که پس از دفاعیات پرشور وسخنان قهرمانانه‌اش برای زمانی طولانی تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت سرانجام در روز هشتم آذرماه سال 60 به‌جوخه تیرباران سپرده‌شد. یاد و راهش همراه با مجاهدان و حماسه سازان پرتوان ارتش آزادیبخش ملی ایران، گرامی باد.

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

ایران - مجاهدان آزادی درلیبرتی، پرچمداران رویارویی با بنیادگرایی وافراطی گرایی

مجاهدان لیبرتی برفراز خرابه های لیبرتی بعداز موشکباران  در هفتم آبان  ماه
مجاهدان لیبرتی برفراز خرابه های لیبرتی بعداز موشکباران  در هفتم آبان  ماه  
  از سه دهه پیش، رودر‌روی اسلام‌ پناهی فریبکارانه خمینی، مسعود رجوی، پرچم اسلام دمکراتیک را برافراشت و نشان داد آموزه‌های قرآن و اسلام در همه عرصه‌ها با ولایت‌فقیه مغایر است.
او نشان دادهرچه ازجنس استبدادوتحمیل است، با روح قرآن بیگانه است. چرا که اسلام دین آزادی است.
با همین درک از اسلام، مقاومت ایران به‌ویژه مجاهدین، ایده خلافت و امپراطوری اسلامی را که خمینی علمدارش بودرا، یک رویکرد قرون وسطایی، توسعه‌طلبانه و جنگ‌افروزانه دانسته ودر سه دهه اخیر پیوسته نخستین افشاگر آن بودند. با همین درک،مقاومت ایران از جدایی دین ودولت و ازاصل آزادی مذهب دفاع می‌کنیم.
آخوندها با تفسیرهای تحریف‌آمیز از آیات قرآن، با احادیث جعلی، با حربه فتوا و با زور و ارعاب، یک دین دولتی برقرار کرده‌اند. اما اسلام دین آزادی است. ویضع عنهم اصرهم والاغلال الّتی کانت علیهم. (سوره اعراف- آیه 157)
اسلام آمده است که زنجیر‌ها را از دست و پای مردم باز کند. آمده قفلها را از زبانها باز کند. و اندیشه‌ها را آزاد سازد.
الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه (سوره زمر- آیه 17)
اسلام آمده است که آدمی را در حریت و کرامت به اوج برساند. پس این دین حنیف کجا و افراطی‌گری و آیین خشونت و ترور تحت نام اسلام کجا؟ اسلام کجا و قتل خودسرانه و آزار مردم به بهانه اجرای احکام شریعت کجا؟
اسلام کجا و سرکوب زنان و تحمیل پوشش اجباری به آنها کجا؟ اسلام کجا و تخریب مساجد و غارت اموال عمومی کجا؟ مگر سوره‌های قرآن با نام رحمان و رحیم آغاز نمی‌شود؟
پس چرا آیین توحش وترور وارعاب خود را اسلام نامیده‌اید؟
وای بر دینفروشان حاکم و وای بر همه آنها که دست و پا بریدن و چشم از حدقه درآوردن و سنگسار را از خمینی آموخته‌اند. زیرا به همان جاهلیتی بازگشته‌اند که محمد (ص) برای امحاء آن برانگیخته شد.
وای بر آخوندهای حاکم بر ایران که دست جوانان محروم و گرسنه را به‌خاطر سرقت قوت لایموت‌ قطع می‌کنند اما همدستان خود را در چپاول عظیم ثروت ایران آزاد گذاشته‌اند.
وای به شما که دین پاک خدا را وسیله قدرت پرستی کرده‌اید. وای بر کسانی که در مقابل بدترین فجایع این رژیم، رضایتمندانه سکوت می‌کنند و وای برآنها که وقتی ملتهای ما را با قتل‌عام و بمباران و شلاق و اختناق قلع و قمع می‌کنند کلامی بر زبان نمی‌آورند. راستی که روح اسلام از این شرعیات قدرت‌پرستانه بیزار است.
اسلام همچنین آمده است که مدارا و صلح و همزیستی را میان نژادها، اقوام و مذاهب و ادیان گوناگون برقرار کند.
قل یا أهل الکتاب تعالوا الی کلمةٍ سواءٍ بیننا و بینکم. (سوره آل عمران ـ آیه 64)
و آنچه اصل شمرده می‌شود، عمل صالح است، خواه از پیروان‌ این دین باشد یا آن دین.
انّ الّذین آمنوا و الّذین هادوا و النّصاری و الصّابئین من آمن باللّه و الیوم الآخر و عمل صالحاً فلهم اجرهم عند ربّهم. (سوره بقره- آیه 62)
پس این فرقه‌گرایی مذهبی و این جنگ شیعه و سنی که خمینی‌گرایی محض است، چه ربطی به حقیقت اسلام دارد؟
در عراق اهل سنت را از حقوق سیاسی و اجتماعیشان محروم کرده‌اند و در داخل ایران عده زیادی از هموطنان اهل سنت ما را زندانی یا اعدام کرده‌اند. هم‌اکنون دهها نفر از آنها در زندانهای خامنه‌ای تحت حکم اعدام قرار دارند.
آری پیام اخص اسلام آزادی است.
بله پیام اسلام آزادی است نه بردگی دینی،
پیام اسلام آزادی است نه بردگی جنسی،
پیام اسلام آزادی است نه فاشیسم و دیکتاتوری وتوحش  وخشونت  وتروریسم
مقاومت ایران درمحورش مجاهدین خلق ایران باایستادگی بی‌نظیر،بیشترین بهارادرمقابله با افراطی‌گری بنیادگرایی،جنگ‌افروزی وخونریزی تحت نام اسلام پرداخته است.این انگیزه اصلی آخوندها در کشتار و قتل‌عام آنها و کارزار عظیم و بی‌وقفه دروغپردازی و شیطانسازی علیه این مقاومت است.
راستی اگر این جنبش نبود، واگر چنین راه‌حل و الگوی سمت‌دهنده‌یی رامسعودرجوی  ازروز اول به وجود نیاورده بود،منطقه خاورمیانه بایدصدبرابربیش ازاین قیمت می‌داد.ایستادگی درمقابل هیولای بنیادگرایی وبانکدارجهانی تروریسم که برای سلاح اتمی خیز برداشته وپدرخوانده داعش،البته بسیار سهمگین است.اماخوشبختانه پیشرفت ملتها و جنبش آنها برای آزادی به‌خصوص در ایران،به این ضرورت تاریخی پاسخ داده .مجاهدان آزادی در لیبرتی، امروزپیشتازان این نبردندو قیمت سنگین این رویارویی را پرداخته‌اند.
همین سه هفته پیش یعنی 7آبان لیبرتی مورد حمله موشکی سنگین رژیم ولایت فقیه ومزدوران عراقیش  قرار گرفت که نتیجه آن شهادت 24مجاهد خلق، ومجروح شدن تعدادزیادی ازمجاهدان ووارد آوردن میزان قابل توجهی  خرابی وخسارت های مادی شد .