‏نمایش پست‌ها با برچسب اختناق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اختناق. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

ایران- زنان - دخترهای نجار تهران

دخترهای نجار تهران
آن كه در بركة سكون و تسليم شورش به پا مي‌كند، انرژيها را آزاد مي‌كند، و غل و زنجيرها را در هم مي‌شكند، نيروي زنان است. آنكه نهايتاً بنيادگرايي را از ايران و منطقه و جهان حذف مي‌كند، نيروي زنان است. آري زنان نيروي تغييرند.
اختناق با شدت تمام حاكم است، اما نتوانسته است مطالبات زنان را كاهش دهد و خواست مبرم زنان در اصل تغيير وضع موجود، يعني به زير كشيدن نظام ولايت فقيه است.
اگر چه امروز شرايط تيره و تاري بر تمام ايران و خاورميانه حاكم شده، اما مبارزة زنان، آينده‌يي روشن به ارمغان مي‌آورد كه آزادي و دموكراسي و برابري را نصيب ملتهاي اين منطقه مي‌كند.
گفتگوی جالب و دل نشین با دو زن جوان و تحصیلکرده ایرانی که مغلوب شرایط محدودکننده نظام  پلید وزن ستیز خامنه ای ضدبشر وروحانی شیاد وپادشاه اعدام نشدند و روی پای خودشان ایستادندرا خواندم بسیار تاثیرگذار است.درود بر تلاش خستگی ناپذیرشان .
آری زن ایرانی حركت به پيش را انتخاب كرده است .مسير دگرگوني در فرهنگ و انديشه ها را در پيش گرفته است وبه پیش میرود تا پیروزی.

۱۳۹۴ دی ۲۳, چهارشنبه

ایران - در انتظار مرگ: کودکان زندانی ایرانی با اعدام مواجه هستند

دختران جوان در انتظار اعدام
دختران جوان در انتظار اعدام
در شرایط کنونی، سرکوب و اختناق، و اعدامهای جمعی تشدید شده ،درهفته گذشته 17اعدام در طی دوروز انجام شد .
میانگین اعدامها در دوره روحانی به 2000 اعدام در سال رسیده. این بالاترین رکورد رژیم در ربع قرن اخیر بوده است. به‌علاوه چند هزار نفر در زندانهای مختلف ایران زیر حکم اعدام قرار دارند. این اعدامها، بی‌ثباتی رژیم را بیان می‌کند.رژیمی که جوانان وبلاگر، شاعر، کاریکاتوریست، خبرنگار، و فیلمساز را زندانی می‌کند، لرزان ومتزلزل است. امروز در در زندانهای سراسر کشور، تعداد زیادی از هموطنان بی‌دفاع ما مخفیانه اعدام می‌شوند و چند هزار نفر زیر حکم اعدام‌ قرار دارند. چه بسیار جوانانی که به‌خاطر اعتراض به ستم ملی اعدام شده‌اند. حال آن که نه از نظر اسلام و نه در حقوق بین‌المللی، مبارزه برای تغییر رژیم جرم نیست بلکه حق اساسی ملت ماست.همچنین عده قابل توجهی از جوانان ایران را به اتهام مواد مخدر، حلق‌آویز می‌کنند.
رژیم زن‌ستیزآخوندی پایه‌های حاکمیت خود را بر سرکوب و تبعیض علیه زنان بنا کرده است و زن ایرانی ۳۷ساله همه عرصه‌های زندگیش تحت نام خدا و اسلام، هدف خشونت و تبعیض قرار می‌گیرد.
دخترانی مثل ریحانه و فریناز که در برابر تعدی دژخیمان این رژیم ایستادند و جان خود را از دست دادند و زنانی که رنج زندان و شکنجه را به جان خریده و در مقابل این رژیم ایستادگی می‌کنند.
زنانی که قربانی اسیدپاشی شدند و نیز میلیونها زنی که به‌خاطر زن بودن مورد تحقیر و بدرفتاری و ستم قرار می‌گیرند.
همانطور که  خانم مریم رجوی میگوید،حقوق‌بشر  در ایران سنگسار و در سطح بین‌المللی حراج شده است؛ حراج حقوق‌بشر در برابر معامله اتمی، حراج حقوق‌بشر در برابر شرارت و تروریسم رژیم در منطقه و حراج حقوق‌بشر ایران به‌خاطر ضعف و جبونی برخی سیاستهای بین‌المللی.
اماطرح ما برای آینده، یک ایران بدون اعدام است. مقاومت ایران از سا‌لها پیش اعلام کرده که خواهان لغو حکم اعدام و پایان شکنجه و هر گونه نقض حقوق در ایران است.
آری،مبارزه برای سرنگونی این رژیم، مبارزه‌یی است که به سرنوشت تمام مردم این منطقه مربوط است. و در قرن بیست و یکم، مبارزه برای برابری زنان،عجین است با مبارزه برای رهایی ازدیکتاتوری و بنیادگرایی.
روزنامه گاردین چاپ انگلستان گزارشی از وضعیت دختران ایرانی زیر سن قانونی که زیر اعدام قرار دارند، درج کرده که شقاوت ملاها را نشان میدهد.
گاردین مینویسد :طبق قانون در ایران دختران از سن ۹ سالگی مسؤل جرائمی که مرتکب می‌شوند هستند و می‌توانند برای جرائمی مانند قتل٬قاچاق مواد مخدر و سرقت مسلحانه به مجازات مرگ با حلق آویز محکوم شوند. بسیاری ازاین دختران تا ۱۸ سالگی زمانی که اعدام آنها انجام ‌شود در زندان منتظر می‌مانند.
شقایق ۱۵ ساله است او را به سرقت مسلحانه از یک فروشگاه زنجیره‌یی در تهران متهم کردند. او یک سال را در زندان گذرانده است. حکم مرگ او صادر شده است و او باید به سن ۱۸ سالگی برسد تا حکم دادگاه در مورد او انجام گیرد. مادر بزرگ او پس از یک سال به دیدن او آمد.

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

«بدرخش! تو یک مرواریدی! انسان!» برگی از باورهای مریم رجوی

مریم رجوی
مریم رجوی
همواره هر کار صعب و تاریخی، با یک شعار نو، و یک باور نو، در زمانه، جنبشی و شوری در سیر حرکت جامعه به و جود می‌آورد. و تحولی را در یک دوران تاریخی رقم می‌زند.
در سالهای اخیر یک شعار، یک باور و یک اراده منشأ رقم‌خوردن و تحقق پیروزیهای عظیم علیه رژیم ولایت‌فقیه بوده است. این شعار و حرف نو بر پایه تجربه پیروزیهای بزرگ مقاومت و درگیر و دار کارزارهایی با چشم‌انداز پیروزیهای دیگر با صراحتی بیش از گذشته تکرار شد.
مریم رجوی  معتقد است :
«سرچشمه تواناییها، شکافتنها، پیش رفتنها، و سرچشمه همه تغییرات، از هر جنس، به هر میزان، در هر میدان، گوهر انسانی نهفته در تک‌تک انسانهاست».
او همواره در سخنانش راجع به توان انسان و نگاه نوی به انسان صحبت می‌کند.
اومی گوید «هر آینه بپذیریم که انسان گوهری بی‌همتا و ناموس هستی و تاریخ است، لاجرم باید در او به‌گونه‌یی در تراز کرامتش بنگریم».
می‌دانیم که خمینی برای پایدار کردن سلطه اهریمنی خودش بر جامعه ایران مسیری رو درست عکس این شعار در پیش گرفت و با اتکا به‌ قدرت شیطانی ناشی از استبداد دینی دقیقاً کرامت انسانی مردم ما را هدف قرار داد. کشتن روح و کرامت انسانی بسا فراتر از گرفتن جان انسانها و نسل کشیهایی که کرد. خمینی یک بار در همان اوایل حکومتش در مصاحبه‌یی گفت: «حکومت اسلامی تنها به این قانع نیست که افراد در جامعه تخلف نکنند، بلکه با این کار دارد که در درون خانه‌ها و حتی در درون کلة افراد چه می‌گذرد». روز 14بهمن‌63 هم در یک سخنرانی علنی که از رادیو تلویزیون پخش شد، گفت: «آدم گاهی درست نمی‌شود مگر این‌که ببرند و داغ کنند تا درست بشود. با اشخاصی که بر‌خلاف این هستند آنها را بکشید و بزنید، حبس کنید».
این سیاه‌ترین نوع سرکوب تاریخ معاصر بود که تنها در یک دیکتاتوری مذهبی امکانپذیر می‌شود. او از ابتدا به‌نام دین بذر کینه را در جامعه پاشید و به‌ کشتن مهر و محبت و از میان برداشتن با همه آثار اون کمر بست. جامعه ما بدترین نوع خیانت به اعتماد را در خمینی و رژیمش تا مغز استخوان تجربه کرد. جریحه‌ای که بر قلب و روح ایرانی در سالهای این حاکمیت ننگین وارد شد به‌قدری عمیق است که به‌نظر می‌رسد به‌سادگی قابل التیام نیست. اما یک داروی منحصر به‌فرد برای درمان و جبران آن هست: نهایت وفا و فدای بی‌چشمداشت. این بی‌حرمتی به انسان ایرانی، با نهایت احترام به کرامت انسان جبران می‌شود. همان ارزش درخشانی که ما آن را در آیین اسلام راستین، دموکراتیک و بردبار دیده‌ایم. همان اسلامی که در این سالیان مریم رجوی به‌دنیا معرفی کرده و دیدگاهش نسبت به انسان از این مکتب سرچشمه گرفته، نگاهی نو به انسان، که امید را به انسان باز می‌گرداند و سرچشمه تواناییها و پیروزیهای مقاومت ایران در سالهای اخیر بوده است».
ترویج افکار او، و یا داشتن عکس و تصویر مریم رجوی در ایران زیر اختناق، از سوی رژیم ولایت‌فقیه محاربه با خدا اعلام شده.
او نگاه خود نسبت به انسان را بارها بیان کرده است. از جمله می گوید: «آری، انسانهایی لبریز از امید، انسانهایی پایدار و شکیبا، که در برابر هجوم ناملایمات، دشواریها و سختیها، ایستادگی می‌کنند، و به خورشید درخشانی که در پس ابرهای سیاه است، ایمان دارند و به تراز چشمگیری از ظرفیت انسانی دست‌یافته‌اند. آنچه را که نشدنی می‌نماید، با طاقتی بسیار، با تعهدپذیری شگفت و با عشقی پر سودا برآورده می‌کنند».
این اعتقادی است که مریم رجوی در سالهای مبارزه با رژیم ولایت‌فقیه نزدیک به سه دهه است با اتکاء به آن، مبارزه را پیش می‌برد. بسیاری از آنها که عملکرد این اعتقاد را دیده‌اند در مورد آن شهادت داده‌اند.
در پرتو همین دیدگاه و ایمان و اراده‌ی مریم بوده که نسلی که در برابر خمینی، همه چیز را از درون خودش استخراج کرد، به اتکای انقلاب مریم به تعادل‌قوا در سیاست و صحنه‌های مختلف پشت پا زده و در این سه دهه، ناممکنهای بزرگی رو ممکن کرد.
چاه باطل خمینی در ایران، هر چه عمیق هم که باشد، با چنین ایمانی گل گرفته خواهد شد.

۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

اعتراضات سراسری معلمان وفرهنگیان در ایران


براساس فراخوان قبلي ا‫عتراضات سراسري معلمان و فرهنگيان امروز 16مهر در تهران و ساير شهرها در جلوي ادارات آموزش و پرورش شروع شد. آنها خواستار آزادي معلمان زنداني، رفع ‫‏تبعيض و اختناق و تامين حقوق ومطالبات عقب افتاده شان شدند.
در ‫‏تهران، در ساعت 10 و نيم صبح صدها تن از معلمان در مقابل اداره آموزش و پرورش كل در ميدان فلسطين تجمع كردند
در ‫‏كرمانشاه تجمع معلمان از ساعت 10 صبح با حضور بيش از 300تن از معلمان آزاده شروع شد. هر لحظه بر شمار تجمع كنندگان افزوده مي شود
در ‫‏تربت حيدريه نيز جمعيت زيادي تجمع كردند
در ‫‏سنندج و ‫‏سقز نيز معلمان و فرهنگيان اين شهرها در مقابل اداره آموزش و پرورش تجمع كردند تا همزمان با معلمان سايرشهرها خواستهاي بر حق خود را مطالبه كنند
معلمان ‫‏كرج و ‫‏مريوان، ‫‏ايلام و ‫‏همدان نيز از صبح امروز تجمع اعتراضي خود را شروع كردند.


۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

5مهر میلیشیای مجاهد خلق جان فدای آزادی کردند

5مهر  طنین شعار شاه سلطان خمینی ، مرگت فرا رسیده  توسط میلشیای مجاهد خلق  درتهران 

چند ماه بيشتر از به خاك و خون كشيده شدنِ تظاهرات نيم ميليوني مردم در تهران در 30 خرداد 60 نگذشته بود. ابرهاي سياه و سنگين ميرفت تا كه آخرين پرتوهاي درخشش خورشيد رو به كناري بزنه و چتر سياه اختناق رو در سراسر آسمون ايران فراگير كنه. 
در چنين ظلمتي بود كه طنين شعارِ رعدآسايي ظلمت رو شكافت:
« شاه سلطان خميني، مرگت فرا رسيده» ! 
اين فرياد ميليشياي مجاهد خلق بود كه هيبت بت رو در هم شكست!