‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهد خلق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهد خلق. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

ایران - به یاد آموزگار مهربانم - به قلم فهیمه سماواتیان

اشرف  رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق
اشرف  رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق  
اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق
در بامداد سرخ‌فام روز دوشنبه 19بهمن سال60، شهید اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق و موسی خیابانی، سردار فراموشی‌ناپذیر آزادی، همراه با 18تن از فرماندهان و مجاهدان قهرمانی که در رکابشان جنگیدند، در مقابله با یورش جنایتکارانه پاسداران خمینی، حماسه‌یی پرشکوه در ایثار و مقاومت را رقم زدند .
آن روز در صحنه عاشورای مجاهدین، خون هزاران رزمنده و میلیشیای قهرمان مجاهد خلق در خون اشرف و موسی گره خورد و در شریان تاریخ مبارزات این میهن جاودان گردید و چون مشعلی فروزان در گذرگاه رهایی خلق از چنگال رژیم ضدبشری خمینی و در مسیر آزادی خلق و میهن و تحقق جامعه بی‌طبقه توحیدی، برافروخته شد …
آنان از پیشتازان و پرچمدارانی بودند که در تاریخ معاصر میهن ما مبرمترین خواستهای خلق را نمایندگی کردند، از کوران مبارزه مسلحانه انقلابی با دو نظام دیکتاتوری ضدخلقی سرفرازانه گذشتند و در حماسه عقیدتی و میهنی عاشورای مجاهدین در 19بهمن1360، منطق حسینی «فدای حداکثر» و مقاومت و پاکبازی تمام‌عیار را به مثابه رمز رهایی و راهگشای پیروزی بر رژیم دجال و ضدبشری خمینی، به بُرّاترین وجه و در وسیعترین ابعاد به خلق قهرمان ایران و رشیدترین فرزندان آن آموختند.
هیچ وقت مهرماه سال ۵۱ را فراموش نمی‌کنم، وقتی دبیر جدید فیزیکمان، که خیلی جوان و شاداب و سرزنده بود، وارد کلاسمان شد.
همه بچه‌ها سکوت کردند چشمها و گوشها متوجه معلم جدید بود که در اولین روز سال تحصیلی چه می‌گوید و چه خلق و خویی دارد؟ همه انتظار داشتیم که در اولین روز در مورد درس و نحوه امتحان و شیوه تدریس برایمان صحبت کند، ولی برخلاف انتظار همه، در حالی که چهره صمیمی و مهربان به خود گرفته بود رو به بچه‌ها گفت: بچه‌ها نگران درس فیزیک نباشید، بالاخره تا پایان سال کتاب فیزیک را تمام می‌کنیم و همه شما نمره خواهید آورد، بهتر است الآن به صحبتهای دیگری بپردازیم، و پس از کمی مقدمه چینی بدون این‌که وقت را از دست بدهد گفت: بچه‌ها آیا شما می‌دانید معنی جهان‌بینی چیست؟ و آیا می‌دانید که هر کدام از شما دارای یک جهان‌بینی هستید؟ آیا می‌دانید که هر کدام از شما یک ایدئولوژی دارید؟ پس از طرح یک سری از این سؤالات گفت: حالا موافقید که قبل از درس فیزیک من این چیزها را به شما یاد بدهم؟

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

ایران - حماسه پرغرور رزم و فداي ، اشرف زنان مجاهد خلق و سردار خياباني،وسرداران همراهشان پرغرور و پرشرر بر تارك انقلاب و مقاومت سرفراز ميهني گرامي باد

ایران -  حماسه پرغرور رزم و فداي ، اشرف زنان مجاهد خلق و سردار خياباني،وسرداران همراهشان
ایران -  حماسه پرغرور رزم و فداي ، اشرف زنان مجاهد خلق و سردار خياباني،وسرداران همراهشان 
آن روزها خميني برآن بود تا  با اعدامهاي وحشيانه جوانان مجاهد و مبارز كه شعار آزادي سر داده بودند، پايه هاي سلطنت مطلقه اش را  محكم كند. اما نسل مجاهد خلق كه هيچگاه “تعادل قوا” را نه در رژيم شاه و نه در حاكميت شيخ  به رسميت نشناخته، در برابر خميني قد برافراشت و  با مهيب ترين نيروي ارتجاعي و ضد تاريخي دوران چنگ در چنگ شد.
حماسه 19بهمن و در خون غلطيدن سردار آزادي موسي و الگوي زن انقلابي مجاهد خلق اشرف، به گفته رهبر مقاومت، عاشوراگونه يي بود در تاريخ مجاهدين كه درس پايمردي و وفا و ايمان و عزمِ جزم ِيك خلق رزمنده و قهرمان را به اوج رساند.
در اين رويارويي نابرابر و در روزهاي خونين سال60، دختران و پسران مجاهد خلق، بيباك و شيراوژن سرمايه هستي خود را با سخاوتي بيمانند در چله كمان گذاشتند، شعار مرگ بر خميني را درخيابانها فريادزدند و پاسداران جهل و تباهي را درهمه جا مورد تهاجم قرار دادند. مقر فرماندهي اين دليران مجاهد در داخل ميهن، همان پايگاه اشرف و سردار خياباني بود.
 هدايت مقاومتي سراسري، در نبردي به غايت نابرابر، در دل شهرهايي كه تماما در اشغال و محاصره پاسداران تا دندان مسلح بود. در آن حماسه، دشمن آرايش قوايش را از شب قبل،  لايه به لايه و حلقه به حلقه  بر فراز هر بام، و در كنج هر ديوار و در پناه هر پنجرهٴ مشرف به پايگاه، چيده بود. نبرد آغاز شد و پس از ساعتها درگيري نابرابر، خون سرخ وجوشان اشرف و موسي و 18 تن از يارانشان بر برفهاي شمال تهران ،آسمان ظلماني ايران زمين را شفقي ديگرگونه زد. 
آن برجهاي پايداري وآن سروهاي سرفرازآزادي  درحماسه اي جاودان،حسرت و افسوس زنده به دست آوردن حتي  يك تن از مجاهدان را هم  بردل دژخيمان باقي گذاشتند .
جلادان اما به اين جنايت بسنده نكردند  و براي فرونشاندن كينة ضدبشري خود،دررذالتي بي همتا پيكرهاي پاك شهيدان را به زندان اوين بردند، تا اسيران مجاهد را باديدن پيكرهاي غرقِ درخونِ  آن مشعلهاي فروزان به زانو درآورند،اما هيهات! از تسليم و سرفرود آوردن دربرابر دژخيم .
 آن روح پايداري آنچنان كه شايسته اش بود در وجود اسراي مجاهد به خروش درآمد، و دژخيم مستاصل از اين همه ايستادگي  به جنايت ديگري بر سر پيكرهاي پاك شهيدان عاشورا دست زد تا داغ ننگي جاودان را بر پيشاني خميني، آن يزيد زمانه بنشاند.
صاحب عاشوراي مجاهدين، مسعود، در ديباچة زيارت عاشورايش مي‌نويسد: «در فواصل تقرير زيارت عاشورا ، كه جذبه و شكوه زيارت، ما را در مي ربود، گهگاه به اين فكر فرو مي رفتيم كه نوبت «عاشوراي مجاهدين» كي خواهد رسيد؟ تااين كه سي خرداد سال 60 فرا رسيد وسپس ايران هر روزعاشورا و سراسر كربلا شد. اما در عاشوراي مستمر مجاهدين، نقطة اوج، 19 بهمن همان سال بود كه آزمايشي بسيار صعب و دشوار را، روسفيدانه، از سر گذرانديم.»
بله! فداي حداكثر و جاري شدن خون از پيكر رهبري مقاومت درسحرگاه 19 بهمن ،گواهي بود انكارناپذير در حقانيت راه وآرمان رجوي  دربرابرزخم عميق خيانت خميني براعتماد مردم.
و اينچنين بود كه رهروان قافله، از رهبري خود، درس فدا آموختند، و كاروان نبرد آزادي، در منازل خونين، از حماسه اي به حماسه ديگر گذر كرد و هر بار پرتوان تر و جنگ‌آورتر بسوي فدايي عظيم تر حركت كردند.
آري اين كاروان، اين انقلاب و اين سازمان و مجاهدانش را سر باز ايستادن نيست و ميرود تا در فتح آخرين، دودمان پليد اين حكومت را سرنگون و بهار آزادي را محقق كند.

۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه

ایران - میلیشیای قهرمان، داریوش سلحشور، در میان اسرای مجاهد خلق در زندان اوین، به‌ مهدی رضایی مشهور بود.

مجاهد شهید داریوش سلحشورنفر وسط
مجاهد شهید داریوش سلحشورنفر وسط
یک قهرمان 19ساله دیگر که در تکرار تاریخی یک صحنه بیدادگاه فرمایشی،رژیم آخوندی و دژخیمان حاکم را به‌محاکمه‌ای خفت‌بار کشاند.مجاهد شهید داریوش سلحشور، با خام‌کردن جلادان خمینی آنها را بر آن داشت تا با حضور خبرنگاران خارجی، برای او صحنه محاکمه‌ای ترتیب بدهند. مزدوران رژیم به‌خیال سوءاستفاده‌های تبلیغاتی از این نمایش، در جهت محکومیت سازمان و کسب اعتبار برای رژیم بی‌آبروی خمینی، نقشه‌ها چیدند.
اما در این بیدادگاه که گیلانی جلاد به‌عنوان رئیس و لاجوردی دژخیم در نقش دادستان ظاهر شده بودند، آنچنان ضربه‌ای از این مجاهد خلق دریافت کردند که اینگونه نمایشات را برای همیشه فراموش کردند
مجاهد شهید داریوش سلحشور در قسمتی از دفاعیات پرشور خود، فریاد برآورد:
«رژیم حاکم  دقیقابا سرکوب آزادیها، در مقابل نیروهای انقلابی ایستاده و من به‌این خاطر سلاح به‌دست گرفتم. دفاعی که دارم اینست که به‌امید خدا و با یاری خلق قهرمان ایران، در تاریخ ایران ثبت خواهد شد که این اعمال نه تنها ضدانقلابی نیست، محاربه با خدا نیست، بلکه دقیقادر جهت انقلاب است و تاریخ این‌را ثبت خواهد کرد».
داریوش سلحشور که پس از دفاعیات پرشور وسخنان قهرمانانه‌اش برای زمانی طولانی تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفت سرانجام در روز هشتم آذرماه سال 60 به‌جوخه تیرباران سپرده‌شد. یاد و راهش همراه با مجاهدان و حماسه سازان پرتوان ارتش آزادیبخش ملی ایران، گرامی باد.

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

5مهر میلیشیای مجاهد خلق جان فدای آزادی کردند

5مهر  طنین شعار شاه سلطان خمینی ، مرگت فرا رسیده  توسط میلشیای مجاهد خلق  درتهران 

چند ماه بيشتر از به خاك و خون كشيده شدنِ تظاهرات نيم ميليوني مردم در تهران در 30 خرداد 60 نگذشته بود. ابرهاي سياه و سنگين ميرفت تا كه آخرين پرتوهاي درخشش خورشيد رو به كناري بزنه و چتر سياه اختناق رو در سراسر آسمون ايران فراگير كنه. 
در چنين ظلمتي بود كه طنين شعارِ رعدآسايي ظلمت رو شكافت:
« شاه سلطان خميني، مرگت فرا رسيده» ! 
اين فرياد ميليشياي مجاهد خلق بود كه هيبت بت رو در هم شكست!