‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلابی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلابی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۶, دوشنبه

سوریه - گردان زنان انقلابی در حلب سوریه برای مقابله با نظامیان بشار اسد جنایتکار تشکیل شد .

گردان  زنان در سوریه به مقابله با بشار اسد جنایتکار بر می خیزد
گردان  زنان در سوریه به مقابله با بشار اسد جنایتکار بر می خیزد
اورینت  ، تلویزیون  اپوزیسیون  سوریه روز جمعه  23بهمن  94 گفت: (گروه  ابریشم ) در حومه
شمالی حلب روز جمعه تشکیل گردان زنان متشکل از زنان ودختران انقلابی  را برای مقابله با حملات به حومه شمالی حلب اعلام کرد.

۱۳۹۴ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

ایران - به یاد آموزگار مهربانم - به قلم فهیمه سماواتیان

اشرف  رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق
اشرف  رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق  
اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق
در بامداد سرخ‌فام روز دوشنبه 19بهمن سال60، شهید اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق و موسی خیابانی، سردار فراموشی‌ناپذیر آزادی، همراه با 18تن از فرماندهان و مجاهدان قهرمانی که در رکابشان جنگیدند، در مقابله با یورش جنایتکارانه پاسداران خمینی، حماسه‌یی پرشکوه در ایثار و مقاومت را رقم زدند .
آن روز در صحنه عاشورای مجاهدین، خون هزاران رزمنده و میلیشیای قهرمان مجاهد خلق در خون اشرف و موسی گره خورد و در شریان تاریخ مبارزات این میهن جاودان گردید و چون مشعلی فروزان در گذرگاه رهایی خلق از چنگال رژیم ضدبشری خمینی و در مسیر آزادی خلق و میهن و تحقق جامعه بی‌طبقه توحیدی، برافروخته شد …
آنان از پیشتازان و پرچمدارانی بودند که در تاریخ معاصر میهن ما مبرمترین خواستهای خلق را نمایندگی کردند، از کوران مبارزه مسلحانه انقلابی با دو نظام دیکتاتوری ضدخلقی سرفرازانه گذشتند و در حماسه عقیدتی و میهنی عاشورای مجاهدین در 19بهمن1360، منطق حسینی «فدای حداکثر» و مقاومت و پاکبازی تمام‌عیار را به مثابه رمز رهایی و راهگشای پیروزی بر رژیم دجال و ضدبشری خمینی، به بُرّاترین وجه و در وسیعترین ابعاد به خلق قهرمان ایران و رشیدترین فرزندان آن آموختند.
هیچ وقت مهرماه سال ۵۱ را فراموش نمی‌کنم، وقتی دبیر جدید فیزیکمان، که خیلی جوان و شاداب و سرزنده بود، وارد کلاسمان شد.
همه بچه‌ها سکوت کردند چشمها و گوشها متوجه معلم جدید بود که در اولین روز سال تحصیلی چه می‌گوید و چه خلق و خویی دارد؟ همه انتظار داشتیم که در اولین روز در مورد درس و نحوه امتحان و شیوه تدریس برایمان صحبت کند، ولی برخلاف انتظار همه، در حالی که چهره صمیمی و مهربان به خود گرفته بود رو به بچه‌ها گفت: بچه‌ها نگران درس فیزیک نباشید، بالاخره تا پایان سال کتاب فیزیک را تمام می‌کنیم و همه شما نمره خواهید آورد، بهتر است الآن به صحبتهای دیگری بپردازیم، و پس از کمی مقدمه چینی بدون این‌که وقت را از دست بدهد گفت: بچه‌ها آیا شما می‌دانید معنی جهان‌بینی چیست؟ و آیا می‌دانید که هر کدام از شما دارای یک جهان‌بینی هستید؟ آیا می‌دانید که هر کدام از شما یک ایدئولوژی دارید؟ پس از طرح یک سری از این سؤالات گفت: حالا موافقید که قبل از درس فیزیک من این چیزها را به شما یاد بدهم؟

۱۳۹۴ بهمن ۱۲, دوشنبه

ایران - قهرمان اول

 اولین شهید سازمان مجاهدین خلق  ایران  - مجاهدشهید احمد رضایی
 اولین شهید سازمان مجاهدین خلق  ایران  - مجاهدشهید احمد رضایی
مجاهد کبیر احمد رضایی، آموزگار بزرگ شجاعت‌ ، فداکاری و قاطعیت در نبرد
حلقاتی سرسخت و پولادین از زنجیر انسانهای انقلابی که مشعل آگاهی و آزادی را به دیار محرومان ارمغان می‌برند.
و او یکی از آن حلقه‌ها  سرسخت پولادین بود.
یازدهم بهمن‌ماه، سالروز شهادت مجاهد کبیر احمد رضایی، از مسئولان برجسته سازمان مجاهدین خلق ایران است که طی نبردی قهرمانانه با مزدوران ساواک شاه در خیابان غفاری تهران به شهادت رسید.
 احمد رضایی، نخستین شهید سازمان مجاهدین خلق و یکی از درخشانترین چهره‌های انقلابی تاریخ معاصر ایران است. او قهرمانی است که تا آخرین لحظه‌ی زندگیش، بار تمام مسئولیتها و وظایفش را با قاطعیت و پشتکاری شگفت‌انگیز به دوش کشید و با شهادتش نیز سنت قهرمانانه و پاکبازانه‌ی ”فدای تمام‌عیار“ را بنیان گذاشت. از آن روز به بعد، رویکرد قهرمانانه احمد، به الگوی یکی از شورانگیزترین ارزشهای مجاهدین تبدیل گردید.
اما آنچه نام احمد را به‌عنوان یک انقلابی بزرگ و یکی از برجسته‌ترین کادرهای مجاهدین برای همیشه در تاریخ سازمان و مبارزات انقلابی مردم ایران به‌ثبت رسانده، نقش بی‌همتای او در بازسازی تشکیلات مجاهدین پس‌از ضربه گسترده رژیم شاه به تشکیلات مجاهدین در سال 50 بود. هنگامی که در اوضاع تیره و بحرانی پس‌از یورشهای ساواک، با دستگیری کلیه بنیانگذاران و90درصد از اعضای مرکزیت مجاهدین، اساس موجودیت سازمان در‌معرض خطر قرار گرفته بود، احمد به‌عنوان تنها کادر باقیمانده از مسئولان مجاهدین، رسالتی سنگین را بر‌عهده داشت و می‌بایست در بحبوحه بسیج دیوانه‌وار ساواک و تور وسیعی که برای دستگیریش پهن شده بود، به بازسازی تشکیلات بیرون زندان مبادرت می‌کرد. 
احمد طی شش‌ماه تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر و با صمیمیت، فداکاری و شجاعتی توصیف‌ناپذیر، شروع به گردآوری و سازماندهی نیروهای باقیمانده کرد. او بی‌هراس از تورهای وسیع ساواک با اجرای روزی 20قرار، توانست به کمک کادرهای ارزنده‌یی چون فرمانده کاظم ذوالانوار و نیز مجاهد کبیر رضا رضایی، که به‌نحوی قهرمانانه از چنگ ساواک گریخته بود، مسئولیت عظیم و حساس بازسازی تشکیلات سازمان را به‌خوبی به‌انجام برساند.
در صدر کارنامه درخشان حیات انقلابی احمد، شهادت و قاطعیت او در نبرد با دشمن می‌درخشد و این سنت را جنبش نوین انقلابی مردم ایران مدیون احمد رضایی است. از این جهت دامنه تأثیر کار احمد به سازمان ما محدود نشد و سایر انقلابیونی که در دوران شاه، دوش‌به‌دوش مجاهدین می‌جنگیدند بارها در زندان و خارج زندان از نقش و تأثیر راهگشای احمد و نحوه شهادت او تقدیر کردند و حق قهرمانی او را به‌جا آوردند. چرا که همه، تأثیر مادی آن را، که یک گام به‌پیش در مبارزه مسلحانه بود، می‌دیدند.

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - ما عراقیها چه چیزی را باید از مجاهدین خلق بیاموزیم؟

حماسه  پایداری ومقاومت مجاهدان اشرفی
حماسه  پایداری ومقاومت مجاهدان اشرفی 
علی احمد الساعدی نویسنده عراقی در باره حماسه  های پرشکوه  مجاهدان اشرفی  در لیبرتی  بسیار زیبا وتاثیر گذار نوشته است.
اونوشته است :
بیش از 30 سال است که به عراق آمده اند وخانه و خانواده خود را رها کردند تا خودشان را برای یک راه طولانی بسوی آزادی آماده کنند، یک منطقه بی آب و گیاه و صحرائی را برای اقامت خودشان در اولین درس انسانی که به جهان ارائه کردند، انتخاب کردند. در این دشت زیبائیها و امید و آرزو را در خاکهای مرده کاشتند و آنجا را به منطقه سرسبزی تبدیل کردند تا مبارزه اسطوره ای خود را علیه خطرناک ترین رژیم تروریستی وجنایتکار در جهان ادامه بدهند.
میهن شان درپژواک سرودهای انقلابی و حماسی آنها از حنجره هایشان به غرش در می آید، آنان شوق و امید به وطن شان را در چشمان مبارز بزرگ مریم رجوی می بینند.
هر عراقی که حس میهنی دارد و صادق است و به آینده میهنش فکر میکند و به آینده فرزندان و نسلهای آینده فکر میکند باید که از داستان مجاهدین خلق که اکنون سمبل ومثالی برای فدا و جانفشانی در سطح جهانی شده اند درس بگیرد.
آری ...من هم هم صدا با این نویسنده شریف عراقی  تکرار میکنم،
شكوه ايستادگي و عظمت مقاومت قهرمانانه  مجاهدان اشرفی در لیبرتی  واشرف گواه اراده شكست ناپذير ملت ايران براي انهدام قطعي حكومت ولايت فقيه است.
رشیدترین فرزندان  مردم ایران ازچند نسل، در منتهای آگاهی با بینشی عمیق و درکی صحیح از شرایط، با ایمان به استراتژی و تاکتیکهای این نبرد، در اشرف  ولیبرتی  پایدارایستاده اند.
آنها می‌داننددر کانون چه تحولی ایستاده‌اند و در پایداری ومقاومت و شهادتشان چه راهگشایی‌ای نهفته است. قهرمانی آنها، نه فقط به‌خاطر دلاوری و شجاعت بی‌نظیرشان در این سالهای پراز توطئه و قتل وکشتار است ، بلکه به‌خاطر آن است که هرگز تسلیم شرایط و تعادل قوای موجود، آن هم در روزگار تاخت و تاز بی‌هزینه‌گی نشده اند. هرگز چشم‌انداز پیروزی را تیره و تار و تلاششان را بیهوده و عبث ندیده اند.
بر تعهدشان به آزادی پای فشردند وپای می فشارند، با حضور دلیرانه‌شان توطئه‌های دشمن را برهم زده و او را رسوا کرده ومی کنند.
و این چنین کانون استراتژیک نبرد و منشأ الهام و انگیزش مردم ایران را معنا کردند و بذر هزار اشرف را در سراسر میهن پاشیدند
فاشیسم ولایت‌فقیه برای حفظ سلطه خود در عراق، به هر تبهکاری و جنایتی دست زد؛ از قلع و قمع جنون‌آسای مردم عراق، تا محاصره ضد‌انسانی و حملات پی‌درپی علیه اشرف و لیبرتی. اما سرانجام بزرگترین شکست رژیم در همان عراق رخ داد و آثار دوران پایانی و جام زهر سرنگونی قبل از هر کجا و بیشتر از هر جا در عراق ظاهر شد.
مماشاتگران و متحدان ولایت‌فقیه در ماندگاری مالکی کمترین تردیدی به خود راه نمی‌دادند. اما در میان بهت و ناباوری آنها تمام امیدشان یکسره برباد رفت. پس بی‌تردید، برج و باروی خامنه‌ای نیز، فرو خواهد ریخت. وسپاه پاسداران ولایت‌ سفیانی فقیه وقیح  خامنه ای  نیز در برابر توفان اراده ملت ایران دوام نخواهد آورد.

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

هفدهم ربیع‌الاول، میلاد سرچشمه خروشان عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) مبارک باد!

هفدهم ربیع‌الاول، میلاد سرچشمه خروشان عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) مبارک باد!
هفدهم ربیع‌الاول، میلاد سرچشمه خروشان عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی (ص) مبارک باد!  
 محمد حبیب، کلمه و پیام مجسم عشق بود. حبیب خدا در ساده‌ترین و روشن‌ترین ترجمه، یعنی:‌عشق خدا!.
زیر بال و پر او بود که علی و فاطمه تربیت شدند. امام‌حسین به‌وجود آمد. کسی بود که خدا هم هر پرده و حجابی را در رابطه با خودش برای او به‌کنار زد. برای همین است که می‌گوییم سرچشمه خروشان عشق و معرفت؛ یعنی که دارای یگانگی، وحدت و محرمیت مطلق است با بنی‌بشر.
اما چهره‌یی که آخوندهای خمینی‌صفت ازاو تصویر می‌کنند،نعوذبالله یک آخوند بزرگتری است مثل خودشان. اما او چه انقلابی بزرگی باید باشد که دنیای کهن را درهم بریزد؟ حتماًکه جای درستی انگشت گذاشته و انرژی هنگفتی از بشریت آزاد کرده است. بزرگترین فریب ودجالیت و خیانت ایدئولوژیکی خمینی و دودمان فکری او در این است که چهره حبیب خدا راهم مسخ می‌کنند و نمی‌گذارند که پیروانش به‌او وصل شوند. او هر چه بود یکرنگی وصمیمیت و صفا و پاکیزگی بود و الا که یک‌چنین جاذبه‌یی نداشت. این «امی» و درس‌نخوانده، جهان را مبهوت و پیامش را پایدار کرد و «ترکنا علیه فی‌الاخرین» راهش راآینده‌دار نمود، و چون کلمه ختم‌کننده بود. سرآمد عشق در متعالی‌ترین مفهومش بود.با چنان عشقی است که می‌توان امروز هم بنیاد ارتجاع را زد، بت‌شکنی کرد و ریشه‌اش را زد. هر کس که او را شناخت، یا پرتوی ازاو را دریافت و یا ذره‌یی از پیام او راگرفت، طبعاً که مدهوش شد. و چرا‌که نشود؟ و وای بر سنگین‌دلان یعنی خمینی‌گرایان که نام او را می‌آورند اما کام خود را می‌جویند. کلمه خاتم، کلمه عشق و رحمت است. این، آن چیزی است که ارتجاع، بویی از آن نبرده. در ارتجاع هر چه هست، قساوت است وسنگدلی».

  از سخنان مسعود رجوی درگردهمایی بزرگ رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی

۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

ایران - یک‌سال زندان و ۲۰ ضربه شلاق برای سرقت ۸عدد نارنج

یک‌سال زندان و ۲۰ ضربه شلاق برای سرقت ۸عدد نارنج
یک‌سال زندان و ۲۰ ضربه شلاق برای سرقت ۸عدد نارنج
بحران اجتماعی رژیم ولایت‌فقیه در خشم انبوه و متراکم مردم، در طاقت طاق شده میلیونها ایرانی اسیر در چنگال این حکومت، در صبر لبریز شده جوانانی که خواهان نابودی نظام ولایت‌فقیه هستند و ماهیت حرکتهای اعتراضی به‌شدت انقلابی و رادیکال آنان است.
انزجار مردم ایران نسبت به رژیم ولایت‌فقیه در دو زمینه کلی قابل ارزیابی است: یکی وضعیت معیشت مردم و دیگری سرکوب و نبودن آزادیها، بحران اجتماعی را در میان تک‌تک کلمات جوانان بیکار، دانشجویان فارغ‌التحصیل بیکار و حتی صحبت مادران در مورد بیکاری جوانانشان می‌توان به درستی تشخیص داد و بررسی کرد که تمامی حرفهای آنان در یک جمله خلاصه می‌شود و آن هم خشم متراکم در زمینه معیشت است.
فاصله نجومی طبقاتی  وفقرو دردها یی در کنار گزارش رویتر از امپراتوری 95میلیارد دلاری خامنه‌ای، دردهایی در کنار هدیه‌های 80 میلیون تومانی دژخیم مرتضوی به نمایندگان مجلس، این دردها و اشکها را می‌توان در کنار سود یک روز بابک زنجانی و فاصله نجومی میان فقر مردم، ثروت و دزدیهای سرمداران رژیم و کارگزاران آن گذاشت.
فاصله نجومی است که خشم و نفرت عمومی از آخوندهای دزد و حاکم را متراکم می‌کند و زمینه‌ساز طغیان لشکر فقر می‌شود.
دادگاه 2 کیفری رژیم پلید خامنه ای وروحانی  جنایتکار در شهرستان ساری طی حکمی مردی را به جرم سرقت هشت عدد نارنج، به 20 ضربه شلاق، یک‌ سال حبس تعزیری و رد مال محکوم کرد.
در یک محاسبه ساده وقتی یک نفر به جرم سرقت هشت عدد نارنج که قیمت آن حداکثر 3000 تومان می‌شود به یک‌سال زندان و 20 ضربه شلاق محکوم می‌شود، مجازات سارق 3000میلیارد تومانی بر این اساس 3میلیارد سال می‌شود.؟!!!
بر همین سیاق میزان محکومیت محمدرضا رحیمی معاون اول پاسدار احمدی‌نژاد که 5سال است با آن همه اختلاس و رشوه چند صد سال می‌شود؟
واقعیت این است که هدف رژیم آخوندی از این ‌رویکرد سرکوب و ایجاد جو رعب و وحشت به‌منظور جلوگیری از شکل‌گیری هر گونه حرکت اعتراضی مردم به جان آمده است.
رژیم از این‌که ذره‌یی شکاف در دستگاه سرکوب و بگیر و ببندش ایجاد شود واهمه دارد والا کیست که نداند با این همه فساد و رو شدن مستمر پرونده‌های میلیاردی توسط باندهای رژیم، محکوم کردن یک نفر به یک‌سال حبس آن هم به جرم برداشتن 8 عدد نارنج، در عقب مانده‌ترین نظامهای سیاسی و قضایی هم کمتر دیده می‌شود
آری، لازمه امنیت چپاولگران و غارت گران میلیاردی در این رژیم، این چنین احکام ضدتاریخی و ضد‌مردمی است. بعبارت دیگر با این نوع بگیر وببندها رژیم به‌زعم خود می‌خواهد به حیات خودش ادامه بدهد و سرپا بایستد.
نکته قابل‌توجه دیگر در این است که این به‌اصطلاح ”سارق“ یک بازنشسته بوده است. یکی ازبزرگترین نمودهای فقر و شکاف عظیم طبقاتی در ایران تحت حاکمیت آخوندها همین وضعیت بازنشستگان است که بعد از 30سال کار و تلاش آه در بساط ندارند، ماهها حقوقشان پرداخت نمی‌شود و اغلب آنها زیر خط فقرند.


۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

«مبارز چریکی قهرمان» یکی از ماندگارترین پرتره‌های تاریخ معاصر است که تصویر چگوارا را نشان می‌دهد با کلاهی که نشان ستاره بر آن دیده می‌شود.

مشهورترین عکس چگوارا
مشهورترین عکس چگوارا

مشهورترین عکس چگوارا چگونه گرفته شد؟- روایت عکاس از یک پرتره ماندگار

پرتره «مبارز چریکی قهرمان» که تصویر چگوارا، انقلابی آمریکای لاتین را با کلاهی سیاه بر سر نشان می‌دهد توسط آلبرتو کوردا در تاریخ پنجم مارس ۱۹۶۰ در شهر هاوانا در کوبا گرفته شده است.
آلبرتو کوردا این عکس در مراسم گرمیداشت قربانیان انفجار کوبر گرفته شده و در اواخر دهه ۱۹۶۰ این تصویر چگوارا، رهبر جنجالی و تاثیرگذار به یکی از نمادهای فرهنگی تاریخ معاصر بدل شد.
کوردا گفته زمانی که این عکس را می‌گیرد به شدت محو حالت چهره چه گوارا شده، چهره‌ای که به گفته او «تسلیم‌ناپذیری همیشگی» است، حالت چهره چگوارا در این عکس همچنین خشم و رنج او را با دیدن قربانیان نشان می‌دهد. البته کوردا چندین سال بعد گفت در این عکس حالت مصمم و نفوذناپذیر چه گوارا دیده می‌شود.
چگوارا در زمان گرفته شدن این عکس ٣۱ سال داشت.
چه گوارا تاثیر و ماندگاری این عکس چنان است که انستیتو هنر مری‌لند آن را نماد قرن بیستم معرفی کرد و آن را معروف‌ترین عکس دنیا خواند. از روی این عکس نسخه‌های بسیاری کپی شده، نقاشی شده، براساسش مجسمه ساخته شده و… حتی به الگوی خالکوبی بدل شده است.
ماجرای گرفته شدن عکس
در ۵ مارس ۱۹۶۰ فیدل کاسترو، رئیس جمهور کوبا دستور داد مراسم یادبودی در گورستان کولون در هاوانا به یاد ۱۰۰ کوبایی که در انفجار مشکوک لوکوبر (در تاریح ۴ مارس ۱۹۶۰) کشته شدند، برپا شود. چگوارا که خود پزشکی ماهر بود، پس از این انفجار به بسیاری از مجروحان حادثه کمک کرده بود. او که وزیر صنعت در دولت جدید بود، خیلی کوتاه در مراسم شرکت کرد. کوردا هم که عکاس رسمی کاسترو بود، در مراسم حضور داشت.
چه گوارا پس از مراسم تشییع، کاسترو سخنرانی پرشوری در بولوار مالکون ایراد کرد و در آن برای اولین بار عبارت «وطن یا مرگ» را به کار برد. چگوارا در ساعت ۱۱:۲۰ دقیقه برای مدتی کوتاه در این سخنرانی حاضر شد و کوردا از فاصله هشت تا نه متری موفق شد دو عکس از او بگیرد.
کوردا درباره شیوه گرفتن این عکس گفته است: «این عکس حاصل دانش یا تکنیک نیست. این عکس حاصل یک اتفاق است، شانس و اقبال خالص.»

این عکاس در همین مراسم از ژان‌پل سارتر و سیمون دوبوار که از حامیان چه گوارا بودند، نیز عکس‌هایی گرفت 

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - زندانی سیاسی صالح کهندل :شاهرخ قهرمان هرگز نمی‌میرد

زندانی سیاسی صالح کهندل
زندانی سیاسی صالح کهندل

شاهرخ قهرمان هرگز نمی‌میرد
يك ساعت قبل هم سلولى، همشهرى وهم رزم قهرمان شاهرخ زمانى،با حالت اضطراب به سراغم آمد وگفت: شاهرخ را هرچه صدا ميكنم جواب نمى دهد وهيچ حركتى ندارد، بى اختيار گفتم مگر ميشود او حركتى نداشته باشد ؟ شاهرخ حتى درخواب هم جنب وجوش دارد، به سراغش رفتم وقتى چهره اش راديدم كه خون از دهان ودماغش بيرون زده بود وهيچ حركتى ندارد ، باور نكردم ، نه اين شاهرخ نيست وامكان ندارد او به خواب ابدى برود ، چون اورابه اين جرم متهم كرده بودند كه مرده ها رازنده ميكند وآنها كه در خواب هستند بيدار ميكند، وچگونه امكان دارد كسى كه ازخواب نفرت دارد به خواب ابدى برود ؟ نه من باور ندارم كه او مرده است ، بلكه او مثل هزاران قهرمان ديگر شهيد وگرامى جاودانه شد وهر لحظه بر سر ظالمان فرياد ميزند ومردم را به مقاومت دعوت ميكند ،بى اختيار زار زار گريه ميكردم وكسى نبود كه دلداريم بدهد ، ناگهان احساس كردم با نگاهى دوست داشتنى در كنارم ايستاده وبازبان شيرين مادريش ( تركى) فرياد مى زند و ميگويد ( انقلابلارهيچ وقت اولمزلو) انقلابى هيچ وقت نمى ميرد ( بونى فقط انقلابيلارقانارلار) اين را فقط يك انقلابى ميفهمد ، اشك چشمانم را پاك كردم ولى چرا دروغ بگويم اين فقط يك حركت شكلكى بود وفايده نميكرد باز اشك چشمانم امانم نميداد دوباره احساس كردم دركنارم ايستاده وميگويد ، چرا براى من گريه ميكنى توكه من را بهتراز هركس ميشناسى و مى دانى من براى خوشبختى وشادى مردم مبارزه ميكنم وهيچ وقت نخواهم مرد ولى اگر دلت گرفته و مى خواهى گريه كنى من رابهانه نكن به اطرافت نگاه بكن وبه حال انها گريه بكن كه سالهاست روحشان مرده وفقط به ظاهر زنده اند.
آرى شاهرخى كه من مى شناسم بزرگتر از مرگ است .
او هرگز نخواهد مرد .
وبراى احياى حقوق كارگران هميشه فرياد خواهد زد.
زندان گوهردشت كرج.
صالح كهندل - زندان گوهردشت
١٣٩٤/٦/٢٢


۱۳۹۴ شهریور ۱, یکشنبه

ایران - قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 یک نسل کشی شقاوت آمیز

ایران - رضا شمیرانی : اوین : یکسال قبل از قتل عام سال67 خاطرات  زندان  

به‌هم‌ریخته و کلافه بودم. شکنجه به‌منظور دادن اطلاعات مربوط به مناسبات و روابط بچه های زندانی درون بند چیز ساده یی نبود. کافی بود دهانم بازشود و آن وقت خیلی‌ها را به زیر شکنجه بیاورند. باید از این شرایط خودم را نجات میدادم. دنبال راه‌حل بودم. به گذشته فکر می کردم. به دوستانم و خاطراتی که از آن‌ها داشتم و خصوصاً رضا فاروقی و آن نگاه مظلومش. به ناگاه فکری در ذهنم خطور کرد. از سازمان شنیده بودم که یک انقلابی بن بست را با خون خود میشکند و الآن من در این نقطه بودم كه یا باید خیانت میکردم یا از جان خود میگذشتم. علی انصاریون و عملی را که انجام داد، در ذهن مرور کردم. علی قبل از خودکشی می گفت آن‌ها می خواهند از من یک توّاب بسازند و مرا به خیانت وادارند، امّا من به آن‌ها این اجازه را نمی دهم و با خون خود، عزّت و شرف خود را حفظ کرد.
طبق روال روزانه مجدداً صبح زود برای بازجویی به سراغم آمدند. اواخر آذرماه بود. بعد از چند ساعت علافي بازجو از من خواست که به سؤال‌های او جواب دهم. گفتم باشد، امّا الآن حالم خوب نیست بگذارید برای فردا. قبول کرد و مرا به سلولم فرستاد. قبل از رفتن به سلول به پاسداری که مرا همراهی می کرد گفتم برای نمازخواندن نیاز به حمّام دارم. این بهانه خوبی بود. میدانستم قبول میکند. وقتی میخواستم بروم داخل حمام گفتم به داروی نظافت احتیاج دارم و او دو بسته داروی نظافت به من داد. رفتم داخل حمام. حمام آسایشگاه خیلی کوچک است و پاسدار برای این‌که اذیّتم کند چراغ حمام را خاموش کرد و درب را بست. هیچي نمیديدم. گفت ۵دقیقه دیگر میآيم عقبت، زود باش. غسل شهادت کردم و سریع در تاریکی لباس پوشیده و دو بسته داروی نظافت را در لباس پنهان کردم. به سلول که برگشتم. داروها را زیر پتوی سربازی که داشتم گذاشتم و نشستم روی آن. حوالی ساعت ۷ شب بود. توی خودم بودم و فکر میکردم. همچون کشتی‌شکسته در نوسان بودم.
 نیروهای شرّ و خیر در وجودم در جنگ بودند. آیا بکنم آیا نکنم؟ اگر بکنم چی میشه؟ اگر نکنم چی میشه؟ سؤال پشت سؤال. آیا راه‌حل دیگری وجود دارد که هم زنده بمانم و هم به خیانت درنغلتم؟
زندان  اوین  قتلگاه  جوانان دلیر ایران زمین
زندان  اوین  قتلگاه  جوانان دلیر ایران زمین