‏نمایش پست‌ها با برچسب دژخیم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دژخیم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۵, پنجشنبه

ایران - زنان - سرکوب - اعدام ريحانه، «ننگ خونين» در «هزار لايه دسيسه»- قسمت دوم

اعدام ريحانه، «ننگ خونين» آخوند روحانی شاه  اعدام
اعدام ريحانه، «ننگ خونين» آخوند روحانی شاه  اعدام
یاد ریحانه بخیر
منشش جاویدان
یاد آن شیر زن خوب بخیر
که سحر گاه یک شب شوم
رفت و با زهره و پروین پیوست
آن زن شیر که میگفت مدام
متهم می کنم آن قاضی تردست که گفت
حکم تو اعدام است
آه ای زندگی من عاشق تو بودم از آنک
مادرم یادم داد عشق ورزیدن را
خوبی و پاکی و مهردگران ورزیدن
آه ای زندگی زیبایم ؛
دوستت می دارم ولی
از بهر تو هرگز نکنم خم سرخود
پیش هر هرزه و هر خار وخسی
مادرم شاهد باش
که من از درس و کلاس تو
سرافراز برون آمدم و مفتخرم
مادرم شاهد باش

نوشته زیربه قلم شاعرو نویسنده مقاومت ایران کاظم مصطفوی،
 گذری است کوتاه وموشکافانه برخاطرات ریحانه جباری،دختر قهرمانی که تک و تنها و به قیمت جان در مقابل خواست دستگاه وزارتی و قضاوتی رژیم آخوندی برای همکاری ایستاد
و به جرم دفاع از خود، بیگناه و معصوم به پای چوبه دار رفت.
اما خون او گواهی شد جاودانه بر شگردهای کثیف و قساوت رژیمی که همواره قربانی را به جای دژخیم به مسلخ می برد. این نوشته در چند قسمت در سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت منتشر می شود. قسمت دوم:

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

ایران - سربداران چوبه دار، از ما چه انتطاري دارند!

نه به روحانی جنایتکار قاتل2000ایرانی
نه به روحانی جنایتکار قاتل2000ایرانی
مجيد ها، كه در آخرين لحظات حياتشان خنده برلب بر چوبه دار بوسه زدند .
مرگ را به تمسخر گرفته و وطيفه ما را با زگو كردند. اعتراض و فرياد، سكوت نه! بايد فرياد ها شويم
در تظاهرات عليه اين جاني بايد فرياد ها شويم تا گوش مماشاتگران پاره شود و...
من يك انسانم، سراپايم شور و سوداي آزاديست
شلاق تو نشان از وحشت و ترس تو ست
نگاهش سرگردان و بي سمت وسو بود، رگ سرخ در چشمهايش دويده بود. گيج و منگ و بي حوصله،گويي كه در چاهي عميق و نمدار از خواب پريده بود. مانند پرندگان چاهي كه به هواي سوسوي چراغ خانه اي فرود مي آيند و در سياهي و ظلمت شب به ديوار كوبيده مي شوند. آنگاه چشمانشان بي فروغ مي شود و براي مدتي احساس فراموشي و هاج و واج مي مانند ...
اما استوار بود، درد جانكاه ضربات شلاق را تحمل مي كرد. و با خود مي گفت:
«هرگز از شما مزدوران تقاضاي رحم و شفقت نمي كنم، شما عاري از ارزشهاي انساني هستيد«.
با خودش نجوا مي كرد كه: چطور من از آزار يك مورچه، يك پرنده ناراحت مي شوم چگونه جان آنها را مي‌گيرند ، پرنده وقتي زيباست كه آزاد باشد و بهر سويي كه دوست دارد پرواز كند و بر بلندترين و مرتفع ترين نقطه آشيانه كند. پرنده در قفس ديگر پرنده نيست حتي اگر قفس اش از طلا باشد. پرنده در زندان ديگر نمي تواند بر بلنداي آسمان به پرواز درآيد. به هر جا كه عزم كرد بنشيند و هم صحبت برگزيند. از لحظه ورود اجباريش به قفس به يك چيز مي انديشد و غرايزش حكم مي كند كه در جستجو و تلاش براي درهم دريدن قفس باشد، نه به انتظار ترحم صاحب قفس كه شايد روزي روزگاري دلش بدرد آيد و درب قفس را بگشايد.
نه، من به اتهام واهي شكنجه مي شوم. شلاق مي خورم ولي از همه سلولهاي من مرگ بر اصل ولايت فقيه بر مي‌خيزد. بزن دژخيم، بدنم را شرحه شرحه كن، اما چه باك اراده ام تسحير نا پذير ست.
ما آزاد مي شويم.
محمود نیشابوری

۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

ایران - یک‌سال زندان و ۲۰ ضربه شلاق برای سرقت ۸عدد نارنج

یک‌سال زندان و ۲۰ ضربه شلاق برای سرقت ۸عدد نارنج
یک‌سال زندان و ۲۰ ضربه شلاق برای سرقت ۸عدد نارنج
بحران اجتماعی رژیم ولایت‌فقیه در خشم انبوه و متراکم مردم، در طاقت طاق شده میلیونها ایرانی اسیر در چنگال این حکومت، در صبر لبریز شده جوانانی که خواهان نابودی نظام ولایت‌فقیه هستند و ماهیت حرکتهای اعتراضی به‌شدت انقلابی و رادیکال آنان است.
انزجار مردم ایران نسبت به رژیم ولایت‌فقیه در دو زمینه کلی قابل ارزیابی است: یکی وضعیت معیشت مردم و دیگری سرکوب و نبودن آزادیها، بحران اجتماعی را در میان تک‌تک کلمات جوانان بیکار، دانشجویان فارغ‌التحصیل بیکار و حتی صحبت مادران در مورد بیکاری جوانانشان می‌توان به درستی تشخیص داد و بررسی کرد که تمامی حرفهای آنان در یک جمله خلاصه می‌شود و آن هم خشم متراکم در زمینه معیشت است.
فاصله نجومی طبقاتی  وفقرو دردها یی در کنار گزارش رویتر از امپراتوری 95میلیارد دلاری خامنه‌ای، دردهایی در کنار هدیه‌های 80 میلیون تومانی دژخیم مرتضوی به نمایندگان مجلس، این دردها و اشکها را می‌توان در کنار سود یک روز بابک زنجانی و فاصله نجومی میان فقر مردم، ثروت و دزدیهای سرمداران رژیم و کارگزاران آن گذاشت.
فاصله نجومی است که خشم و نفرت عمومی از آخوندهای دزد و حاکم را متراکم می‌کند و زمینه‌ساز طغیان لشکر فقر می‌شود.
دادگاه 2 کیفری رژیم پلید خامنه ای وروحانی  جنایتکار در شهرستان ساری طی حکمی مردی را به جرم سرقت هشت عدد نارنج، به 20 ضربه شلاق، یک‌ سال حبس تعزیری و رد مال محکوم کرد.
در یک محاسبه ساده وقتی یک نفر به جرم سرقت هشت عدد نارنج که قیمت آن حداکثر 3000 تومان می‌شود به یک‌سال زندان و 20 ضربه شلاق محکوم می‌شود، مجازات سارق 3000میلیارد تومانی بر این اساس 3میلیارد سال می‌شود.؟!!!
بر همین سیاق میزان محکومیت محمدرضا رحیمی معاون اول پاسدار احمدی‌نژاد که 5سال است با آن همه اختلاس و رشوه چند صد سال می‌شود؟
واقعیت این است که هدف رژیم آخوندی از این ‌رویکرد سرکوب و ایجاد جو رعب و وحشت به‌منظور جلوگیری از شکل‌گیری هر گونه حرکت اعتراضی مردم به جان آمده است.
رژیم از این‌که ذره‌یی شکاف در دستگاه سرکوب و بگیر و ببندش ایجاد شود واهمه دارد والا کیست که نداند با این همه فساد و رو شدن مستمر پرونده‌های میلیاردی توسط باندهای رژیم، محکوم کردن یک نفر به یک‌سال حبس آن هم به جرم برداشتن 8 عدد نارنج، در عقب مانده‌ترین نظامهای سیاسی و قضایی هم کمتر دیده می‌شود
آری، لازمه امنیت چپاولگران و غارت گران میلیاردی در این رژیم، این چنین احکام ضدتاریخی و ضد‌مردمی است. بعبارت دیگر با این نوع بگیر وببندها رژیم به‌زعم خود می‌خواهد به حیات خودش ادامه بدهد و سرپا بایستد.
نکته قابل‌توجه دیگر در این است که این به‌اصطلاح ”سارق“ یک بازنشسته بوده است. یکی ازبزرگترین نمودهای فقر و شکاف عظیم طبقاتی در ایران تحت حاکمیت آخوندها همین وضعیت بازنشستگان است که بعد از 30سال کار و تلاش آه در بساط ندارند، ماهها حقوقشان پرداخت نمی‌شود و اغلب آنها زیر خط فقرند.