‏نمایش پست‌ها با برچسب شکنجه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شکنجه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۲۴, دوشنبه

ایران - نوروز پیروز در راه است

 

هرروزتان  نوروز ، نوروزتان پیروز
هرروزتان  نوروز ، نوروزتان پیروز
بهار آموزگار زیبائیها است
ما هم در بهار عشق می ورزیم و به تغییر و تحول ایمان داریم
عید نوروز از اعیاد قدیمی و از سنن دیرین ایرانیان به‌شمار می‌رود كه دارای تاریخ چندهزارساله می‌باشد. عید نوروز عید تولد و نوشدگی و خیزش طبیعت و عید جنبش و فعالیت و رشد و شكوفایی و آزادشدن انرژیها است. عید نوروز از زمانیكه نیاكان ایرانیان پا به‌سرزمین ایران نهادند وجود داشته و حتی خیلی پیش از آن، ایرانیان آغاز بهار را با خوشحالی فراوان جشن گرفته و هر‌آنچه را كه به‌زمستان مربوط می‌شد از بین می‌بردند.
در زمانهای قدیم جشن عید نوروز در پنج‌روز اول سال جدید برگزار می‌شد. گروههای كوچكی از نوازندگان و خوانندگان، قبل از فرارسیدن سال جدید در شهرها و روستاها می‌گشتند و اشعار ویژه عید نوروز را بر در خانه‌ها می‌خواندند و هدایایی می‌گرفتند. آنان پیكهای فرارسیدن نوروز و بهاران بودند.
آخوندها 37سال است كه با شكنجه و كشتار نوروز حقيقي مردم ايران را به گروگان گرفته‌اند، با اين حال در برابر شور و عطش ملت ايران به آزادي شكست خورده‌اند. پس خوشا مردم ايران كه تسليم نشدند و همواره نشان دادند كه خواستار سرنگوني اين رژيم هستند.
بي ترديد دير نخواهد بود كه كهنگي و تاريكي نظام ولايت فقيه از ايران زدوده خواهد شد و بهار آزادي و حاكميت مردم و برابري و عدالت در ايران خواهد رسيد.

۱۳۹۴ اسفند ۱۳, پنجشنبه

ایران - مریم رجوی در اجلاسی در پارلمان اروپا:‌ همه باندهای رژیم در سرکوب و تروریسم و چپاول مشترکند و نمایش انتخابات به اعتدال راه نمی برد.

مریم رجوی در اجلاسی در پارلمان اروپا
مریم رجوی در اجلاسی در پارلمان اروپا
خانم رجوی طی سخنانی در باره نمایش انتخابات در رژیم ایران گفت:‌ این انتخابات که بدون حضور اپوزیسیون برگزار شد در واقع رقابت میان مسئولان کنونی شکنجه و اعدام و مسئولان سابق شکنجه و اعدام بود. نتایج انتخابات چیزی را در زندگی سیاسی و اقتصادی مردم ایران عوض نمی‌کند. این رژیم راهی به سوی اعتدال و گشایش ندارد. همة باندهای آن در سرکوب و صدور تروریسم و غارتگری مشترک هستند. رفسنجانی رئیس جمهور سابق رژیم و اعضای دولتش به خاطر جنایات تروریستی در خارج از ایران هنوز از طرف قضاییه آلمان و سوییس و آرژانتین تحت تعقیب هستند. بیلان دو سال و نیم ریاست جمهوری روحانی ۲۳۰۰ اعدام و شدت بخشیدن به کشتار مردم سوریه است. خامنه ای نیز با اتکای سپاه پاسداران دست از قدرت برنمی‌دارد و هر گونه تغییر در این رژیم کلیت آن را بیشتر دچار تزلزل و فلج شدگی می کند و در نهایت راه به سرنگونی رژیم می برد.
در روز چهارشنه ۱۲ اسفند (۲مارس) خانم مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران در جلسه یی زیر عنوان «سیاست در قبال ایران بعد از توافق هسته یی» در پارلمان اروپا شرکت کرد.
در این جلسه که به ریاست ژرارد دپره، رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا تشکیل شد شمار زیادی از اعضای پارلمان اروپا و نمایندگانی از پارلمان بلژیک و همچنین نماینده ائـتلاف اپوزیسیون سوریه شرکت و سخنرانی کردند. آنها ضمن حمایت از مقاومت ایران از نمایش ضد دموکراتیک انتخابات در ایران ابراز انزجار نموده و تأکید کردند در نظام دیکتاتوری مذهبی انتخابات هیچ معنایی ندارد و غرب نباید فریب این نمایشهای تکراری و تجربه شده را بخورد. در این رژیم هیچ مدره یی وجود ندارد و هر چه هست، سرکوب و تبعیض مذهبی و قومی و دخالت و جنگ افروزی در منطقه و جهان است.

۱۳۹۴ اسفند ۱۰, دوشنبه

ایران - مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران، با قدرت و شجاعتي بي نظير سكان اين مقاومت را در دست گرفته و از ايران آزاد فردا چنين ميگويد:

مریم  رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم  رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
فردایی روشن!
ميهني مي سازيم
كه در آن قانوني برتر از خواسته مردم نيست
زنها آزادند متفاوت باشند
سازرا میگوییم بنواز از نت ممنوع شده
به قلم میگوییم هر چه خواهی بنویس
بنویس از همه آبی ها از دل عاصی و شورشگر ما
كه در آن چوبه دار، نيست جز خاطره اي تلخ و فراموش شده
هيبت جرثقال ميدهد باز ز سازندگي شهر پيام
ميهني مي سازيم
كه در آن لغو شده حكم شوم اعدام
همه در آن آزاد پیروان همه ادیان دلشاد
آنچه ممنوع است تنها واژه ممنوع است
که در آن هیچ زنی در قفس تقدیری
حلقه زنجیری نیست اسیر
مرد و زن یکسانند
همگی انسانند
قلبها از خورشید آگاه است
مخمل نور برازنده ترین جامه برای ما هست
بهترین پوشش مردم آری جامه دلخواه است
مشق هر روزه فرداها با خط درشت
در همه كوچه و برزن اين است
نه به شلاق و شكنجه،
نه به جراحی گلخند تبسم
نه به سركوبی مردم، نه به ويرانگری هسته ای و بمب اتم
قلب اين خاك فقط كانون انفجار شادی است
حق مفروض مسلم تنها همه جا آزادی است
که درآ ن پنجره رو به تجلی باز است
ميهني مي سازيم كه در آن، وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است
نام اين ميهن آزاد شده ايران است
نام اين ميهن آزاد شده ايران است

۱۳۹۴ بهمن ۳۰, جمعه

ایران - به یاد خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان

شهید  خسرو کلسرخی  گلی به سرخی خون
شهید  خسرو کلسرخی  گلی به سرخی خون 

آنانکه هرگز نمی میرند

خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان دو فرزند رزمنده و جان برکف مردم ایران بودند
که در سال ۱۳۵۲ توسط رژیم شاه به جرم آزادگی به جوخه‌های تیرباران سپرده شدند. آنها پس از گذر سرفرازانه از یک دوره پررنج زندان و شکنجه و اسارت؛ سر به پای آزادی نهادند و دامن محبت را با خون سرخ خود رنگین کردند و پیام خونشان؛ نغمه امید؛ پیوستن، یکی شدن و شوریدن علیه ظلم و ستم واستبداد بود.
خسرو  گلسرخی  وکرامت الله  دانشیان  در 29 بهمن 1352در میدان چیتگر تهران  بدست ماموران  حکومت  شاه به جرم اقدام علیه  امنیت  کشور تیرباران شدند.
نام تو را، این عابران ژنده نمی‌دانند
و این دریغ هست، ‌اما
روزی که خلق بداند
هر قطره‌خون تو محراب می‌شود
و امروز، آن روز است؛ روز برخاستن. فصل قیام خلق با این ترنم فراموش نشدنی
باید یکی شویم باید که چون خزر بخروشیم.
باید که قلب ما، سرود و پرچم باشد.
باید یکی شویم.

۱۳۹۴ بهمن ۵, دوشنبه

ایران - «نه» به آخوند شیاد روحانی! نه به رژیم اعدام و ترور و بنیادگرایی!

محكوميت سفر روحانی به ايتاليا
محكوميت سفر روحانی به ايتاليا
یکی از جنایتکارترین مسئولین حکومت ملاها و کسیکه بیش از سی سال در کشتار و سرکوب مردم ایران شرکت داشته، یعنی آخوند روحانی به ایتالیا آمده .
آخوندی که فقط طی دو سالی که رئیس جمهور آخوندهاست بیش از ۲۲۰۰ نفر را اعدام  وحلق آویز کرده است .
ضمن محکوم کردن سیاست مماشات دولت های اروپائی با آخوندهای جنایتکار که پدرخوانده داعش وتروریسم هستند و چشم پوشی بر کشتار مردم ایران به خاطر منافع اقتصادی، به همه مردم جهان می گوئیم دیکتاتوری خونریز آخوندی ۳۷ ساله که مردم ایران را به اسارت گرفته و کشتار و فقر و جنگ و تروریسم و اعدام و زندان و شکنجه را به آنها تحمیل کرده است.
تا این جانیان ضدبشر هستند، بنیاد گرائی و تروریسم و کشتار و جنگ از خاورمیانه و دنیا رخت نخواهد بست.
روزنامه‌ ایتالیایی ایل تمپو در سرمقاله روز دوشنبه 5بهمن 94 خود آخوند روحانی را که از ایتالیا بازدید می‌کند به‌شدت مورد حمله قرار داد و وی را ”رئیس کشور پر از اعدام ”نامید.

۱۳۹۴ بهمن ۳, شنبه

ایران - تظاهرات «نه» به روحانی در پاریس

ایران  -  تظاهرات «نه» به روحانی در پاریس
ایران  -  تظاهرات «نه» به روحانی در پاریس
در تظاهرات «نه» به روحانی، علیه اعدامها و نقض حقوق‌بشر در ایران شرکت کنید!
روباهِ بنفش،
روحانی جنایتکار
 دست پروردۀ بیش از سه دهه حکومت جهل وجنون
برای تثبیتِ خفقان و سرکوب و غارتگری
و اعدام
دارد به پاریس می آید، دارد می آید
رئیس جمهوری با بیش از دوهزار اعدام
تصورش را بکنید
بیش از دوهزار انسان مثل من و شما
هر یک با ایمان و عقیده ای
هر یک با خانواده و دوستانی
پدر و مادری یا فرزند و همسری.
آهای........مردم!
بیائید تا با هم، همراه و همدل
بغض های فروخفته را فریاد کنیم
و بر سر نمایندۀ تمامی ظلمها و ستمها
و سرکوبها و اعدام ها
فریادی به رسای رعد بکشیم
این شیّادِ جانی نباید و نباید و نباید
سرزمینِ هوگو و ژان پل سارتر و ژاندارک را
به لوث قدمهای سراسر ننگ و جنایت خویش
بیالاید
این روباه مکار نباید از تجارت نفت و خون
سود و منفعت و نصیبی ببرد
به پا خیزید تا دِین خود را نسبت به مردمی
که علاوه بر آب و نان
از نعمت هوای تازه نیز، از نکبت اینها محروم گشته اند
ادا کنیم
به پا خیزید
تا از حنجره های زخمی مادران داغدار
و گلوی پدران رنجدیده و جوان از دست داده
برای کودکان کار و زنانی که برای لقمه نانی
شرف می فروشند
فریاد کنیم
آهای ای مردم!
بپاخیزید
تا با خروش خویش:
نه به فقر
نه به استثمار کودکان
نه به تاراج رفتن دختران و زنان
نه به سرکوب و اختناق
نه به زندان و شکنجه
نه به اعدام
را فریاد کنیم
به پا خیزید.

۱۳۹۴ بهمن ۱, پنجشنبه

ایران - اعدام ريحانه، «ننگ خونين» در «هزار لايه دسيسه»

اعدام ریحانه سند رسوایی رژیم زن‌ستیزخامنه ای ضدبشر وروحانی قاتل2000ایرانی
اعدام ریحانه سند رسوایی رژیم زن‌ستیزخامنه ای ضدبشر وروحانی قاتل2000ایرانی
ریحانه جباری دختر رشید مردم ایران بخاطر دفاع ازتن و جانش در برابر هزرگان و گزمگان رژیم سر بردار میشود. ریحانه هفت سال تمام در دخمه های قرون وسطی ملایان انواع شکنجه های روحی و جسمی را متحمل میشود اما تسلیم خواسته ها و دسیسه های نامردان روزگار نمیشود.
پرچم شرف و مقاومت ریحانه بردستان مادرش شعله برافراشته میشود. شعله پاکروان به خود و به جامعه قول میدهد تا آخر افشاگر جنایتی خواهد شد که بر ریحانه رفته است.
ظلم و تجاوز بر زنان در حکومت زن ستیز آخوندی جزء ماهیت جدایی ناپذیر این رژیم سفاک است.
نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است!
اعدام ریحانه سند رسوایی رژیم زن‌ستیزی است که پایه‌های حاکمیت خود را بر سرکوب و تبعیض علیه زنان بنا کرده است وگواه مظلوميت زن ایرانی است که ۳۷ساله همه عرصه‌های زندگیش تحت نام خدا و اسلام، هدف خشونت و تبعیض قرار می‌گیرد.
اعدام جنايتكارانه ريحانة جباري توسط دژخيمان رژيم آخوندي موجي از نفرت و انزجار بين المللي را برانگيخت. عفو بين الملل آن را «ننگ خونين حقوق بشر» خواند و پيش از آن خود ريحانه حكمش را رقم خورده در «هزار لايه دسيسه» ناميده بود.
به امید روزیکه  حکم ضد انسانی اعدام از همه کشورهای دنیا بویژه ایران رخت بربندد و خامنه ای  ضدبشر وروحانی جنایتکار بخاطر همه جنایتهایشان می بایست به پای میز محاکمه کشیده شده و به دست عدالت سپرده شوند.
البته ملاهای جنایتکاردر برابر رویش ناگزیر جوانه های آزادی خواهی هرروز درمانده تر وسقوطشان حتمی تر می شود.اما مهم این است که پرچم مبارزه همیشه برافراشته باقی است و ندای حق خواهی خاموش شدنی نیست و تا برچیدن بساط اعدام، امید و کارزار برای پیروزی ادامه خواهد داشت.
"و همچنان در برابر تندر می ایستیم "
"و خانه را روشن می کنیم و میمیریم"

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

ایران - سربداران چوبه دار، از ما چه انتطاري دارند!

نه به روحانی جنایتکار قاتل2000ایرانی
نه به روحانی جنایتکار قاتل2000ایرانی
مجيد ها، كه در آخرين لحظات حياتشان خنده برلب بر چوبه دار بوسه زدند .
مرگ را به تمسخر گرفته و وطيفه ما را با زگو كردند. اعتراض و فرياد، سكوت نه! بايد فرياد ها شويم
در تظاهرات عليه اين جاني بايد فرياد ها شويم تا گوش مماشاتگران پاره شود و...
من يك انسانم، سراپايم شور و سوداي آزاديست
شلاق تو نشان از وحشت و ترس تو ست
نگاهش سرگردان و بي سمت وسو بود، رگ سرخ در چشمهايش دويده بود. گيج و منگ و بي حوصله،گويي كه در چاهي عميق و نمدار از خواب پريده بود. مانند پرندگان چاهي كه به هواي سوسوي چراغ خانه اي فرود مي آيند و در سياهي و ظلمت شب به ديوار كوبيده مي شوند. آنگاه چشمانشان بي فروغ مي شود و براي مدتي احساس فراموشي و هاج و واج مي مانند ...
اما استوار بود، درد جانكاه ضربات شلاق را تحمل مي كرد. و با خود مي گفت:
«هرگز از شما مزدوران تقاضاي رحم و شفقت نمي كنم، شما عاري از ارزشهاي انساني هستيد«.
با خودش نجوا مي كرد كه: چطور من از آزار يك مورچه، يك پرنده ناراحت مي شوم چگونه جان آنها را مي‌گيرند ، پرنده وقتي زيباست كه آزاد باشد و بهر سويي كه دوست دارد پرواز كند و بر بلندترين و مرتفع ترين نقطه آشيانه كند. پرنده در قفس ديگر پرنده نيست حتي اگر قفس اش از طلا باشد. پرنده در زندان ديگر نمي تواند بر بلنداي آسمان به پرواز درآيد. به هر جا كه عزم كرد بنشيند و هم صحبت برگزيند. از لحظه ورود اجباريش به قفس به يك چيز مي انديشد و غرايزش حكم مي كند كه در جستجو و تلاش براي درهم دريدن قفس باشد، نه به انتظار ترحم صاحب قفس كه شايد روزي روزگاري دلش بدرد آيد و درب قفس را بگشايد.
نه، من به اتهام واهي شكنجه مي شوم. شلاق مي خورم ولي از همه سلولهاي من مرگ بر اصل ولايت فقيه بر مي‌خيزد. بزن دژخيم، بدنم را شرحه شرحه كن، اما چه باك اراده ام تسحير نا پذير ست.
ما آزاد مي شويم.
محمود نیشابوری

ایران - فراخوان مادر ریحانه جباری به مردم ایران: تماشای اعدام را تحریم کنید

فراخوان مادر ریحانه جباری به مردم ایران: تماشای اعدام را تحریم کنید
فراخوان مادر ریحانه جباری به مردم ایران: تماشای اعدام را تحریم کنید
در پی تشدید موج اعدامها و بخصوص اعدام در ملاعام طی روزهای اخیر خانم شعله پاکروان مادر ریحانه جباری خواستار تحریم تماشای اعدام شد.
به یاد داریم که سال گذشته مردم باحمله به دژخیمان اعمال اعدام و گوشمالی دادن آنها زندانی اعدامی را نجات دادند این پاسخ مشت آهنین ما در قبال اعدام و دارزدن جوانان میهن  اسیرمان ایران است.
خانم شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری با تشدید موج اعدامها در ماه‌های اخیر، هموطنان عزیز را به امتناع از تماشای مراسم انزجار آور "شوی" اعدام فراخوان داده است.
سال گذشته، مردم با حمله به دژخیمان و گوشمالی دادن آنها زندانی اعدامی را نجات دادند. این پاسخ و مشت آهنین ما در قبال اعدام و کشتن جوانان بی گناه ماست.
موج اخبار تلخ اعدام در ملاء عام از استانهای آذری زبان صفحات مختلف را فرا گرفته است. بنظر میرسد این اقدام بسیار سیستماتیک و با هدفی خاص انجام میگیرد. اتباع این شهرها نااگاهانه بهمراه کودکانشان به تماشای این نمایش نفرت انگیز نشستند. شاید کوتاهی از فعالان مدنی و حقوق بشری و ضد اعدام است. ما میبایست با مردم کوچه و بازار در باره ی پدیده ی زشت اعدام صحبت کنیم. مثل کرم شبتابی کوچک با تشریح عوارض خشونت بار اعدام، جامعه را روشن کنیم. میبایست اقدام مردم شیراز را که به تماشای اعدام نرفتند، تحسین کرده و بطور وسیع منتشر کنیم. اقدام زیبای مردم روانسر که یکدست و سراسری با سکوت، از خود چهره ای متمدنانه و با فرهنگ غنی مدنی نشان دادند را تشویق کنیم.
هموطنان، پدران و مادران، خواهران و برادران، فرزندان عزیز در هر گوشه از سرزمین پهناور و بلازده ی ایران که زندگی میکنید، تماشای اعدام را تحریم کنید.
دیدن جان کندن یک انسان به شما لذتی نخواهد بخشید. لرزه های تن محکوم یا ضجه های خانواده ی محکوم دیدن ندارد. با تحریم این گونه نمایشهای کریه و زشت، ابزار رعب و وحشت را ناتوان کنید. ولله که در تاریخ ایران بجز در زمان مغولها که نهضت سربداران رشد کرد، چنین سابقه ای وجود ندارد که بر سر هر کوی و برزن چوبه ای برپا کنند و کسانی را بدار بیاویزند. ولله که در دادگاه خالق هستی و ملت بینوای ایران، باید پاسخگو باشید، ای علاقمندان به خون جوان! ای قضاتی که با تکیه بر علم ناقص و تحقیقات تحت شکنجه، حکم مرگ صادر میکنید.
عمر شما نیز روزی به پایان میرسد و خونهایی که برزمین ریخته و جانهایی که بیجان کرده اید، دامنتان را خواهد گرفت. تا آن روز خوش، بیش از پیش میگوییم: " نه به اعدام"

۱۳۹۴ دی ۱, سه‌شنبه

ایران - تهران - نوشته‌ای از مادر ریحانه جباری به‌مناسبت شب یلدا

شب یلدا با ریحانه
شب یلدا با ریحانه
آخرین روز پاییز، طولانی‌ترین و تاریکترین شب سال برای ما ایرانیان با دیگر شبها تفاوت دارد. جشنی خانوادگی برپا می‌کنیم که در کنار یکدیگر بشینیم و با هم لحظه‌ها را با شادی بگذرانیم. این جشن نه برای شبی طولانی، بلکه برای پیروزی نور بر تاریکی است. فردا روزی است که خورشید بر سیاهی شب پیروز خواهد شد.
امادرچنین شبهایی که کنار هم می‌نشینیم و گپ می‌زنیم.یادمان باشدکه زیر پوست تیره‌ی شب، کسانی گرسنه‌اند.کسانی برهنه‌اند و در سرمازیر سقف آسمانند.کسانی غمگینندو احساس بی‌کسی مفرط دارند.کسانی ازعزیزانشان دورافتاده‌اند.کسانی زندانی اند. کسانی زیر حکم اعدامند. کسانی زیر ضربه‌های لگد و شلاقند. کسانی سیاهپوشند برای عزیزی زیر خاک. به یادشان باشیم. با قلم یا قدم.
  درین روزگار سخت و تلخ، با هزاران نفر زیر تیغ، با لشکر اعدامیان، نمی‌توان سخن از شادی حقیقی گفت. در جمع خانوادگی‌مان، در کنار شادمانی و دیدار عزیزانمان، بگوییم که نمی‌خواهیم شکنجه و اعدام معرف سرزمینمان باشد. نمی‌خواهیم هر روز در خبرها بخوانیم که چند نفر اعدام شدند.
نمی‌خواهیم انسانیت ملی‌مان به یغما رود. نمی‌خواهیم شاهد انتشار خشونت در رگهای جامعه مان باشیم. آرزوی ایران بدون اعدام قابل تحقق است اگر آحاد مردم به لزوم آن پی ببرند.
اصرار و تأکید بر این آرزو می‌تواند جان جوانان بسیاری را نجات دهد. تصمیم بعضی از مسئولان مبنی بر بررسی قوانین و تغییر آن در جهت لغو صدور حکم اعدام برای بعضی از جرایم از جمله مواد مخدر نوید بخش کند شدن حرکت ماشین اعدام است.
هر چند در سوی دیگر توجه بیشتر خانواده‌ها و نهادهای نظارتی برای مراقبت از فرزندانمان ضرورت بیشتری خواهد داشت. مبادا جوانان عزیزمان در دام اعتیاد بیفتند.
دومین یلدای بی‌ریحان هم گذشت. سخت بود. ولی من نیز سرسخت‌تر شده‌ام. دیگر از اشک خبری نبود. غم بود اما گریه نبود. میکای عزیزم دوباره عکسهای قشنگی درست کرده. دوتایش را می‌بینید.
ریحانی که نیست اما هنوز ارثیه‌های انسانی‌ش باقی ست. دخترانی که یکی یکی سراغم می‌آیند و برایم می‌گویند از روش و رفتار ریحان. از نوزده سالگی تا بیست وهفت سالگی ش. این دیدارها مرا بیش از پیش بر ادامه و انجام خواسته‌هایش مصمم می‌کند. خواسته‌هایی که گاه چنان سنگین و جانفرساست که نفسم را تنگ می‌کند.
شما بگویید برای دختری که از بهزیستی رانده می‌شود به بهانه هجده سالگی و به‌دلیل بی‌پناهی با جرم خود خواسته راهی زندان می‌شود و به قاضی التماس می‌کند که بالاترین مجازات حبس را برایش در نظر بگیرد تا زمان بیشتری سقفی روی سرش داشته باشد چه باید کرد؟ برای زنی که با چند فرزند تنها مانده و نان آورش در زندان می‌پوسد چه باید کرد؟
برای سه نوجوان که پدرومادرشان درزندانندچه بایدکرد؟برای مادری که فرزندش راجهت اجرای اعدام به انفرادی برده‌اندچه باید کرد؟
برای قوانین نارساوکهنه‌ای که دیگرکارایی خودرادرجهت مثبت وانسانساز از دست داده‌اند چه باید کرد؟
برای بهبود و بهسازی محیط انسانی اطرافمان چه باید بکنیم؟ آن‌قدر تباهی و سیاهی بر آسمان دلهایمان سایه افکنده که دست و پایمان به لرزه درآمده. هیچکس جز تک‌تک شهروندان نمی‌تواند این غبار غم را از قلب ملت بروبد. دستهایمان یکدیگر را میجوید برای تشکیل زنجیره‌یی انسانی که حصاری شود برای محافظت از فرزندان این سرزمین.

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

ایران - پاریس:استقبال مریم رجوی از شصت و دومین قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران، در مجمع عمومی ملل متحد - 27 آذر - 1394

مریم رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم رجوی ریئس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
مریم رجوی:آخوندهاي حاكم كه۶۲باردرملل متحدمحكوم شده‌اندبايدبخاطرجنايت عليه بشریت محاكمه  شوند
پنجشنبه شب ۲۶آذر ۱۳۹۴ مجمع عمومي ملل متحد، نقض وحشيانه و سيستماتيك حقوق بشر در ایران به ويژه اعدامهاي جمعي و خودسرانه و خشونت و تبعيض فزاينده عليه زنان و اقليتهاي مذهبي و قومي را طي قطعنامه‌يي قويا محكوم كرد. اين شصت و دومین قطعنامه محكوميت رژيم ضد بشري آخوندی توسط ملل متحد است.
مریم رجوی، ضمن استقبال از اين قطعنامه گفت: نقض فزاينده حقوق بشر در ایران و محكوميت رژيم آخوندی در بالاترين مرجع بین‌المللی آنهم براي سالهاي متوالي و طي سه دهه  نشان مي دهد كه اين رژيم جايي در جامعه بین‌المللی ندارد و بايد از آن طرد شود. قاتلان مردم ایران كه اعدام ۱۲۰ هزار زنداني سياسي و ۷ قتل عام در اشرف و لیبرتی بخشي از كارنامه سياه آنان است بايد توسط شوراي امنيت ملل متحد مورد محاسبه قرار گرفته و به خاطر جنايت عليه بشریت محاكمه شوند. اين تنها راه احترام گذاشتن به آراي اكثريت كشورهاي جهان عليه نقض حقوق بشر در ایران در ۳۰ سال گذشته است. به‌خصوص كه عموم سردمداران كنوني رژيم در ۳۵سال گذشته در مناصب كليدي قرار داشته و در جنايت عليه بشریت سهيم بوده‌اند.
مریم رجوي افزود: اين محاسبه كه با سكوت در مقابل نقض حقوق بشر در ایران می‌توان پروژه‌هاي اتمي اين رژيم و صدور تروريسم و بنيادگرايي آن را مهار نمود، يك اشتباه خطرناك است كه از منافع كوتاه مدت اقتصادي و ملاحظات تنگ‌نظرانه سياسي ناشي مي‌شود. بي‌عملي در مقابل جنايت عليه بشریت، از سوي رژيم آخوندی چراغ سبز براي ادامه كشتار و شكنجه تلقي مي‌شود و آن را در جنگ‌افروزي در سوريه و عراق و تمامي منطقه تشويق مي‌كند و رژيم را مطمئن مي‌سازد كه جامعه جهاني در مقابله با تلاشهايش براي دستيابي به بمب اتمي جدي نيست.
قطعنامه «نگرانی جدی خود را از تناوب بالا و اجراي احكام اعدام در نبود سيستمهاي حفاظتي شناخته‌شده بین‌المللی .... و همچنین تحمیل و انجام حكم اعدام علیه نوجوانان و افرادي که در زمان ارتکاب جرم كمتر از  ۱۸ سال سن داشته‌اند» ابراز كرد و «برای لغو مجازات مرگ» و ممنوعيت «شکنجه یا سایر رفتارها و مجازات بیرحمانه، غیرانسانی یا اهانت آمیز.... در قانون و در عمل» فراخوان داد.
قطعنامه از «تبعیض و دیگر موارد نقض حقوق بشر علیه زنان و دختران» و «خشونت علیه پیروان اقلیتهای مذهبی به رسمیت شناخته شده یا ناشده» قویاً ابراز نگراني كرد و از رژيم ایران خواست به همه اشكال تبعيض و خشونت عليه زنان و اقليتهاي مذهبي و قومي و زباني در قانون و در عمل پايان دهد.
قطعنامه خواستار پايان دادن «به اعمال محدودیتهای شدید و گسترده علیه حق آزادی بیان، ابراز عقیده، انجمنها و تجمعات صلح آمیز ...» و آزادي كساني كه «خودسرانه بازداشت» شده اند، گرديد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت

۲۶ آذر ۱۳۹۴ (۱۷ دسامبر۲۰۱۵)

۱۳۹۴ آذر ۱۸, چهارشنبه

عفو بین‌الملل: رژیم ایران رتبه اول سرجلاد نوجوانان خود را حفظ کرده است

شکنجه و اعدام باید متوقف شود. این خواست همه مردم ایران است.

اززمان روی کار آمدن آخوند روحانی رئیس‌جمهور رژیم میانگین سالانه اعدامها در دوره او نسبت به دوره رئیس‌جمهور قبلی این رژیم، سه برابر شده،
نقض حقوق‌بشر در همه زمینه‌ها جهش کرده و تمام مردم ایران را هدف قرار داده است؛ از مدافعان حقوق‌بشر تا زنان و جوانان و معلمان ودانشجویان که همین دو روزپیش یعنی16آذر باز هم دست به اعتراض وتظاهرات علیه این رژیم پلید ودیکتاتور زدند ‏وشعار میددند دانشجو میمیرد ،ذلت نمی پذیرد.
زندانیان سیاسی در ایران، زجرکش یا حلق‌آویز می‌شوند اما متاسفانه جهان خاموش است؟نوجوانان در ایران اعدام می‌شوند وجهان نسبت به آن سکوت است؟ درزندانهای سراسر کشور، تعداد زیادی ازهموطنان بی‌دفاع ما مخفیانه اعدام می‌شوند و چند هزار نفر زیر حکم اعدام‌ قرار دارند.
مماشاتگران! وکسانی که بر این همه نقض حقوق‌بشر در ایران سکوتند وچشم شانرا میبندند، شرم کنند. کسانی که  تلاش میکنند دست روحانی جلاد وخامنه ای جنایتکار را از این جنایتها بشویند، باید بدانند که راه جنایت و آدمکشی را در منطقه و سراسر جهان بازوهموار می‌کنند.
اما روحانی  وخامنه ای جنایتکار واعوان  وانضارشان بدانند از این خونها که هر روز از پیکر مردم  ایران می‌ریزد، سرانجام سیلابی برخواهد خاست و دودمان این جانیان را ازبیخ وبن خواهند در آورد.
راستی هدف آخوندهاازاین همه دارودرفش و تازیانه وتیرباران چیست؟پاسخ در یک کلام این است،  تنها و تنها ارعاب جامعه و خفه‌کردن اعتراضات اجتماعی وانفجار مردم بجان آمده از این همه ظلم وبیداد 
حیات و حاکمیت این جانیان درقرن 21 در گرو اعدامهاست زیرا اگر اعدام‌ نباشد، دیگر چه چیزی جلودار انفجار خشم عمومی و اجتماعات جوشان  مردم است؟
اگر اعدامها نباشد آخوندها با چه اهرمی می‌توانند تمام آزادیهای مردم را سلب کنند و سرکوب و ارعاب و محدودیت را تا خصوصی‌ترین زوایای زندگی مردم گسترش دهند؟ اگر اعدا‌مها نباشد آخوندها ی دین فروش چگونه می‌توانند هر روز قیمتها را چند برابر کنند، و هر روز درآمد و ثروت مردم را برای جنگ در منطقه وحفظ بشار اسد ضدبشر یا غارت و زندگی فوق اشرافی خود به باد بدهند؟
اما با وجود همه این سرکوبها که ظرفیت انفجاری جامعه را هرچه بیشتر می‌کند، آخوندهای تبهکار باید بدانند که سرانجام توسط مردم و مقاومت سازمان‌یافته آنها یعنی ارتش آزادیبخش ملی ایران که هم اکنون در لیبرتی محصورند به زیر کشیده خواهند شد.
ودر آینده ای نزدیک  یک ایران بدون اعدام  وزیباترین وطن راخواهیم ساخت . ایرانی خواهیم ساخت که نوجوانان اعدام نشوند
ما انتخاب کرده‌ایم که بایستیم و نبرد کنیم. تا دیگر هیچ نوجوان زیر هجده سالی در زندان، برای رسیدن به سن قانونی اعدام، در دالان مرگ منتظر نباشد و هیچ مادری در ماتم فرزند اعدام‌ شده‌اش اشک نریزد.

۱۳۹۴ آذر ۱۲, پنجشنبه

ایران - گزارش یکی از پناهجویان ایرانی در مرز مقدونیه در باره شرایط این پناهجویان

سعید پناهچوی ایرانی  در مرز مقدونیه
سعید پناهچوی ایرانی  در مرز مقدونیه 
سعید دانشجویی است که بدلیل فعالیتهای سیاسی از دانشگاه اخراج شده، و اینک در مرز یونان و مقدونیه همراه با نزدیک به دوهزار ایرانی دیگر و سایر پناهجویان بسر می برد. او در گفتگویی با تلویزیون با سیمای آزادی پیرامون مشکلات پناهجویان می گوید:
با سلام، ما پشت مرز مقدونیه هستیم، داخل خاک یونان یک کمپی ایجاد کردند که اونجا هستیم. مشخص نیست مرزها تا کی باز بشه. هوا خیلی سرده. امکانات خیلی محدوده. امکانات اکثراً کم می دن بهمون، روزها مجبوریم که خاموش نگه داریم بخاریها را تا شبها، شب هم نزدیک صبح قطع می شه، خیلیها با زن و بچه اینجا هستند، اکثراً سرما خوردند و مریض شدند. غذا هم که حالا صفهای خیلی طولانی داره، بعضی اوقات اصلاً تموم می شه، خیلی از افراد، مجبوریم خودمون تهیه کنیم. از روستاهای اطراف. امکاناتی باشه اینجا که مثلاً گاز بدن، آب اکثراً قطعه، آب نداریم. خیلی امکانات محدودی در اختیارمون گذاشتن. کمپ جای ثابتی نیست. چند تا چادر بزرگ زدند. یک سری چادرها هم چادرهای کوچیکه. توی همین جا ما رو اسکان دادن،سیل مثلاً وقتی که می آد آب وارد چادرها می شه. با خیلی وضعیت بدی مواجه می شیم. مجبوریم چادرها را با امکانات خیلی محدود، مثلاً پتو آبش رو خشک کنیم. دور چادرها را کلی خندق کندیم تا این که آب وارد نشه. ولی باز فایده یی نداره. سرما خیلی راحت نفوذ می کنه توش و وضعیت در هر صورت وضعیت سختیه.
سعید در مورد تعداد و ملیت پناهجویان گفت: والله آمار دقیقی کسی نداره. ولی حدوداً فکر می کنم یک چیزی حدود ۲۰۰۰ نفر باشن که اکثراً هم ایرانیها هستند. افغانی ها، سوریها و عراقیها به این خاطر که تو کشورشون جنگه مرز واسشون بازه می تونن عبور کنن. منتها یو ان اعتقاد داره که تو کشور ایران جنگی نیست در حالی که جنگی که تو ایرانه بین مردم و رژیم اشغالگر آخوندی خیلی شدیدتر از جنگیه که شاید تو افغانستان و اینجور جاها باشه. با خبر شدیم از اطلاعیه یی که شورا داد به هموطنانمون هم اطلاع دادیم خیلی خوشحال شدند بالاخره یک سازمان ایرانی هم هست که غمشون رو می خوره و به فکرشون هست. بیانیه می ده و واقعیتها رو واقعاً بیان می کنه. واقعیت پناهندگان ایرانی، پناهجویان ایرانی که اومدن اینجا، هر کدوم از مردم ایران واقعاً حق پناهندگی دارند، به خاطر این که در ایران اعدام می شود، حتی نوجوانها شکنجه می شن، روی صورت خواهرانمون روی صورت مادرانمون اسید می پاشه این رژیم.
این هموطن پناهجو در مورد اعتراض پناهجویان و خواست و پیام آنها گفت: والله اعتصاب الان خیلی از کسانی که اومدن اینجا از همون روز اول دست به اعتراض زدند بعد دیدند که نتیجه نمیده اعتصاب کردند. خیلیها دهانشون رو با چسب بستن. خیلیها لباشونو دوختن. خواسته شون هم در درجة اول اینه که مرزها باز بشه و بتونیم بریم. ما که با هر کس که صحبت کردیم گفتن که توی ایران در معرض خطر بوده اند یا به هر حال بازداشت شدن به دلیل فعالیت سیاسی، چه به دلیل اعتقادات مذهبی خودشون، اکثراً مورد شکنجه قرار گرفتن. بعد اگه ما اومدیم اینجا واسه اینه که بریم توی یک کشور آزاد بتونیم به فعالیتهامون علیه بنیادگرایی و تروریسم ادامه بدیم. ماها کسانی هستیم توی ایران به هر حال شناسایی شدیم. امکان فعالیت سیاسی اونجا نداشتیم. خواسته مون اینه که رد بشیم از اینجا وارد یک کشور آزاد بشیم تا این که بتونیم به فعالیتهای سیاسیمون ادامه بدیم. اعلام می کنم همین جا از طرف هموطنانمون که ما تا آخرش وایسادیم. با این فشارها کوتاه نمی آییم. راه برگشتی نداریم و خودمون هم نمی خواهیم که به اون جهنم آخوند ساخته برگردیم. ما فقط در انتظار این هستیم که مرزها باز بشه. به مقاومتمون ادامه می دیم. بچه ها اعتصاب غذا کردند. به اعتصاب غذاشون ادامه می دهند. خیلی ها زیر سرم رفتن. با این حال کوتاه نیومدن، هر روز تو این سرما می ریم اعتراض می کنیم شعار می دیم که بالاخره یک اتفاقی بیفته و بتونیم راهمون رو ادامه بدیم.
پیام ما که تو این کمپ هستیم، مثل پیام همة مردم ایران، مثل پیام زندانیانی که همین الان زیر شکنجه هستند داخل سیاه چالهای رژیم اینه که مماشات فایده یی نداره. ولی ما درک می کنیم، شاید خوب دولتهای غربی هم با بحران پناهجویی مواجهند، ولی راه حلش این نیستش که مرزها رو ببندن. راه حل اینه که به مماشات خاتمه بدهند. در کنار ما مردم ایران وایسن تا این که ما بتونیم این رژیم رو سرنگون بکنیم، این رژیم که سرنگون بشه، بحران پناهجویی هم به پایان می رسه. ما همه مون از خدامونه، آرزومونه که به وطنمون برگردیم. منتها وقتی که این رژیم سرنگون بشه. وقتی که این رژیم سرنگون بشه مشکل سوریه حل میشه، مشکل عراق حل می شه. از جای دیگه مشکل حل بشه ریشة بنیادگرایی و تروریسم همین رژیمه. ما خواسته مون از دولتهای غربی همینه که به مماشات خاتمه بدن. اگر که مشکل تروریسم حل بشه، مشکل بحران پناهجوها حل بشه، این تنها راهیه که براشون مونده. برای این که امنیت خودشون حفظ بشه، تنها راهشون اینه که به مماشات خاتمه بدن. یه مقدار بیشتر به امنیت مردم خودشون به وضعیت مردم منطقه، به وضعیت پناهجوها توجه کنن. ما هم می گم از خدامونه، آرزومونه که به کشور خودمون برگردیم. منتها به شرط این که ایران اشغال شده آزاد بشه.

۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

به ياد «گوهرمراد» طلايه داري چيره دست و مردمي

دکتر  غلامحسین ساعدی
دکتر  غلامحسین ساعدی
آذر ماه سالروز درگذشت زنده ياد دكتر غلامحسين ساعدي
(گوهر مراد) برجسته‌ترين نمايشنامه نويس معاصر ايران زمين
٢۴ دي ماه ١٣١۴در شهر تبريز ديده به جهان گشود و با پايان يافتن تحصيلات ابتدائي و دوره متوسطه به دليل فضاي حاکم در کشور درگير مسايل سياسي شد. در سال ١٣٣٠ همزمان با نهضت ملي شدن صنعت نفت به رهبري دكتر محمد مصدق فعاليت سياسي خود را آغاز کرد. بعد از کودتاي ٢٨مرداد ١٣٣٢ به مدت دو ماه مخفي شد و در شهريور ماه اين سال دستگير و چند ماهي در زندان به سر برد. او در سالهاي بعد مسئوليت انتشار روزنامه هاي فرياد، صعود و جوانان آذربايجان را برعهده گرفت و مقالات و داستان هايي در اين سه روزنامه و همچنين هفته‌نامه «دانش‌آموز»، چاپ تهران و «کبوتر صلح» منتشر نمود.
در سال ١٣٣۴ وارد دانشکده پزشکي تبريز شد و رشته روانپزشكي را برگزيدو در سال ١٣۴٠ فارغ التحصيل شد.
ساعدي در دانشگاه، هم زمان با تحصيل به نوشتن و چاپ آثار نمايش و داستاني خود پرداخت. وي ضمن همكاري با مجله سخن داستان مرغ انجير و پيگماليون، را در تبريز منتشر ساخت.
«گوهر مراد» در سال ١٣۴١ راهي تهران شد تا خدمت سربازي اش را به عنوان يك سرباز صفر آغاز کند. در حاليكه او فارغ التحصيل دانشكده پزشكي و مي بايست يك افسر وظيفه مي بود. در اين زمان چند داستان کوتاه درباره زندگي سربازي نوشت و در همين سال به همراه برادرش دکتر علي اکبر يک مطب شبانه روزي افتتاح کرد و با کتاب هفته و مجله آرش همکاري نمود.
در سال هاي بعد تک نگاري ايلخچي ، خياو يا مشکين شهر، هشت داستان پيوسته عزاداران بيل، نمايشنامه هاي چوب بدست هاي ورزيل، بهترين باباي دنيا، تک نگاري اهل هوا، داستان بلند مقتل، پنج نمايشنامه از انقلاب مشروطيت، مجموعه داستان واهمه هاي بي نام و نشان، نمايشنامه آي بي کلاه، آي باکلاه را منتشر ساخت.
در سال ١٣۵٣ با همکاري نويسندگان صاحب نام آن زمان، مجله الفباء را منتشر کرد. در همين سال در حين تهيه تک نگاری شهرک هاي نوبنياد توسط ساواک دستگير و به زندان قزل قلعه و بعد اوين منتقل شد و يک سال در سلول انفرادي شکنجه شد. پس از آزادي از زندان سه داستان گورو گهواره، فيلمنامه عافيتگاه ، داستان کلاته نان، را نوشت و در سال ١٣۵٧ به دعوت انجمن قلم امريکا روانه اين کشور شد که سخنراني هاي متعددي در اين کشور انجام داد. در اوايل زمستان سال اين سال به ايران بازگشت.
در اواخر سال ١٣۶٠ بالاجبار و بر خلاف ميل باطني اش پس از آنكه مدتي مخفي بود جلاي وطن كرد و راهي پاريس شد و طي سال هاي ١٣۶١– ١٣۶۴ در پاريس اقدام به انتشار مجله الفباد کرد و چند نمايشنامه و فيلمنامه و داستان نيز نوشت.
غلامحسين ساعدي در روز دوم آذرماه ١٣۶۴ در پاريس چشم از جهان فروبست و د ر گورستان پرلاشز و در کنار صادق هدايت آرام گرفت.
ساعدي نويسنده‌اي بزرگ ژمردمي و چيره دست و توانا بود كه با قدرت تخيل از هيچ قصه مي ساخت و سبك خاص و منحصر به خود را داشت. او در طول زندگيش در ايران، مدام با مردم در ارتباط بود، چه از نظر حرفه‌ي پزشکي، چه در نمايشنامه‌ها و چه در ديگر آثارش او تلاش مي‌کرد مردم و دردهايشان را بشناسدٰوريشه عقب‌ماندگي مردمش را کشف کند. او سالها با عشق به‌مردم و در دفاع از آزادي و بهروزي خلق قلم زد. ادبيات معاصر در طي بيش از 3دهه از 1330 تا 1364، آثار فراموش‌ناشدني در زمينه داستان، نمايشنامه و فيلمنامه را با نام 'گوهر مراد' در سينه خود ثبت كرده است. در تمامي آثار ساعدي، از اولين نمايشنامه‌اش، 'كاربافكها در سنگرٰ تا آخرين مقاله منتشرشده‌اش در شورا، ماهنامه شوراي ملي مقاومت، تحت عنوان 'پناهنده سياسي كيست؟'، عشق به‌آزادي، وفاداري به‌مردم ستمزده و كينه نسبت به‌ديكتاتور و ستمگرو دجال، موج مي‌زند. آخرين نمايشنامه شادروان ساعدي 'اتّللو در سرزمين عجايب' سرنوشت هنر تحت حاكميت ارتجاع را بخوبي به‌تصوير كشيده ‌است.ساعدي همچنين مقالات متعددي در دوران مبارزه با رژبم و در دوران تبعيد نوشته است. زنده‌ياد ساعدي با فروتني و صفاي خاص خود مي‌گفت:
من مخلص كسي هستم كه با خميني مي‌جنگد. هر چه به‌من فشار وارد مي‌آورند، دقیقااز اين موضع است و من از اين موضع كوتاه نمي‌آيم.
مسئول شوراي ملي مقاومت آقاي مسعود رجوي در پيامي به‌مناسبت درگذشت شادروان ساعدي فقدان او را ضايعه پردريغي براي فرهنگ و ادب ايران خواند.
ساعدي در مقاله اي با عنوان« پناهنده سياسي كيست؟ » مي نويسد:
«پناهنده سياسي كسي است كه چهره به چهره روبه ‌رو، در برابر حكومت مسلّط ايستاده بود، و اگر بيرون آمده،‌از ترس جان نبوده است. ‌او با همان فكر مبارزه و با سلاح انديشه خويش ترك خاك و ديار كرده است.
در اين ميان هستند بسياري از نويسندگان، شاعران، نقاشان،‌مجسمه ‌سازان، كه سلاح آنها همان كارشان است و در جرگه رزمندگان ديگر قرار مي‌گيرند.
پناهنده سياسي نيّتش اين است كه با جلّادان حاكم بر وطنش تا نفس آخر بجنگد و حاضر نيست از پا بيفتد.
به لقمه ‌ناني بسنده مي‌كند، ناله سرنمي ‌دهد و شكوه نمي ‌كند. مدام در تلاش است كه ديوار جهنم آخوندها را بشكند و به خانه برگردد. خانه ‌او وطن اوست.
براي تميز كردن خانه قدرت روحي كافي دارد و وقتي آشغالها جمع شدند، حاضر است سرتاسر وطن را با مژّه‌هاي خود پاك كند.
از جان گذشته است ‌و مطلقاً‌ نمي‌ترسد.
پناهنده سياسي نارنجكي است كه به ‌موقع مي‌خواهد ضامن را بكشد و كوهي را از جا بركند با دست بريده براي هر كار يدي حاضر است، با پاي بريده مدام مي ‌دود و با چشمان كم ‌سو همه ‌جا را مي‌بيند.‌ روحيه پناهنده سياسي عضلاني است، انگار كه از سرب ريخته شده. واهمه ‌يي از مرگ ندارد، ‌و زماني كه خود را در صف پناهنده‌هاي قلّابي مي‌بيند، خشم جان او را به لب مي‌رساند، چون مي‌بيند ستون فقرات بشردوستي ساخته و پرداخته حكومتها فرقي بين او و دلالان اسلحه نمي‌گذارد. اولي مدام با دو گذرنامه در رفت و آمد است.. ولي او اگر پا به وطن بگذارد،‌ جمهوري اسلامي امكان نفس كشيدن نيز برايش نخواهد گذاشت و پاي ديوار خواهدش كاشت و سوراخ سوارخش خواهد كرد.
دراين‌جاست كه قوانين به يك‌باره بي‌اعتبار مي‌شوند. دراين جاست كه بايد تأملي مثلاً‌در «قرارداد1951» كرد، يا در قوانين و مقرّرات ديگر. سوءتفاهم نشود، منظور اين نيست كه كشورهاي پناه‌دهنده سختگيري بكنند. اصلاً حتّي تلاش فراواني بايد كرد كه به آواره‌هاي دور افتاده بيش از پيش توجّه شود،‌اين تلاش امر بسيار لازمي است. غرض اين است كه فرق «پناهنده‌سياسي» قلّابي با «پناهنده‌سياسي واقعي» روشن شود. اين دو از يك جنس و از يك قماش نيستند.
پناهنده سياسي قلّابي جانوري است همه چيز خوار، ولي پناهنده سياسي واقعي انساني است مرگ بركف،‌كه بي‌هيچ چشم‌داشتي مي‌خواهد كمر رژيم جمهوري اسلامي را بشكند، خشت روي خشت بگذارد و خانه تازه و وطن تازه‌يي بسازد.
ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

در ايران فردا
 ۱ـ در ايران فردا حقوق طبيعي و خدشه ناپذير بشر، براي هر ايراني بايد تأمين شود. حق زندگي، حق آزادي و حق امنيت.
آحاد ملت ايران ـ با هر جنسيت، نژاد، دين، قوميت و زبان ـ در مقابل قانون، برابر شناخته ميشوند. ما به «بيانيه جهاني حقوق بشر» متعهديم.
۲ـ در ايران فردا جميع آزاديهاي فردي به رسميت شناخته ميشود. آزادي در بيان، پوشش، ازدواج و طلاق ، اشتغال، رفت و آمد، انتخاب محل اقامت و تابعيت.
۳ـ اساس مشروعيت نظام کشور و قوانين و مقامهاي آن، آراء مردم است. در ايران فردا، حق تصميم گيري در مهمترين امور سياسي جامعه و حق تغيير حکومت براي مردم محترم شمرده ميشود و براي تأمين و تضمين دمکراسي، شوراهاي مختلف در همه شئون گسترش مييابد.
۴ــ ما خواهان يک جمهوري کثرت گرا هستيم که در آن آزادي کامل احزاب، اجتماعات و سنديکاها تضمين شده باشد.
۵ـ در ايران آزاد فردا، از لغو حکم اعدام دفاع مي‌کنيم. اين، پاسخ ما به شقاوت و خونريزي بيرحمانه يي است که آخوندها در ايران حاکم کردهاند. شکنجه تحت هر عنوان ممنوع خواهد بود، مجازاتهاي بيرحمانه و تحقيرآميز به هر عنوان، از جمله تحت نام مذهب ، جايي نخواهد داشت.
۶ـ مقاومت ايران به جدايي دين و دولت معتقد و پايبند است. در ايران فردا، اصل آزادي مذاهب محترم شمرده ميشود، در قوانين کشور هيچ ديني ممنوع نخواهد بود، هيچ ديني بر دين ديگر امتيازي نخواهد داشت و هيچ يک از شهروندان به دليل اعتقاد يا عدم اعتقاد به يک دين يا مذهب در حقوق فردي و اجتماعي مزيت يا محروميتي نخواهد داشت.
۷ـ ما به «کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان» متعهديم. در ايران فردا زنان و مردان در کليه حقوق سياسي، اجتماعي و اقتصادي برابر خواهند بود. و زنان در رهبري سياسي جامعه مشارکت برابر خواهند داشت.
۸ـ در ايران فردا از بهره‌کشي جنسي از زنان در همه اَشکال آن ممانعت ميشود، چند همسري ممنوع است. خشونت جسمي، جنسي و رواني عليه زنان جرم شمرده ميشود.
۹ ـ در ايران فردا، ستم و تبعيض و بي حقوقي در مورد کودکان، جايي ندارد و کار کودکان ممنوع است.
۱۰ ـ دادگستري ايران فردا، يک نظام قضايي واحد خواهد بود. يک نظام قضايي دو درجهاي مبتني بر اصل برائت، حق دفاع ، حق دادخواهي و حق برخورداري از محاکمه علني با حضور هياٌت منصفه، که در آن نفي تبعيض در قضاوت و استقلال کامل قضات و استقلال کانون وکلا ، تضمين شده باشد.
۱۱ـ در ايران فردا، بازار آزاد محترم شمرده ميشود، فرصتهاي اقتصادي به صورت عادلانه در اختيار آحاد مردم قرار ميگيرد و هرگونه محدوديتي براي اشتغال آزادانه لغو ميشود.
۱۲ـ ما برآنيم که در ايران فردا، يکايک افراد جامعه بايد از امکان دسترسي کامل به تسهيلات اجتماعي و مشخصاً آموزش، بهداشت، درمان و ورزش برخوردار باشند. و دانشگاههاي کشور به صورت مستقل توسط شوراي منتخب استادان و دانشجويان اداره شود.
۱۳ـ در ايران فردا، حق عادلانهٌ خودمختاري مردم کردستان ايران به‌رسميت شناخته مي‌شود. ما خواهان رفع ستم مضاعف از همه تنوعات ملي وطنمان در چارچوب يکپارچگي تجزيهناپذير ايران هستيم.
۱۴ـ در ايران فردا از دخالت در امور ساير کشورها خودداري و از دخالت ديگران در امور داخلي کشورمان ممانعت ميشود. ما خواستار صلح، احترام متقابل در روابط بينالمللي، حُسن همجواري و برقراري روابط ديپلماتيک با همه کشورهاي جهان هستيم. و ايران آزاد فردا يک کشور غيراتمي و عاري از سلاحهاي کشتار جمعي خواهد بود.                                                                             مريم رجوي