‏نمایش پست‌ها با برچسب مبارزه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مبارزه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱, پنجشنبه

ایران - اعدام ريحانه، «ننگ خونين» در «هزار لايه دسيسه»

اعدام ریحانه سند رسوایی رژیم زن‌ستیزخامنه ای ضدبشر وروحانی قاتل2000ایرانی
اعدام ریحانه سند رسوایی رژیم زن‌ستیزخامنه ای ضدبشر وروحانی قاتل2000ایرانی
ریحانه جباری دختر رشید مردم ایران بخاطر دفاع ازتن و جانش در برابر هزرگان و گزمگان رژیم سر بردار میشود. ریحانه هفت سال تمام در دخمه های قرون وسطی ملایان انواع شکنجه های روحی و جسمی را متحمل میشود اما تسلیم خواسته ها و دسیسه های نامردان روزگار نمیشود.
پرچم شرف و مقاومت ریحانه بردستان مادرش شعله برافراشته میشود. شعله پاکروان به خود و به جامعه قول میدهد تا آخر افشاگر جنایتی خواهد شد که بر ریحانه رفته است.
ظلم و تجاوز بر زنان در حکومت زن ستیز آخوندی جزء ماهیت جدایی ناپذیر این رژیم سفاک است.
نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است!
اعدام ریحانه سند رسوایی رژیم زن‌ستیزی است که پایه‌های حاکمیت خود را بر سرکوب و تبعیض علیه زنان بنا کرده است وگواه مظلوميت زن ایرانی است که ۳۷ساله همه عرصه‌های زندگیش تحت نام خدا و اسلام، هدف خشونت و تبعیض قرار می‌گیرد.
اعدام جنايتكارانه ريحانة جباري توسط دژخيمان رژيم آخوندي موجي از نفرت و انزجار بين المللي را برانگيخت. عفو بين الملل آن را «ننگ خونين حقوق بشر» خواند و پيش از آن خود ريحانه حكمش را رقم خورده در «هزار لايه دسيسه» ناميده بود.
به امید روزیکه  حکم ضد انسانی اعدام از همه کشورهای دنیا بویژه ایران رخت بربندد و خامنه ای  ضدبشر وروحانی جنایتکار بخاطر همه جنایتهایشان می بایست به پای میز محاکمه کشیده شده و به دست عدالت سپرده شوند.
البته ملاهای جنایتکاردر برابر رویش ناگزیر جوانه های آزادی خواهی هرروز درمانده تر وسقوطشان حتمی تر می شود.اما مهم این است که پرچم مبارزه همیشه برافراشته باقی است و ندای حق خواهی خاموش شدنی نیست و تا برچیدن بساط اعدام، امید و کارزار برای پیروزی ادامه خواهد داشت.
"و همچنان در برابر تندر می ایستیم "
"و خانه را روشن می کنیم و میمیریم"

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران - درگذشت مادر بهکیش، مادر قهرمان فدایی در تهران – اطلاعیه اقای مهدی سامع

درگذشت مادر بهکیش، مادر قهرمان فدایی در تهران
درگذشت مادر بهکیش، مادر قهرمان فدایی در تهران
در سوگ درگذشت مادر بهکیش
با تاسف و اندوه بسیار صبح امروز، مادر بهکیش درگذشت. مادر بهکیش مادری مقاوم و پایدار بود که پنج فرزند و یک داماد او که در صفوف جنبش پیشتاز فدایی مبارزه می کردند، در دوران حیات ننگین جمهوری اسلامی و به دست مزدوران خمینی به شهادت رسیدند.
مادر بهکیش یکی از اسطوره های مبارزه مردم ایران علیه نظام استبدادی مذهبی ولایت فقیه و یکی از تلاشگران مبارزه برای احقاق حقوق پایمال شده خانواده های شهدای کشتارهای دهه 60 و به ویژه قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 بود.
...ما امروز یک مادر فدایی را از دست دادیم. اما غم فقدان او را با نیروی مبارزه برای آزادی، برای روز دادخواهی و محاکمه قاتلان فرزندان او تبدیل می کنیم.
از جانب خودم و از جانب رفقایم در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در گذشت مادر بهکیش را به خاتواده و دوستان او، به خانواده شهدا و زندانیان سیاسی و به هم آزادیخواهان تسلیت می گویم
مهدی سامع
یکشنبه ۱٣ دی ۱٣۹۴ - ٣ ژانویه

۱۳۹۴ آذر ۲۰, جمعه

ایران - شهدای راه آزادی

مجاهد شهيد ثريا ابوالفتحي
مجاهد شهيد ثريا ابوالفتحي
زنی که همراه طفل بدنیا نیامده اش به جوخه اعدام سپرده شد.
ثريا ابوالفتحي يكي ديگر از زنان قهرماني است كه در تبريز به شهادت رسيد. او هنگامي تيرباران شد كه چند ماهه باردار و بيست ساله بود. ثريا در نامه يي سرشار از عميق ترين عواطف انساني خطاب به همسرش نوشت: «يك عنصر مجاهد فراتر از عواطف فردي به هرآنچه كه به زندگاني ديگر انسانها گرمي و فروغ مي بخشد و تكامل و تعالي جامعه را شتاب مي دهد و عشق ها و زيبايي ها را براي خلق به ارمغان مي آورد دل بسته است و درست به همين دليل براي پيرايش زندگي جمع و پالودگي زندگي از هر چيز بيهوده و كج بنيان و شرارت بار، عشق و عاطفهٌ فردي خود را فدا كرده، مبارزه را با تمام رنجها و مصائب و فراق هايش پذيرفته و ققنوس وار تن و جان به شعله هاي سوزان و پاك كنندهٌ انقلاب و رزم و ايثار و شهادت انقلابي مي سپارد».
مجاهد شهيد ثريا ابوالفتحي،دانشجوي رشته زيست شناسي دانشگاه تبريز بود كه درقبال درخواست مفتضحانه آخوند موسوي تبريزي،سيلي محكمي به او زده وهمان روزبه دستور اين مزدور به جوخه اعدام سپرده شد.
خيلي از زنان ودختران زنداني كه از بند اسارت زندان تبريز رسته اند،گفته ونوشته اند كه 90 درصد زنان و دختران زنداني كه در تبريز محاكمه شده اند، مورد شكنجه هاي خاص و هتك حرمت قرار گرفته اند.
موسوي تبريزي، جلاد معروف، كه قبلاً حاكم شرع دادگاه تبريز بود، از هر زن يا دختري كه محاكمه مي كرد اول درخواست ازدواج دو سه ساعته مي نمود و بعد محاكمه مي كرد. اكثر كساني كه در سال 1360 محاكمه شده اند به علت تن ندادن به درخواست ننگين اين جلاد كثيف، با اينكه نه تنها جرم بلكه حتي اتهامي هم نداشتند، محكوميتهاي سنگين گرفتند.
يكي از همبندان ثريا مقاومتهاي او را شرح داده و در مورد آخرين لحظات زندگيش نوشته است: «ساعت يازده شب ثريا را به ميدان اعدام بردند و لحظاتي بعد صداي فريادش را شنيديم: "بچه ها ما رفتيم… درود بر رجوي، درود برمجاهدين، انالله وانا اليه راجعون…" وبعد... صداي گلوله ها بلند شد. مأمور بند دوان دوان از ميدان اعدام برگشت درحالي كه رنگش مثل گچ سفيد شده بود. از او پرسيديم: "ثريا چي گفت؟ آخرين جمله اش چه بود؟" پاسخ داد: "شعار داد و گفت تير خلاصم را زودتر بزنيد مي خواهم زودتر بروم

۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

ابزار و شیوه کار وزارت اطلاعات از اپوزیسیون سازی تا شناسائی و انحراف افراد در خارج کشور

دريك افشاگري بي سابقه، یک مقام وزارت اطلاعات حكومت اسلامي که چندی پیش به اروپا پناهنده شده بود، گفت كه در معاونت هاي ده گانه وزارت اطلاعات واحدهايي وجود دارند كه مأموريتشان ايجاد هسته هاي تحت كنترل در درون اپوزيسيون خارج ازكشور است.

اين مأمور گفت: « ما افرادي را در خارج از كشور داريم كه كارشان عبارتست از تماس با چهره هاي سرشناس اپوزيسيون و خود را پيرو و يا هوادار آنها نشان دادن. آنها بايد اين نزديك شدن را به طور فعال انجام دهند و با تعريف و تمجيد از آن شخصيت تماسهاي فردي با وي برقرار كرده و به او بباورانند كه با نيت خوب و جهت مبارزه با حكومت اسلامي عمل مي كنند. سپس بتدريج ضمن كشف افكار، عقايد، روانشناسي فردي، روابط و شبكه هاي همكاري اين شخصيت، اطلاعات را به وزارت اطلاعات بفرستند و در مقابل دستورات وزارت را در رابطه با اين شخصيت بكار گيرند ».
اين مأمور ادامه مي دهد: « ما از طريق برخي افراد كه با ما همكاري دارند جمع كثيري از ايرانيان خارج از كشور را تحت اختيار داريم، بدين ترتيب كه مأمور با افرادي چند در تماس است از آنها كسب اطلاع مي كند و به آنها خط مي دهد، آنها را بر له يا عليه كسي يا جرياني تحريك مي كند و يا براي توزيع يك شايعه از آنها استفاده مي كند».
او مي گويد: « ما آنچه را كه بعنوان موضوع عمده براي رسانه هاي خارجي بايد مطرح شود، تعيين مي كنيم. در هر زمان از طريق امكانات رسانه هاي در اختيار خود، يك موضوع را مطرح كرده و سپس از شبكه خود به اين جريان دامن مي زنيم. با تلفن هاي مختلف به راديو و تلويزيونها اين موضوع را بصورت پرسش يا طرفداري و يا انتقاد مطرح كرده و آن رسانه يا آن برنامه ساز را وادار مي كنيم كه به واكنش بپردازد».
بگفته وی: « كار جذب ايرانيان از طريق واحدهاي مربوط به سفارتخانه ها در هر كشور انجام مي شود و فقط در آمريكا اين كار بعهده افراد مشخصي است. پس از آنكه فرد شناسايي شد، بسته به اينكه به ايران رفت و آمد داشته باشد يا خير كارها تنظيم مي شوند. معمولاً كار جذب افرادي كه به ايران مي روند و مي آيند بسيار ساده است و ريششان راحت در گرو مي باشد. در مورد ساير ايراني ها نيز از طرق مختلف اقدام مي شود از جمله بوسيله دوست و آشناي آنها و شناخت از زندگيشان، نيازهايشان، مشكلاتشان و تمايلاتشان».
اين مأمور ادامه مي دهد: « افراد، رسانه ها و تشكيلات متعلق به وزارت اطلاعات وظيفه دارند كه در زمانهاي معمول به كار خود بپردازند و نقش رسانه هاي يا بيطرف و يا مخالف نظام را ايفا كنند. در اين مواقع عادي هدف فقط پيش بردن اهداف كلي نظام است، يعني دوركردن افكار از نوع مبارزه راديكال از يكسو و مانع از شكل گيري يك خط متحدساز شدن از طرف ديگر»مأمور توضيح مي دهد: «مثلاً ابزار وزارت برعليه فلان جريان اپوزيسيون يا يك تشكيلات و يا يك شخص وارد عمل شوند و اجازه ندهند كه اين جريان يا شخصيت مطرح شود و پا بگيرد، معمولاً جريان اينطورست كه خط اصلي توسط تهران تعيين مي شود و وقتیک يكي از رسانه های شبكه وزارت آنرا مطرح مي سازد، بلافاصله وسايل ارتباطي ديگر شبكه و يا افراد درون آن كار خود را آغاز كرده و اين خط را به پيش مي برند. همه ابزارها به كار گرفته مي شوند: مطبوعات، اينترنت، راديوها، تلويزيونها، تلفن و ارتباط فردي، تشكيل جلسه و سخنراني، گردهمآيي و سمينار و امثالهم و غيره. همه راهها مجازند به شرط آنكه خط را به پيش برند و تبليغات را تقويت كنند. هدف اشغال صحنه توسط موضوعات مورد نظر وزارت است»..
مأمور مي گويد: «از دانشجويان بورسيه حداكثر استفاده مي شود، آنها در هر سفر به ايران جلسات ويژه دارند و تخليه اطلاعاتي شده و توجيه مي شوند. علاوه بر اين بايد گزارش ماهيانه بدهند و يا اگر لازم باشد، گزارش ويژه.
از همسران دانشجويان بورسيه براي نفوذ به خانواده هاي ايرانيان مقيم هر كشور استفاده مي شود. مأموريت هايي مانند تلفن زدن به رسانه ها نيز با آنهاست. بعضي حتي دوره آموزشي قبل از اعزام طي كرده اند. در زمان حضور در هر كشور نيز گزارش هاي ويژه داراي ارزش حتي پاداش دريافت مي كنند. زوج دانشجوي بورسيه تحت نظر يك مسئول اداره مي شود كه معمولاً با سفارت و يا مستقيم با تهران در ارتباط است».
اين مأمور ميافزايد: «پر كردن صحنه تبليغاتي و رسانه هاي خارج از كشور يك كار هماهنگ ميان وزارت (اطلاعات) و وزارت خارجه و نيز چند سازمان دولتي ديگر مانند سازمان تبليغات (اسلامي) است. بودجه آن از طريق چندين منبع از جمله دفتر ولي فقيه و نيز بودجه ويژه اي كه ظاهراً برادر رفسنجاني آنرا اداره مي كند، تأمين مي شود. چندين رابط در لندن كار توزيع اين بودجه را در اروپا بعهده دارند و يك رابط در امارات نيز برخي ديگر از اين افراد و رسانه ها را مورد حمايت مالي قرار مي دهند. در دبي در پوشش يك شركت تجاري اين كارها صورت مي پذيرد».
مأمورميگويد: « چندين مورد بوده كه پورسانتاژهاي حق واسطه گري براي معاملات انجام شده توسط فلان شركت خارجي در ايران به حساب رابط ها در خارج از كشور ريخته شده. هدف آنستكه رد كمتري از جانب دولت ايران دراين بده بستانها بجاي گذاشته شود. مواردي از حمل بسته هاي ترياك در كيفهاي ديپلماتيك بوده كه در خارج از طريق رابطها به عنوان پاداش به همكاران شبكه داده مي شده است».
مأمور مي افزايد: «در داخل وزارت مخابرات واحد كنترل تلفنها روزانه هزاران مكالمه را كه از طريق كارتهاي مخصوص و شماره هاي مخصوص انجام مي شود، مورد شنود قرار مي دهد. اين واحد در واقع متشكل از مأموران سپاه وزارت اطلاعات است كه به كنترل شماره هايي مي پردازد كه از كارتهاي شركتهاي ساخته وزارت اطلاعات در خارج استفاده مي كنند. چند شركت كه توسط آقازاده ها مورد سرمايه گذاري قرار گرفته به ترمينالهاي اين واحد كنترل در ايران وصل هستند و تمامي استفاده كنندگان از كارتهاي آنها مورد شناسايي و شنود قرار مي گيرند». مأمور مي گویدد: « شناسايي مخالفان فعال در خارج از كشور و تهيه پرونده از آنها جزو وظايف اوليه شبكه است و آنها چندين كارشناس كامپيوتر براي اين منظور به خارج از كشور ارسال داشته اند»

۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

جیسن وان گارتر مدیرکل هیأت جوانان حزب جمهوریخواه در نیویورک

جیسن وان گارتر مدیرکل هیأت جوانان حزب جمهوریخواه در نیویورک
جیسن وان گارتر مدیرکل هیأت جوانان حزب جمهوریخواه در نیویورک

می‌خواهم به‌عنوان رئیس جوانان حزب جمهوریخواه بگویم اگر به جوانان ایران که زیر 30سال است نگاه کنیم کسانی که پیشرو قیام 88 بودند باید به آنها بگویم ما شکست خوردیم و نتوانستیم از آنها حمایت کنیم. سرکوب ادامه دارد. سرکوب به‌خاطر لباس، بیان، مطبوعات. چون ما حاضریم بنشینیم و با این رژیم معامله کنیم. رژیمی که هیچ اعتنایی به مردم و نسل آینده ندارد. بنابراین هرگز ما نباید معامله با رژیم را تکرار کنیم.

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - به ياد زنداني مقاوم ‫شاهرخ زماني...


زندانيان سياسي گوهردشت با تجمع در سالن 12 مراسمي به ياد شاهرخ زماني را گرامي داشتند. اين مراسم با يك دقيقه سكوت به نام ‏آزادي و نام ‏شهدايزنداني و به نام شاهرخ زماني شروع شد. در ادامه تعدادي از زندانيان ‏سياسيدر وصف تاريخ مبارزه سخنراني كردند و بعد دانشجوي زنداني ‏ميثاق يزدان نژاد خاطراتي از شاهرخ گفت. ‏زانيار مرادي ‏ترانه اي كردي اجرا كرد و ‏صالح كهندل و حسني ترانه اي آذري سرودند.
اين مراسم با اجراي ترانه معروف «مرغ سحر» به پايان رسيد.
شهید فهرمان خلق شاهرخ زمانی
شهید فهرمان خلق شاهرخ زمانی

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

ایران - تلویزیون العربیه :فصلی درجهنم –مصاحبه با خانواده رضائیهای شهید

من درزمان دانش آموزی وقتی زندگی نامه مجاهدین شهید احمد ورضا ومهدی رضائی را میخواندم صفا ویکرنگی و ایمانشان  در‌خاطرم ثبت می شد.وقلب و وجودم  پر ازطراوت و غرور وافتخار می‌شد.آنها هرلحظه  با زندگیشان، کلامشان، کارشان و آمدن و رفتنشان، انسانیت را ارتقا می‌دادند ومیدهند. به روان پاکشان درود می‌فرستم.  فردا در نبرد آزادی ایران در صفوف اشرفیها و ارتش آزادی و جوانان به‌پاخاسته ایران، حی وحاضرند.
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
به روایت فاطمه رضایی: با توجه به شناختی که توسط برادرام و بچه‌های مجاهدین از آخوندها و رژیم خمینی داشتم هیچ فکر نمی‌کردم که بتونند آن چیزی که آرزوی مردم هست آرمان آزادی هست، محقق کنند، من به‌خاطر کاندیداتوری برادر مسعود، و چون خودم نیز کاندید مجلس بودم، تو شهرهای مختلف ایران برای سخنرانی می‌رفتم، باور کنید تمامی مردم شهرها به استقبال ما می‌آمدند و می‌خواستند ببینند ما چی می‌گیم و شهدای ما برایشان مقدس بود، تک‌تک شهدای ما، ولی خمینی نتونست اینو ببینه و سرکوب شدیدی کرد. 
صدها هزار خانواده‌هایی را می‌شناسم که تمامی‌شان فدای آزادی ایران شدند، من خانواده‌هایی رو از داخل ایران می‌شناسم که تمام پدر مادر و همه فرزندانشان رفتند ونوه هاشون وفرزندان دیگرشون همین الآن دارند مبارزه می‌کنند علیه رژیم خمینی، برای سرنگونیش، من شک ندارم که مردم ایران تا پای جان، تا آخرین لحظه برای سرنگونی رژیم خمینی هیچی کم نمی‌گذارند. 
به روایت ابوالقاسم رضایی 
خانواده ما، یکی از خانواده‌هایی است که قربانی دو دیکتاتوری شاه و شیخ بوده، چهار تن از اعضای خانواده ما در دوران شاه به‌شهادت رسیدند و چهار تا از آنها نیز در دوران خمینی، برادر بزرگتر من احمد که اولین شهید سازمان مجاهدین خلق ایران است که در بهمن ماه سال 1350 شهید شد و به‌دنبال اون برادر کوچکتر احمد که البته یک‌سال از من بزرگتر بود، مهدی دستگیرشد و طی محاکمه‌ای محکوم به اعدام شد که تقریباً در فاصله کوتاهی اعدامش کردند، بعد برادر دیگرم رضا بود که این سال 50 دستگیر شده بود ولی موفق شد که طرح یک برنامه‌ای، یعنی یک برنامه‌ریزی مشخصی که تقریباً بقیه اعضای سازمان مجاهدین در آن مشارکت داشتند از زندان اوین فرار بکند ونقش زیادی در تجدید سازمان این تشکیلات مجاهدین بعد از فرارش ایفا کرد ولی بعد از مدتی طی درگیری خیابانی شهید شد.همچنین یکی از خواهرانم توی یک درگیری خیابانی به‌شهادت رسید.