‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

ایران -اشرف-گرامیداشت یاد۳۶ قهرمان شهید درحماسه پایداری مجاهدین دراشرف در۱۹فروردین ۱۳۹۰

حماسه‌هایی چون۱۹فروردین بذرهزار اشرف رادرسراسرایران و جهان پراکنده کرده .وسرانجام با ارتش قیام و آزادی رژیم را به‌زیر خواهد کشید.

گیرم که در باورتان به خاک نشسته‌ام
و ساقه‌های جوانم از ضربه‌های تبرهایتان زخم‌دار است
با ریشه چه می‌کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده‌اید
پرواز را علامت ممنوع می‌زنید
با جوجه‌های نشسته در آشیان چه می‌کنید؟
گیرم که می‌کشید
گیرم که می‌برید
گیرم که می‌زنید
با رویش ناگزیر جوانه‌ها چه می‌کنید؟
آسیه رخشانی
آسیه رخشانی
  ایران- اشرف 
  آسیه  از قاتل خود فیلم گرفت.
او سلاحی که به سمتش نشانه رفته بود را ثبت کرد.
آسیه بشین ؛ آسیه بشین .
آسیه ایستاده و آن جنایتکار را وسط لنز دوربین داشت .
او فقط مجاهد نبود،فقط خبرنگار نبود، او انسانی بود که مجذوبانه می زیست .
آسیه بشین و او با دقت بیشتری دوربین را داشت .
گلوله ها از طرفینش رد می شدند .
خیلی آرام بود، انگار از چیزی عبور کرده بود، از مرزی گذشته بود و گلوله ها از مرزی که او عبور کرده بود نمی رسیدند.
در دلش چیزی بود مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تاب که بیکباره بخون در غلطید .
یک صدا می آمد و به تن پیر وفرتوت جهان جان میداد
 و بگوش کر این خفته تنان « آن » میداد
آسیه جان برخیز
آسیه رفت ولی
در دلش چیزی بود که به شب می خندید
آسیه هست ولی

۱۳۹۴ اسفند ۱۴, جمعه

ایران-تعهد اینگرید بتانکور برای برابری زنان ایرانی

مصاحبه اینگرید بتانکور کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا با تلویزیون آرته آلمانی - فرانسوی
مصاحبه اینگرید بتانکور کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا با تلویزیون آرته آلمانی - فرانسوی
خانم اینگرید بتانکورگروگان پیشین فرانسوی- کلمبیایی بعد از انتخابات مجلس در ایران و شرکت در مراسم روزجهانی زن که با حضور مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران تحت عنوان «تعهد برای برابری ، زنان متحد علیه بنیادگرایی» در پاریس برگزار شد، مصاحبه ایی با تلویزیون آرته آلمانی - فرانسوی انجام داده است.وی در این مصاحبه در مورد نقش خانم مریم رجوی در پیشبرد انقلاب ایران و اهدافی که مریم رجوی دنبال میکند و در راس آنها مبارزه با بنیادگرایی اسلامی و اهمیت دادن به نقش زنان برای مبارزه با رژیم ضدبشری حاکم بر ایران که بدترین نوع حاکمیت از نوع اسلامی است،صحبت میکند. خانم بتانکور که از نظر مجری تلویزیون وقت خود را به تزش درباره حکمت رهایی بخش در آکسفورد و حمایتش از زنان ایرانی اختصاص داده است و به گفته خودش به اهداف مجاهدین خلق ایران متعهد شده است .
مصاحبه اینگرید بتانکور کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا با تلویزیون آرته آلمانی - فرانسوی
مصاحبه اینگرید بتانکور کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا با تلویزیون آرته آلمانی - فرانسوی
در این مصاحبه او می خواهد توجه رئیس جمهور فرانسه را به خطرات رژیم ملاها جلب کند
خانم بتانکور که بخوبی و بدرستی خودش طعمه بنیادگرایان شده بود و به اسارت گرفته شده بود این را بخوبی درک و حس میکند که همانطور که خودش میگوید -تغذیه رژیم ایران، تغذیه یک هیولاست.
خانم بتانکور بسیار عالی با برداشتی بسیار مترقی با استناد به انجیل میگوید :درخت را از میوه هایش بشناسید و شاخ و برگ و میوه های درخت پلید ولایت فقیه و بنیادگرایی حاکم بر ایران تحت حاکمیت خامنه ایی و روحانی را بخوبی تشریح میکند.او  در مورد آخوند روحانی به نقل از انجیل میگوید: درخت را از میوه هایش بشناسید
۲۰۰۰ اعدام در سال، توسعه افراط گرایی و بنیادگرایی به کل منطقه، به من شاخص میدهد که او کیست؟او رئیس رژیمی است که در آن قوانین شرع ملاها بصورتی که اعمال میشود که زنان به بردگی کشیده شوندومثله شوند.
اینگرید بتانکور در باره مریم رجوی بدلیل  اینکه بخوبی خانم رجوی را شناخته است میگوید: او یک زن استثنایی است.رهبر جنبش مقاومت ایران با سرگذشتی سخت و سرنوشتی فوق العاده
او یک دوست است.او بعنوان یک زن مسلمان حرف میزند.او تفسیر روحانی و خامنه ای از قرآ ن را به چالش می کشد. او یک امکان واقعی به زنان نه فقط ایرانی، بلکه زنان مسلمان می دهد
 که در دنیای مدرن و در قرن بیست و یکم زندگی کنند.باید به او کمک کنیم . چون او در مقابل یک هیولا ایستاده است .یعنی نظام ملایان حاکم بر ایران، که بدترین نوع استبداد است

مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
میتوانید ویدئوی این مصاحبه را نیز در لینک زیر ببینید
http://bit.ly/1WSx3BK

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

ایران - به یاد مجاهد شهید حجت زمانی در آستانه ۱۹بهمن عاشورای مجاهدین

  
مجاهد شهید حجت زمانی
مجاهد شهید حجت زمانی
ياد گرد دلير، مجاهد قهرمان حجت زماني كه در 18بهمن84 و در شب عاشوراي مجاهدين به كاروان شهداي 19 بهمن پيوست گرامي باد
در آن روزها دشمن زبون بيهوده ميكوشيد حجت و حجتهاي دربند را با تهديد مداوم اعدام دچار تزلزل كند. غافل از اين كه دلاوري که به چهار بار اعدام محکوم شده بود، طي نزديك به 5 سال اسارت، چهار هزار بار مرگ را فتح كرد و با استواري و پيوند با همرزمان پايدارش در اشرف دشمن را مجبور كرد كه اعدامش كنند.
آري....”حجت نرفت، آمدن را آورد، نمرد، زندگي را تکثير کرد ”

۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

ایران - کابوس وحشت نظام از قیام و نقش اشرفیها از شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه

کابوس وحشت نظام از قیام و نقش اشرفیها از شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه
کابوس وحشت نظام از قیام و نقش اشرفیها از شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه
مصاحبه سردبیر رسالت آخوندی با خبرگزاری سپاه:
شعار فتنه‌گران در سال88 در اشرف نوشته شده بود.
دیدیم که شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه » سر دادند.
یا خواهان جمهوری ایرانی بودند.
وقتی تصاویری از اردوگاه مجاهدین در اشرف منتشر شد.
شعاراصلی که به شکل بزرگ در میدان صبحگاه نوشته شده بود همان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بود.
خبرگزاری سپاه پاسداران روز 5 دی 94 هراسان از شقه نظام و بالا گرفتن قیام و خیزشهای اجتماعی در بحرانهای داخلی بر سر زهر اتمی و نمایش انتخاباتی خبرگان و مجلس ارتجاع، با درج مصاحبه سردبیر رسالت آخوندی از ارگانهای باند خامنه‌ای نوشت:
در پیش بودن انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، بهانه‌یی شد تا به گفتگو با کاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت و یکی از فعالان حوزه سیاسی کشور بپردازیم:
انبارلویی در ابتدای این گفتگو با اشاره به نقش رسانه‌ها در مقاطع مختلف در فتنه 78 و 88 گفت: ... ...
در واقع باید فتنه 88 را نوع غنی‌سازی شده فتنه 78 بنامیم... .
شما به شعارهایی که خصوصاً در اواخر آشوب‌ها داده می‌شد نگاه کنید هیچ ربطی به انتخابات نداشت و همه آنها حکایت از یک توطئه بزرگ بود... .
سردبیر روزنامه رسالت با تأکید بر این‌که اینها در واقع حرمت رأی مردم را حفظ نکردند، گفت: فتنه‌گران جمهوریت را به شرط چاقو قبول داشتند نه به شرط راٌی. شما نگاه کنید هرچه این حوادث به جلو می‌رفت قاعدتاً شعارها باید علیه طرف پیروز انتخابات می‌بود ولی دیدیم که شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» سر دادند یا خواهان جمهوری ایرانی بودند.
سردبیر روزنامه رسالت خاطرنشان کرد: جالب است وقتی تصاویری از اردوگاه (مجاهدین) در اشرف منتشر شد.
شعار اصلی که به شکل بزرگ در میدان صبحگاه این اردوگاه نوشته شده بود همان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه بود.
وی حماسه 9دی را یک روز بزرگ و کم‌نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی دانست و گفت: شاید یک نمونه آن را البته در مقیاس کوچک‌تر بتوانیم راهپیمایی روز 23 تیر 78 بدانیم که بعد از آشوب‌های 18 تیر صورت گرفت و اتفاقاً سخنران آن مراسم همین آقای روحانی بود که سخنرانی بسیار خوبی هم کرد... ..
انبارلویی در بخش پایانی این گفتگو به عبرت‌های فتنه 88 با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس و شورای اسلامی و مجلس خبرگان پرداخت و گفت: در انتخابات پیش رو باید از فتنه سال 88 عبرت بگیریم... ..

۱۳۹۴ آذر ۲۹, یکشنبه

به یاد شکرالله پاک نژاد(به قلم مسعود رجوی- نقل از ماهنامه «شورا»، شمارۀ 15، دیماه 1364)

مبارز نامدار ایران شکرالله پاک نژاد
مبارز نامدار ایران شکرالله پاک نژاد

هنوز صدایش به گوشها می‌رسد، هنوز پیامش در رگهای جنبش جاری است، می‌جوشد و می‌خروشد

بیش ازچهار سال از شهادت مبارز بزرگ و رجل سیاسی نامدار معاصرمیهنمان شکراله پاک نژاد، که "شکری"صدایش میکردیم، میگذرد.جایش در این روزگار خیلی خالی است. کاش می بود و این روزها را ی دید؛روزهای مقاومت آتشین ودرماندگی خمینی راوروزهای موضعگیریهای انواع و اقسام گروهها را.
در پنج سال آخر زندان شاه و از بهمن 57 تا زمانی که من داخل کشور بودم،  ساعات زیادی را با یکدیگر گذراندیم. مدتی هم در یکی از بندهای اوین هم اتاق بودیم.
در تابستان 59 وقتی در برابر تعرّض خمینی به درگیری خونین زودرس تن ندادیم ولی دفاتر مجاهدین را در سراسر کشور،  به نشانه اعتراض،  تعطیل کردیم و به طور نسبی زیرزمینی شدیم، در خانه برادر مجاهدمان محمود عضدانلو، شکری و منوچهر هزارخانی را ملاقات کردم. پس از آن دیگر شخصاً از فیض دیدارش محروم بودم و از طریق سایر برادران با او ارتباط برقرار می کردم.
 شکری نامه های مفصّل نیز می نوشت. او در این نامه ها اوضاع را تحلیل می کرد،  نقطه نظرهای خودش را به روشنی بیان می کرد،  پیشنهادهایی ارائه می داد، کارها و حرکات مثبت مجاهدین را تشویق و تقدیر می نمود و حتّی راجع به فرسودگی جسمانی و کمبود غذایی میلیشیا، که در گوشه و کنار شهر هر روز شاهد درگیریهای چماقداران با آنها بود،  یادداشت می فرستاد...
در فروردین سال 60، وقتی تازه از مصاحبه های طولانی راجع به نیروها و خط مشی های مختلف (بازرگان، اکثریت،  امّت، حزب توده و پیکار) فراغت یافته بودم،  شکری نامه مفصّلی نوشت. در آن نامه از جمله نوشته بود که چند روز عید را در گوشه یی بوده و وقتش را صرف مطالعه آخرین قسمت آن مصاحبه های طولانی کرده است.سپس نتیجه گیری کرده بود که: به این ترتیب قلب جنبش به مجاهدین منتقل شدوازاین پس تا خمینی باقی است مجاهدین به عنوان قلب جنبش عمل خواهند نمود بعدهم اضافه کرده بود، فکر نکن قصدم از بیان این نکته تمجید و تعارف است،بلکه میخواهم مسئولیت تاریخی مجاهدین رایادآور شوم...
 کمی بعد ، در اوایل اردیبهشت 60، "مجاهد" انتشار صفحات ویژۀ "شورا" را آغاز کرد. هدف، سمتگیری به جانب همین شورای ملی مقاومت امروز بود. شکری که خود از نخستین مشوّقان این حرکت و این هدف بود،  در نخستین شماره (10 اردیبهشت 60) نوشت: "شورا در این مرحله می خواهد زبان انقلاب باشد،  بعد محوری برای تجمّع نیروهای انقلاب, ، و آنگاه است که می تواند،  در تناسب با ماهیت خویش،  نظام حاکم برخاسته از عمق دل و اندیشه مردم و انقلاب آنان باشد".
 امّا درست در شب 30 خرداد سال 60 ـ شبی که مجاهدین باید به تنهایی برای تظاهرات سرنوشت ساز فردا و تمامی عواقب آن، یعنی شروع مبارزۀ مسلّحانه،  تصمیم می گرفتند ،  من مفهوم آن مسئولیت تاریخی را،  که شکری از پیش گوشزد کرده بود،  به خوبی, و البته با تلخی تمام، دریافتم.
یکی از بارزترین وجوه شخصیت شکری این بود که هیچ گاه انقلابی نمایی نمی کرد و به همین دلیل پیوسته،  در سراسر دوران زندانش،  هدف موهن ترین برچسبها و برخوردها از جانب نارفیقانی بود که حتی پس از شهادت شکری نیز از آن همه تحقیر و توهین که در حق او روا داشته بودند،  کلمه یی در پوزش و انتقاد از خود نگفتند. چه می شود کرد؟ در دنیای دون رسم بر این است که وقتی کسی شهید می شود یا درمی گذرد،  به طور صوری عزیز می شود, ،  امّا کمتر کسی از این که در حق شهید یا فرد درگذشته, چه ستمها یا فشارهایی را رواداشته سخن می گوید. بنابراین اجازه بدهید به مناسبت یادنامه حاضر،  قبل از این که به سراغ دیگران برویم،  من از مجاهدین و در رأس آنها از خودم (به عنوان مسئول اوّل این سازمان) انتقاد کنم؛ انتقادی که باید به هنگام حیات شکری به او می گفتم و در سالهای اخیر (بعد از شروع مبارزۀ مسلّحانه) که ماهیت خیلی افراد و جریانات را شناختیم (یا بهتر شناختیم) برایم روشن شده است: ما می بایست در انتخابات خبرگان (مرداد 58) و انتخابات مجلس (اسفند 58) شکری را به هر قیمت کاندیدا می کردیم و به جای ریختن صدها هزار رأی مفت و مجانی ـ که در حقیقت به بهای ضرب و جَرحهای فراوانی، که بعدها هر یک به نحوی بلای جان نسل به خون تپیده مان شد و در خنجرزدن از پشت و از مقابل چیزی فروگذار نکرد, ،  شکری را به توده های مردم معرفی می کردیم؛ همان شکری را که در زمان شاه،  نه در حاشیه و نه در بستر عافیت, ،  بلکه بر تخت شکنجه و در کنج سلول جای داشت. اگر چه می دانم که کاندیداشدن به هیچ وجه مسأله شکری نبود و به همین دلیل نیز در مذاکراتی که،  از جمله در شورای معرّفی کاندیداها ،  با خود او داشتیم،  به دلیل تحت تعقیب بودن جبهه دموکراتیک،  اوّل خودش را کنار گذاشت. امّا من می بایست این امر را جدّی می گرفتم؛ می بایست به خاطر ارزش و حرمت مبارزاتیش و به خاطر این که درد خلق و انقلاب داشت،  قانعش می کردم که،  ولو وزارت کشور خمینی نپذیرد،  او باید به عنوان کاندیدایی از نسل انقلاب به توده های مردم، هرچه بیشتر، شناسانده شود.
مجاهدین توان حل مسأله یی را که شکری مطرح می کرد، داشتند. آن چه ما (و مشخّصاً خود من) کم داشتیم از یک سو، نشناختن قدر و شأن و حرمت مبارزاتی شکری و از سوی دیگر، فقدان تجربه و نشناختن بی ریشگی و دودوزه بازی میانه بازانِ بوقلمون صفتی بود که در آن ایام خود را با اهداف انقلابی ماهمسو و هماهنگ نشان میدادندواز قبل طهارت سیاسی ومبارزاتی نسل به خون شسته ماوتبلیغات گسترده و سراسریمان، بسودخود بسا بهره برداریها نمودند.حقیقتاًهم که "تجربه به بهای خون بدست می آید"...

۱۳۹۴ آذر ۱۴, شنبه

ایران - لیبرتی -تصویب الحاقیه حفاظت برای مجاهدین در لیبرتی در جلسه استماع کمیته قوای مسلح سنای آمریکا

سناتور مک کین  - ژنرال جیمز جونز
سناتور مک کین  - ژنرال جیمز جونز
سنای ایالات متحده امریکا جلسه استماع کمیته قوای مسلح  به ریاست سناتور جان مک کین
اظهارات ژنرال جیمز جونزاولین مشاور امنیتی رئیس جمهور اوباما درباره تصویب لایحه بودجه دفاعی آمریکا و الحاقیه7ماده یی حفاظت برای ساکنان لیبرتی.
ژنرال جیمز جونزاظهارداشتند،از زمان آخرین استماع من، آنها مورد تهاجم قرار گرفته و بیش از 20 نفر جان خود را از دست داده و تعداد زیادی مجروح شده اند و جامعه جهانی علاقه کمی نسبت به سرنوشت آنها ابراز کرده است. اما من از کمیته برای حمایتش در این رابطه بسیار سپاسگزارم.
تاریخ و وجدان جمعی مردم آمریکا وایران قضاوت می‌کنند که آیا مماشات با دیکتاتوری مذهبی ایران صحیح بود، که آن را برای سد کردن راه آزادی و پیشرفت جامعه ایران و در خون فرو بردن خاورمیانه تشجیع کرد یا سیاست پیشتازانه همبستگی وحمایت  برای ایران آزاد که آینده ایران و از جمله شکوفایی  وصلح درخاورمیانه را در حمایت از مقاومت مردم ایران یافت؟
حکومتها‌، هر قدر هم که مثل رژیم قساوت به خرج بدهند و خون بریزند، رفتنی هستند. اما آنچه همیشه باقی است، دوستی وهمبستگی  ملتها ووجدانهای بیدار بشری هست .
ایرانیان هرگز اشخاص شرافتنمندی راکه همدردی  وهمبستگی شان  را با مقاومت ایران ابراز کرده اندوازمجاهدان اشرفی در لیبرتی حمایت  کرده اند را فراموش نمیکنندحمایت وهمبستگی شان  با رزم آوران  آزادی در کمپ لیبرتی قابل تقدیر وستایش است.
همچنین ،ایرانیان هرگز کسانی راکه در  تاریک ترین دوران ایران با دیکتاتور پای میز مذاکره نشستندنمیبخشند.

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

قاسم سلیمانی قاتل شدیدا زخمی است و در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان پاسداران رژیم در تهران بستری است

قاسم سلیمانی جلاد  وقاتل مجاهدین در اشرف ولیبرتی وخلقهای سوریه وعراق  ومنطقه
قاسم سلیمانی جلاد  وقاتل مجاهدین در اشرف ولیبرتی وخلقهای سوریه وعراق  ومنطقه
مقاومت  ایران با استناد به اطلاعاتی از منابع داخلی خود در ایران از بستری شدن قاسم سلیمانی فرمانده نیروی تروریستی قدس بر اثر جراحت شدید در بخش مراقبت های ویژه در بیمارستان سپاه پاسداران در تهران خبر داد.
 در روزهای گذشته رسانه های خبری از زخمی  شدن قاسم سلیمانی  قاتل مجاهدین در اشرف و لیبرتی وجلاد خلقهای منطقه خاورمیانه درجبهه جنوبی حلب  خبر داد ه دادند و این خبر را منابع سوری نیز تائید کردند. 
کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت ایران با انتشار اطلاعیه ای با استناد به منابع خود در درون پاسداران رژیم ایران نوشت: بر اساس گزارشهاي رسيده از درون سپاه پاسداران، پاسدار قاسم سليماني سركرده جنايتكار نيروي تروريستي قدس دو هفته پيش در جبهه جنوبي حلب از چند نقطه از جمله سر به خاطر اصابت تركش به شدت مجروح شده است. خودروي قاسم سليماني كه بر عمليات پاسداران و ديگر نيروهاي مزدور نظارت مي كرد، توسط ارتش آزاد سوريه مورد آتشباري قرار گرفت.

۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

لیبرتی درآتش و خون به آزمایشی دیگر ایستاد

لیبرتی درزیر سنگین ترین موشکباران
لیبرتی درزیر سنگین ترین موشکباران
حمله سنگین موشکی به لیبرتی در واقع امر نشانه شکست همه توطئه های دیگر رژیم برای درهم شکستن عزم جزم مجاهدین ورزمندگان آزادی برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه بود. این حمله موشکی اقرار به شکست نقشه های کوبلر و شرکا،، اقرار به شکست سیرک خانواده ها، اقراربه بی آبرویی توابان و خودفروخته ها ست. حمله موشکی نشانه وحشت رژیم از سرنگونی به دست توانای ارتش آزادی و مردم قهرمان ایران است.
در این حمله وحشیانه ٢٣ مجاهد قهرمان جان باختند و به خیل شهیدان راه آزادی پیوستند. مقاومت ایران در طی سی و شش سال گذشته از گردنه های صعب و خطرناک سرافرازگذر کرده است و این بار هم جز این نخواهد شد، مجاهدین از این منزل هم با فدا، ایثار و جنگ صد برابر سرافراز گذرکرده و خواهند کرد.
رزمندگان قهرمان لیبرتی اگرچه تسلیحات نظامی در اختیار ندارند، اما همچنان موثرترین و کارا ترین سلاح ممکن را در اختیار دارند. بعد ازحمله موشکی، ما شاهد حمایت و همبستگی افکارعمومی در ایران و سراسر جهان با رزمندگان لیبرتی و مقاومت ایران هستیم. حمایت مردم ایران وهمه آزادیخواهان جهان، موثرترین سلاح رزمندگان ارتش آزادیست.
دشمنان بدنام مجاهدین و مقاومت ایران، از شخص ولی فقیه و دستگاه مماشات تا مزدوران دون پایه اجاره ای وخودفروختگان بی آبرو از این کشتار وحشیانه هیچ بهره ای نخواهند برد.
مجاهدین قهرمان با دست های خالی سنگستان را به گلستان بدل کردند و سپس این گلستان با خون پاکشان آبیاری شد. بی شک در این گلستان گلهای تازه خواهد روئید و عطر گلهایش جهانی را مست و مسرور خواهد کرد.
لیبرتی درآتش و خون به آزمایشی دیگر ایستاد. عقربة زمان در صفحة دهها و صدها ساعت رومیزی و دیواری که درهرگوشه پرتاب شده، روی 7،42 متوقف شده است. اما لیبرتی هرگز قصد توقف ندارد. با تعظیم دربرابر 24 شهید سرفراز و قهرمان و دهها مجاهد مجروح و خون چکان در مهیب ترین تهاجم موشکی ددمنشان. تهاجمی با آتش سنگین، متراکم و متمرکز، علیه مجاهدان محصور، بی دفاع و بی سلاح مستقر در بنگال های بدون هیچگونه پوشش حفاظتی. جرمشان این است که از همه چیزشان برای آزادی خلق و میهن گذشته اند. و حالا به این جرم یا باید کشته شوند و یا تسلیم خلیفة ارتجاع! هیهات …

لحظاتی پس از تهاجم،آنچه باقی ماند، خون بود و آتش و دود، گودالهای عمیق، زمینهای سوخته و ویرانی عظیم.

۱۳۹۴ آبان ۲۵, دوشنبه

تروریسم آن روی سکه بنیادگرایی


حیات سیاسی رژیم ایران، روی دو پایه بنا شده است، نقض حقوق‌بشر در داخل و صدور تروریسم و جنگ در منطقه
طی 36سال گذشته، ما در مقابل دیکتاتوری دینی که مبتنی بر بنیادگرایی اسلامی است، چنگ در چنگ بوده و برای دموکراسی در ایران جنگیده‌ایم.
قبل از ورود به جزئیات ابتدا به‌طور خلاصه چند نکته را مطرح می‌کنم:
بنیادگرایی و افراطی‌گری اسلامی پس از به‌حاکمیت رسیدن دیکتاتوری دینی (مبتنی بر ولایت‌فقیه) در ایران در سال 1357، به‌صورت یک تهدید برای صلح و آرامش ظاهر شد و این رژیم تا کنون دینامیسم و کانون اصلی این پدیده شوم بنیادگرایی و افراطی‌گری تحت نام اسلام در منطقه و جهان بوده است.
هدف اصلی بنیادگرایی، استقرار خلافت اسلامی و اجرای احکام شریعت از طریق زور است. این پدیده هیچ مرزی را به‌رسمیت نمی‌شناسد و تفاوتی بین بنیادگرایی شیعه و سنی نیست. خصیصه اصلی این پدیده، تهاجم و خشونت طلبی است
صحبت در مورد بنیادگرایی و افراطی‌گری اسلامی که مدتهاست تهدید اصلی جهانی شده و دستاوردهای تمدن بشری را وسیعاً مورد تعرض قرار داده، صرفاً یک بحث تئوریک و آکادمیک نیست، بلکه هدف، یافتن یک راه‌حل عملی و مشروع برای نجات بشریت از این پدیده شوم می‌باشد.
بنیادگرایی اسلامی با سر بر آوردن داعش و اوج ‌گرفتن بحران در عراق و سوریه و یمن، ابعاد نگران‌کننده‌تری به‌خود گرفته است، اما برای مردم و مقاومت ایران ناشناخته نبود. 22سال پیش بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و پس از جنگ کویت در سال 1991، به‌خصوص در آمریکا مقاومت ایران هشدار داد که بنیادگرایی اسلامی تهدید جدید جهانی است. اما متأسفانه این تهدید جدی گرفته نشد.
دو ده پیش ازاین، مقاومت ایران کتابی نوشت و در آن تهدید جدید جهانی که همان قشریگری و بنیادگرایی باشد را به جهانیان گوشزد کرد و هشدار داد. سالها بعد خانم رجوی خطربنیادگرایی را صدبار خطرناکتر از خطر بمب اتم برای بشریت دانست. دیروز در آمریکا و امروز در اروپا، ردپای این هیولای وحشت دیده شد. مردم ایران و مقاومت خون فشانش و مردم منطقه سالیان است که دندانهای تیز این آدمخوار را برتن خونچکانشان لمس می کنند. این اژدهای هفت سر با بقدرت رسیدن آخوندها و با انگیزه گرفتن ازآنها سر ازغار هزاران ساله خویش بیرون آورد و در سایه سار دستگاه لامروت مماشات چرید و نفس کشید و قد کشید ... و امروزه روز، نعره زنان و عربده کشان مشغول خونریزی و کشتار بی گناهان است.
مقاومت عادلانه مردم ایران این پدیده شوم و ضد تاریخی را با گوشت و پوست خودش لمس کرد، شناخت، تئوریزه کرد و به جهانیان عرضه نمود. آنتی تز و راه حل این پدیده شوم در اسلام دموکراتیک و بردبار مجاهدین خلق ایران و متحدینشان در شورای ملی مقاومت است. برای زدن ضربه اساسی به پاشنه آشیل بنیاد گرایی لاجرم می باید سراغ این مقاومت رفت، همین امروز، فردا دیر است!


۱۳۹۴ آبان ۸, جمعه

اسماعيل خويي: کشتار مجاهدین در کمپِ لیبرتی را محکوم می کنیم

آقای دکتر اسماعیل خویی
آقای دکتر اسماعیل خویی
آقاي دكتر اسماعيل خويي شاعر شهير ايران با انتشار پيامي كشتار مجاهدين ساكن كمپ ليبرتي در عراق را كه پناهندگان تحت حفاظت كميسارياي ملل متحد مي باشند را محكوم كرد.
پيام آقاي خويي و دوستانش :
”در گرماگرم جنگ خان و مان براندازی که به‌هرحال به سازمان مجاهدین ربطی ندارد، فرمانفرماییی آخوندی، با همکاری دست‌نشاندگانش در عراق، فرصت را غنیمت شمرده است تا از پناهندگانِ سازمانِ مجاهدین در اردوگاه لیبرتی نیز کینه‌کشی کند.
شمار افزاینده‌ای از پناهندگان مجاهد در لیبرتی، تاکنون، کشته و زخمی شده‌اند، ما گمان داریم که این روند همچنان ادامه خواهد یافت.
از سازمانِ ملل، از همه‌ی سازمان‌های پشتیبان حقوق بشر می‌خواهیم تا نگذارند گستره‌ی این جنایت‌ها، گسترده‌تر از این شود که دارد همچنان می‌شود.
سبا خویی، اسماعیل خویی، خسرو باقر پور
پنجشنبه 7 آبان 1394 - 29 اکتبر 2015

زندانيان سياسي حمله جنايتكارانه رژيم زهر خورده ملايان به مجاهدين كمپ ليبرتي در عراق را محكوم كردند

شهدای قهرمان  مجاهد خلق در حمله موشکی به لیبرتی
شهدای قهرمان  مجاهد خلق در حمله موشکی به لیبرتی

ای همه دریای خروشان خلق
موج وفا در دل تبدارتان

نامه جمعي از زندانيان سياسي زندانهاي مركزي کرج ، گوهردشت و اويندر خصوص محكوميت عمل جنايتكارانه و ننگين رژيم آخوندي عليه مجاهدين در كمپ در ليبرتي 

بار ديگر دست جنايتکار رژيم پليد و آدمکش ملايان، در کار جنايت ديگري شد و شماري ديگر از آزادگان و شريف‌ترين و مقاوم‌ترين فرزندان اين ميهن ستمديده را به خاک خون کشيد و بار ديگر سازمان ملل و دولت مماشاتگر آمريکا که مي‌بايست مطابق قرارداد و توافقات بين‌ المللي خود،به تعهدات خود عمل کند،در بي‌ عملي‌ و تعلل موجبات جنايت ديگري را فراهم ساخت.
اگر اين رژيم آدمکش،امروزه بعنوان پدر خوانده تروريسم و قتل و کشتار مردم منطقه شناخته ميشود و از سفاکان و جنايتکاراني همچون بشاراسد و يا نظاير آنها در عراق (مالکي و ...) و يا در لبنان و يمن و ... با تمام قوا و از جيب و به هزينه مردم ايران دفاع مي‌کند ... همه و همه به خاطرعدم مشروعيت مردمي در داخل مرزهاي خود است،که به وسطه آن بيش از ۶۰ بار به دليل انبوه اعدامها، کشتار و شکنجه، سرکوب و نقض اوليه‌ترين حقوق مردم ايران، در سازمان ملل محکوم شده است.
پر واضح است که براي اعمال اين سرکوب و ارعاب در داخل و در منطقه ... پيش و بيش از هر کس ديگر، اصلي‌ترين خطر و تهديد براي موجوديت خود، يعني‌ پيشقراولان مقاومت مردمي در برابر خود را هدف موشک‌هاي کينه توزانه خود قرار دهد... و لاجرم اين وظيفه و مسئوليت همين اصلي‌ترين و جدي ترين نيروي مقاومت است که با مقاومت و ايستادگي (اگر چه پر هزينه!!!) نقاب‌ از چهره‌ اين هيولاي آدم کش برداشته، کساني‌ را که در حال بزرگ کردن چهره‌ اين هيولا و ابليس روحاني نما، هستند و يا عافيت جويانه بدان تن ميدهند را به مردم ايران معرفي‌ کنند و در گام بعد به همه دولتهاي مماشاتگر، يادآور شوند، که اين کشتارها، جنايت و غيره صريحا (چه در ايران و چه منطقه) روي ديگر سياست مماشات و دعوت کردن اين هيولاي خونخوار به بازي صلح و دوستي‌ است.
درود و سلام بر ۲۳ شهيد قهرمان مقاومت سترگ ايران، کساني‌ که در شرايط پيچيده و مه‌ آلود جهاني‌ و منطقه‌اي، راه را از بيراهه تشخيص داده و در تيرگي و غوغاي استبداد و استعمار و عافيت جويي مبتذل روشنفکرانه، پيامبرگونه، تابلوهاي جهت نماي حقيقت و آزادي شدند.
راهشان پر رهرو باد.
اسامي بترتيب حروف الفبا تا اين لحظه عبارتند از :
فريد آزموده
حسن آشتياني
رضا اکبري منفرد
بهزاد ترحمي
ايرج حاتمي
ماشاالله حائري
خالد حرداني
رسول حرداني
امير دوربين قاضياني
شاهين ذوقي تبار
سعيد شيرزاد
مسعود عرب چوب دار
عليرضا فراهاني
آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي
صالح کهندل
عليرضا گلي پور
سعيد ماسوري
علي معزي
پيروز منصوري

جمعه هشتم آبانماه ۱۳۹۴

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

عراق - کمپ لیبرتی- پمپاژ اطلاعات و اخبار دروغ عليه مجاهدان ليبرتي

پمپاژ اطلاعات و اخبار دروغ عليه مجاهدان ليبرتي

وزارت اطلاعات رژيم آخوندي در هفته هاي اخير پمپاژ اطلاعات دروغ عليه مجاهدين و ساكنان ليبرتي را شدت بخشيده است. در يكي از اين دروغهاي مسخره، وزارت اطلاعات به كميته سركوب مجاهدان اشرفي و ديگر دستگاههاي امنيتي و نظامي عراقي خبر داده است كه يك گروه از مجاهدين در صدد هواپيماربايي از فرودگاه بغداد هستند. هدف از اين دروغپردازيها تشديد محاصره و اقدامهاي سركوبگرانه عليه ساكنان ليبرتي و همچنين اخلال در انتقال ساكنان به خارج از عراق است.


در ماه گذشته نيز نيروي تروريستي قدس و وزارت اطلاعات در يك رشته داستان سراييهاي مضحك و دروغ مدعي شدند سازمان مجاهدين «اطلاعات بسيار با ارزشي را در اختيار داعش قرار داده است. اين اطلاعات كه با هماهنگي سفارت آمريكا در بغداد تحويل گروه داعش گرديده است شامل "اطلاعات مربوط به فرودگاه بغداد از جمله" تصاوير دوربينهاي امنيتي فرودگاه بغداد اعم از ايستگاههاي بازرسي، سالن پرواز، باند پرواز و اتاق هاي كنترل و برج مراقبت فرودگاه »است ( تسنيم خبرگزاري نيروي قدس 7 مرداد 1394).

۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه

ایران - خامنه‌ای چرا به صحنه آمد و چه ‌گفت؟

سخن روز
سخن روز
پس از هفته‌ها جنگ و جدال میان باندهای درونی رژیم سرانجام ولی‌فقیه زهر خورده به میدان آمد.
به‌هرحال از هر منظر که به صحنه  نگاه کنیم به‌یقین به یک مخرج مشترک خواهیم رسید و آن چیزی جز شقه و شکاف عمیق در رأس حاکمیت آخوندی نیست. به‌ویژه آنکه خامنه‌ای اکنون پس از قبول جام زهر اتمی و دست کشیدن خفت‌بار از پروژه بمب اتمی، به‌واقع به یک شکست استراتژیک تن داده است، شکستی که به یمن هوشیاری و سیاست‌های اصولی مجاهدین و مقاومت ایران در یک کارزار 12 ساله سرانجام به بار نشسته است
 خامنه‌ای به صحنه آمد و حرفهایش به‌سوخت جنگ باندی در صفحات اول روزنامه‌های روز بعد (19شهریور) تبدیل شد. روزنامه‌های باند رفسنجانی این‌گونه جملات را تیتر کردند: «واجب شرعی مراقبت از رأی هر ایرانی»، «مذاکره‌کنندگان ایرانی خوب ظاهر شدند»، «مراقبت از رأی هر ایرانی، واجب شرعی و اسلامی است». متقابلاً روزنامه‌های باند ولایت این عناوین را انتخاب کردند: «بخشی از حق الناس، نظارت استصوابی شورای نگهبان است»، «بزک آمریکا با کدام عقل؟» و «اجازه نمی‌دهیم شیطان بزرگ بازگردد».
قابل توجه است که درست همزمان با حرفهای خامنه‌ای، حسن روحانی در جلسه کابینه‌اش بسیج تازه‌یی را اعلام کرد و خطاب به استاندارانش گفت: «فضای استانها را انشاالله به‌تدریج آماده بکنند برای انتخابات بسیار پرشور در ماه اسفند که ما شاهد انشاالله یک حماسه بزرگ در سراسر کشور باشیم». قابل ذکر است که روحانی همیشه مجبور شدن خامنه‌ای به بیرون آوردن او از صندوق را «حماسه» خوانده و معلوم است که برای قبضه کردن مجلس ارتجاع و خبرگان آخوندی خیز برداشته است.

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

کهکشان اشرف ،خروش وخیزش ورویش ترانه ها

دست  خوش  خدای رحمان  عجب گلی را برگزیدی


شرح عاشقي اش رو ميشه توي عكس آخرش ديد...
رحمان! نامت هميشه براي بچه هاي ايران زنده و جاويد و آشناست. تويي كه گفته بودي به خاطر وطني كه هرگز نديدي شهيد مي شوي...
« به عنوان يك مجاهد خلق ميخواستم به دشمن زبون بگم كه با تمام توش و توانت هر چي تو چنته ات داري دريغ نكن، اگر تو قتل عام 30 هزار زنداني تونستي مجاهدين رو نابود كني، اينجا هم ميتوني نابود كني، ولي بدون كه بالا بري پايين بياي سرنگونت ميكنيم.»                                              
مجاهد شهید رحمان منانی
مجاهد شهید رحمان منانی
    

                                                     


۱۳۹۴ شهریور ۱۱, چهارشنبه

ایران - زندان اوین - ادامه خاطرات زندان - قسمت چهارم -رضا شمیرانی

در افق نگاه هاشان
در صلابت ايستادگي شان
در تپش نبضشان
و در طنين فريادشان
يك نداست كه به گوش ميرسد.
براي پايان دادن به دردهاي مردمم ايستاده ایم و مي ايستیم.

عاشورای 19 بهمن مجاهدین  
   
برای 19 بهمن، سالروز شهادت سردار خیابانی و اشرف رجوي، طبق سنت هرساله برای خودم برنامه ریزی کرده بودم؛ اما با آمدن یکی از جلادترین بازجوهای اوین به سلول و زنده کردن بازجوییهای کذایی ذهنم به هم ریخت.
روز 19 بهمن 1366 حدود 10 صبح در حال قدم زدن در سلول بودم که یکی در زد و آمرانه و با لحن لمپنی گفت: بشین رو به دیوار.
نفری که وارد سلولم شده بود، خود را فاضل معرفی کرد.
سریع به ذهنم رجوع کردم که فاضل کیست. فقط یک فاضل میشناختم. بازجو و شکنجه گر معروف، همکار اسلامی و از شاگردهای درجه یک لاجوردی. در شکنجه گری به نام بود؛ درنده خو و پست فطرت. فاضل بازجوی شعبه هفت اوین، یکی از جنایتکارانی است که دست در خون بسیاری از فرزندان میهن دارد. وی یکی از شقیترین بازجویان شعبە7 هفت اوین در سیاهترین روزهای دهه 60 است. فاضل علاوه بر شکنجه زندانیان، خودش در جوخە اعدام آنها نیز شرکت میکرد.

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

ایران - تلویزیون العربیه :فصلی درجهنم –مصاحبه با خانواده رضائیهای شهید

من درزمان دانش آموزی وقتی زندگی نامه مجاهدین شهید احمد ورضا ومهدی رضائی را میخواندم صفا ویکرنگی و ایمانشان  در‌خاطرم ثبت می شد.وقلب و وجودم  پر ازطراوت و غرور وافتخار می‌شد.آنها هرلحظه  با زندگیشان، کلامشان، کارشان و آمدن و رفتنشان، انسانیت را ارتقا می‌دادند ومیدهند. به روان پاکشان درود می‌فرستم.  فردا در نبرد آزادی ایران در صفوف اشرفیها و ارتش آزادی و جوانان به‌پاخاسته ایران، حی وحاضرند.
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
به روایت فاطمه رضایی: با توجه به شناختی که توسط برادرام و بچه‌های مجاهدین از آخوندها و رژیم خمینی داشتم هیچ فکر نمی‌کردم که بتونند آن چیزی که آرزوی مردم هست آرمان آزادی هست، محقق کنند، من به‌خاطر کاندیداتوری برادر مسعود، و چون خودم نیز کاندید مجلس بودم، تو شهرهای مختلف ایران برای سخنرانی می‌رفتم، باور کنید تمامی مردم شهرها به استقبال ما می‌آمدند و می‌خواستند ببینند ما چی می‌گیم و شهدای ما برایشان مقدس بود، تک‌تک شهدای ما، ولی خمینی نتونست اینو ببینه و سرکوب شدیدی کرد. 
صدها هزار خانواده‌هایی را می‌شناسم که تمامی‌شان فدای آزادی ایران شدند، من خانواده‌هایی رو از داخل ایران می‌شناسم که تمام پدر مادر و همه فرزندانشان رفتند ونوه هاشون وفرزندان دیگرشون همین الآن دارند مبارزه می‌کنند علیه رژیم خمینی، برای سرنگونیش، من شک ندارم که مردم ایران تا پای جان، تا آخرین لحظه برای سرنگونی رژیم خمینی هیچی کم نمی‌گذارند. 
به روایت ابوالقاسم رضایی 
خانواده ما، یکی از خانواده‌هایی است که قربانی دو دیکتاتوری شاه و شیخ بوده، چهار تن از اعضای خانواده ما در دوران شاه به‌شهادت رسیدند و چهار تا از آنها نیز در دوران خمینی، برادر بزرگتر من احمد که اولین شهید سازمان مجاهدین خلق ایران است که در بهمن ماه سال 1350 شهید شد و به‌دنبال اون برادر کوچکتر احمد که البته یک‌سال از من بزرگتر بود، مهدی دستگیرشد و طی محاکمه‌ای محکوم به اعدام شد که تقریباً در فاصله کوتاهی اعدامش کردند، بعد برادر دیگرم رضا بود که این سال 50 دستگیر شده بود ولی موفق شد که طرح یک برنامه‌ای، یعنی یک برنامه‌ریزی مشخصی که تقریباً بقیه اعضای سازمان مجاهدین در آن مشارکت داشتند از زندان اوین فرار بکند ونقش زیادی در تجدید سازمان این تشکیلات مجاهدین بعد از فرارش ایفا کرد ولی بعد از مدتی طی درگیری خیابانی شهید شد.همچنین یکی از خواهرانم توی یک درگیری خیابانی به‌شهادت رسید.