‏نمایش پست‌ها با برچسب دشمن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دشمن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۲, شنبه

زینب، نبرد در زمین دشمن

حرم مطهر حضرت زینب
حرم مطهر حضرت زینب

نبرد در هر زمان، هر مکان و هر فرصت

جنگ در زمین دشمن، همیشه از پیچیدگیهای بیشتری برخوردار است. نیاز به یک راهبرد روشن، راهکارهای متناسب و فداکاری بیشتری دارد که بتواند مسیر پیروزی را هموار کند؛ به‌خصوص در شرایطی که نیروی خودی در اسارت یا شبه‌اسارت و محاصره کامل و در واقع در چنگ دشمن است و ظاهراً هیچ روزنه‌ای برای پیروزی و حتی فرار وجود ندارد؛ شرایطی که دشمن یک راه بیشتر نگذاشته، یا تسلیم یا نابودی. این صحنه‌ایست که حضرت زینب از عصر عاشورا با آن مواجه شد.
در حالی که صبح آن رهبر، برادران، پسران، پسران برادران و یاران و نیروی رزمنده داشت. زمین هم هر چند محدود و در محاصره، اما تحت تسلط نیروی خودی بود. اما زینب در بعدازظهر نه تنها هیچ‌کدام از اینها را نداشت بلکه خودش هم در موقعیت اسارت قرار گرفت. راستی او چگونه توانست این موقعیت را نه تنها به موقعیت پیروزمند تبدیل کند بلکه زمینه‌های جنبش و برانگیختن اجتماع را فراهم کند. برای بررسی این موضوع لازم است به سؤالاتی پاسخ دهیم.
آیا زینب (س) در روز عاشورا غافلگیر شد؟
آیا نمی‌دانست او را برای اسارت می‌برند؟
آیا اسارت را انتخاب کرده بود یا بر او تحمیل شد؟
آیا اسارت را پذیرفت؟ خط مشی زینب چه بود؟ و...
مفهوم پیروزی زینب در اسارت چیست؟
کمی زمان را به عقب ببریم. کف خواسته امام حسین نشان‌دادن نامشروع بودن حاکمیت یزید، و سقف خواسته‌اش بازگرداندن این حاکمیت به رهبری ذیصلاح تراز توحیدی و علوی بود. ”انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی“، من برای انجام اصلاحات پایه‌یی در جامعه قیام کرده‌ام.
بنابراین رأس رهبری جنبش بی‌چون و چرا از انتخاب شهادت و گذشتن از همه چیز یعنی همسر و مال و قبیله و همه مواهب آن عبور کرده بود. برجسته‌ترین مورد در این رابطه حضرت زینب بود. زینب از همسرش عبدالله بن جعفر در مدینه طلاق گرفت. زیرا عبدالله که پسرعموی زینب و امام حسین و شخصیت بسیار محترمی در مدینه بود، با توجه به این‌که وی صاحب سرمایه کلانی به نسبت زمان خود بود، لذا زینب از رفاه مطلق در آن زمان برخوردار بود، اما همینکه همسرش از همراهی با حسین سر باز زد از وی جدا شد و به رهبریش پیوست و وارد کاروان حسین شد.

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

کهکشان اشرف ،خروش وخیزش ورویش ترانه ها

دست  خوش  خدای رحمان  عجب گلی را برگزیدی


شرح عاشقي اش رو ميشه توي عكس آخرش ديد...
رحمان! نامت هميشه براي بچه هاي ايران زنده و جاويد و آشناست. تويي كه گفته بودي به خاطر وطني كه هرگز نديدي شهيد مي شوي...
« به عنوان يك مجاهد خلق ميخواستم به دشمن زبون بگم كه با تمام توش و توانت هر چي تو چنته ات داري دريغ نكن، اگر تو قتل عام 30 هزار زنداني تونستي مجاهدين رو نابود كني، اينجا هم ميتوني نابود كني، ولي بدون كه بالا بري پايين بياي سرنگونت ميكنيم.»                                              
مجاهد شهید رحمان منانی
مجاهد شهید رحمان منانی
    

                                                     


ایران - اشرف - به یاد حماسه سازان کهکشان اشرف ، اسطوره های جاودان فدا وایستادن

به ياد ناصر قهرمان، هميشه حاضر در ميدان هاي جنگ صد برابر و مسيرهاي سخت و ستيغ هاي سربلند

به خداوندي خدا اگر زمانه 100 بار سخت و دشوار بشود سجده شكر به جا مي آورم و ذره اي از آرمانم كوتاه نمي آيم و با كس نخارد و جنگ صدبرابردرسي درخشان بر دشمن خلق و خدا نشان ميدهيم.چه افتخاري بالاتر از اين كه در مسير فدا و صداقت شهيد و رستگار شوم و البته در يكان 72 فدايي اشرف در خاك پاك اشرف شهيد شوم.
شهید ناصر حبشی
شهید ناصر حبشی