‏نمایش پست‌ها با برچسب مردم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مردم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

خاورميانه - سوريه

محمد علوش سرپرست تیم مذاکره‌کننده اپوزیسیون سوریه
محمد علوش سرپرست تیم مذاکره‌کننده اپوزیسیون سوریه
محمد علوش سرپرست تیم مذاکره‌کننده اپوزیسیون سوریه: روسیه که به ما اتهام تروریسم می‌زند دست از کشتار مردم سوریه بردارد
محمد علوش سرپرست تیم مذاکره‌کننده اپوزیسیون سوریه که روز دوشنبه 12بهمن 94 به سایر مذاکره‌کنندگان در ژنو پیوست، گفت: هیأت اپوزیسیون سوریه به ژنو آمده است تا پیام مردم سوریه را به گوش جامعه جهانی برساند.

۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

ایران - تداوم اعدام در ایران در آستانه روز جهاني عليه اعدام

 اعدام در ایران  تحت حاکمیت روحانی وخامنه ای جلاد
 اعدام در ایران  تحت حاکمیت روحانی وخامنه ای جلاد
چرخه جنايت و اعدام بي‌وقفه در ايران تحت حاكميت آخوندها، حتي در آستانه روز جهاني عليه اعدام همچنان جريان دارد و از مردم و جوانان ايراني قرباني مي گيرد.
دژخيمان رژيم در روز 15 مهر (7اكتبر) سه زنداني را در زندان گوهردشت (رجايي شهر) به دار آويختند. آنها در روز دوشنبه براي اجراي حكم اعدام به سلولهاي انفرادي منتقل شده بود. همزمان يك زنداني ديگر در زندان سنندج براي اجراي حكم اعدام به سلولهاي انفرادي منتقل شد.
در روزهاي 12 و 14 مهر نيز دو زنداني در زندانهاي شيراز و قزوين به دار آويخته شدند.
تداوم مجازات وحشيانه اعدام در شهرهاي مختلف كشور حتي در آستانه روز جهاني عليه اعدام نشانگر آن است كه اين رژيم منفور تا كجا براي حفظ حاكميت خود به سركوب و مجازاتهاي وحشيانه يي چون اعدام نيازمند است.


۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

5مهر میلیشیای مجاهد خلق جان فدای آزادی کردند

5مهر  طنین شعار شاه سلطان خمینی ، مرگت فرا رسیده  توسط میلشیای مجاهد خلق  درتهران 

چند ماه بيشتر از به خاك و خون كشيده شدنِ تظاهرات نيم ميليوني مردم در تهران در 30 خرداد 60 نگذشته بود. ابرهاي سياه و سنگين ميرفت تا كه آخرين پرتوهاي درخشش خورشيد رو به كناري بزنه و چتر سياه اختناق رو در سراسر آسمون ايران فراگير كنه. 
در چنين ظلمتي بود كه طنين شعارِ رعدآسايي ظلمت رو شكافت:
« شاه سلطان خميني، مرگت فرا رسيده» ! 
اين فرياد ميليشياي مجاهد خلق بود كه هيبت بت رو در هم شكست!


۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

نه به آخوند روحانی

حرف ما این است: رژیم نماینده مردم ایران نیست و کرسی ایران در سازمان ملل را باید به شورای ملی مقاومت داد. نه به آخوند روحانی - نماینده فاشیسم مذهبی به سازمان ملل متحد

 

طرحهای رفسنجانی برای قبضه هژمونی

حملات متقابل رفسنجانی و خامنه‌ای هم‌چنان روند تصاعدی طی می‌کند. این واقعیت در روزنامه‌های
31 و 30شهریور بارز است. این روزنامه‌ها اظهارات رفسنجانی را طی روزهای اخیر نقل کرده‌اند، اظهاراتی کاملاً رو در رو و در پاسخ به تک‌تک حملاتی که در حرفهای 25شهریور خامنه‌ای علیه رفسنجانی وجود داشت. روزنامه حکومتی اعتماد (31شهریور) تازه‌ترین هجوم رفسنجانی به خامنه‌ای را با عبارت «هاشمی همیشه حرفی برای شگفت‌زده کردن مخاطبانش دارد» تزئین و با درج یک جمله تأکید کرده که روند جنگ هژمونی تصاعدی شده است: «به نظر می‌رسد آیت‌الله هاشمی این روزها صراحت لهجه‌اش بیشتر از همیشه شده است». این روزنامه در مورد حمله تازه رفسنجانی به خامنه‌ای نوشته است: «او با اشاره به هشت سال دولت احمدی‌نژاد با صراحت می‌گوید که بسیاری از ضربه‌های آن هشت سال را بیان نکرده‌اند و عمق قضیه بالاتر از این حرفهاست». اینها مربوط به اظهارات 30شهریور رفسنجانی است، او روز قبل از آن هم طی دیدار با «مسئولان شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان» حرفهایش را به‌پاسخ مورد به مورد حملات 25شهریور خامنه‌ای اختصاص داد. از جمله در جواب خامنه‌ای که از «جمهوری اسلامی» حرف زد و گفت: یک عده می‌گویند انقلاب تمام شده، ولی « انقلاب اسلامی تمام نشده»، این حرف را به خود خامنه‌ای برگرداند و گفت «ما به بخشی از اهداف انقلاب… نرسیدیم» و افزود: «جمهوری اسلامی» هم «سخنی برحق» است، «ولی همیشه یک عده افراطی در این مسیر سنگ‌اندازی کرده‌اند».

رفسنجانی همچنین در برابر خامنه‌ای که سنگ استقلال را به سینه زد و گفت که یک عده با شعار آزادی، استقلال را نفی می‌کنند؛ او هم متقابلاً سنگ آزادی را به سینه زد؛ و در همین رابطه عبارت «حق‌الناس» و «افراطی» را که خامنه‌ای به او هشدار داده بود دیگر به‌کار نبرد، دوباره به‌صورت گلوله‌یی به‌سمت خامنه‌ای شلیک کرد. البته به‌شکل جدید و با استفاده از خاطره‌یی از خمینی به این صورت: «امام بارها بر اصل بودن مردم برای انتخاب نظام تأکید می‌کردند و رهبری هم با تعبیر ”حق‌الناس“ برای رأی مردم، مسیر انقلاب اسلامی را در سپردن مسئولیتها به مردم ترسیم کرده»، اما «همیشه عده‌یی افراطی، در این مسیر سنگ‌اندازی کرده‌اند... خدا را شکر که مردم هوشیار ایران با فریاد خاموش رأی، انقلاب را به مسیر اصلی خویش برگرداندند». مورد دیگر در حرفهای رفسنجانی، پاسخ به اتهامی بود که خامنه‌ای در پس از زهرخوران دهها بار تکرار کرده و رفسنجانی و باندش را عامل و کانال «نفوذ دشمنان» معرفی کرده است؛ در این مورد نیز رفسنجانی برای چندمین‌بار پیروزی‌اش در نمایش انتخاباتی 92 و روی کارآمدن روحانی را به رخ کشید و با اشاره به دوره احمدی‌نژاد که در واقع مجری خط خامنه‌ای بود گفت که « انقلاب» منحرف شده بود، اما با رأی مردم دوباره به مسیر درست برگشت، شاخصی هم که در این مورد ذکر کرد، یکی «توافق هسته‌یی» بود و دیگری «باز شدن راه تعامل با دنیا» و درست در نقطه مقابل خامنه‌ای گفت: «اکثریت مردم با انتخاب خود ثابت کرده‌اند که نمی‌خواهند با دنیا قهر باشند… (اما) یک عده محدود با تندروی‌های خویش مانع‌تراشی می‌کنند» (روزنامه آرمان ۳۰/۶/۹۴).
روشن است که همه این تک و پاتکها در بستر جنگ بر سر انتخابات اسفندماه صورت می‌گیرد. انتخاباتی که از نظر مردم ایران نمایشی بیش نیست، زیرا فقط مهره‌های نظام ولایت در آن شرکت دارند. اما برای درون رژیم، سرفصل تعیین‌تکلیف تعادل‌قوا به‌ویژه پس از زهرخوران اتمی است. در این جنگ، شورای نگهبان سخت مشغول زمینه‌سازی برای حذف اکثریت مهره‌های باند رفسنجانی است، متقابلاً خط رفسنجانی این است که با به صحنه کشاندن تعداد هر چه بیشتری از عناصر و مهره‌های سرشناس رژیم و نزدیک به خودش و «شرکت حداکثری» در انتخابات، شورای نگهبان را در حذف افراد سرشناس و سابقه‌دار در رژیم، با مشکل جدی مواجه کند. وی در همین رابطه سخت مشغول صف‌آرایی است. اطرافیان رفسنجانی حتی لیستی هم برای خبرگان ارائه داده‌اند که اگر‌چه همه کاندیداها را در برنمی‌گیرد، اما به هر حال شلیکی است به جانب خامنه‌ای و شورای نگهبان؛ کسانی را که رفسنجانی تحت عنوان چهره‌های «باسواد و معتبر» مطرح کرده، جنایتکارانی از قبیل موسوی تبریزی و هادی غفاری هستند که این روزها فعال شده‌اند و در مصاحبه‌هایی که روزنامه‌های این باند پشت سر هم از آنها چاپ می‌کنند، می‌کوشند مثل خود رفسنجانی سوابق جنایتکارانه‌شان را انکار و به‌اصطلاح سفیدسازی کنند.
به هر حال هر روز که می‌گذرد صفبندی دو طرف بارزتر و مواضعشان علیه یکدیگر تندتر و جنگ فیمابین حادتر و حادتر می‌شود. البته این جنگ در داخل رژیم است ولی آثار و نتایج آن ناگزیر فراتر از رژیم می‌رود و با شکافی که در رژیم ایجاد می‌کند، راه را برای پیشروی مردم و مقاومت ایران هرچه هموارتر می‌کند.

۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

پـابـلو نرودا، شاعری برای زمانها و انسانها

 
پـابـلو نرودا، شاعری برای زمانها و انسانها
پـابـلو نرودا، شاعری برای زمانها و انسانها
                                                   

(از پیشگفتار نرودا در کتاب «سرود اعتراض»
«پابلو نرودا یا «نفتالی ریکاردوریس» در 12 ژوئیه 1904 در شهر پارال شیلی‌زاده شد. کودکی‌اش را در شهر مرزی تموکو در جنوب این کشور گذراند. در این شهر جنگلی، سردسیر و پر باران، پدر نرودا به‌کار کشیدن راه‌آهن مشغول بود. ... شاعر جوان در شانزده سالگی به سانتیاگو پایتخت شیلی رفت. در دانشگاه تربیت معلم این شهر وارد شد و نام «پابلو نرودا» را ـ که بخش اول آن به‌معنای «شیرین‌سخن» است و بخش دوم آن از نام «یان نرودا» نویسنده‌ی چک گرفته شده ـ برای خود برگزید».
نرودا از سال 1927 تا 1943، کنسول شیلی در کشورهای آمریکای لاتین، اسپانیا و شرق آسیا بود. عشق او به آزادی و تحقق سعادت زندگی برای قاره‌یی که طلای معدن‌هایش قرن‌ها بر گردن دیکتاتورها جابه‌جا می‌شد، بسیاری از سالهای زندگی‌اش را به آوارگی، تبعید، زندان و تنهایی کشاند. اما این میدان نیز با همه‌ی صعوبت و رنج‌آوری دوزخی‌اش، برای او موجب شناخت عمیق‌تر جهان و انسانهایش گشت. این تجربه‌ها، مواد و مصالح قلم او را افزودند:
نرودا در سنگرهای آزادی در اسپانیا
سال 1936 فصلی تلخ، اما ماندنی در تاریخ اسپانیا است. فاشیسم محلی با پشتوانه‌ی فاشیستهای ایتالیا و آلمان، پا می‌کوبد و نعره می‌کشد. مبارزان و مردم برمی‌خیزند. شعله‌ی جنگ داخلی گر می‌گیرد. نرودا که سمت کنسول شیلی در اسپانیا را داشت، به مبارزان می‌پیوندد. او در خاطراتش نوشت: «خونی که در اسپانیا ریخته شد، آهن‌ربایی بود که تا زمانی دراز به جان شعر لرزه درافکند». شعر او سنگر به سنگر بین آزادیخواهان دست به دست می‌گردد. نقش او در یاری رساندن به مردم اسپانیا باعث می‌شود تا از سمتش برکنار شود. از آن پس نرودا با بانگی رسا علیه جنایات فرانکو و فاشیستها خروشید و جنگید و نوشت.
سالوادور آلنده پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، نرودا را به‌عنوان سفیر شیلی در فرانسه انتخاب نمود. در سال1971 جایزه نوبل ادبی به نرودا اهدا شد. سال 1973 به شیلی بازگشت. جغد شوم استعمار با دستان کودتاچی و درّنده‌خوی مسلط، «رفیق بزرگش آلنده» را به قتل رساند. نرودا در محاصره‌ی نظامیان پینوشه‌ی دیکتاتور که خانه‌اش را وجب به وجب لگدمال کردند، در بستر بیماری نیز تا آخرین دقایق حیات، دست از آفرینش نکشید:
«نـه روز پیش از مرگش و هفتاد و دو ساعت پس از کودتای فاشیستی، آخرین بخش از خاطرات خود را نوشت و در آن، کودتای پینوشه را کودتای فاشیستی نافرجام علیه مردم شیلی خواند»
«پابلو نرودا در روز بیست وسوم سپتامبر 1973، دوازده روز پس از کشته شدن مردی که شاعر او را «رفیق بزرگم، سالوادور آلنده» می‌نامید، درگذشت. مرگش هم‌چون زندگی‌اش مناسبتی شد برای آن‌که مردم میهنش در بطن سیاه حکومت نظامی، یک‌بار دیگر گردهم آیند و مردی را که همواره برای آنان سروده بود و نوشته بود، به خاک بسپارند».
لقب تاریخی پابلو نرودا، «وجدان قاره» می‌باشد. صفتی برازنده‌ی اندیشمندی بزرگ که واژه‌های قلمش، سخن همه‌ی اعصار و زمانها و جهان و انسان است. نرودا، تجسم ترجمه‌ی شعرهایش بود؛ منزلت، وقار و آرامشی که کمتر شاعر و نویسنده‌یی به آن دست می‌یابد. کتاب‌های او از پرخواننده‌ترین شعرهای معاصر جهان گشت. کمتر کسی را در عرصه‌ی شعر جهان می‌شود یافت که مانند پابلو نرودا محبوب باشد:
 قلمی چون آینه‌یی برابر همه‌ی زمانها و انسانها
در شعر نرودا، اشیاء زمین، حضور انسان، هوا و آسمان و هرآنچه که زندگی را قوام می‌دهد، به هم می‌پیوندند. برای خواننده‌ی شعر او، هیچ رمزی نیست که ناگشوده بماند و هیچ رازی نیست که پابلو نرودا آن را با انسان جهانش در میان نگذارد. کتاب خاطرات پابلو نرودا، آیینه‌یی بی‌لک و رودی زلال از پیکر فیزیکی و روحی و ذهنی مردی بی‌پیرایه است که تمام لحظات پنهان زندگی‌اش را در صداقتی کم‌نظیر، پیش چشمان و افکار خوانندگانش می‌گذارد. مردمانی که صفت زیبا و شاهدگونه‌ی «وجدان قاره» را بر نام او نهاده‌اند، بی‌شک این بی‌رنگی، صافی و زلالی را در زندگی و شعر نرودا کشف نموده‌اند و شهادت داده‌اند. در بخشی از خاطرات نرودا، ویژگی‌های شعر او را می‌خوانیم:
«شعر من و زندگی من مانند رودخانه‌های آمریکا، همیشه در جریان است. شعر من مانند امواج این رودخانه‌ها در قلب گرم کوه‌های جنوب متولد می‌شود و با به حرکت درآوردن آب، آنها را به سوی دریاها می‌راند. در این مسیر، هیچ‌چیز را رد نمی‌کند؛ عشق را می‌پذیرد، از رمز و راز دوری می‌کند و راه خویش را به سوی قلب‌های ساده‌ترین مردم باز می‌کند.
من می‌باید تحمل می‌کردم و به مبارزه دست می‌زدم. باید عشق می‌ورزیدم و سرود سر می‌دادم. من سهم خود را از پیروزی‌ها و شکست‌های جهان به‌چنگ آورده‌ام. من، هم طعم گوارای نان را چشیده‌ام و هم طعم گس و تلخ خون را. و مگر یک شاعر چه می‌خواهد؟ در شعر همه‌چیز هست: اشک، بوسه، عزلت، تنهایی، برادری و همبستگی انسانی. این‌ها نه تنها در شعر من خانه دارند، بلکه بخش‌های مهم آن‌اند. زیرا من برای شعرم زیسته‌ام و شعر من بوده است که مرا در مبارزات خود، یاری داده است».


۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

نظرگاه مريم رجوي براي ايران فردا

خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 

1. از نظر ما آراي مردم، تنها ملاك سنجش است و بر همين اساس، خواهان يك حكومت جمهوري مبتني بر آراي مردم هستيم.
2. ما خواهان يك نظام كثرتگرا و آزادي احزاب و اجتماعات هستيم. در ايران فردا ما به كلية آزاديهاي فردي احترام مي‌گذاريم و بر آزادي بيان و آزادي كامل رسانه‌ها و دسترسي بي‌قيد و شرط همگان به فضاي مجازي تأكيد داريم.
3. ما در ايران آزاد شدة فردا، از لغو حكم اعدام دفاع مي‌كنيم و نسبت به آن متعهديم.
4. مقاومت ايران از جدايي دين و دولت، دفاع خواهد كرد. هرگونه تبعيض در مورد پيروان كلية اديان و مذاهب، ممنوع خواهد بود.
5. ما به برابري كامل زنان و مردان در كلية حقوق سياسي، اجتماعي و مشاركت برابر زنان در رهبري سياسي، معتقديم و هر گونه اَشكال تبعيض عليه زنان، ملغي خواهد شد و آنان از حق انتخاب آزادانة پوشش، ازدواج، طلاق، تحصيل و اشتغال، برخوردار خواهند بود.
6. ايران فردا، كشور عدالت و قانون است. ما خواهان ايجاد يك نظام قضايي مدرن، مبتني بر احترام به اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهي، حق برخورداري از محاكمة علني و استقلال كامل قضات هستيم. همچنين قانون شريعت آخوندي، در ايران فردا جايي نخواهد داشت.
7. ايران فردا كشور احترام به حقوق بشر است. ما متعهد به «بيانية جهاني حقوق بشر» و ميثاقها و كنوانسيونهاي بين‌المللي از جمله: «ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي»، «كنوانسيون عليه شكنجه» و «كنوانسيون حذف كلية اشكال تبعيض عليه زنان» مي‌باشيم.
ايران فردا، كشورِ برابري همه مليتهاست. ما بر خودمختاري كردستان ايران كه طرح آن را شوراي ملي مقاومت تصويب كرده، تأكيد داريم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر مليتي كه هستند، در زمرة سرمايههاي انساني تمام مردم اين كشور است كه بايد در ايران فردا ترويج شود و گسترش پيدا كند.
8. ما مالكيت شخصي، سرمايه‌گذاري خصوصي و بازار آزاد را به رسميت مي‌شناسيم و اين اصل را پيشاروي خود داريم كه چه در اشتغال و چه در كسب و كار، تمام مردم ايران بايد از فرصتهاي برابر برخوردار باشند.
از نظر ما ايران فردا كشور حفاظت از محيط زيست و احياي آن خواهد بود.
9. سياست خارجي ما مبتني بر همزيستي مسالمت آميز، صلح و همكاريهاي بين المللي و منطقه‌يي و احترام به منشور ملل متحد خواهد بود.
10 . ايران آزاد فردا يك كشور غيراتمي و عاري از سلاحهاي كشتار جمعي خواهد بود.

مريم رجوي: فاجعه بي آبي نتيجه عملكردهاي ضد ملي و چپاولگرانه آخوندها و پاسداران است

مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده  مقاومت ایران
مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده  مقاومت ایران 

اولين قدم براي غلبه بر اين بحران بيسابقه استقرار دموكراسي و حاكميت مردم است.

اعترافهاي تكاندهنده سركردگان رژيم به بحران آب و تلاش براي پنهان كردن علت واقعي
خانم مريم رجوي، فاجعه بي آبي در ايران را نتيجه سياستهاي ضد ملي رژيم آخوندي و چپاولگري، سودجويي و فساد بي حد و حصر سردمداران اين رژيم و سپاه پاسداران و به هدر دادن سرمايه هاي كشور در پروژه هاي اتمي و صدور تروريسم و بنيادگرايي توصيف كرد. وي تاكيد نمود: اولين قدم براي نجات كشور از بحراني كه در تاريخ ايران بيسابقه است، سرنگوني فاشيسم ديني و استقرار دموكراسي و حاكميت مردم است.
براي حل اين بحران علاوه بر بسيج همه امكانات اقتصادي و صنعتي بايد پروژه هاي ضد ملي اتمي و صدور تروريسم و بنيادگرايي تعطيل شود و هزينه هاي كلان آنها به بازسازي و احياي منابع آبي اختصاص يابد. اما رژيم آخوندي كه تنها ارمغانش براي مردم ايران فقر، مرگ و نابودي سرمايه هاي ملي است تا بر سر كار است، به سياستهاي مخرب خود ادامه مي دهد و فاجعه بي آبي فراگيرتر و عميقتر مي شود.
سران رژيم پس از سالها سرپوش گذاشتن بر بحران بي آبي در ماههاي اخير كه اين بحران اكثر استانها و شهرهاي ايران را فراگرفته است، ناگزير به گوشه هايي از آن اعتراف مي كنند. آنها در عين حال علت واقعي را پنهان نموده و تلاش مي كنند اين وضعيت را به عوامل طبيعي نسبت داده يا با عبارات چند پهلو از قبيل برداشتهاي بي رويه و بهره برداري بسيار زياد از منابع، تقصير را به گردن مردم بيندازند يا حداكثر به سوء مديريت مقامات قبلي رژيم منوط كنند.
ايجاد تأسيسات اتمي كه آب زيادي مصرف مي كنند در مناطقي مانند قم و نطنز و اصفهان كه از مناطق كم آب هستند، باعث تشديد بحران آب در اين مناطق شده است. يكي از دلايل خشك شدن زاينده رود تمركز صنايع نظامي در استان اصفهان و منحرف كردن آب اين رودخانه براي مصرف اين صنايع است.
سدسازي و منحرف كردن رودخانه ها به خاطر اهداف نظامي و حكومتي بسياري از تالابها و درياچه ها مانند اروميه، هامون و بختگان را خشك كرده كه معيشت مردم اين مناطق و وضعيت محيط زيست را به وضعيتي فاجعه بار دچار ساخته است.

مقاومت ايران از عموم مردم به ويژه جوانان مي خواهد با شعار «آب، آب، حق مسلم مردم ايران است» در مقابل سياستهاي ضد مردمي رژيم آخوندي و سوء استفاده هاي سپاه پاسداران از منابع آبي كشور، منجمله سد سازي هاي ويرانگر ايستادگي كنند و اجازه ندهند بيش از اين كشور را به نابودي بكشانند.

۱۳۹۴ شهریور ۲۱, شنبه

سالروز درگذشت سالوادورآلنده رئيس جمهور سوسياليست شيلي

سالوادورآلنده رئيس جمهور سوسياليست شيلي
سالوادورآلنده رئيس جمهور سوسياليست شيلي
سالروز درگذشت سالوادورآلنده رئيس جمهور سوسياليست شيلي كه در راه دفاع از دموكراسي و ايستادن در برابر كودتا جانش را از دست داد.
سالوادور آلنده:. (من با هر آنچه در توان دارم مقاومت خواهم کرد، حتی اگر به قيمت جانم تمام شود استعمار در وحدت با ارتجاع داخلی، فضا و شرايطی برای ارتش ايجاد کردند تا سنت خود را بشكند ... زنده باد مردم اين ، آخرين واژه هاي من است! اطمينان دارم که قربانی شدنم به هدر نخواهد رفت. من يقين دارم که خون من، درسی خواهد شد برای توبيخ پيمان شکنان، جنايتکاران، نامردان و خائنان!)

۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

ایران - سالروز كشتار مردم بي گناه در ‏يكشنبه‬ خونين در ‫‏ميدان‬ ژاله ‏تهران‬ به دست ‫‏ديكتاتوري‬ شاه.

رژيم شاه كه تا اين روز هر مانوري كرده بود تا مانع گسترش قيام شود، چهره ي حقيقي اش را نشان داد و اين كشتار وحشيانه خشم مردم را شعله ور كرد و به سرنگوني سرعت داد.
با وجود اينكه تعداد زيادي از مردم تهران از جمله زنان، حتي كودكان در اين جنايت به خاك و خون افتادند اما خميني كه در نجف بود از ترس سكوت كرد و حتي يك پيام تسليت نفرستاد!
ژاله خون شد و خونش سراسر ايران را فراگرفت تا پيروزي مردم بر ديكتاتوري شاه را رقم زند.

17شهریور57-ژاله در خون خفته
17شهریور57-ژاله در خون خفته 

۱۳۹۴ شهریور ۶, جمعه

مؤسسه نظرسنجی گالوپ: مردم ایران جزو غمگین ترین و خشمگین ترین مردم جهان

مردم ايران جزو غمگين ترين در جهان

اين نتيجه 30 سال حكومت ننگين قرون وسطايي خميني ضدبشر و خامنه اي و روحاني جنايتكار است  كه شادي و خنده را از سيماي مردم ايران زمين گرفته اند.
برای زدودن غم  باید یکی شویم واین نظام  دیکتاتوری را سرنگون کنیم وخنده وشادی  را به زیباترین  وطن بازگردانیم. 

زندگی فردا نيست،

زندگی امروز است، زندگی قصه عشق است و اميد،
صحنه ی غمها نيست.
پای در راه گذار، راهها منتظرند، تا تو هر جا كه بخواهی برسی،
پس رها باش و رها،
تا نماند قفسی..

روزنامه اينديپندنت در گزارشي از شادترين و غمگين ترين مردم جهان نوشت: بر اساس نظرسنجي سالانه موسسه گالوپ كه از ميان 153 هزار نفر در 148 كشور صورت گرفته است مردم عراق، ايران و كامبوج مانند سه سال گذشته بيشترين تجارب منفي را در زندگي روزمره خود تجربه ميكنند و خشمگين ترين مردم جهان ميباشند.

مردم  شاد ایران
مردم  شاد ایران
مردم غمگین ایران
مردم غمگین ایران

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

ایران - تلویزیون العربیه :فصلی درجهنم –مصاحبه با خانواده رضائیهای شهید

من درزمان دانش آموزی وقتی زندگی نامه مجاهدین شهید احمد ورضا ومهدی رضائی را میخواندم صفا ویکرنگی و ایمانشان  در‌خاطرم ثبت می شد.وقلب و وجودم  پر ازطراوت و غرور وافتخار می‌شد.آنها هرلحظه  با زندگیشان، کلامشان، کارشان و آمدن و رفتنشان، انسانیت را ارتقا می‌دادند ومیدهند. به روان پاکشان درود می‌فرستم.  فردا در نبرد آزادی ایران در صفوف اشرفیها و ارتش آزادی و جوانان به‌پاخاسته ایران، حی وحاضرند.
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
فاطمه  رضائی - ابوالقاسم رضائی
به روایت فاطمه رضایی: با توجه به شناختی که توسط برادرام و بچه‌های مجاهدین از آخوندها و رژیم خمینی داشتم هیچ فکر نمی‌کردم که بتونند آن چیزی که آرزوی مردم هست آرمان آزادی هست، محقق کنند، من به‌خاطر کاندیداتوری برادر مسعود، و چون خودم نیز کاندید مجلس بودم، تو شهرهای مختلف ایران برای سخنرانی می‌رفتم، باور کنید تمامی مردم شهرها به استقبال ما می‌آمدند و می‌خواستند ببینند ما چی می‌گیم و شهدای ما برایشان مقدس بود، تک‌تک شهدای ما، ولی خمینی نتونست اینو ببینه و سرکوب شدیدی کرد. 
صدها هزار خانواده‌هایی را می‌شناسم که تمامی‌شان فدای آزادی ایران شدند، من خانواده‌هایی رو از داخل ایران می‌شناسم که تمام پدر مادر و همه فرزندانشان رفتند ونوه هاشون وفرزندان دیگرشون همین الآن دارند مبارزه می‌کنند علیه رژیم خمینی، برای سرنگونیش، من شک ندارم که مردم ایران تا پای جان، تا آخرین لحظه برای سرنگونی رژیم خمینی هیچی کم نمی‌گذارند. 
به روایت ابوالقاسم رضایی 
خانواده ما، یکی از خانواده‌هایی است که قربانی دو دیکتاتوری شاه و شیخ بوده، چهار تن از اعضای خانواده ما در دوران شاه به‌شهادت رسیدند و چهار تا از آنها نیز در دوران خمینی، برادر بزرگتر من احمد که اولین شهید سازمان مجاهدین خلق ایران است که در بهمن ماه سال 1350 شهید شد و به‌دنبال اون برادر کوچکتر احمد که البته یک‌سال از من بزرگتر بود، مهدی دستگیرشد و طی محاکمه‌ای محکوم به اعدام شد که تقریباً در فاصله کوتاهی اعدامش کردند، بعد برادر دیگرم رضا بود که این سال 50 دستگیر شده بود ولی موفق شد که طرح یک برنامه‌ای، یعنی یک برنامه‌ریزی مشخصی که تقریباً بقیه اعضای سازمان مجاهدین در آن مشارکت داشتند از زندان اوین فرار بکند ونقش زیادی در تجدید سازمان این تشکیلات مجاهدین بعد از فرارش ایفا کرد ولی بعد از مدتی طی درگیری خیابانی شهید شد.همچنین یکی از خواهرانم توی یک درگیری خیابانی به‌شهادت رسید. 

۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه

ایران - گسترش شعارنویسی علیه سران رژیم در تنگه تفریحی ماغر و سولک

اعتراض علیه دستگیری ها:

به‌دنبال گسترش شعارنویسی علیه سران رژیم در تنگه تفریحی ماغر و سولک، نیروی سرکوبگر رژیم به‌منظور خاتمه دادن به این فضاحت علیه رژیم، جوانان روستاهای اطراف را احضار و بازداشت کرده‌اند، روز دوشنبه 12مرداد جمعی از مردم بخش ممبی شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد در اعتراض به احضار و بازداشت جوانان روستاهای حومه این بخش در برابر بخشداری بهمئی تجمع کردند و خواستار آزادی همه کسانی که طی دو هفته اخیر بازداشت شده بودند، شدند. شایان ذکر است که بازداشتهای کور جوانان روستاهای اطراف تنگه، تاثیر بر شعارنویسی علیه سران رژیم نداشته است و مردم به ابراز نفرت خود علیه سران رژیم ادامه می‌دهند.
تجمع دراستان کهکیلویه
تجمع دراستان کهکیلویه 

۱۳۹۴ مرداد ۱۱, یکشنبه

ایران - معنی عقب‌نشینهای دستگاه سرکوب همزمان با گسترش اعدامها؟

ولی‌فقیه نظام، خامنه ای  جنایتکاربرای بند زدن طلسم درهم شکسته ولایت، و سرپا نگه‌داشتن رژیم در شرایط پس از توافق ، روزانه برطبل اعدام  وسرکوب  میکوبد. امادور نیست سرنوشت رژیم در تعیین تکلیف تضاد اصلی، یعنی تضاد بین مردم و مقاومت ایران از یک طرف و نظام ولایت از طرف دیگر تعیین‌تکلیف می‌شود، که طبعاً سرنوشت آن چیزی جز سرنگونی تام‌وتمام آن نیست.
سؤال دو رویکرد متضاد و همزمان در عملکرد دستگاه سرکوب رژیم ناشی از چیست و چه معنایی دارد؟ 
جواب این است که این دو رویکرد، گرچه 180درجه متفاوت، اما یک ریشه بیشتر ندارند: وحشت از فوران خشم انفجاری مردم در دوران پس از خوردن زهر هسته‌یی.
بله واکنش نامتعادل و متضاد دستگاه سرکوب نظام ولایت بیانگر بن‌بست سرکوب است که با وارد شدن رژیم به دوران پس از خوردن زهر هسته‌یی، برای رژیم بسا خفقان‌آورتر و خطرناکتر از قبل است. 

دار زدن روزانه جوانان ایران زمین 

۱۳۹۴ تیر ۲۱, یکشنبه

ایران- زندان گوهر دشت- زندانیان سیاسی از هوای گرم در عذاب هستند

زندان گوهردشت کرج
زندان گوهردشت کرج
تاوقتی  خامنه ای جلاد  وروحانی شیاد درقصرهایشان که روی موج خون جوانان ایران زمین ورنج وکار مردم ستمدیده  ایران  بناشده هستند  زندانیان سیاسی دلیر وفداکارما اینچنین درآتش ظلم  این جانیان میسوزند اما دور نیست که بدست خلق  دلاور ایران   ورزمندگان ارتش آزادیخش   ملی ایران به رهبری آقای مسعود رجوی وخانم مریم رجوی این کاخها رابرسراین شریران ویران کنیم .