‏نمایش پست‌ها با برچسب هسته ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هسته ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران - راه غلبه بر بنيادگرايي از تهران مي گذرد .

علی صفوی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی-مقاومت
حملات شنيع تروريستي هفته قبل در سن برناردينو و ماه گذشته در پاريس، تهديد رو به رشد بنيادگرايي اسلامي را به وضوح گوشزد كردند. اين ايدئولوژي شرارت باردرحال بخود گرفتن نمودهاي جديديست، زماني القاعده و امروز داعش.
هدف آنها ايجاد دولتي اسلامي است كه با زور، قوانين شريعت را اجرا كند و دستاوردهاي دموكراتيك بشريت را بر باد دهد. در حالي كه بنيادگرايي سني به دنبال رسيدن به اين هدف است، بنيادگرايي شيعي در تهران مدتهاست كه به آن دست يافته است. با اين قضيه بايد مقابله شود، نه اينكه به‌رسميت شناخته شود. كانونهاي بحران مانند سوريه، عراق، و يمن به محيطهاي مستعدي براي رشد داعش تبديل شده‌اند. در تمام اين كشورها رژيم بنيادگراي ايران نقش كليدي در درگيري ها دارد. طبق گفته رهبر ايران، آنچه كه اين رژيم در دستور كار دارد «درست مخالف» سياستهاي آمريكا در منطقه است.
در واقع، پس از حملات مرگبار پاريس، مقامات رسمي ورسانه‌هاي ايران فوراً خود فرانسه را مقصر شمردند. از جمله، كساني گفتند كه فرانسه «شايسته» چنين حملاتي بود، زيرا فرانسه عليه بشار اسد ديكتاتور سوريه، متحد كليدي ايران است.
اكنون رژيم تهران سعي مي كند روايت جديدي را پيش ببرد. براي اين رژيم، داعش موهبت است. چرا كه بدينوسيله به راحتي دخالتهاي مخربش در سوريه و ديگر كشورها را توجيه مي كند. در حال حاضر ملاها در تلاشند كه دولتهاي غربي را براي پيوستن به پشتيباني از اسد با خود همداستان كنند. اين يك موضع بسيار خطرناك است. در پي معامله هسته‌اي، كساني در غرب نسبت به بازتر شدن راه اصلاحات در حكومت ديني خوشبين شده‌اند. اما شواهد و قراين اين مطلب را تاييد نمي كند. رژيم ايران به‌جاي تغيير روش در منطقه خاور ميانه، در اينكه ديگران هم بايد از سياستهاي مخربش تبعيت كنند سرسخت‌تر شده است.تحت حاكميت رئيس‌جمهورحسن روحاني به اصطلاح ميانه رو،وضعيت درايران درحقيقت به‌صورت چشمگيري بدتر شده است.
طبق گزارش جديدي كه از سوي ملل‌متحد منتشر شده است، در نه ماه اول امسال، بيش از 690نفر در ايران اعدام شده‌اند كه "به احتمال زياد اين ميزان اعدام در نيمه اول سال، در 25سال اخير بي‌سابقه است. " در همين ماه رژيم ايران براي شصت‌و دومين بار توسط سازمان ملل مورد سرزنش قرار گرفت. احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل، با دلسردي خاطرنشان كرد كه اعدام نوجوانان توسط رژيم هم‌چنان ادامه دارد، و عفو بين‌الملل از ايران به‌عنوان يكي از آخرين كشورهاي باقي مانده در جهان است كه كودكان را اعدام مي كند. با زنان هم‌چنان به‌عنوان شهروندان درجه دوم رفتار مي شود. سال گذشته، به دليل زير پا گذاشتن قوانين سخت گيرانه حجاب، به‌صورت ده‌ها زن اسيد پاشيده شد. دختران جوان از خواندن بعضي رشته‌هاي دانشگاهي مثل مديريت بازرگاني و مترجمي زبان انگليسي منع مي شوند. و پارلمان (مجلس)، در دوره روحاني چندين بار قوانيني را گذرانده است كه نيمي از جمعيت را بيش از پيش به حاشيه مي راند و حقوقش را سلب مي كند. روزنامه‌نگاران، وبلاگ نويسان و فعالان مخالف مداوما توسط رژيم دستگير مي شوند. در يكي از پر سر و صدا ترين اين اقدامات، وبلاگ نويس جواني به نام ستار بهشتي زير شكنجه كشته شد. طبق گزارش ملل متحد، رژيم به استفاده از روشهاي گوناگون شكنجه، شامل بيرون آوردن چشم و قطع كردن دست –مشابه آنچه داعش در "خلافت" خود انجام مي دهد- ادامه مي دهد.
اين هم شد ميانه روي؟! رژيم ايران توسط علي خامنه اي رهبري مي شود ،چيزي معادل "خليفه" در يك "خلافت. "تصميم گيرنده نهايي اوست و اوست كه مسيرهاي راهبردي دولت "اسلامي" را تعيين ميكند. چند روز بعد از اعلام معامله هسته‌اي، خامنه اي هشدار داد كه "ما هرگز از حمايت دوستانمان در منطقه و مردم فلسطين، يمن، سوريه، عراق، بحرين و لبنان دست نخواهيم كشيد. حتي بعد از اين معامله سياست ما در قبال آمريكاي مستكبر تغييري نخواهد كرد. "رژيم قرون وسطايي حاكم بر ايران اصلاح شدني نيست چرا كه كوچكترين ميانه روي اي فضا را براي بروز مطالبات مردمي باز ميكند، كه به نوبه خود راه به اعتراضات دموكراسي خواهانه مي برد. ناظرين برجسته بسياري معتقدند كه جايگزين واقعي بنيادگرايي در دل جامعه بزرگ ايران نهفته است، نه در دخمه رو به زوال يك حكومت مذهبي رو به موت. درست مثل پرده آهنين كمونيسم كه در اروپاي شرقي توسط مردم به‌پاخواسته آن منطقه فرو افتاد،پرده آهنين بنيادگرايي در ايران نيز به همين شكل قابل فرو افتادن است. تا وقتي كه حكومت ايالات متحده به دنبال اين باشد كه مساله ايران را با دست به داماني از صورت مساله ،رژيم تهران،حل كند، در ايجاد يك تغيير واقغي شكست خواهد خورد. ايالات متحده بايد از به چالش كشيدن درگيري رژيم ايران در سوريه آغاز كند و بر روي حذف اسد از قدرت در اسرع زمان كار كند. اين راه‌حلي واقعي براي تهديد رو به رشد داعش است. در نهايت، پاسخ به بنيادگرايي اسلامي در دستان مردم ايران و اپوزيسيون سازمان‌يافته ايران نهفته است كه توسط مريم رجوي، كه زني مسلمان است، رهبري مي شود. حذف مركز زمين لرزه بنياد گرايي در ايران تضميني است براي رهايي هميشگي جهان از تهديد سهمگين بنيادگرايي.
صفوي عضوكميته امورخارجه شوراي ملي مقاومت ايران است كه به دنبال برقراري ايراني دموكراتيك،سكولار وغير هسته اي مي باشد
فايننشال تايمز
علی صفوی



۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

ایران - رفسنجاني براي اولين بار به تلاش رژيم براي دست يابي به سلاح اتمي اعتراف كرد

اعتراف صریح و بی‌سابقه رفسنجانی
اعتراف صریح و بی‌سابقه رفسنجانی
رفسنجاني مليجك خميني و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام روز دوشنبه 4آبان در مصاحبه اي كه در سايت موسوم به ”اميد هسته يي ايرانيان” منعكس شد براي نخستين بار به تلاش هاي رژيم براي دست يابي به سلاح اتمي را برملا و گفت: «اين درست است كه ما اجازه رفتن به طرف سلاح هسته يي را نداريم ولي اگر شرايطي پيش بيايد و ضرورت پيدا كند يا دشمني پيدا كنيم كه بخواهد از اين سلاح استفاده كند قدرت ما محفوظ است».
رفسنجاني كه خود باني برنامه اتمي رژيم آخوندي است، سلاح اتمي را عامل بقاي نظام مي دانست. تحريمهاي خفه كننده باعث شد كه وي و خامنه اي به سياست زهرخوران اتمي تن بدهند.
رفسنجانی در بخشی از این گفت‌وگو به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای در دوره جنگ ۸ ساله با عراق می‌پردازد و می‌گوید:
«اوایل که شروع کردیم، در جنگ بودیم و دنبال این بودیم که چنین امکانی برای روزی که دشمن ما بخواهد از سلاح هسته‌‌ای استفاده کند، داشته باشیم. چنین تفکری بود. اما هیچ وقت جدی نشد. ولی استفاده‌های غیرنظامی را جدی گرفته بودیم و هزینه هم می‌کردیم و در خیلی جاها کار کردیم. در انواع مختلف کار کردیم و آموزش زیادی دادیم. دانشجو فرستادیم و دانشمند دعوت کردیم. خیلی از این کارها را کردیم. اساس دکترین ما استفاده صلح‌آمیز هسته‌ای بود. گرچه هیچ‌وقت از ذهن ما بیرون نمی‌رفت که اگر روزی بنا باشد خطری ما را تهدید کند و ضرورتی باشد، امکان اینکه به طرف دیگر هم برویم، داشته باشیم.» رئیس جمهور سابق ایران همچنین در توضیح تاریخچه برنامه‌های هسته‌ای ایران و تلاش برای راه‌اندازی امور، به همکاری جمهوری اسلامی با عبدالقدیرخان، دانشمند پاکستانی و پدر تسلیحات هسته‌ای در این کشور اشاره می‌کند.
رفسنجانی می‌گوید: «به مراحلی رسیدیم که از آلمانی‌ها مأیوس شدیم و به فکرهای دیگری افتادیم. با پاکستانی‌ها صحبت‌هایی شد. یک دانشمند هسته‌ای به نام آقای عبدالقدیرخان در پاکستان بود. در سفری که به پاکستان رفته بودم، خواستم ایشان را ببینم. اما به من نشان ندادند. آیت‌الله خامنه‌ای هم ایشان را ندید... گویا خود آقای عبدالقدیرخان اعتقاد داشت که دنیای اسلام باید بمب هسته‌‌ای داشته باشد و بمب هسته‌ای پاکستان را هم او ساخت. هر چند طول کشیده بود تا بمب را بسازند.»
به گفته وی، عبدالقدیرخان در نهایت حاضر به کمک شد «در حدّی که مثلاً دست دوم نسل اول سانتریفیوژهایی را که غنی‌سازی می‌کنند، با نقشه» به ایران داد تا بعدها خود ایران آن را بسازد.
لازم به ياد آوري است كه عبدالقدیرخان سال ۲۰۰۴ پس از آن که اعتراف کرد اطلاعات محرمانه‌ای درباره برنامه هسته‌ای به ایران، کره شمالی و لیبی داده بازداشت شد و تا پنج سال در حبس ماند.
از سرگیری فعالیت تأسیسات هسته‌ای اصفهان در آخرین روزهای ریاست جمهوری محمد خاتمی، موضوع دیگری است که آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه خود به آن می‌پردازد و می‌گوید که آقای خاتمی در ابتدا با این مسئله مخالف بوده و آن را نپذیرفته، اما در نهایت «قانع» شده است:
«وقتی آقای احمدی‌نژاد آمد، با رهبری تصمیم گرفتند که تعلیق را بشکنیم. هنوز کار آقای احمدی‌نژاد شروع نشده بود که به رئیس دولت اصلاحات پیشنهاد کردند که ایشان تعلیق را بشکند. در آن دوره گاهی جلسه‌ای خدمت رهبری بود که جمع زیادی شرکت می‌کردند. در آن جمع وزیر خارجه، رئیس‌جمهور، رؤسای قوا، من، نظامی‌ها مثل آقای شمخانی و دیگران بودند و برای قدم به قدم کارها مشورت می‌شد. تصمیمات رهبری با مشورت بود که نتیجه‌ی آن جلسه را می‌پذیرفتند. وقتی احمدی‌نژاد آمد و گفت که تعلیق را بشکنیم، رئیس دولت اصلاحات گفت که من نمی‌شکنم، برای این که یک پرونده سنگین تهدید برای دولت بعد باقی می‌ماند و من نمی‌خواهم دولت بعد از من وارث این مشکل شود. بعدها نمی‌دانم چگونه رئیس دولت وقت را قانع کردند که ایشان تعلیق را باز کرد. از آن به بعد دعواها شدت گرفت و بقیه‌ مسائل که تا الان ادامه دارد.»
محمد خاتمی مرداد ماه ۱۳۸۴، چند روزی پیش از آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد که توقف فعالیت‌های مجتمع اصفهان برای ایران «زیان‌های مالی و معنوی فراوان» داشته و از آنجا که ایران «داوطلبانه» فعالیت‌های این مجتمع را متوقف کرده، برنامه خود را از سر می‌گیرد، امری که چند ماه بعد از آن نیز با فک پلمپ سایت نطنز دنبال شد و به این ترتیب فشار جامعه جهانی بر ایران شدت یافت.
و در نهایت، بخشی دیگر از فرازهای مناقشه هسته‌ای رژيم که رفسنجانی به آن می‌پردازد، بیانیه سعدآباد است، بیانیه‌ای که سال ۱۳۸۲ طی مذاکرات حسن روحانی، رئیس وقت شورای امنیت ملی رژيم با وزرای خارجه سه کشور اروپایی تدوین گردید و تهران تعلیق فعالیت‌ سانتریفیوژهای نیروگاه نطنز را پذیرفت.
رفسنچاني می‌گوید که این بیانیه از حمایت ‌ خامنه‌ای برخوردار بوده است:

«قبل از اینکه دولت اصلاحات تمام شود، مذاکرات بود و چون آقای روحانی دبیر شورای امنیت بود، نقش مذاکره کننده را داشت. آن موقع تهدیدها و خطر شروع شده بود و به جایی رسیده بود که ما داوطلبانه کارها را تعلیق کنیم و فقط کارهای محدودی را که مشخص شده بود، انجام بدهیم. ولی غنی‌سازی و این کارها را تعطیل کنیم و تحقیقات را ادامه بدهیم که ماجرا ...؟

۱۳۹۴ مرداد ۱۱, یکشنبه

ایران - معنی عقب‌نشینهای دستگاه سرکوب همزمان با گسترش اعدامها؟

ولی‌فقیه نظام، خامنه ای  جنایتکاربرای بند زدن طلسم درهم شکسته ولایت، و سرپا نگه‌داشتن رژیم در شرایط پس از توافق ، روزانه برطبل اعدام  وسرکوب  میکوبد. امادور نیست سرنوشت رژیم در تعیین تکلیف تضاد اصلی، یعنی تضاد بین مردم و مقاومت ایران از یک طرف و نظام ولایت از طرف دیگر تعیین‌تکلیف می‌شود، که طبعاً سرنوشت آن چیزی جز سرنگونی تام‌وتمام آن نیست.
سؤال دو رویکرد متضاد و همزمان در عملکرد دستگاه سرکوب رژیم ناشی از چیست و چه معنایی دارد؟ 
جواب این است که این دو رویکرد، گرچه 180درجه متفاوت، اما یک ریشه بیشتر ندارند: وحشت از فوران خشم انفجاری مردم در دوران پس از خوردن زهر هسته‌یی.
بله واکنش نامتعادل و متضاد دستگاه سرکوب نظام ولایت بیانگر بن‌بست سرکوب است که با وارد شدن رژیم به دوران پس از خوردن زهر هسته‌یی، برای رژیم بسا خفقان‌آورتر و خطرناکتر از قبل است. 

دار زدن روزانه جوانان ایران زمین 

۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه

ایران - برد وباخت برای کی؟

مطلبی از آقای پرویز خزایی عضو شورای ملی مقاومت ایران خواندم بنظرم جالب آمد پیشنهاد دارم آنرا بخوانید .

مقاومت ایران بدرستی از این توافق اتمی بعنوان یک بازی باخت- باخت نام میبرد. روشن است که غرب با دور زدن از شش قطعنامه شورای امنیت، آنچه را که ابتدا در دستور کار پرونده بحران هسته ای با رژیم ولایت فقیه داشت زیر پا گذاشت و از فرصت بدست آمده که میتوانست تمامیت پروژه ضد ایرانی هسته ای رژیم را متلاشی کند استفاده مطلوب نکرد و در عوض امتیازات کلان به آخوندهای پا بگور داد.

پرویزخزایی:دریک کلام : اینجا کلیک کن.  برد وباخت برای کی؟
ولی وقیح  جنایتکار خامنه ای
ولی وقیح  جنایتکار خامنه ای