‏نمایش پست‌ها با برچسب خون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۱۱, جمعه

بايد كه ريشه هاي مرا جستجو كنيد

كوچكتريد از آنكه مرا زير و رو كنيد                  
حتي اگر هر آنچه كه داريد رو كنيد
كوچكتريد از آنكه بدانيد من كيم
از كوه ها نام مرا پرس و جو كنيد
اي باد هاي سرد مخالف منم درخت
بايد كه ريشه هاي مرا جستجو كنيد
اي باد هاي سرد مخالف من ايستاده ام
اين سينه ام ،كه خنجرتان را فروكنيد
من ريشه در شقايق پر خون نشانده ام
گلهاي سرخ باغ مرا خوب بو كنيد
بر من مباد تيغ شما زخمي ام كند
شايد به خواب مرگ مرا آرزو كنيد

Kvchktryd than these and you turn me
Even if whatever you like,
Kvchktryd they know who I am
Ask me the name of the mountain
A cold wind against me, tree
Look to my roots
I am standing against the wind and cold
This my chest, that's Khnjrtan Frvknyd
I've planted roots in anemone full blood
My garden roses smell good
Let the knife you've wounded me
Perhaps you wish me to sleep death






۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

مراسم سالروز ‏تولد‬ ‫‏بهنود‬ رمضاني ‫‏دانشجوي‬ ‏شهيد‬ كه در چهارشنبه سوري89 به شهادت رسيد برگزار شد.

بهنود جان ميلادت مبارك

تو زنده اي چرا كه امروز در هزاران جوان عاصي اين سرزمين تكثير شده اي....
آنان که جانتان را از نور و شور و پويش و رويش سرشته اند
تاريخ سر فراز شمايان به هر بهار
در گردش طبيعت تکرار مي شود
زيرا که سر گذشت شما را
به کوه و دشت
بر برگ گل
به خون شقايق ، نوشته اند.
                                           

۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

ایران - سالروز كشتار مردم بي گناه در ‏يكشنبه‬ خونين در ‫‏ميدان‬ ژاله ‏تهران‬ به دست ‫‏ديكتاتوري‬ شاه.

رژيم شاه كه تا اين روز هر مانوري كرده بود تا مانع گسترش قيام شود، چهره ي حقيقي اش را نشان داد و اين كشتار وحشيانه خشم مردم را شعله ور كرد و به سرنگوني سرعت داد.
با وجود اينكه تعداد زيادي از مردم تهران از جمله زنان، حتي كودكان در اين جنايت به خاك و خون افتادند اما خميني كه در نجف بود از ترس سكوت كرد و حتي يك پيام تسليت نفرستاد!
ژاله خون شد و خونش سراسر ايران را فراگرفت تا پيروزي مردم بر ديكتاتوري شاه را رقم زند.

17شهریور57-ژاله در خون خفته
17شهریور57-ژاله در خون خفته 

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

ایران - اشرف - کهکشان اشرف ،حماسه نسلی ایستاده تاجاویدان

به ياد ستاره ي آسمان فرداي ما، 
مجاهد قهرمان سعيد اخوان
گل سرخ ديگري كه با عهدي به رنگ خون پر كشيد...
مجاهد شهید سعید اخوان
مجاهد شهید سعید اخوان 
«تابلو من همان تابلو 72 تن است
كه سالها پيش در آن ثبت نام كردم.
از آرمانم كه همان آزادي خلق اسيرم است
 كوتاه نمي آيم و دست بر نمي دارم
 تا اين رژيم ضدبشري را در تماميت آن سرنگون كنيم
و به زباله دان تاريخ بفرستيم
و خورشيد آزادي را بر ميهن مان به ارمغان ببريم.»

۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

ایران - کرج - پيام جمعي از زندانيان سياسي زندان گوهردشت كرج در سالگرد دهم شهريور ١٣٩٢

 بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج به مناسبت دومین سالگرد دهم شهریور 92 حمله جنایتکارانه به اشرفیان

زندان  گوهردشت کرج
زندان  گوهردشت کرج
واقعه سخت هولناک بود ... هر لحظه شهیدی در خون می غلطید، بی سلاح و با دستانی بسته ... .. در عملی بی تردید جنایتکارانه و مصداق بارز قتل عام ...! دلیل ایستادگی و مقاومتشان را شاید آنموقع کسی نمیدانست، گوئیا تنها ندایی در وجودشان آنها را به ایستادگی و استقامت فرا میخواند، همانگونه که پیامبرشان را فاستقم کما امرت ... و دنیا هم بهت زده این صحنه ها را نظاره میکرد.

۱۳۹۴ شهریور ۶, جمعه

ایران - دستان خون آلود رژیم ایران

دخالت نیروی تروریستی قدس درخاورمیانه
دخالت نیروی تروریستی قدس درخاورمیانه

وال استریت ژورنال در سرمقاله خود با عنوان ”دستان خون آلود رژیم ایران“ به اقدامهای تروریستی رژیم ایران در چند دهه گذشته پرداخته است. 

ازجمله، باراک اوباما اولین رئیس‌جمهور آمریکا نیست که تلاش دارد دستان خون آلود رژیم ایران را نادیده بگیرد، بیل کلینتون نیز همین کار را در تحقیقات اف.بی.ای در مورد انفجار برجهای خوبر در عربستان در سال 1996 انجام داده بود.

۱۳۹۴ شهریور ۱, یکشنبه

ایران - قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 یک نسل کشی شقاوت آمیز

ایران - رضا شمیرانی : اوین : یکسال قبل از قتل عام سال67 خاطرات  زندان  

به‌هم‌ریخته و کلافه بودم. شکنجه به‌منظور دادن اطلاعات مربوط به مناسبات و روابط بچه های زندانی درون بند چیز ساده یی نبود. کافی بود دهانم بازشود و آن وقت خیلی‌ها را به زیر شکنجه بیاورند. باید از این شرایط خودم را نجات میدادم. دنبال راه‌حل بودم. به گذشته فکر می کردم. به دوستانم و خاطراتی که از آن‌ها داشتم و خصوصاً رضا فاروقی و آن نگاه مظلومش. به ناگاه فکری در ذهنم خطور کرد. از سازمان شنیده بودم که یک انقلابی بن بست را با خون خود میشکند و الآن من در این نقطه بودم كه یا باید خیانت میکردم یا از جان خود میگذشتم. علی انصاریون و عملی را که انجام داد، در ذهن مرور کردم. علی قبل از خودکشی می گفت آن‌ها می خواهند از من یک توّاب بسازند و مرا به خیانت وادارند، امّا من به آن‌ها این اجازه را نمی دهم و با خون خود، عزّت و شرف خود را حفظ کرد.
طبق روال روزانه مجدداً صبح زود برای بازجویی به سراغم آمدند. اواخر آذرماه بود. بعد از چند ساعت علافي بازجو از من خواست که به سؤال‌های او جواب دهم. گفتم باشد، امّا الآن حالم خوب نیست بگذارید برای فردا. قبول کرد و مرا به سلولم فرستاد. قبل از رفتن به سلول به پاسداری که مرا همراهی می کرد گفتم برای نمازخواندن نیاز به حمّام دارم. این بهانه خوبی بود. میدانستم قبول میکند. وقتی میخواستم بروم داخل حمام گفتم به داروی نظافت احتیاج دارم و او دو بسته داروی نظافت به من داد. رفتم داخل حمام. حمام آسایشگاه خیلی کوچک است و پاسدار برای این‌که اذیّتم کند چراغ حمام را خاموش کرد و درب را بست. هیچي نمیديدم. گفت ۵دقیقه دیگر میآيم عقبت، زود باش. غسل شهادت کردم و سریع در تاریکی لباس پوشیده و دو بسته داروی نظافت را در لباس پنهان کردم. به سلول که برگشتم. داروها را زیر پتوی سربازی که داشتم گذاشتم و نشستم روی آن. حوالی ساعت ۷ شب بود. توی خودم بودم و فکر میکردم. همچون کشتی‌شکسته در نوسان بودم.
 نیروهای شرّ و خیر در وجودم در جنگ بودند. آیا بکنم آیا نکنم؟ اگر بکنم چی میشه؟ اگر نکنم چی میشه؟ سؤال پشت سؤال. آیا راه‌حل دیگری وجود دارد که هم زنده بمانم و هم به خیانت درنغلتم؟
زندان  اوین  قتلگاه  جوانان دلیر ایران زمین
زندان  اوین  قتلگاه  جوانان دلیر ایران زمین