‏نمایش پست‌ها با برچسب بهشت زهرا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهشت زهرا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۷, شنبه

ایران - دکتر ملکی : آشغالها را جارو می کنیم - دستگیری و اذیت و آزار دکتر ملکی

شورای ملی مقاومت ایران
شورای ملی مقاومت ایران
ساعت ۱۰ صبح روز جمعه ۱۶ بهمن، دکتر ملکی ۸۲ ساله توسط مأموران وزارت اطلاعات در چهار راه پارک‌وی تهران بازداشت شد. مأموران او را به طرز وحشیانه‌یی سوار یک ماشین پژو کردند که بر اثر آن، سر دکتر ملکی جراحت برداشت و بدنش دچار کوفتگی شدید شد. نیروهای سرکوبگر بعد از چند ساعت دکتر ملکی را در بیابانهای بهشت زهرا در جنوب تهران رها کردند.
#ایران  #ملکی  #اعتراض  #دستگیری

۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

ایران - دو مادر، دو همدرد،دو مادر ايستاده كه صداي حق طلبي شده اند

مراسم سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری با حضور مادران ریحانه، ستار بهشتی و شهدای قیام 88
مراسم سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری با حضور مادران ریحانه، ستار بهشتی و شهدای قیام 88

برگزاری مراسم ريحانه جباری در اولين سالگردپرواز او 

امروز عليرغم ايجاد جو امنيتي اطراف بهشت زهرا توسط ماموران امنيتي در هراس از شكل گيري تجمع بر سر مزار ريحانه، جمعيت زيادي بالغ بر 150 نفر بر سر مزار ريحانه جباري در اولين سالگرد اعدامش بر سر مزارش جمع شدند.
خانواده هاي زندانيان سياسي و نيز اعدام شدگان سياسي و شهداق قيام 88 و نيز مادر ستار بهشتي ( خانم گوهر عشقي) ، مادر سعيد زينالي از شهداي كوي دانشگاه سال 78 ( خانم اكرم نقابي)، خانم مهين شهين فر مادر اميرارشد تاجمير از شهداي قيام عاشوراي 88 كه زير ماشين نيروي انتظامي گرفته شد بهمراه تعدادي از هواداران و خانواده هايي كه از شهرستان نيز به تهران رفته بودند شركت داشتند.
در مراسم یادبود اولین سالگرد اعدام جنایتکارانه ریحانه جباری در بهشت زهرا در تهران که روز یکشنبه 3آبان برگزار شد، شماری از مادران شهدا از جمله مادر ستار بهشتی حضور یافتند و یاد او را گرامی داشتند.
مادر ریحانه با اشاره به مادر ستار بهشتی و خطاب به جمعیت گفت:”... ما مادران نه قراره ثروتمون رو آزمون بگیرن، نه شغلمون و نه چیز دیگه‌ای رو، عزیزترین چیزمون رو که پاره تنمون بود گرفتن، نه فقط اینها، صدها و صدها، در این سر زمین مادرانی مثل این مادران... فراوانند.“..
مادر ستار بهشتی نیز در حالی که عکس پسر شهیدش را در دست داشت گفت:”من آرام نخواهم نشست، او همه چیز من بود.
تازمانی که زنده باشم، کنار ستارم  با این‌که ناراحتی قلبی دارم  افتخار می‌کنم که مادر ستارم، ترس هم ندارم، ستار عشق منه... .
فکرنکنید، که مادر ستار از کسی میترسه، نون از بازوی خودتان بخورید، نه از خون اینها.“..

۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

دلنوشته شعله پاکروان مادر ریحانه جباری

شعله پاکروان
شعله پاکروان 

اگر همه مردم کوچه و بازار به نامیزان بودن ترازوی عدالت اعتراض میکردند آیا سالی هزار اعدام صورت میگرفت ؟

دیروز روز پرکاری داشتم . صبح برای مراسم چهلمین روز اعدام یک زندانی راهی بهشت زهرا شدم . مگر میشود آنجا رفت و به دیدار باغچه ی گوچک نگار جوانمرگم نرفت ؟ نگاری که نزدیک یازده ماه است پرکشیده و رفته . مرا تنها گذاشته با عکسها و فایلهای صوتی و فیلمهای کوتاه و بلند و نامه ها و دستخط هایش . تنها گذاشته با وظایف کوچک و بزرگ بر دوشم . زمانی که زیر گوشم نجوا میکرد و از آرزوهایش میگفت ، گمان نمی کردم همه شان وظایفی بر گردنم خواهند بود .
بلافاصله به کرج رفتم تا در مراسم جشن تولدی که خانواده ی شهرام فرج زاده ، ( جوانمرگی که به تیر جفای نابکاران ، نقد جوانی را باخت ) برگزار کردند شرکت کنم . همانند مراسم مشابه ، مادران دلسوخته و فعالین مدنی و سیاسی ، روشنی بخش بزم جشن تولد بودند .
نگاهم میچرخید و درد در سراسر وجودم میپیچید . سوالی سنگین سرم را به مرز انفجار میکشاند . چرا این جوانان زیر خروارها خاک غنودند؟ تصادف کردند ؟ بیماری لاعلاج گرفتند ؟
مدتهاست درگیر یافتن پاسخ این سوالم . تنها پاسخی که یافتم این بود : سکوت و بی تفاوتی جامعه در برابر داغ مادران . سکوت و چشم پوشی ما در برابر نامیزان شدن ترازوی عدالت .
آیا اگر بی عدالتی های دهه شصت ، توسط جامعه مورد سوال و سماجت قرار میگرفت ، قتلهای زنجیره ای و حمله به دانشجویان در دهه هفتاد رخ میداد ؟ اگر ماجراهای دهه هفتاد به سادگی از یاد نمیرفت آیا جوانان زیبا روی این مرز و بوم به تیر جفا کشته میشدند ؟ آیا اگر همه مردم کوچه و بازار به نامیزان بودن ترازوی عدالت اعتراض میکردند آیا سالی هزار اعدام صورت میگرفت ؟ آیا اعدامهای خاموش بعضی زندانیان از اکبر محمدی و افشین اصانلو و هدی صابر و ..... این اواخر ، شاهرخ زمانی پیش میامد ؟ اکنون نیز جلوی چشم همه مان نرگس محمدی در همین مسیر است . حکم چهارده سال پانزده ساله برای آتناهای این ملت ، دست کمی از اعدام جوانی و زندگی آنان ندارد .
شاهدم که احزاب و افکار مختلف در حال جدل بر سر یک راه حل مشترکند . جدلی بی پایان که بسیار تفرقه برانگیز است . نمیدانم چرا بر سر تقدیس جان انسان توافق حاصل نمیشود ؟ مگر چه میشود که همه شاخه ها و افکار و احزاب بگویند برای میزان کردن ترازوی عدالت ، یکپارچه خواهیم کوشید ؟ مگر چه میشود همه برای نه به اعدام بکوشند ؟