‏نمایش پست‌ها با برچسب جنگ جهانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنگ جهانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ شهریور ۳, سه‌شنبه

ایران - سوم شهریور سال 1320نیروهای متفقین به ایران وارد شدند و حکومت سیاه رضاخان پایان یافت.

رضاخان در حال ترک ایران
رضاخان در حال ترک ایران

 در روز 3 شهریور 1320، ایران به اشغال نیروهای نظامی روس و انگلیس درآمد.
 پس از آغاز جنگ جهانی دوم در 9 شهریور 1318 برابر با اول سپتامبر سال 1939، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد، اما به دلیل گستردگی مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی و درگیری با آلمان این بیطرفی ناپایدار بود. اینچنین بود که در روز 3 شهریور 1320 ارتش متفقین به بهانه حضور جاسوسان آلمانی وارد خاک ایران شد. نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند.
ارتش سرکوبگر رضاخانی، در برابر قوای متفقین کمترین مقاومتی نکرد و اکثر یگانهایش ازهم گسیخت و نیروهایش پراکنده شدند.
روز ششم شهریور، رضاخان در برابر متفقین عقب نشست و تصمیم خود مبنی بر خودداری از مقاومت در برابر نیروهای متفقین را اعلام کرد. رضاشاه ناچار به استعفا شد و متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او، محمدرضا موافقت کردند.

۱۳۹۴ مرداد ۲۱, چهارشنبه

ایران - نسل کشی شقاوت آمیز خمینی ضدبشر

اوین ،یکسال  قبل از قتل عام وجنایت علیه بشریت در سال67

کشتارزندانیان سیاسی ایران را، که ازدهه 60بشکل گسترده شروع شد به عنوان بزرگترین جنایت ضدبشری بعد ازجنگ جهانی دوم می توان نام برد. جنایتی که تمام جناحهای این رژیم در آن شریک و سهیم‌اند؛ بارانی از خون که خمینی ضدبشر تمام رژیمش را با آن غسل تعمید داد.
بنا بر توصیه خمینی جلادوخونخوار،مقامهای  نظام پلیدش ازمیرحسین موسوی نخست‌وزیر رژیم در آن دوران تاولایتی وزیرخارجه‌اش، در برابراعتراضهای بین‌المللی برضد شکنجه و اعدام در زندانها پاسخ می‌دادند«در ایران زندانی سیاسی نداریم»خمینی به آنها گفته بودمجاهدین وسایرزندانیان سیاسی را تروریست بنامندهرگز درباره وجود «زندانی سیاسی» با هیچ طرف سیاسی وحقوقی در جهان گفتگو نکنند.زیرا«زندانی سیاسی» پدیده‌ و نامی است که وجودش و گفتگو درباره آن مشروعیت و آینده هر نظام سیاسی را سایه ‌به سایه و قدم به ‌قدم به زیر سؤال می‌کشد.
در زندان هیچ حرکتی خود به خودی شکل نمیگرفت. در پشت تمامی تحرّکات زندانیان، اعم از صنفی یا  سیاسی، تفکّری وجودداشت و افرادی بودند که نقش کیفی و سازمان دهنده بازی میکردند. جایگاه کیفی و نقش آفرینی افراد دارای سلسله مراتبی بود که بر پای صلاحیت ایدئولوژیک آنها شکل می گرفت و در عمل برای سایر بچه ها پذیرفته شده بود. به دلیل شرایط امنیتی  موجود در زندان جایگاه صلاحیتی  افراد برای همه روشن نبود و کسی هم آنچنان در این موارد کنجکاوی نمی کرد. هر کس آن کسی را میشناخت که با او در تماس بود و خطوط سیاسی را از او دریافت میکرد. برخوردهای لیبرالی به حداقل ممکن تنزّل یافته بود. به عنوان مثال، در بند 4 زندان قزلحصار محمود عبادی لاری، که از گردانندگان اصلی مناسبات بود، خود را فردی ساده جلوه داده  وهمه او را محمود قاچاقی صدا میکردند و تا سال 1363 که هویّت او لو رفت و برای بازجویی مجدد به اوین برده شد، به غیر از تعدادی اندک، کسی از جایگاه و نقش کلیدی  او دربند اطلاعی نداشت. یا مهدی جلالیان که آدم کم حرف و ساده و ساکتی بود و تا سال 1363 که لو نرفته بود کسی او را مطرح نمیدانست در حالی که به همراه و در کنار محمود بند را هدایت می کرد. هر دو در قتل عام سال 1367 سربدار شدند.
قتل  عام سا67  جنایت علیه بشریت
قتل  عام سا67  جنایت علیه بشریت